The first 166 lines.
.به نظرم قاطی شدن با ساتو کون میتونه خطرناک باشه
،خشدار CD درست شبیه یک
،پارسال.....دوست پسرش......خودکشی کرده
.صداهای اطراغم خدشه دار شد
،مافویو
،با
!یوئچی! این رو ببین
!نقاشی یوئکی که کشیده رو ببین
!هوی، تمومش کن
!امکان نداره، تازه شروع کردم
!بچهها این رو ببینین
!هی ایتایا
!نگاه کن
،ببخشین
چی؟
برای چی؟
.لازم نبود.... اون حرف آخری رو بهت بزنم
!بچهها نگاه کنین-
.اون موضوع که با یک پسر دیگه قرار میذاشته یک شایعه بوده
.من فقط داشتم سر صحبت رو باهات باز میکردم
...چیزه... درسته
،ولی
.ولی اینکه دوست ساتو کون خودکشی کرده درسته
،یکی از همکلاسیهای دوران راهنمایی ساتو کون بهم گفت
.یک پسر به اسم یوشیدا یوکی ناگهان خودکشی کرده
اون گیتار یوکی هست؟
یعنی چی؟
،این احساسی
که دلم رو آشوب کرده دیگه چیه؟
کاری از انجمن دنیای انیمه
AnimWorld
:ترجمه از
Empire eyes
،هر چیزی رو که تو پشت سرت جا گذاشتی
،تبدیل شده به همه چیز من
زخمی که توی قلبم نفوذ کرده
،بعد از گذشت روزها هنوز سر جای خودش باقی مونده
اگه به زور میکشیدمش بیرون، دردش هرگز تمام نمیشد
پس برای همین میذارم اونجا بمونه
روزهای بارانی، آفتابی و ابری
بهار، تابستان، پاییز و زمستان
تمام 365 روز سال
تو توی همشون هستی
درون من عمیق نفوذ کن
زمانی که این کار رو میکنی، خاطراتم رو هم با خودت ببر
صداهایی که شنیده نمیشن
دوباره دارن من رو خفه میکنن
عمیقتر نفوذ کن
و به دردی که درون من هست نگاه کن
،هر چیزی رو که تو پشت سرت جا گذاشتی
،تبدیل شده به همه چیز من
،هر چیزی رو که تو پشت سرت جا گذاشتی
تبدیل شده به زندگی من
!مافویو کون
بله؟
.دوستت آمده دیدنت
!سلام
.اگه میخواد صحبتتون زیاد طول بکشه، میتونه امروز مرخصی بگیره
واقعا؟
.من به مدیر اطلاع میدم
!دست گلت درد نکنه
.واسه چی ترسیدی
.نیومدم اینجا باهات دعوا یا کار دیگهای کنم
.راستش از مراشم تشعییع جنازه به این بر با هم صحبت نکردیم
پس کار موسیقی رو شروع کردی؟
.آره
این گیتار یوکی هست درسته؟
.مامانش ازم خواست بگیرمش
.که اینطور
.پس فکر کنم هر دوتاتون موافقت والدینتون رو گرفته بودید
از اون موقع سائکو سان رو دیدی؟
،بهش گفتم که کار موسیقی رو شروع کردی
.خدایی ذوق مرگ شد
،موندم
،رفتی سراغ موزیک که اون اتفاق رو فراموش کنی
،چون فکر میکنی میتونه بهت آرامش بده
،یا اینکه نمیتونی هیچ جوره از ذهنت بکنیش بیرون
.پس آمدی تا باهام بحث کنی
خب بگو بینم کدومش؟
.راستش خودمم نمیدونم
.هیراگی
.ببخشین دیر کردم
.شیزوسومی خیلی طولش دادی
.مافویو رو دیدم
.الان توی یک بند هست
.نمیتونم جلو خندم رو بگیرم
شیزو چان داری چیکار میکنی؟
.این چیزی نیست که نگرانش باشی
معلومه که نگرانم. چیکار میتونم کنم؟
