Elite

Elite (Élite)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Élite S03 All Episodes NF WEBRip
A Commentary by Thunderstruck

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
480p
480
1080
webrip
BRip
Published on: 2020-04-26
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫رسانه تلگرامی Persian Serial تقدیم میکند

‫جشن فارغ التحصیلی

‫پنج ماه قبل

‫ولی... این نمیتونه درست باشه

‫خیلی خوب. ممنون

‫اون آزاد شده مگه نه؟!

‫- من واقعاً باید برگردم به؟ ‫- چراکه نه؟

‫کار اشتباهی انجام دادی؟

‫پس باید برگردی..

‫و سرتو بالا بگیری، متوجه شدی؟

‫زود باش لباستو بپوش

‫چرا ما نشنیدیم که اون آزاد شده؟

‫به خاطر همون دلیل کوفتی ای که ما ‫نمیدونستیم اون اصلاً زندانی شده.

‫یکی از مادراش خیلی قدرتمنده و تمام ‫مجلات و روزنامه ها رو زیر دست خودش داره.

‫ولی اون باعث آزادیش از زندان نمیشه.

‫تو چیزی برای گفتن داری؟

‫- یا می خوای مثل همیشه ساکت باشی؟ ‫- حداقلش این که اون بالاخره حرف زد.

‫بعضی از آدما میدونن بازم ‫دهنشون رو باز نمیکنن.

‫آندره؟! لعنت به من! تو هم میدونستی؟

‫پس همه میدونستن به غیر از من؟

‫لو، خودتو قاطی نکن. ‫این موضوع به تو ربطی نداره.

‫درستش اینه که، من با تو کاری ندارم.

‫من فقط می خواستم که بدونم

‫آدمی که کنارم نشسته یه قاتله لعنتیه.

‫- ترسناکه ‫- پولو کاری نکرده

‫و ما هم باید حرفی که میزنی ‫رو باور کنیم مگه نه؟!

‫باربیه دروغگو؟

‫باید به کلاس یادآوری کنیم که تو کی هستی؟

‫نه، نیازی به این کار نیست. ممنون.

‫اممم، نگاه کن تمام چیزی که اونا بر علیش ‫دارن یه نوشته از طرف دوست دختر سابقشه.

‫واقعاً نمی فهمی مگه نه؟

‫به معنای دیگه، تمام بازی که راه ‫انداختی بی نتیجه است، مگه نه؟

‫- عجب چیزی پسر. ‫- کسی نظرتو نخواست، احمق.

‫- ببخشید؟ ‫- بشین و فقط گوش بده، لطفاً.

‫همکلاسی شما با قید وثیقه آزاد شده.

‫این یعنی اینکه هنوز اتهاماتی بر اون ‫وارد و هنوز هم مورد بازجویی قرار میگیره.

‫من به خانوادش گفتم، ‫با توجه به شرایط

‫- من نمیتونم بهش اجازه بدم که برگرده. ‫- بنابراین اون فارغ‌التحصیل نمی شه مگه نه؟

‫خوشبختانه، به نظر میرسه که ‫تمام اینها به زودی حل میشه.

‫چی؟

‫قاضی دستور مواجهه پولو با اتهاماتش رو داده

‫برای مقایسه حسابها و اینکه تصمیم بگیره که اونو ‫به طور رسمی مورد احکام قضایی قرار بده یا نه

‫یا اینکه اتهاماتو برداره

‫من میدونم که این شرایط براتون سخته

‫ولی بهتون میگم که برای ‫صلاح خودتون انجامش بدین.

‫این هفته ما نمایندگانی داریم

‫که از بهترین دانشگاه های جهان ‫به اینجا میان تا شما رو ببینن.

‫و با کمی شانس، شما ممکنه ‫تو یکی از اونا قبول بشیم.

‫یا حتی بورس تحصیلی اعطا شه.

‫الان زمان مهمیه. باید که حواستون جمع باشه. ‫متمرکز بمونیم.

‫نذارین که گذشته آیندتونو خراب کنه.

‫صبح بخیر

‫کریسمس مبارک، سال جدیدو تبریک میگم،

‫تعطیلات مبارک، اصلا همه ‫چی مبارک همه خوشحالن.

‫برو بیرون

‫- دوسش داری؟ ‫- الان.

‫- تو اینجا چیکار می کنی؟ ‫- به یک کلاسی چیزی، میرم.

‫- ببخشید ‫- هی!

‫- چرا تو، تو شیلی نیستی؟ ‫- چون من یه دانش آموز وظیفه شناسم...

‫و من اینجام تا سال تحصیلی رو تموم کنم. ‫تصورش رو بکن.

