The first 200 lines.
تقديم مي کند Opus Sub تيم ترجمهي
« قسمت پنجم »
کلي از چيزاي اون اتاقم بايد بريزم دور
فهميدم
نخوابيدي؟ - چرا اومدي تو؟ -
اومدم چندتا پتو ببرم طبقه ي ششم
يادم اومد اون اتاق فقط يه پتوي نازک داره
ولي اصلا سرد نيست که
اون اتاق ممکنه خيلي سرد بشه
آجوشي اگه سرما بخوره خودش مياد پتو ميگيره
احتمالا چون حال پايين اومدن نداره همون جوري ميگيره ميخوابه
تو واقعا معرکه اي
ها؟ - حرف نداري -
چه مهمون نوازي اي هم ازش ميکني
اولين باره اينطوري ميبينمت
چي ميگي واسه خودت
فسقلي
يعني زياده رويه؟
اگه بيدار بشه چي؟
آره، اين ديگه يه کم زياده رويه
اينا رو هم بايد بندازم دور
اينا رو هم همين طور
الو؟
اونجا مسافرخونهي بونيتاس؟
بله، درسته مسافرخونه بونيتاس
آقاي يو جينو اونجاست، درسته؟
بله؟
آقاي يو جينو
اونجا نيست؟
آها، بله اينجان. ولي شما؟
گوشي رو بدين بهشون - الان؟ -
بله، خودش گوشي رو برنميداره
فکر کنم شماره ـمُ بلاک کرده
مرتيکه ي کثيف - يورا -
بله؟
همه منتظرن - منشي ـش هم تلفن هاي منُ جواب نميده -
عوضي افاده اي
يه درسي بهش بدم - با کي حرف ميزنين؟ -
زودتر گوشي رو بدين به يو جينو
ايشون احتمالا الان خوابن آخه ديروقته
خب بيدارش کن - بله؟ -
ولي ميتونم بپرسم شما کي هستين؟
،من زنشم ميگم گوشي رو بده بهش
نمي شنوي چي ميگم؟ کره اي نمي فهمي؟
گوشي رو بده به شوهرم چقدر حرف ميزني؟
آها، چشم. گوشي چند لحظه
هنوز نخوابيدن؟
يعني اين همون گو يورائه؟
ولي اين چه طرز حرف زدنه؟ تو تلويزيون که هيچوقت اين طوري نيست
آقاي يو
آقاي يو
داخل تشريف دارين؟
آقاي يو
لطفا بياين بيرون
چي شده؟
يه نفر زخمي شده هيچ کدومتون دانشجوي پزشکي نيستين؟
چرا من هستم. چش شده؟
از بالا افتاد خواهش ميکنم عجله کنيد
ما چيکار کنيم؟ - يالا چراغ قوه ـتُ روشن کن -
چه خبره سر و صدا ميکنين؟
چيه؟ ها؟
اين کيه؟ کي غش کرده؟
بله، آقاي چوي
الو؟ آقا جونگهو؟
بله، سلام. چي شده؟
الان پيش رئيس ـين؟
نه، من الان دارم برميگردم مسافرخونه رئيس بايد خواب باشن
انگار بايد زودتر برگردين
فکر کنم يه اتفاقي براي رئيس افتاده
چي؟ چه اتفاقي؟
خبر بعد تاجر چا هيونگ سوک مرده پيدا شد
سفارت کره در اسپانيا تاييد کرد
،که تن بي جانِ چا هيونگ سوک مدير عامل شرکت نرم افزاري نيو وُرد
حدود ساعت 6 صبح ديروز در پارکي در گرانادا،
مقصد گردشگريِ جنوب اسپانيا پيدا شده است
وي براي شرکت در کنگره ي جهانيِ موبايل در بارسلونا به اسپانيا رفته
و سپس به همراه خانواده اش به گرانادا سفر کرده بود
که جان خود را از دست داد
پليس محلي اعلام کرده است که در حال حاضر در حال تحقيق
بر روي علت مرگ هستند
پليس همچنين تاييد کرد که وي پيش از پيدا شدن در پارک
جان خود را از دست داده
و هيچ نشانه ي آشکاري مبني بر قتل يا خودکشي ديده نشده است
پليس در تلاش است با به دست آوردن اطلاعات بيشتر، پرده از واقعيت اين حادثه بردارد
آقاي چا يکي از پايه گذاران شرکت سهاميِ فناوري اطلاعات جِي وان است
بسياري او را به عنوان يک کارآفرين موفق مي شناسند
وي در سال 2004 ضمن اخذ مدرک دکتري خود
به همراه رئيس يو جينو، شرکت سهامي جِي وان را پايه گذاري کرد
آن دو با کمک يکديگر
تکنولوژي استارت آپ هاي نسل دوم را به بازار ارائه کردند
