The first 200 lines.
تنظيم زيرنويس از AzizehBaBa
. موضوعُ براش توضيح داديم
گرچه براي دوشنبه . بايد خيلي سريع دست به کار بشيم
. درموردش باهاش حرف ميزنم
عزيزم . . ميري بيرون برام سيگار بگيري ؟
. باشه
. کولِت " . . راه بيفت ديگه "
واسه خودت هم يکم شکلات بگير . . خب ؟
. ببخشيد رفيق
اوه . . نه ؛ بجز خانم خونه . کسي بيرون نميره
. بابا ميخواد بري براش سيگار بخري
. از تو خواست بري
. مهم نيست . دفعه ي پيش من رفتم
يه ليوان شير ميخوري " کولِت " ؟ - . نه . . ميل ندارم -
عزيزم ؛ يادت نره قبل از خواب . مسواک بزني
. برو ديگه - . نه -
. بهم پول ميدم
. حرف زدنُ تموم کن و آماده شو - . دارم ميام . . دارم ميام -
. يکم شکلات هم براي من بخر
! فرار کنيد . . يالا ! دارن ميان
! مامان ! بابا
! يا مسيح ! تيرخورده ! پناه برخدا - چي شده ؟ -
. تير خورده بابا - چي ؟ اين کيه ؟ " شان " ؟ -
شانِ"ـه ؟ " ! " واي خدا " جِري
! بخاطر مسيح نفس بکِش . نفس بکِش
. . يه حوله بيار . . يه حوله بيار
! از سرِ راه برو کنار
. فقط نفس بکِش . برام نفس بکِش . . يالا . . تو رو خدا
. بدش به من . . اين لعنتيُ بدِش ديگه
. . خداي من
. " جِري "
! يا مسيح ! يا مسيح
. شان " . . " شان " . . يا خدا " . شان " . . " شان " . . يا خدا "
. . شان " ؛ "
. . اوه . . خدا . . اوه . . خدا . اوه . . خدا . . اوه . . خدا
! اي خدا . . خواهش ميکنم . . نه
. " نه "
. . ببخشيد
. " موقع خروج مراقبِ چاله يِ زيرِ پاتون باشيد "
. " موقع خروج مراقبِ چاله يِ زيرِ پاتون باشيد "
. " موقع خروج مراقبِ چاله يِ زيرِ پاتون باشيد "
. خانم ها و آقايان . لطفا توجه کنيد
. . بعلت گزارش اضطراري که بدستمون رسيده
لطفا تمام مسافرين محترم . . . هرچه سريعتر ايستگاهُ ترک کنن
. خانم ها و آقايان . لطفا توجه کنيد
. . بعلت گزارشِ اضطراري که بدستمون رسيده
لطفا تمام مسافرين محترم . . . هرچه سريعتر ايستگاهُ ترک کنن
آب ميل دارين ؟ قهوه ؟
. . اين سند چيزي که تو
يا وکيل خانوادگيتون انتظار داره رو . . . . بهتون نميده
. اما ممکنه کمک کنه
. ممکنه مدتي طول بکِشه
. داري وقتِتُ تلف ميکني
. شک دارم
. خيلي خب
خب ؛ چيزاي زيادي اينجاس که . . مثلِ خودت ما هم ازشون اطلاع داريم
بعضياشون هم هست که تو اصلا . . . ازشون خبر نداري
. مثل اين اين مردُ يادته ؟
. البته که هست
. نگاش کن
. " هنري لاوز " . قبلا تو چاپخونه اش کار ميکردي
به " کانر " گفتي که اون مَرد . يه سربازِ نيمه وقت بوده
. به دستور " جري " شناساييش کردي . کانر " هم شليکُ انجام داد "
همسر " هنري " بچه هاشونُ وقتي . کنار جسد بودن پيدا ميکنه
مشخصه که خانواده اش چيزي نميدونستن ؛ . . اما يک هفته بعدِش
به مراسمِ خاکسپاريش رفتي ؛ . . چرا اون کارُ کردي ؟
. خيلي خب . ادله ي موقتِ دايره ي کشف جرم
اين عکس ؛ بدون شک متعلق به يکي از . برادرات نيست
. و يقينا سئوالات ناراحت کننده ايُ به وجود مياره
. فکر کنم اينطوري برنامه ريزي کرده بودي
نقشه ات اين بوده که کيفُ اونجايي که بايد بذاري . . بعدش زنگ بزني خبربدي و ايستگاهِ قطار اعلام کنه که
يه جايي تو خطِ راه آهن . . . . تويِ يکي از قطارها بمب کار گذاشته شده
. بايد تمام شبکه ي راه آهنُ متوقف کنيم . .