‫تو کجا میخوابی؟ با کی زندگی می کنی؟

‫کی اینجا به خواب نیاز داره؟ ولمون کن بابا.

‫این یه بازی نیست، والریو.

‫تو میدونی که بابا چیکار می کنی ‫اگه بفهمه که تو نزدیکم شدی.

‫با یکم شانس، اون شاید یه بلیط ‫دیگه واسه برگشت به شیلی واسم بخره.

‫و من میتونم به راحتی ‫واسه یه مدت طولانی برم.

‫بزار همینجا رک بهت بگم.

‫بذار ببینیم میتونی اینو بگذرونی یا ‫نه اون مواد لعنتی رو مغزت اثر گذاشته.

‫بابا تو رو میکشه اگه ‫بفهمه که تو دوروبره منی

‫منظورم فقط حرف نیست

‫البته

‫متوجهم

‫چون، ازینا گذاشته، من مقصر خلاف های کوچیکم،

‫و تو انسان خالص مقدسی مگه نه؟!

‫چون این چیزیه که تو بهش گفتی

‫وقتی داشتی بهش میگفتی هم ‫چشماتو واسش خمار کردی؟

‫میدونی اون چرا منو باور ‫کرد؟ چون من یه دختر نمونم.

‫عالیه، سالم...

‫و بیشتر از همه یه دروغگو.

‫اگه منو میبخشی

‫- داری چیکار می کنی؟ ‫- کاری که ازم خواستی رو.

‫اینکه وقتی که وسواس میگیری حواستو پرت کنم.

‫- واسه انجام این کار نیازه که منو بزنی؟ ‫- خوب...

‫فکر کنم راه های دیگه ای هم باشه.

‫زودباش

‫بیا اینجا، شروع کن.

‫- جدی؟ ‫- زود باش. فکر کن من اصلاً اینجا نیستم.

‫تلویزیونو نگاه کن.

‫خیلی خوب

‫من باید چه بازی رو انجام بدم، ها؟

‫یه بازی مبارزه ای؟ با بچه قلدرا؟

‫با هرکی، چه فرقی میکنه؟ ‫فقط خفه شو، لذتشو ببر!

‫هی، اینا چیه که تو این جا داری؟

‫تو چی فکر می کنی، عمر؟ ها؟

‫- مثله همیشه. ‫- نه، منظورم اینجاست.

‫روی کشاله رانت مثله یه توده کوچکه، نگاه کن

‫- من نمیدونم. ‫- احتمالاً چیزی نیست.

‫یعنی چی میتونه باشه؟

‫احتمالا هیچی.

‫ولی تو حتما باید به دکتر بری، مگه نه؟! ‫فقط محض اعتیاد.

‫- من باید ادامه بدم یا...؟ ‫- آره نگران نباش.

‫مطمئنم که چیزی نیست. ‫ولی بهتره که یه نگاه بهش بندازن.

‫بیا، آروم باش

‫اونا آلت قتاله رو پیدا نکردن ‫و اون بدونه مدارک متهم نمیشه.

‫کارلا اونو متهم می کنه

‫تو نمیدونی که اونا چه جورین وقتی با همن.

‫یه نگاه از طرفش باعث میشه، ‫که پولو از ترس خودشو خیس کنه.

‫- اون میوفته زندان، بهم اعتماد کن. ‫- تو اینو نمیدونی.

‫- لیاقتش همینه ‫- درسته

‫از اونجایی که تو پول داری، ‫این میتونه تو رو دیوونه کنم،

‫ولی مردم همیشه چیزی که ‫لیاقتشونه به دست نمیارن، گوزمان.

‫تو چی میخوای؟

‫ من کریسمسو تو بازداشتگاه نوجوانان بودم

‫تو چطور؟ داشتی تو آندورا اسکی ‫میکردی؟ یا رفتی خرید تو میلان؟

‫آره،من اوقات لعنتی خیلی خوبی داشتم وقتی ‫که ازدواج پدر و مادرم به گوه کشیده شد

‫تو فکر می کنی که این برای من آسون بود؟

‫ما میتونیم برگردیم به روال قدیم.

‫- تنها چیزی که باید انجام بدی اینه که بگی از خودت در آوردی... ‫ - روال قدیم

‫من همش تو ترس از این که ‫کسی بفهمه زندگی کردم.

‫من دوست ندارم که برگردم به قبل

‫- به من گوش کن... ‫ - من حقیقتو میگم

‫ولی بهت این فرصتو میدم ‫که تو اول این کارو بکنی.

‫ اگه اعتراف کنی مجازاتتو کم میکنن

‫ و همه چی تموم میشه

‫چه قطار داغونیه، مگه نه؟!

‫نظری ندارم

‫البته، چون قاتل حالا

‫هم کلاسی برادر و دوست پسر مقتوله.

