The first 200 lines.
آنچه در داینستی گذشت....
اگه شما امروز ماشین روندید، موبایلتونو شارژ کردید یا صبحانه درست کردید
احتمالش زیاده که کرینگتون آتلانتیک یه دستی توش داشته باشه
یا خدا سلام بابایی
این کریستاله نامزدم
بابام گفتش که باهاش بیشتر آشنا شو این کاریه که میخوام تو انجام بدی
فقط بگو چی بگم خدانگهدار-
استیون این برادر زادمه سم هستم-
پدرت به من سمت مدیر عاملی رو اعطا کرده اون سمت قرار بود برای من باشه
توام مایه ننگ خانواده ای؟ نه اونه
من همه چیو میدونم من برات یه موقعیت سرمایه گذاری مناسب دارم
با حمایت جف من مدیر اجرایی
کرینگتون ویندبرایر میشم رقیب جدید تو
شریک بیل یه سایت بزرگ برای خرید و فروش داره ویندبرایر، ازش چیزی شنیدی؟
فکر میکردم به چیزایی که روی زمینن بیشتر علاقه داری
اگه کرینگتون قراره بخره، باید پایگاه هاشو پوشش بده
تصادفی در کار نبود تو همسر منو کشتی
هی
خوشحالم دوباره میبینمت
اگه یادم باشه شما شکر قهوه تونو با مقدار کمی قهوه میخورید
میرم که ترتیب آماده شدنشو شروع کنم
استنسفیلد؟
خیلی وقت بود ندیده بودمش از زمانی که سابقه تورو پاک کرد چی بودش،رانندگی در مستی؟
اون تو بودی بعد اینکه بخاطر نمایش ناخوشایندت گرفتت
من کی تاحالا ناخوشایند به نظر رسیدم؟
شاید بابا ماه عسلشو همینجا انجام بده
کجاس؟ داخله پیش وکیلاش-
شما بلیک کرینگتون رو به قتل همسرتون متهم میکنید؟
و تصمیم گرفتید که ازش حمایت نکنید یا جزییات بیشتری در اختیار بزارید
من فقط میدونم که یک تصادف نبوده
استیون با متییو کار میکرد وقتی که من هنوز تو کمپانی بودم
اون میدونه که پدرش چه قابلیت هایی داره
بلیک معمولا دست به هر راهی میزنه تا مردم رو ساکت کنه
به خاطر همینه که منو هنوز اینجا نگه داشته
ما در مورد رسوندنش به خونه و وضعیتی که توش داشت نگرانش بودیم
من مطمعن نیستم که چی گفته ولی سال پیش کلودیا تصادف کرد
اونو با خاطرات خراب کننده ش بد خلقی و توهم ترکش کرد
به نظر میرسه میخوای بگی که به ادعا هاش بی توجهی کنم
من فقط یادداشت هاتونو میخوام تا داستانو براتون منعکس کنم
و همچنین حقیقت این که قرص های آرامش بخششو مثل رایحه نعنا میترکونه
هی خب خیلی خونسردی
پس توام فکر نمیکنی پدرت این کار رو کرده باشه
یا عمه من با یه خانواده بیمار روانی ازدواج نکرده
هنوز دنبال اینم که بفهمم
جایی رو برای خوابیدن میخوای ساقیت بهم یه اتاق داد
ولی خوشحال میشم که به اتاقت بیام به اندرسون نگو ساقی
بیشتر ترجیح میده متصدی امور خونواده باشه
و نیا اتاقم خودم یدات میکنم
در مورد تصادف چی میگن؟
میدونم ناشیانه به نظر میاد که با مرگ یه نفر شب زنده داری کنی
ولی حسم میگه که این سرقت کوچک معامله رو نباید به هم بزنه
صبر کن
شما دقیقا اون مزرعه بادی رو قبل انفجار خریده بودید؟
ما نقل و انتقالش رو شروع کردیم شاید نباید شغلمو ترک میکردم
و به پدرم میگفتم که بهش تنه بزنه
هی این هوشمندانه ترین کاری بود که میتونستی انجام بدی
منو صدا زدید؟ کالهین
میشه ماشین جف رو بیاری و تا بیرون اسکورتشون کنی؟
مجتمع پر ازخبرنگار شده
بیا از اینجا ببرمت بیرون
مرسی که اومدی شوخیت گرفته؟
اومدن به عروسی برخورد با راز یه قتل مثل در رفتن از مراسم های عروسی میمونه
به جز این که قتل نبوده تو هنوز تو خونه من چیکار میکنی
در حال ترک کردنشم بهت هشدار داده بودم که خودتو تو بدمخمصه ای گیر انداختی
با خریدن اون مزرعه بادی ببین دخترمو به چه چیزی کشوندی
محض اطلاع من اونو به این کار کشوندم ولی بابت نصیحتت ممنون بلیک
تو برای خرید بهمون هشدار داده بودی