بعدش ما کيفُ پيداکنيم و . . . . جلوي انفجارُ بگيريم
و اينطوري . . برادرات . . هرگز دستِتُ نخونن ؟ درسته ؟
. " تو هرگز تايمرِ بمبُ فعال نکردي " کولت
. وکيل ميخوام
. . تروريستي که حتي نميتونه خودشُ - . وکيل ميخوام -
. . بذار برات بگم که چه سرنوشتي درانتظارته
. . يه دختر " ايرلندي " ميفته تو زندانِ " انگليسي " ؛
هروقت بخواي پسرتُ ببيني ؛ . . . . يا هروقت پسرت بخواد تو رو ببينه
مادربزرگِش بايد سوار قايق بکندِش و . . . چهارصد مايل بيان تا بهت برسن
. . اينطوري قلبِ لعنتي پسرت ميشکنه
ميدوني برادراي همطونت . . پارسال چندنفرُ کُشتن ؟
اما بازم ؛ قرباني هاي امسال . . همچنان زنده ان " کولت " ؛
. . دارن به زندگي عاديشون ميرسن . .
. . بچه هاشونُ مدرسه ميرسونن . .
ميتوني کاري کني که زندگيشون . . . همينطوري باقي بمونه
ببين ؛ حالا که اين روزا . . همه دارن دَم از صلح ميزنن
شايعه شده که بنظر سرکرده هاتون . . . . جري " مشکلي سرِ راهِه "
بنظرشون " جري " نميذاره که . به اهدافِ پستِشون برسن
بنظرت تاکجاها جلو ميره ؟ چکار ميکنه ؟
. . اگر قبول کني براي ما اونُ تحت نظر بگيري
مثل اينکه هيچ اتفاقي نيفتاده باشه . . . راحت ميتوني از اينجا بري بيرون
. ميتوني برگردي پيشِ مادر و پسرِت
. بهت پول ميديم
و اگه يه روزي خواستي ؛ دور از تمام اين . دردسرها . . زندگي خوبي برات ميسازيم
. . اينطوري هيچ کس نميميره
. . کسي صدمه نميبينه . .
. فقط حرف ميزنيم و مشکل حل ميشه
. وکيل ميخوام
. " اين ؛ خودِ واقعيت نيست " کولِت
تو از کدوم گوري ميدوني که من کيم و چيکاره ام ؟
. . اينقدر خوب ميشناسمت که ميدونم
بخاطر اينکه مادرت ماشين لباسشوييُ نداد تعمير کنن . بدجوري ازدستِش عصباني هستي
ميدونم که از خودت مي پرسي . چرا پسرت هنوز شب ها خودشُ خيس ميکنه
! گمشو
و اينم ميدونم که شبِ قبل از اينکه اينجا بياي . . اينقدر احساس تنهايي ميکردي که
شب ؛ با مَردي که حتي ازش خوشت نميومد . خونه رفتي
. وکيل ميخوام
. . ميتوني هرچندتا وکيل لعنتي که بخواي داشته باشي
. . اما هيچيُ عوض نميکنه . .
ما گيرت انداختيم . به آخر خط رسيدي . کارت تمومه
. همينطورم پسرت
. . نگاه کن
اينا برگه هاي فرستادنِ پسرت . به پرورشگاه هستن
خب ؟
واقعا وکيل ميخواي ؟ ميخواي اون راهُ انتخاب کني ؟
. براي تماس خارج از دفتر 9 رو شماره گيري کن
. . بله . . ارتشِ جمهوري خواهِ ايرلند
. . به اصرارِ جدي براي صلح ادامه ميده . .
اما اين صحبت هايِ صلح براي افرادِ زيادي . . چندان باورپذير نيستن
اونم وقتي که ظاهرا سازمان . . . . سعي ميکنه
. . مَردان و زنانِ جوانُ بفرسته اينجا . .
تا داخلِ سيستم حمل و نقل " لندن " ؛ . . . بمب کار بذارن
. . و امشب ؛ پليس اين عکسِ
. منتسب به بمب گذارُ منتشر کرده . .
. البته مقداري نامعلومِه
اين عکس ؛ قبل از اين که اون دختر . . وارد تونل بشه توسط دوربين امنيتي گرفته شده
. اما اميدوارن شايد يکي اين شخصُ بشناسه . .
