The first 200 lines.
قسمت هفتم-
-خسته نباشید -ممنون
وای، عالیه
اینم کنارش
-نونا؟ -من دیر وقت نمیخورم
خوش به حالم
نونا، نودلای تو، تو کل دنیا حرف ندارن
وقتی تو بار کار می کردم
مشتریا می گفتن نودلای من فوق العادن
با هیچ زنی قرار نمیزاری؟
نه
تو مشتریات دختر خوشگل ندیدی؟
چی میخوای بگی؟
حتما به فکر یه زن فوق العاده برا خودت باش
پولدار
خوشگل
با داداش خواهرات، خوش رفتار باشه
مثل مامان جونگ یی هم یه ریز غر نزنه
برا درست کردن این بیخواب شدی که اذیتت نکرد؟
برا توئه
بعد اون روز، دیگه جفتمون هیچوقت نودل نخوردیم
وقتی بهش فکر میکنم، قلبم درد میگیره
چرته
بهش فک نکن
نونا، کلی پول درمیارم
تا بتونی جراحی کنی
صورتمو لطفا
فک نکنم تا آخر عمرم بتونم پولشو دربیارم
درست کردن این صورت کلی پول میخواد
اصلا بیخیال، عوضی
برنجم میخوری؟
-اوکی -اوکی
-چیل بوک، سلام -سلام
-داری کجا میری؟ -به تو چه...
هر چی پسر دیدی تا حالا همشون نخاله بودن
با من قرار بزار
-از این مزخرفات نگو -آی...آی
-عین بختک می مونی -آی...آی
-آی... -هی برو رو اعصابم...
تُفای رو صورتتو پاک کن
به من نگاه نکن
چی میشد خدا اونو به من میداد؟
با اون به هیچ وجه
میخوای گند بزنی تو خانوادمون؟
مهم نیس چقد میزنه تو کله ات...
بهش دلبسته نشیا؟ فهمیدی؟
از خدامه بزنتم
آیگو، مزخرف نگو
نارنگیا رو بردار
چیه؟
-خیلی داغونه؟ -هان...
آیگو، واقعا که...آیگو
آیگو، دختر من...خوش میگذره؟
بابا
بچه داری؟
مامانش گفت...
وقتی طلاق بگیریم، بچه رو با خودش میبره
همین که دو ماه نفقه شو ندادم...
بچه رو گذاشت پشت در، رفت
بزار دستم بهش برسه...
سلام، من هُواسانگ اونی ام
مامان اون از تو کوچیکتره
قراره یه مدت با این آجوما زندگی کنیم
بهش وابسته نشیا
وابستگی بدتر از عشقه
بانمکه
وقتی یه پسر میاد سراغت دو تا چیزُ یادت باشه
پول و قدرت
اون دخترایی که اومدن و رفتن، خرابش کردن
ساکی چمدونی نداری؟
دوست؟ کدوم دوست؟
چیکارش داری؟
کاری خوبی کردی، عمه خانم
خیلی بهت تبریک میگم
اوپات باید بدونه این دوستِ کیه؟
مگه نگفتی بزارم برم؟
اگه اون بیرون افتادم مُردم، مگه برا تو مهمه؟
چطور این حرفو میزنی؟
بریم ببینیم کجاست
چته؟ دیگه بزرگ شده
زود باش برو، عمه خانم
حتما حالت خیلی خوبه...
بله
احساس شادابی و آرامش دارم
ببین چه خر کیفه که...
مارو بیرون کرده
لعنت به این خونه
شماره و آدرس شونو بده
هی، هُواسانگ
بس کن دیگه
سرحالی
فک میکردم مُرده باشی
بیا بیرون
چرا؟
فک کردی ازت میترسم؟
همونجا منتظر بمون
چیه؟
کار توئه؟
چی؟
آهان، اون؟
چی گفت؟ زد تو گوشت؟
ببین چه چشم غره ایم میاد
شوهر دزد ببین چه نگاهیم میکنه؟
صداتو بیار پایین
خار و خفیف شدی، نه؟
یه مرد متاهلُ از راه به در کردی
بعد به من میگی آشغال؟
خوبه، من شاید آشغال باشم
اما تو مثل یه غذای فاسد...
