Shadow Dancer

Shadow Dancer

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Shadow Dancer (2012) Limited DVDrip
A Commentary by AzizehBaba
من فقط مجددا تنظیم کردم

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2013-08-22
Downloads: 30
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تنظيم زيرنويس از AzizehBaBa

. موضوعُ براش توضيح داديم

گرچه براي دوشنبه . بايد خيلي سريع دست به کار بشيم

. درموردش باهاش حرف ميزنم

عزيزم . . ميري بيرون برام سيگار بگيري ؟

. باشه

. کولِت " . . راه بيفت ديگه "

واسه خودت هم يکم شکلات بگير . . خب ؟

. ببخشيد رفيق

اوه . . نه ؛ بجز خانم خونه . کسي بيرون نميره

. بابا ميخواد بري براش سيگار بخري

. از تو خواست بري

. مهم نيست . دفعه ي پيش من رفتم

يه ليوان شير ميخوري " کولِت " ؟ - . نه . . ميل ندارم -

عزيزم ؛ يادت نره قبل از خواب . مسواک بزني

. برو ديگه - . نه -

. بهم پول ميدم

. حرف زدنُ تموم کن و آماده شو - . دارم ميام . . دارم ميام -

. يکم شکلات هم براي من بخر

! فرار کنيد . . يالا ! دارن ميان

! مامان ! بابا

! يا مسيح ! تيرخورده ! پناه برخدا - چي شده ؟ -

. تير خورده بابا - چي ؟ اين کيه ؟ " شان " ؟ -

شانِ"ـه ؟ " ! " واي خدا " جِري

! بخاطر مسيح نفس بکِش . نفس بکِش

. . يه حوله بيار . . يه حوله بيار

! از سرِ راه برو کنار

. فقط نفس بکِش . برام نفس بکِش . . يالا . . تو رو خدا

. بدش به من . . اين لعنتيُ بدِش ديگه

. . خداي من

. " جِري "

! يا مسيح ! يا مسيح

. شان " . . " شان " . . يا خدا " . شان " . . " شان " . . يا خدا "

. . شان " ؛ "

. . اوه . . خدا . . اوه . . خدا . اوه . . خدا . . اوه . . خدا

! اي خدا . . خواهش ميکنم . . نه

. " نه "

. . ببخشيد

. " موقع خروج مراقبِ چاله يِ زيرِ پاتون باشيد "

. " موقع خروج مراقبِ چاله يِ زيرِ پاتون باشيد "

. " موقع خروج مراقبِ چاله يِ زيرِ پاتون باشيد "

. خانم ها و آقايان . لطفا توجه کنيد

. . بعلت گزارش اضطراري که بدستمون رسيده

لطفا تمام مسافرين محترم . . . هرچه سريعتر ايستگاهُ ترک کنن

. خانم ها و آقايان . لطفا توجه کنيد

. . بعلت گزارشِ اضطراري که بدستمون رسيده

لطفا تمام مسافرين محترم . . . هرچه سريعتر ايستگاهُ ترک کنن

آب ميل دارين ؟ قهوه ؟

. . اين سند چيزي که تو

يا وکيل خانوادگيتون انتظار داره رو . . . . بهتون نميده

. اما ممکنه کمک کنه

. ممکنه مدتي طول بکِشه

. داري وقتِتُ تلف ميکني

. شک دارم

. خيلي خب

خب ؛ چيزاي زيادي اينجاس که . . مثلِ خودت ما هم ازشون اطلاع داريم

بعضياشون هم هست که تو اصلا . . . ازشون خبر نداري

. مثل اين اين مردُ يادته ؟

. البته که هست

. نگاش کن

. " هنري لاوز " . قبلا تو چاپخونه اش کار ميکردي

به " کانر " گفتي که اون مَرد . يه سربازِ نيمه وقت بوده

. به دستور " جري " شناساييش کردي . کانر " هم شليکُ انجام داد "

همسر " هنري " بچه هاشونُ وقتي . کنار جسد بودن پيدا ميکنه

مشخصه که خانواده اش چيزي نميدونستن ؛ . . اما يک هفته بعدِش

به مراسمِ خاکسپاريش رفتي ؛ . . چرا اون کارُ کردي ؟

. خيلي خب . ادله ي موقتِ دايره ي کشف جرم

اين عکس ؛ بدون شک متعلق به يکي از . برادرات نيست

. و يقينا سئوالات ناراحت کننده ايُ به وجود مياره

. فکر کنم اينطوري برنامه ريزي کرده بودي

نقشه ات اين بوده که کيفُ اونجايي که بايد بذاري . . بعدش زنگ بزني خبربدي و ايستگاهِ قطار اعلام کنه که

يه جايي تو خطِ راه آهن . . . . تويِ يکي از قطارها بمب کار گذاشته شده

. بايد تمام شبکه ي راه آهنُ متوقف کنيم . .