در سال 2014 با بروز اختلافاتي بر سر مديريت شرکت جِي وان
آقاي چا تصميم به تاسيس شرکت نرم افزاري نيو وُرد گرفت و از آن پس
نيروي خود را بر روي توسعه ي محتواي واقعيت افزوده
و رشد شرکتش متمرکز کرد
شرکت نيو وُرد با انتشار بيانيه اي اعلام کرد ،در غم درگذشت ناگهاني رئيس اين شرکت
تمامي برنامه ها در تمام سطح شرکت لغو ميشود
بله قربان
منم رئيس يو هنوز تو گراناداست، نه؟
واي خدا
خبر اينجا الان تو صدر اخباره تا چند وقتي هم حسابي سر و صدا ميکنه
مدام هم از رئيس يو اسم ميبرن
چي؟
تو چي داري ميگي؟
بيدار شدين
منُ مي بينين؟ چي شد؟
چي شد که افتادين؟
بارون مياد؟
چي؟ - ...يه کم پيش -
بارون ميومد؟ - نه -
جيهو خانم تو داشتي گيتار مي زدي، نه؟
گيتار؟
آهنگ "خاطرات الحمرا" رو
درباره ي چي حرف ميزنيد؟
.کافيه. ديگه باهاش صحبت نکنيد
شما چي ميگين دکتر؟
مي بريمش طبقه ي نهم - باشه -
زود باشيد، عجله کنيد
رئيس
هيجو! به هوش اومد به هوش اومد
ما بايد به خاطر ارتکاب جرم ببريمشون اداره ي اطلاعات
به نظر ما اين مورد ميتونه خودکشي باشه
دليل شخصي اي براي اين کار داشتن؟
دليل خاصي به فکرتون نميرسه؟
ميپرسن ممکنه خودشون از رو نرده ها پريده باشن پايين؟
رئيس چرا بايد همچين کاري بکنن؟
امکان نداره
چون نرده ها خيلي بلندن
سخت ميشه باور کرد اتفاقي افتاده باشن
تازه رسيدم
حالت چطوره؟
ميرم پسرمُ مي بينم و دوباره ميام
هنوز نتونستم ببينمش
چرا هميشه به حرفاي من بي اعتنايي مي کنيد؟
...الان چي کار کرديـ
اي واي، پروفسور
پسره ي احمق
چون پدرتم
بايد طرف تو رو بگيرم؟
حتي خدام نميتونه مجبورم کنه همچين کاري کنم
من چرا بايد شرکتُ به خطر بندازم؟
...بابا، چطور تونستين
هيونگ سوک - اوني که ميره تويي -
بذار همين جا روشنش کنم
اين تويي که از شرکت ميري
فهميدي؟
خيانتکار تويي
تو چرا گريه ميکني؟
اوني که بايد گريه کنه من نيستم؟
اينجا چي کار ميکني؟
...کار تموم نشده اي
با زن من داري؟
هنوز به گوشت نرسيده؟
ما هفته ي پيش ازدواجمونُ ثبت کرديم
...بابام
بهت نگفته بود، نه؟
سوجين، سوار شو
!رئيس
چرا بدون چتر زير بارون وايستاده بودي؟
اگه بهم زنگ نزده بودي
معلوم نبود چه کاري دست خودم مي دادم
اگه يه چاقو تو دستم بود
شايد باهاش ميزدمش
زينو: سطح چهار سلامت
شما از دشمنتان فاصلهی زیادی داريد
دوئل شما معلق شد
زينو: سطح چهار تجربه
لعنتي
رئیس يو
الو؟ رئیس؟
کجايي؟
حالتون خوبه؟ من طبقه پايينم
چه اتفاقي افتاد؟
فکر کردم خوابيدين ...چرا يهويي
مطمئني
هيونگ سوک مُرده؟
چي؟
بررسي کن ببين واقعا مُرده
هيونگ سوک يهو اومد توي اتاقم
فکر کردم بازيه ...اما يه شمشير دستش بود
رئیس
من الان توي سردخونه ام
پروفسور اومدن
واقعا مُرده؟
يادتون نمياد؟
تاييد شده که رئیس چا
ديروز فوت کردن
و شما هم ديشب رفتين اتاقتون که بخوابين
و يهو ساعت يک صبح افتادين
هیجو خانم پيداتون کرد
وقتي رفته طبقه بالا کسي اونجا نبوده و پنجره ها هم بسته بودن
کسي هولتون نداده بوده
...صبر کن
يه دقيقه صبر کن
یعنی داری ميگي
واقعا بازي بوده؟
ببخشيد؟
مطمئنم اون بهم شمشير زد ...زخمش الان روي تنمه، چطور
خب... رئیس
رئیس کسي بهتون شمشير نزده
ما چیکار کنيم؟ - یالا چراغ قوه ـتُ روشن کن -
No comments yet. Be the first to leave one.