. . حالا . . ميريم سراغِ اخبار ديگه
دولت انتظار داره که تصميمِشُ . . . . امروز اعلام کنه تا
. ميکُشنم
. هيچ وقت نميفهمن که همکاري کردي
. ميفهمن
من خودم ميام اونجا و . روز و شب مراقبتم
قبلا اينکارُ کردي ؟ - . آره -
هيچ کدوم از خبرچين هات زنده ان ؟ - . آره . . همه اشون -
. زنده ان تا وقتي که ديگه لازمشون نداشته باشي
. باهمديگه اين کارُ ميکنيم
. اما بايد جوابتُ بشنوم
. بايد مطمئن جواب بدي
. . مطمئنم
اين شماره تلفن ماس ؛ حفظِش کن ؛ . بعدش هم کاغذُ بسوزون
. . هميشه بگو با " دِکلن " کار داري
اون دوست پسرِ جديدته . و قراره پوشِشِ ماموريتِت باشه
. . از اين هفته ؛ هر چهارشنبه ؛ نيمروز
تو پارکينگِ اسکله ي جزيره ي " کوئين " ؛ . همديگه رو ميبينيم
. فقط بيا اونجا قدم بزن تا خودم سراغت بيام
اگر احساس کردي که دارن تعقيبت ميکنن . توقف نکن
. . تو خونه از تلفن استفاده نکن
اگر يکي تو باجه ي تلفن ديدت . . . . فقط بگو عاشق شدي
. و نميخواي مادرت چيزي بفهمه . .
. به اينم احتياج پيدا ميکني . . يه پيجرِ اضطراريه
. خوب مخفيش کن
اگر اون تکمه رو فشار بدي . نصفِ پليس ها براي نجات دادنِت ميان
اسمِت چيه ؟
. . هميشه بگو با " دِکلن " کار داري
. منظورم اسمِ واقعيت بود
. بهتره ندوني
. . اگر اشتباه کني . . مُردم
درسته ؟
. ميخوام اسمتُ بدونم
. " مَک "
. پس ؛ پس فردا تو اسکله ميبينمت
. مطمئن شو که حتما مياي
کجاس ؟ - . داره تو حياط پشتي بازي ميکنه -
. حالِش خوبه
. . مارک " ؛ "
! برو پي کارت
. هي . . بيا بغلم - . تنهام بذار -
. بيا بغلم . بيا بغلم
. حالت خوبه
. بذار ببينم
. . دارم يک . . دو . . سه . . چهار . . پنج
شماها چطورين ؟ . . شايعه شنيديم که خواهرمون برگشته
. " سلام " جري - . سلام مامان -
. " سلام " کانر - . سلام مامان -
. خوشحالم ميبينمت - خوشحالم ميبينمت . . چه خبرا ؟ -
. تو تمام بخش هاي خبري داره اعلام ميشه
. حواستُ خوب جلويِ مامان جمع کن . اين مدت يکم ناراحت بوده
خيلي خب . . چطوري مردِ کوچک ؟
. . من و " تاوسيچ " توافق کرديم که
. اعلاميه ي مشترکي همراهِ ايرلندِ شمالي منتشر کنيم
اعلاميه اي که شامل هيچ کوتاه آمدني . دربرابر اصولِ قويمون نميشه
خبرشُ شنيدي . . درسته ؟ - . تو روزنامه خوندم -
. پيامِ ما واضح و ساده اس . هيچ آينده اي در خشونت وجود نداره
رهبرِ جمهوريخواه " ليام هيوز " ؛ . به اين خبر واکنش نشان داد
. . جمهوري خواهان از اونچه امروز شنيدن
. بسيار نااميد شدن . .
. . اما اين سندُ به جد موردِ ملاحظه قرار خواهيم داد
. و خودمونُ براي پيشبُرد عمليات آماده ميکنيم . .
. . اما حتي بعداز قبول کردن اين اعلاميه
. بيا . . هويج هاتُ تموم کن
ميخواي قبل از اينکه بري سرِ درس و مشق ؛ يکم فوتبال بازي کنيم ؟
. باشه
پس . . داشتن تعقيبت ميکردن ؟
. هميشه که نه
. . فکر کنم چندتاييشون تو قطار بودن
. بخاطر همين پياده شدم و فرار کردم . .
No comments yet. Be the first to leave one.