همونطور که میدونستی چه اتفاقی قرار بود بیافته
برو تو دفتر اون اینجاست
فرمانده پلیس آتلانتا آرون استنسفیلد ایشون کریستال فلورز هستن
الان کرینگتون شدید مگه نه
خیلی سخت میتونم ادامه بدم
رئیس استنسفیلد قراره بهمون کمک کنه که همه چیزا رو حل کنیم
که اینطور
اکثر عروسا نگران خراب شدن روز عروسیشونن
میشه بریم؟
ما با هم از پسش برمیایم
میدونم که اینو میدونی
ولی هرچی کمتر در مورد متیو بگی بهتره
این چیزیه که میتونم بهت بگم
کاراگاه های در صحنه فکر میکنن که یه اشکال در عملکرد کامیون وجود داشته
که انفجار منجر به صدمه بلیزدل شد
و تیکه هایی از اون کامیون که خراب شد به اون توربینی خورد که باعث جوش خوردن معامله شد
اما کامیون معیوب توسط کرینگتون آتلانیک تصرف و به کار انداخته شده بود
قانون منو بیمه کرده پس من تحت پوششم
این چیزیه که برای بیمه داریم بیمه
بلیک یه مرد مرده
و اگه من احساساتمو کنار نذارم این خانواده میلیارد ها ضرر میکنن
و من هم در قبال سرمایه گذارانم مسئولم
تو همین الان انبوهی از خبرنگار ها رو اون بیرون داری که منتظر اعلامیه ن
خوشبختانه مدیر سخنگو با مردمتون اینجاس کی بهتر از من که قربانی رو معرفی کنه
من خودم ترتیب اعلامیه رو میدم این ایده مزخرفیه
موافقم سخنگو باید این کار رو انجام بده
میشه یه دقیقه با خانواده م تنها باشم؟
کریستال
من درکت میکنم صادقانه میگم
منظورم اینه که باید خسته شده باشی
که چندین نقش رو تو یه روز ایفا کنی
مدیر اجرایی،همسر،معشوقه، زن بیوه
یا تو کلودیای قراضه رو ترک میکنی؟ بسه کافیه
معذرت میخوام چیزیو از دست دادم؟ کریستال سه پیچ اون مرد مرده شده بود
زنش اون بیرونه تورو قبلا متوفق نکرد
کی اتفاق افتاد؟ قبل آشناییمون
به نظر میرسه که کلودیا نمیدونه
مطمعنا با این کار ترکت میکرد تبریک میگم کریستال
فالون
ابن یعنی قسر در رفتی
اه بابایی بهم نخورد
ما الان این کار رو انجام نمیدیم همه مارو به خاطر این کار تیکه پاره میکنن
ما باید به خودمون بیایم تا از خانواده مون محافظت کنیم
منظورت کارمون
همونه
تو خواستی مدیر اجراییت باشه بزار ببینم چند مرده حلاجه
از طرف کارینگتون آتلانتیک با غم و اندوه بسیار باید به خدمتتون برسونم
که امروز در یک حادثه تراژدی که هنوز در حال بررسی است
ما بهترین زمین شناس و مورد احترام ترین مهندس میدانی مون رو به اسم
متیو بلیزدال رو از دست دادیم
دوستت دارم
کل کمپانی ما در حال عزاداریه
و تمامی دعاها و افکارمان برای همسرش کلودیا خواهد بود
بهمون گفته شده که این یه پرونده قتله
منابع من میگن که پلیس با این قضیه از دید قتل نگاه میکنه
خانوم کرینگتون خانوم کرینگتون
دوستت دارم کریستال فلورز
خانوم کرینگتون خانوم کرینگتون
خانوم کرینگتون
خانوم کرینگتون هیچ ایده ای دارید که کی میتونسته آقای بلیزدل رو بکشه؟
درست میگن؟ قتل؟
صبح بخیر قند عسلم
سرحال به نظر میای اوه فقط دنبال اخبار بودم
غش کردن در ملک کرینگتون سقوط عروس
سخنگوی کرینگتون تلپ خورد
یه سوال به جای قلب تو بدنت کاکتوسه؟
امروز صبح چت شده؟
هی همم
وللش نمیدونستم که مشکل خواب داری استیون
میدونی چی میگن که هیچی مثل قتل تورو تو حس و حال نمیبره
فالون این سم هستشش خواهر زاذه کریستال
فکر کنم دیروز همو ملاقات کردید نه
کار سریعی بود اسیو آفرین
خب ما رو در جریان بقیه خانواده تون قرار بدید
تا آشپزخونه بتونه آماده بشه
تو کریستال رو صبح دیدی؟
هنوز نه فقط و اخبار
نترس دارم میرم جف منتظرمه
باید اول باهات حرف بزنم با هر دوتون
اوه فقط یه دونه دیگه از این نون فانتزی ها بر میدارم.
