The first 200 lines.
متعجبم امروز چه اتفاقي افتاد؟ ! مايا يهو احساس کرد که ازش خوشش مياد
".سايه اش بيدار شده "
" يه شيطون "
" پديدار شده "
" از سر تا پا اماده شد "
"... که ارزوهاشو ملاقات کنه "
" و مايا رو ترک کرد "
سادست اين مورد خيلي سادست
ظواهر ميتونن فريبنده باشن منظورت چيه ؟-
منظورم چيه ؟ .. وقتي جسد رو بدون تابوت دفن ميکني
! ارواح ازاد ميشن . و براي زندگيت دردسر ميشن
! چه مزخرفاتيه که داري ميگي . نميتونم بخوابم -
! من سالهاست که نخوابيده ام
! ديگه پير شدي ! بعد از اين پرونده بازنشست ميشم -
ماياگات " تو اين شهر کوچيک گردو خاک کرده و ضربو شتم راه انداخته "
شايعات در حال پخشه ولي ! معما هنوز تو لفافست
! درست نيست
! بيا شروع کنيم
. ببخشيد
! ببخشيد ،ميخواستم چندتا سوال ازتون بپرسم
! ما ميدانيم که شما تحت فشار و استرس روحي هستين
! اما بايد به وظيفمون عمل کنيم
.ما بايد تو اين چنين موردهايي سوال بپرسيم
اميدواريم که با ما همکاري کنيد
! و حقيقت رو بگيد
اسمتون ؟ " داس" -
سن ؟
40.
نسبت ؟
"همسر "مايا -
کي و تو چه شرايطي براي اولين بار ملاقاتش کردي؟
! يه شب طوفاني بود
.يه شب طوفاني بود
.من مايا هستم .من داس هستم -
من کاملا خيس شدم - حداقل شما اومدي -
مايا" کجايي ؟"
.بيايد
! اول لباساتو عوض کن
.بيايد
.ديگه نميتونم تحملش کنم
حالا که ايشون اينجاست . همه چي درست ميشه
کدوم قسمت بدنت درد داره ؟ اينجا نه -
اين پا ؟ ! بله -
نزديک زانو؟ بله -
جدي نيست ! فقط يه در رفتگي سادست
اما چجوري اين اتفاق افتاد؟ ليز خورد -
! هواي عجيبيه ! انگار همه ليز ميخورن
...بعضي وقتا بي هيچ دليلي نه من ليز نخوردم -
! سرم گيج رفت
حس کردم همه چي داره دورم ميچرخه .گيج بودم
.فشارخونت بايد بالا رفته باشه
.بخاطر اينکه اين نميتونه سکته قلبي بوده باشه .وگرنه ميمردي
،و اگه مرده بودي .ديگه هيچ درديو احساس نميکردي
.فشار خونتو چک ميکنم
،اين بايد فشار خون باشه ! اون فشار خون منو بالا برد
...اززماني که مادرش مرده - بابا دوباره شروع کردي ؟-
! بالاخره من هم بابا هستم
! فشار شما هم 4 تا بالا ميره
...! اگر دخترت تحصيل کرده،باهوش و هم زيبا باشه
کجا ميتونم واسه چنين دختري يه داماد پيدا کنم؟
.. تا درسشو تموم کنه
! داره از سن ازدواجش ميگذره
اون باهوشه پس . ديدش و نگاهش مدرنه
،و اگر زيبا هم هست ! رويا هم داره
از کجا يه پرنسس رويايي براش بياريم؟
! هرکسي ميتنونه اينجا گم شه
! اينو نميتونم باور کنم
خودتي ؟
کي ميدونه؟- اين يه مرض خطرناکه که هيچ درماني نداره -
! اين"کي ميدونه"ميتونه باعث خيلي اتفاقا باشه
! خيلي اتفاق رخ ميده و تو حتي نميفهمي
چرا يه نفر به اين "کي ميدونه" عادت ميکنه ؟
کي ميدونه ؟
! کي ميدونه؟ميتونه گناه تولد قبلي باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه نفرين يه ادم حکيم باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه افسانه ي يه تخيل باشه
! کي ميدونه؟ميتونه يه تحميل مربوط به کودکي باشه
.. کي ميدونه ؟ميتونه يه راز روح باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه يه سوراخ تو آسمون باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه قدرت ناپخته باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه يه خيال تو ذهن باشه
.کي ميدونه ؟ميتونه اصل و نسب بد باشه
.کي ميدونه؟ميتونه جراحت روي قلب باشه
.کي ميدونه ؟ميتونه يه سرنوشت بد باشه
! کي ميدونه؟ميتونه اجدادي باشه که مست ميکرده
! کي ميدونه ؟ميتونه اشتباه خدا باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه يه ذره گردو خاک تو يه چشم باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه ايجاد يه نقص باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه يه نتيجه ي خاص باشه
! کي ميدونه ؟ميتونه يه چيز بلعيده شده تو شب باشه
! يا شايد يه چيزي و گم کرده و يه چيز ديگه پيدا کرده
! کي ميدونه؟ميتونه تمامش مايا(تصور) باشه
تو چي نميدوني؟ .تو همه چيو ميدوني
,آسمون صاف شده و حتي شب گذشته