.همه ما از بچگی با هم دوست بودیم
،از اون روز به بعد
.مثل دیونهها اون حرفها داره توی سرم تکرا میشه
.من آمدم خونه
.یا الله، ببخشین مزاحم شدیم
،خوشآمدید
.باز ریتسو رفت تو عالم هپروت
.این روزا همش اینجوریه، عادی شده برام
.به نظر میرسه آکیهکو میخواد باهات حرف بزنه
.یک چیز خوب برات دارم
چیز خوب؟
میتونم از پرز استفاده کنم؟
.چی؟ آره بفرمایید
،اون آهنگی که نوشته بودی
.فوقالعاده است
.فکر کنم غیر منتظره باشه، ولی با صدای مافویو خیلی خوب جور در میاد
.سرخود خودم بهش درام اضافه کردم و نسخه اولیه رو تمام کردم
.هاروکی هم مثل همیشه گفت بهش گوش میکنه و بخش باسِش رو بهش اضافه میکنه
.آفرین همین فرمون رو بگیری از عالم هپروت خارج میشی
.صدای مافویو خیلی دلنشین هست
.فکر کنم آره
.فکر کنم اگه ماهم خوب روش کار کنیم می تونیم یک چیز توپ ازش در بیاریم
،ممنون
،تازه
،صداش خیلی خوبه و بَم داره
،ولی وقتی بهش گوش میدم
،نمیدونم چرا احساسی میشم
.احساسی! فکر کنم اغراق کردهام ولی مو مور میشم
.صداش خیلی عالیه مثل جیغ زدن میمونه ولی بی صدا
.احساسی که داری رو درک میکنم
.موافقی؟ پس برای همین میگم حیف هست از صداش استفاده نکنه
،برای همین رو درامش حسابی کار کردم، ولی
اصلا این احساس چیه؟
ها؟
،وقتی صداش رو میشنوم بخشی از وجودم میخواد فرار کنه
.و بخش دیگه ام خیلی خوشش میاد
.انگار یکی داره هلم میده، یا دلم میخواد یک چیزی رو خراب کنم
،اصلا احساس خوبی نیست
ها؟- ...چته
مگه چیز عجیبی گفتم؟
.الان نیاز دارم یک سیگاری بکشم
چی شد؟
ملودیش رو تموم کردی دیگه؟
چی، آره؟
آره؟
.اجازه بده مافویو متن آهنگش رو بنویسه
،ولی راست حسینی کار خیلی سختی هست
.ولی بذاریم خودش بنویسه خیلی بهتره
!منم.... منم دقیقا به همین فکر میکردم
.نمیتونم انجامش بدم
!شروع نکرده تسلیم نشو
،به نظر منم خیلی براش سخت
!تو میتونی! کاری نشد نداره
!تمام دلنگرانیهات رو بریز بیرون
!از کلمات واقعی برای بیان احساست استفاده کن
،من توی این کارا خوب نیستم
.کاری نکن دستم به خونت آلوده بشه
!میخوام آهنگی رو که مینویسی بزنم
.بهت ایمان دارم
مگه صحابشی اینجوری حرف میزنی؟
باید چی بنویسم؟
.هرچی دلت بخواد، موسیقی به احساس ربط داره
.این بدترین راه نمایی بود که توی عمرم شنیدم
منظورم اینه..... حتما باید چیزی برای گفتن داشته باشی؟
.نه چیزی ندارم
نمیدونم چی بگم.... جهان خلقت رو احساس نمیکنی؟
جهان خلقت؟
آها فهمیدم، چرا در مورد رابطه های قبلیت نمینویسی؟
.خیلی هم نوستالژی هست
.لطفا خفه شو
مگه صاحبمی؟
!راستش به نظرم خیلی هم نصیحت خوبی کردم
.همین الان خفه شو
ها؟ چته؟ داری چیکار می کنی؟
،خفه شو
،هاروکی سان
.این موضوعی که مطرح کردی برای من بدترین موضوع هست
No comments yet. Be the first to leave one.