فکر کردی مناسبه که یه مهمون دعوت کنی؟
اون خواهر زاده کریستاله
اره در موردش گفته بود
ببینید من منتظر استنسفیلد هستم تا در مورد تحقیقات بشنوم
میخوام مطمعن شم که همه بهم هماهنگیم چه هماهنگی دقیقا؟
هماهنگی من
منو تو اتاق سبز ملاقات کنید
لاغر من
باید یه چیزی بخوری
میگفتی اوضاع اینجا پیچیده س اصلا خبر نداشتم
دوسش داشتی مگه نه؟
نه مثل دوست داشتن بلیک متیو همونی بود که در موردش بهم گفتی
ببین سم تو نمیتونی اینجا بمونی ولی نمیتونی این کار رو کنی
چه کاری؟ خدارو شکر اینجام، این چیزیه که باید بگی
با کی میتونی حرف بزنی اینجا ها؟
دیگه کی میشناستت؟ خب واضحه هیچ کس
یا اینکه تورو نفرستادن بیرون تا مرگ همسر قبلیتو اعلام کنی
اونا میدونن
کریستال
میتونی به ما ملحق شی؟
بیا
دیشب یه ناکامی بود
ولی ازش گذشتیم
عکسا زیاد بد نبودن بیهوش شدن به قیافت میاد
امروز نه باشه؟
داشتم بهش فکر میکردم و ما احتیاج به نشون دادن یه جبهه متحد هستیم
به پلیس ها و خبرنگار ها
که به معنی حذف کردن هرچیزیه که باعث تضعیفمون میشه
با عکسایی که تو از کریستال و متیو فرستادی شروع میکنیم فالون
به خاطر این که ثابت میکنه که کریستال اونو کشته؟ بخاطر این که ریسک صدمه زدن به شهرتشو داره
پاک کردن هرچیزی که شبیه این بمونه که ما مدارک رو نابود مبکنیم
این اطلاعات حساس خانوادگیه نه من با کریستال تو این زمینه موافقم
چرا باید اینو سرپوش کنم که اون یه خونه خرابه؟
کی میگه که اون نکشتتش؟
فالون تو یه نفر بپا براش گذاشته بودی دو روز قبل از این که بمیره
به علاوه اینکه یه نفر کامیون رو دستکاری کرده بوده تا انفجار رخ بده
و تو هم به ماشین ها دسترسی داشتی
و چه انگیزه ای؟ تا از ارزش مزرعه بادی کم کنی
تا تو و جف بتونید از پدر بخریدش
تا به عنوان انتقام برای اون کریستال مدیر اجرایی بشه به جای تو
عادلانه س
از هر کی این عکسا رو گرفتی دوست ندارم بدونم
فقط رد پاهات رو پاک کن
باید هر سر نخ مرتبط به متیو رو پاک کنیم
فرا تر از کارمند بودنش تو کرینگتون آتلانتیک
چیزی که شما دیشب دیدید این نزولی از کرینگتون بودنه
فروغ مون...زمانیه که تا اخر دنیا از هم مراقبت کنیم
به خاطر این که فقط میتونی به خانواده اطمینان کنی
ترجمه از : اشکان و پوریا L3,мя. αɩρнα
کاری از بزرگترین گروه ترجمه فیلم و سریال @Cw_Sub
اوه خدا،خدا من اوه خدای من واقعا متاسفم
نه نمیتونم سویشرتتو بپوشم
شوخیت گرفته؟ خیلی بامزه ای
No comments yet. Be the first to leave one.