بعدش ما کيفُ پيداکنيم و . . . . جلوي انفجارُ بگيريم

و اينطوري . . برادرات . . هرگز دستِتُ نخونن ؟ درسته ؟

. " تو هرگز تايمرِ بمبُ فعال نکردي " کولت

. وکيل ميخوام

. . تروريستي که حتي نميتونه خودشُ - . وکيل ميخوام -

. . بذار برات بگم که چه سرنوشتي درانتظارته

. . يه دختر " ايرلندي " ميفته تو زندانِ " انگليسي " ؛

هروقت بخواي پسرتُ ببيني ؛ . . . . يا هروقت پسرت بخواد تو رو ببينه

مادربزرگِش بايد سوار قايق بکندِش و . . . چهارصد مايل بيان تا بهت برسن

. . اينطوري قلبِ لعنتي پسرت ميشکنه

ميدوني برادراي همطونت . . پارسال چندنفرُ کُشتن ؟

اما بازم ؛ قرباني هاي امسال . . همچنان زنده ان " کولت " ؛

. . دارن به زندگي عاديشون ميرسن . .

. . بچه هاشونُ مدرسه ميرسونن . .

ميتوني کاري کني که زندگيشون . . . همينطوري باقي بمونه

ببين ؛ حالا که اين روزا . . همه دارن دَم از صلح ميزنن

شايعه شده که بنظر سرکرده هاتون . . . . جري " مشکلي سرِ راهِه "

بنظرشون " جري " نميذاره که . به اهدافِ پستِشون برسن

بنظرت تاکجاها جلو ميره ؟ چکار ميکنه ؟

. . اگر قبول کني براي ما اونُ تحت نظر بگيري

مثل اينکه هيچ اتفاقي نيفتاده باشه . . . راحت ميتوني از اينجا بري بيرون

. ميتوني برگردي پيشِ مادر و پسرِت

. بهت پول ميديم

و اگه يه روزي خواستي ؛ دور از تمام اين . دردسرها . . زندگي خوبي برات ميسازيم

. . اينطوري هيچ کس نميميره

. . کسي صدمه نميبينه . .

. فقط حرف ميزنيم و مشکل حل ميشه

. وکيل ميخوام

. " اين ؛ خودِ واقعيت نيست " کولِت

تو از کدوم گوري ميدوني که من کيم و چيکاره ام ؟

. . اينقدر خوب ميشناسمت که ميدونم

بخاطر اينکه مادرت ماشين لباسشوييُ نداد تعمير کنن . بدجوري ازدستِش عصباني هستي

ميدونم که از خودت مي پرسي . چرا پسرت هنوز شب ها خودشُ خيس ميکنه

! گمشو

و اينم ميدونم که شبِ قبل از اينکه اينجا بياي . . اينقدر احساس تنهايي ميکردي که

شب ؛ با مَردي که حتي ازش خوشت نميومد . خونه رفتي

. وکيل ميخوام

. . ميتوني هرچندتا وکيل لعنتي که بخواي داشته باشي

. . اما هيچيُ عوض نميکنه . .

ما گيرت انداختيم . به آخر خط رسيدي . کارت تمومه

. همينطورم پسرت

. . نگاه کن

اينا برگه هاي فرستادنِ پسرت . به پرورشگاه هستن

خب ؟

واقعا وکيل ميخواي ؟ ميخواي اون راهُ انتخاب کني ؟

. براي تماس خارج از دفتر 9 رو شماره گيري کن

. . بله . . ارتشِ جمهوري خواهِ ايرلند

. . به اصرارِ جدي براي صلح ادامه ميده . .

اما اين صحبت هايِ صلح براي افرادِ زيادي . . چندان باورپذير نيستن

اونم وقتي که ظاهرا سازمان . . . . سعي ميکنه

. . مَردان و زنانِ جوانُ بفرسته اينجا . .

تا داخلِ سيستم حمل و نقل " لندن " ؛ . . . بمب کار بذارن

. . و امشب ؛ پليس اين عکسِ

. منتسب به بمب گذارُ منتشر کرده . .

