The first 200 lines.
خونه من؟
آره! بعد از پاتیلبازی.
با این حساب که ظهره، پس کی قراره این اتفاق بیفته؟
لعنتی!
لعنتی!
بفرما.
غذاهای بچهها برای این هفته.
گرمشون کن. گوش میکنی؟
فقط گرمشون کن. باشه مامان.
به من نگو مامان!
گاسپارد!
بیا اینجا. شبیه یه اوباش شدی.
حالا خوشگل شدی.
بِن!
جورابهاشو پاش کن. سرما از پا میخوره.
مطمئنی نمیتونی بچهها رو ببری؟
تو مدرسه شپش هست.
من باید برم. مامان اینجاست.
دارم میام مامان. من با بِن هستم.
یه اطلاعیه فرستادن "شپشها برگشتن."
معلومه بچههای ما نیستن ولی به هر حال با شامپو بشورشون.
اول برو شونه کوچیک رو پیدا کن، یه شونه نازک.
توی دستشوییای؟ برو دستشویی!
فکر کنم اون کمک میخواد.
کات کرده.
ممکنه تموم کرده باشیم، پس برو بخر.
ولی بدون سولفات!
ببخشید مامان. هربار میرم، یه کابوسه.
میدونستی دکمه باز کردن صندوق عقب توی عدد 0ِ 508 قایم شده؟
آره... خب که چی؟
عجب مسخرهبازیای.
دکمه وسطی که راحت دیده میشد، چش بود؟
نمیدونم.
متوجهی جامعه داره عمداً ما رو گیج میکنه؟
تا خوشحال باشیم که بمیریم.
ولی مامان...
"ولی" آوردن ممنوع. میدونی که حق با منه.
مهماندار رو نگه دار! من اینجام!
مسافر رز دوبوا، مقصد جزیره رئونیون.
چطور اینجوری داغون شد؟
تو اونو تو پمپ بنزین جا گذاشتی؟
یادم نیست.
سلام، حال شما چطوره؟
ببخشید، ممنون.
ممنون که گیت رو نبستین.
خواهش میکنم. کارت پروازتون، لطفا.
لباس قشنگیه. تو پرواز میخوای رقص میله کنی؟
لباسهای راحت زشتن.
پرواز خوبی داشته باشید.
ممنون، قفسه بالای سر پر میشه.
اون داره چیکار میکنه؟ مامان!
چیکار میکنی؟ من آماده نیستم.
شش ماه گذشته.
ای بابا! شش ماه زیاد نیست.
بعداً میبینمت.
ما عقبیم! اولین کسایی که میمیریم.
تو سقوط، هواپیما از عقب متلاشی میشه.
ممنون که اطلاع دادی.
ادامه بده. دارم تلاش میکنم.
دختر کوچولوی من، خبر فوقالعادهای دارم.
خانم؟ لطفا گوشیتون رو خاموش کنید.
نه، این نقطهها... داره میاد.
ما داریم باک رو پر میکنیم. لطفا خاموشش کنید.
نگران نباشید.
هرگز نشنیدم هواپیما به خاطر یه پیام منفجر بشه.
منتظر یه دختر کوچولو هستیم، یه اردیبهشتی درست مثل تو.
جواب میدم و میرم.
نزدیکه.
یه کلمه هم به مامان نگو. خودمون ترتیبش رو میدیم.
خب. بریم. ممنون.
حالتون خوبه خانم؟
خانم نه، من رُزم.
حالت خوبه رُز؟
راستش نه. قراره یه خواهر کوچولو داشته باشم.
این خبر خوبیه.
ولی مامانم نباید بفهمه.
اون نمیدونه که بارداره؟
اوه نه، اون ۶۰ سالشه! بابام اونو به خاطر یه زن دیگه ترک کرد.
یکی که یائسه نیست.
یکی که چی نیست؟
یائسگی. بدون تامپون، گرگرفتگی و بدون بچه دیگه.
کمتر توضیح بده، لطفا.
چرا؟ چی اذیتت میکنه؟ یائسگی؟ تامپون؟
هردو. و بوی الکل میدی.
باشه، دیگه کافیه.
راستش، اشکالی نداره.
ماهی یا گوشت؟
برام مهم نیست. هرچی باشه گربهست.
چی داری میگی؟
وقتی ماهی و مرغ یه طعم میدن، من بهش میگم گربه.
دو تا ماهی، لطفا.
ببخشید. تو اینجا چیکار میکنی؟
یا من اشتباه میکنم یا مامان انگار جنازهست؟
قرص خورد، شبیه داروهای هومیوپاتی نبودن.