.الان بايد برم
! سه روز ديگه براي ديدن بابات خواهم اومد
خاطره عزيز.پرنسس رويايي با دوچرخه مياد؟
کي ميدونه ؟
" براي حرف زدن با خودت "
" براي بستن چشمات و پرکردن قلبت با شبهاي زيبا "
" براي حرف زدن با خودت "
" براي اينکه به خودت بگي داري ميري "
" و بخودت بگي که امده اي "
" حتي اين زماني اتفاق ميفته که تو تنهايي "
" وقتي تنهايي رو عکس ها پرميکنه "
" با رنگها "
" براي حرف زدن با خودت "
تو ؟امروز؟ !تو توي صدات جادو داري -
.بله در واقع اومده بودم که لباسارو پس بدم
...بابات - .خوابه -
.بفرماييد
...تو ... تو -
! رنگ چشمات تو روشنا ي روز عوض ميشه. واقعا؟-
ميتونم به سوالي ازت بپرسم؟ - بله
چطور ميتوني که از همچين عمارت بزرگي به تنهايي اداره و مراقبت کني؟
.تو مجبور نيستي که ويرانه هارو مديريت کني .اونا خودشون تخريب ميشن
احساس تنهايي نميکني ؟
با روياها بازي ميکنم - اما چطوري وقت کشي ميکني ؟
! خب من ميرفتم اونجا ،ميرفتم و ميرفتم
پس تو عاشق اون شده بودي ؟
نه
! حتي نميتونستم فکرشو رو بکنم
! چون من متاهل بودم
همسرت اعتراضي نميکرد؟ به چي؟-
که هي ميرفتي اونجا؟
! نه.اون هيچ وقت درمورد کار من دخالت نميکرد
...منظورت اينکه که براش اهميتي نداشت؟
! که مکررا يه زن ديگه اي رو ملاقات کني
.. نه اينطور نيس ! بهرحال اون همسرم بود
پس چي؟
.. اون يک روز طولانيو عبادت کرد
خوب؟
! از سکته قلبي مرد
! بعدش ،نميتونستم خواب اون اتفاقي که افتاد رو هم ببينم
يک روز باباي "مايا" اومد خونه و ! به من گفت که مايا خيلي مريضه
صداي خيلي شيريني داره واقعا؟-
اون ميخونه ،ميرقصه و حتي اشپزي ميکنه
!اون خانمِ اين عمارته
! اون حساس اما خوبه
دراز بکش
تماما معاينش کن
خجالت نکش
! نگران نباش.درد نداره
ميتوني ملافتو برداري؟
ميتوني يه نفس عميق بکشي؟ ... يه نفس عميق بکش
.فکرميکنم سرما خورده
.شاهزاده رويايي با عصا سحراميز به اون زد
!مايا شکوفه زد و به کمال رسيد مايا با طراوت و جوان شد !مايا گم شد! مايا تموم شد!
" سايه يه نگاه خيره دوس داشتني افتاده رو قلبم "
" اون يه جادوه.يه علاقه شديد يا يه وهمه؟"
" اون ماياست "
".. زير پا بعضي وقتا "
" اگه يه قلب پيدا کردي "
" ببوسش و بلندش کن "
" خيلي با دقت "
" چي ميشه اگه همه بهت بگن که اونو از خيابون برداشتي "
مايا ميخوام يچيزي بهت بگم چي؟-
.نه اون شکلي پس چي ؟-
منظورم اينه که فکرميکنم بايد چيزي رو بگم که ميخوام
.بگو
...از زماني که تورو ديدم... من
...فکر نميکني
.. فکر ميکنم بايد بگم ... چيزي کي امروز ميخوام بگم
امروز روز خاصيه؟ .نه -
.اما يه چيزي هست .اره -
,ميخوام راجعبش باهات حرف بزنم .پس طبيعتا يه چيزي هست -
چيه ؟
.. فکر ميکنم اگه براي من سخت نشه
,منظورم اينکه اگه براي تو مشکلي نيس .ما بايد يکاري کنيم
مايا بفهم ! ما بايد چه کاري کنيم
, مايا ،نخند .دارم حقيقتو ميگم
...گوش کن... گوش کن
چي شد؟ .يه چيزي رفت تو چشمم
.بذار ببينم
! اشک شاديه
.حالا تمام اشکها ،اشک شادي خواهند بود
هميشه.هميشه. هميشه
،مراقب باش،رابطه ها بعضي وقتا .عين اين از هم جدا ميشه و ميشکنه
خوب که چي؟ .همه چيز درس ميشه
! مايا اومده
.اين تموم اون چيزي هست که ازش بجا مونده
!خداي من !ديرم شده
.همه چيز خوبه .مايا تنها نيست
.. بيقرار نيست
اون مايا رو دوس داره ،مايا هم اونو دوس داره
ديگه چي کمه؟ .هيچ چيز
تو منو خيلي دوس داري؟ .اره خيلي دوست دارم -
بيشتر از هرکس ديگه؟ .بيشتر از هرکس ديگه -
بيشتراز هرکي تو دنيا؟ .بيشتراز هرکي تو دنيا-
از من خوشت مياد؟ .آره ،ازت خوشم مياد -
دوس داري منو ببيني؟ آره،دوس دارم ببينمت -
فک ميکني من ديوونه ام؟ . نه ،فکر نميکنم که تو ديوونه باشي -
فک ميکني من زيبا هستم؟ .بله.فک ميکنم که تو زيبا هستي -
خستتت کردم؟ .نه ،تو منو خسته نميکني -
چشمامو دوس داري؟ .اره. چشماتو دوس دارم -
خيلي زياد؟ اره -
کدومشو بيشتر دوس داري؟
,هرکدومو که بگم .اون يکي حسوديش مياد
،بايد بهم بگي .جفت چشاتو دوس دارم -
واقعا؟- .واقعا-
No comments yet. Be the first to leave one.