آشغالی هستی که بوی تعفنت همه جا رو برداشته
تو زندگی من دخالت نکن
چی؟ زندگیت؟
ببخشیدا، ولی باید دخالت کنم
میخوام به بقیه بگم
باشه
اما به اوپای بزرگمون نگو
چرا؟
اینه دستمزد اینهمه حمالیش...
که تو رو دکتر کرد
اوپا هم حق داره بدونه
همیشه بینمون فرق میزاره...
فک میکنه تو خیلی محشری، همون اوپا
میخواد ببینم وقتی اینو میشنوه...
چه عکس العملی نشون میده
خواهش میکنم
این اولین بارت نیس به پام میفتی؟
واقعا حالمو بهم میزنی
حتی فکرشم نمیکردم
اگه برنامه دارین باهاش ازدواج کنین
اول باید طلاق بگیرین
چطور میتونین اجازه بدین همسرتون...
جلوی هر کس و ناکسی بزنه تو گوشش؟
جونگ سانگ هر چی نداشته باشه، غرور که داره
میخواین اینطور باهاش رفتار کنین و باهاشم ازدواجم بکنین؟
سونبه این دوست داشتنتونه؟
تو از این مسئله کنار بکش
چت شده؟
تو چه عیب و ایرادی داری که تا اینجا پیش میری؟
خیلی...
سونبه، اول برید پایین
میخوام به دکتر کانگ یه چیزی بگم
همونطور که 5 سال پیش، گورتو از زندگیم بردی بیرون
الانم از زندگیم گم شو بیرون
به سونبه درس اخلاق نده
تو کسی نیستی که بخواد...
به بقیه نصیحت کنه
میدونی چی عصبیم میکنه؟
تو فک میکنی...
من یه زنیم که میخوام آرامشو...
کنار یه مرد متاهل پیدا کنم
وقتی دوست دختر قبلیش ولش کرده...
زمانی که با هم قصد ازدواج داشتن
این عصبیم میکنه
شاید کل دنیا فک کنن من یه زناکارم
اما برای من این عشقه
تو هیچ کسی نیستی اما تو بودی که...
منو به سمت سونبه کشوندی
کی تو رو این همه تغییر داد؟
همش تقصیر منه، منم که باید سرزنش شم
سر سوزنیم عوض نشدی
چطور میتونی خودتو سرزنش کنی؟
انقد به خودت نبال
تمومش کن، دکتر کانگ
ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥ Instagram/Telegram:@F971korea
بیا تمومش کنیم
برا چی تلاش کنم، وقتی هیچ امیدی نیس؟
ازم دست بکش
حستو می فهمم
ببخشید اذیتت کردم
بزار صادقانه بگم
نمیخوام اون زن خودشو بالادست من فرض کنه
من نمیزارم کسی کنترلم کنه
ارزشِ من از...
عشقم بیشتره
بدون
میدونم
این غرورته که دست نیافتنیت کرده
اون سیلی لازم بود تا به خودم بیام
اگه همین جا تمومش نکنیم
جفتمون به تباهی میریم
برگردیم به گذشته
میدونم تو خونه روزگارتو سیاه میکنه
حداقل، زندگی کن
من نمیخوام برگردم به گذشته
هیچ چیزی نمیتونه جلومو بگیره
خواهش میکنم منتظرم بمون
مامان سول می
غلط کردم
ولم کن برم
هر کاری بگی، میکنم
چیز زیادی ندارم، اما همه رو بردار ببر
پول و حضانت بچه رو میتونی بگیری
فقط بزار...
دیوونه شدی
انقد دوسش داری؟
انقدی که میخوای هر چی تو این 40 سال...
جمع کردیُ یه شبه بریزی دور؟
چی داره که انقد دوسش داری؟
بخاطر اینه که...
از من جوونتره؟
No comments yet. Be the first to leave one.