خوبه براش. از بابا پیامی دریافت کردی؟
نه. چرا؟
دلیلی نداره. همینجوری پرسیدم.
نوبت منه!
بگو چی شده.
بابا قراره بابا بشه.
چی؟
غیرممکنه
بچههای من نمیتونن تو سه و پنج سالگی عمه و عمو بشن
نه خواهرزاده، نه برادرزاده
بچه خودش عمه میشه
برام مهم نیست. باید سقطش کنه
جدی میگی؟ معلومه که جدی میگم
اگه بابا بمیره، بچه رو کی میگیره؟ من میگیرم
فکر کنم مادرش میگیره
چه حرفا. اون یه زن هرزه و بیمسئولیته
منظورت پرستار بیمارستانشه؟
دقیقا
چه خبره؟
هیچی
رز دنبال دستشوییه
اونجاست. بوش از اینجا میاد
رز؟
چی؟ یه کلمه هم نه!
معلومه
بابام میگه تو از نظر روانی مشکل داری
ایشون کی باشن که متخصص تعادل روحی باشن؟
روانپزشکه
دارن به خاطر فرود خلبان دست میزنن؟
آره، ولی بیشتر واسه اینکه حالشو خوب کنن
که خودکشی نکنه و همه رو با خودش به کشتن نده
تبریک میگم! عالی بود!
عالیه. ارزش یه پرواز یازده ساعته رو داشت
خیلی قشنگه!
عاشقشم
چقدر زیبا!
قوها رو خراب نکنید!
یه عکس برای بچهها میخوام
خستهام. میرم بخوابم
الان؟ آره، دارم میمیرم
با مامان میخوابی؟
فکر میکنم بهتره
مامان، کجا میخوای بخوابی؟
نمیدونم. طرف خاصی مد نظرت نیست؟
طرف ورودی یا دستشویی؟
بابات بین ورودی و من میخوابید
حالا که میتونی انتخاب کنی، کدوم طرف؟
نمیدونم
با اون میدونستم، الان دیگه نمیدونم
مشکلی نیست. من این طرفو میگیرم
چی؟ میخوام اتاقتو ببینم
فعلا، مامان!
بعدا میبینمت!
۱۲ ساعت بعد هنوز خبری از بابا نیست
با مامان چیکار کنیم؟
هیچی نمیگیم
باید بهش بگیم! نمیتونیم بهش دروغ بگیم
دروغ نگفتن که دروغ نیست. نمیتونیم تعطیلاتشو خراب کنیم
من دروغگوی خوبی نیستم. منم همینطور
ولی باید به برنامه پایبند باشیم. نجات مامان
ما واسه همین اینجاییم
و تولدشو جشن بگیریم
و تولدش
چی براش گرفتی؟
یه کادو
مامان مستأصله. داره ۶۰ ساله میشه و تو کادو نداری
دارم. سوپرایزه
یه چیزی که خودم درست کردم. فکر کردم اینطوری
قشنگتره تا اینکه یه چیزی بخرم
بیصبرانه منتظرم ببینمش
فردا میبینمت
مشتاقم
بسته است
همه چی خوب میشه، مامان
همه چی خوب میشه
برو اونور، خیلی گرمه
شما تازه واردید؟
تازه رسیدید؟
بله. امروز
خوبی؟ آره
نه. من یه کادو میخوام. فردا تولد مامانمه
با مامانتی؟ خوش به حالت! من مامانمو دوست دارم
آره... منم همینطور
ولی کادو نداری
چند سالشه؟ ۶۰ سال
حساسیت خاصی داره؟ نه
قارچ جادویی
طبیعی، ارگانیک و باحال. تازه رسیده دستم
برای مامانم؟
حال کردن مال همه سناست. آدمای پیر رو انگ نزنید
مولی هم دارم. البته یه کم شیمیاییه
ولی جریان انرژی...
شادی، همدلی با بقیه
من داشتم به یه سفال فکر میکردم
قلیون؟
یا یه بَنگ؟
نه، بیشتر یه گلدون یا سینی
مطمئنی؟ کاملاً
تو واقعا بارتندری؟
نه
من رومن هستم، مسئول ورزش. مواد مخدر هم بخشی از کارمه
تیری بارتندره. رفته دستشویی
یکم وزن اضافه کردی. صاف وایسا
از این کارات بدم میاد
نه. فردا باید خوشفرم باشم
فقط یکی. اشکال نداره
No comments yet. Be the first to leave one.