‫این چیزی نیست که تو هر روز ببینی، مگه نه؟!

‫مگه نشنیدی آزوسنا؟

‫من روی آینده متمرکزم.

‫لعنتی حالا متوجه شدم

‫به خاطر همینه که تو، کله ‫تعطیلاتو، تو خونه بودی،

‫و تمام پیاما رو نادیده می گرفتی، ها؟

‫- تو داشتی واسه این مصاحبه ها آماده می شدی. ‫- اگه میخوای صحبت کنی، ساموئل اونجاست.

‫نه ممنون. این آدم گمشده ‫هم میتونه بره به جهنم.

‫من به هیچکس اجازه نمیدم ‫که باهام بازی کنه، نادیا.

‫- مگه تو دوسش نداشتی؟ ‫- ازش گذشتم.

‫- مثله سرماخوردگی ‫- یه مریضیه فصلی که واسه یه ماه اذیتم کرد.

‫حالا که میبینمش

‫به تنها چیزی که میتونم فکر کنم اینه ‫که چقدر این عوضی شبیه هری پاتره.

‫شاید اون یه طلسم روی من انجام داد ‫و حالا مثل این که کسی مرده باشه...

‫و حالا که میبینمش هیچ احساسی ندارم.

‫- کاش همونقدر که میگی ساده بود. ‫- چی؟

‫هیچی

‫فقط تلاش کن

‫- کارلا بلاخره گوش میده. ‫- ولی چرا؟

‫چون اون هنوز دوست داره

‫فقط کسی که دیوانه وار عاشقه میتونه ‫به صورت دیوانه وار بهت صدمه بزنه.

‫چیکار کردی که اون انقدر عصبانیه؟

‫- من؟ هیچی. مامان من فقط... ‫- هنوز

‫من فکر نمی کنم هیچ چیزی کاری رو ‫که اون کرده توجیه کنه. من فقط...

‫اینا اتهامات جدی ای هستن.

‫کایتانا ، اینطور نیست؟ یا اینم دروغه؟

‫- بگونا! ‫- ببین،

‫عشق یه بیماری حیرت انگیزه

‫و هیچ درمانی نداره

‫من میتونم یه آدم عاشقو ‫به خاطر هر چیزی ببخشم،

‫ولی هیچ توجیهی برای کار تو نیست

‫- مامان ‫- اون کلاهبرداری بود.

‫تو نباید با یکی مثل اون دیده بشی

‫نه نه. ما با همیم. فهمیدی؟

‫اون واسه شب میمونه.

‫- خیلی خوب، اگه اینطور میخاد. ‫- اره

‫خداحافظ ممنون

‫- درود بر تو ‫- و درود بر تو

‫میشه کوله پشتیتو ببینم، لطفاً؟

‫بهونه ای واسه اینکه با من لاس بزنی؟

‫این طور به نظر میام؟

‫خوب، داره کار میکنه.

‫کوله پشتیت.

‫منم یه مسلمونم. دزدی نمی‌کنم.

‫بزار ببینم

‫البته. ولی چطور از قبلی نخواستی؟

‫- چون قبلی مشکوک نبود ‫- اها

‫درست مثله فرودگاه، مگه نه؟!

‫تو قسمت حراست، جایی که ‫فقط اونجا شبیه تو می گردن.

‫میتونیم بیشترم بگردیم اگه دوست داری.

‫روز خوبی داشته باشی، خواهر.

‫سلام

‫- مامان ما باید صحبت کنیم ‫- الان میام

‫همین الان

‫بیا

‫ازیلا

‫ من یه کار دارم، یه خونه...

‫ من دارم عالی پیش میرم.

‫تو میتونی حتی بهتر از این ‫هم باشی اگه برگردی پیشه ما.

‫- ترجیح میدم که امیدمو بالا نبرم ‫- نانو، اون زندانیه.

‫بازپرس به برادرت گفته که ‫وقتی اون عوضی ها اعتراف کنن،

‫تو میتونی که برگردی

‫ اون واقعا همینو گفت؟

‫ اون اینقدر مطمئنه؟

‫ این قضیه واقعا قراره خوب تموم بشه؟

‫خوب، البته، عزیزم.

‫البته که قراره خوب تموم بشه

‫این یه موقعیته باخت نیست.

‫- در جلسه دادرسی فردا... ‫- نه، ساموئل، نه

‫این آدما همیشه یه جوری زنده می‌مونن. ‫اونا مثل گربه ها نه تا جون دارن.

‫و اگه بازم جونشون تموم بشه دوباره می‌خرن.

‫اون آدم چیزی که لیاقتش رو به دست میاره

More Farsi Persian subtitles for Elite

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left