. البته مقداري نامعلومِه

اين عکس ؛ قبل از اين که اون دختر . . وارد تونل بشه توسط دوربين امنيتي گرفته شده

. اما اميدوارن شايد يکي اين شخصُ بشناسه . .

. . حالا . . ميريم سراغِ اخبار ديگه

دولت انتظار داره که تصميمِشُ . . . . امروز اعلام کنه تا

. ميکُشنم

. هيچ وقت نميفهمن که همکاري کردي

. ميفهمن

من خودم ميام اونجا و . روز و شب مراقبتم

قبلا اينکارُ کردي ؟ - . آره -

هيچ کدوم از خبرچين هات زنده ان ؟ - . آره . . همه اشون -

. زنده ان تا وقتي که ديگه لازمشون نداشته باشي

. باهمديگه اين کارُ ميکنيم

. اما بايد جوابتُ بشنوم

. بايد مطمئن جواب بدي

. . مطمئنم

اين شماره تلفن ماس ؛ حفظِش کن ؛ . بعدش هم کاغذُ بسوزون

. . هميشه بگو با " دِکلن " کار داري

اون دوست پسرِ جديدته . و قراره پوشِشِ ماموريتِت باشه

. . از اين هفته ؛ هر چهارشنبه ؛ نيمروز

تو پارکينگِ اسکله ي جزيره ي " کوئين " ؛ . همديگه رو ميبينيم

. فقط بيا اونجا قدم بزن تا خودم سراغت بيام

اگر احساس کردي که دارن تعقيبت ميکنن . توقف نکن

. . تو خونه از تلفن استفاده نکن

اگر يکي تو باجه ي تلفن ديدت . . . . فقط بگو عاشق شدي

. و نميخواي مادرت چيزي بفهمه . .

. به اينم احتياج پيدا ميکني . . يه پيجرِ اضطراريه

. خوب مخفيش کن

اگر اون تکمه رو فشار بدي . نصفِ پليس ها براي نجات دادنِت ميان

اسمِت چيه ؟

. . هميشه بگو با " دِکلن " کار داري

. منظورم اسمِ واقعيت بود

. بهتره ندوني

. . اگر اشتباه کني . . مُردم

درسته ؟

. ميخوام اسمتُ بدونم

. " مَک "

. پس ؛ پس فردا تو اسکله ميبينمت

. مطمئن شو که حتما مياي

کجاس ؟ - . داره تو حياط پشتي بازي ميکنه -

. حالِش خوبه

. . مارک " ؛ "

! برو پي کارت

. هي . . بيا بغلم - . تنهام بذار -

. بيا بغلم . بيا بغلم

. حالت خوبه

. بذار ببينم

. . دارم يک . . دو . . سه . . چهار . . پنج

شماها چطورين ؟ . . شايعه شنيديم که خواهرمون برگشته

. " سلام " جري - . سلام مامان -

. " سلام " کانر - . سلام مامان -

. خوشحالم ميبينمت - خوشحالم ميبينمت . . چه خبرا ؟ -

. تو تمام بخش هاي خبري داره اعلام ميشه

. حواستُ خوب جلويِ مامان جمع کن . اين مدت يکم ناراحت بوده

خيلي خب . . چطوري مردِ کوچک ؟

. . من و " تاوسيچ " توافق کرديم که

. اعلاميه ي مشترکي همراهِ ايرلندِ شمالي منتشر کنيم

اعلاميه اي که شامل هيچ کوتاه آمدني . دربرابر اصولِ قويمون نميشه

خبرشُ شنيدي . . درسته ؟ - . تو روزنامه خوندم -

. پيامِ ما واضح و ساده اس . هيچ آينده اي در خشونت وجود نداره

رهبرِ جمهوريخواه " ليام هيوز " ؛ . به اين خبر واکنش نشان داد

. . جمهوري خواهان از اونچه امروز شنيدن

. بسيار نااميد شدن . .

. . اما اين سندُ به جد موردِ ملاحظه قرار خواهيم داد

. و خودمونُ براي پيشبُرد عمليات آماده ميکنيم . .

. . اما حتي بعداز قبول کردن اين اعلاميه

. بيا . . هويج هاتُ تموم کن

ميخواي قبل از اينکه بري سرِ درس و مشق ؛ يکم فوتبال بازي کنيم ؟

. باشه

پس . . داشتن تعقيبت ميکردن ؟

. هميشه که نه

. . فکر کنم چندتاييشون تو قطار بودن

. بخاطر همين پياده شدم و فرار کردم . .

More Farsi Persian subtitles for Shadow Dancer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left