The first 172 lines.
... آنچه در زد نیشن گذشت
خُب اسمت چیه؟
قرمز
میخوای کدوم خری باشی؟ 5هزار؟
تو الان با منی
من هرگز با تو نبودم
ولی هنوز , تو اینجایی
اینا تقویت کننده های تزریقی هستن
اینا ما رو از کنترل گاز مورفی خارج میکنه
اون دارو های منو گرفته , برید دنبالش
تاریخ ترجمه : 1395/07/24
پاشو
ده هزار؟
آقای مورفی
ببین چی پیدا کردم
اون باید یکم بیشتر ایمان میداشت
اون لیاقتتو نداشت
اینطور نگو
همه سزاوار من هستن
الان باید چکار کنیم؟
ام , قربان؟
منو قربان صدا نکن
... ما الان باید
به راهمون ادامه بدیم
دکتر مرچ , سرنوشتشو انتخاب کرد
اون ترسو انتخاب کرد
ولی تو و من
انتخابمون متفاوته
اَزمون میخوای چکار کنیم؟
به ساختو ساز ادامه بدید
بوجود بیارید
حصار رو تموم کنید
قدرت بازدارنگی رو زیاد کنید
زراعت کنید
زندگی کنید
بدون ترس
الانم برید . یکم به زمان نیاز دارم
فقط میخوام بگم ممنونم
میخوام که همه اینا تموم بشه
منظورم اینه
چرا باید بدون اُمید پیش میرفتیم؟
ولی بعد از تو
ممنونم
میرم کمک کنم تا حصار تموم بشه
قابلی نداشت.
در واقع تو نمیترسی , میترسی؟
نه از زامبی ها , به هر حال تو باهوشتر از اینایی
پس این چه کاری بود؟
چیز اشتباهی تو واکسن بود؟
همم؟
یه اثر جانبی غیرمنتظره؟
راهش آشناس , اینطور نیست؟
چرا واکسن رو تموم نکردی
قبل از اینکه تصمیم بگیری چِکِش کُنی؟
چرا باید همه کارا رو خودم انجام بدم؟
لعنتی , مرچ . من یه منجیم , نه یه دکتر
... الان این خدا
حالا هرچی که اسممه قراره چکار کنم؟ ها؟
اگه من فقط میدونستم
چی تو مخت میگذره
اون مخ شلوغ , خاکستری , پرچرب
خیلی قشنگه
نرم و مخملی
... خوشمزه
پنج هزار؟
پنج هزار؟
کجایی؟
پنج هزار؟
پنج هزار؟
نه , نه . اون نمُرده
سعیمو کردم که نجاتش بدم
تعدادشون خیلی زیاد بود
حرفتو باور نمیکنم
زامبی بودن , یا نبودن
شرمنده . دیگه نمیتونم مقاومت کنم
افسوس , دکتر بیچاره , فکر کردم شِناختمت
فکر کردم منو شناختی
قصدمو
هدفمو
جهانی بدون ترس . نه فقط برای من و تو
بلکه برای همه
ما خیلی نزدیک بودیم
ولی تو وایسادی
چرا؟
خودت دیدی این مردم بعد از سالها آرامش پیدا کردن
شاید برای همیشه
تو واکسن رو به یه دلیلی دُرست کردی
منم به دلیلی قبولش کردم
پس چرا اینکارو کردی؟
چرا کاری کردی که توی کمک کردن بهشون متوقف بشم؟
!چرا ؟
نه
مشکلی نیست
حرفی برای گفتن نداری
من جوابو پیدا میکنم
حقیقت بیرون از اینجاس
یا اینجاس؟
برید گمشید
اون ترو فرستاده دنبالم
تو برای اون خیلی مهمی
شرط میبندم
البته , فعلا
ببین اینجا چی داریم؟
این جای واکسن نیست
تو یه چیز متفاوت زدی
تو آمپولا رو دزدیدی و ازشون استفاده کردی
هی
کجان؟
چی کجان؟
داروهای مورفی
پیش من نیستن
برام کمین کرده بودن
اونا موتورمو گرفتن
گفتی موتور؟
آره , به همراه داروها
داشتی میرفتی شرق؟
آره
پس اونا هم اونور رفتن , بریم
کجا؟
که داروها رو پس بگیریم
و بعدش چی؟
تو و اونا رو برمیگردونم پیش مورفی
خط کج عشق
البته مزخرفه
خط عمرطولانی , هممم
خُب , البته حدس میزنم این آخرالزمان
تورو خیلی از این مورد دور کرده
ولی تو میتونستی خط های بیشتر بدست بیاری
میتونستی یه زندگی کاملاً طولانی داشته باشی
ولی انتخابت این نبود
چرا؟
یه وسیله تزریق تقویتی
واکسن اُرجینال
چرا اینو قبل از اینکه بری تو زامبی ها برداشتی
پس اونا میتونستن بوت کنن؟
پس نمیخواستی از خودت محافظت کنی؟
پس رفتی که بمیری؟
نه , با عقل جور در نمیاد
شاید یه آمپول اشتباهی به خودت زدی
یه آمپول اشتباهی
یا شاید واکسن ترکیبی رو روی خودت امتحان کردی
اَدای جوناس سالک یا هر گه دیگه رو در آوردی
! فکر کردی از خودت یه ضد زامبی میسازی
اوکی
پس , این یه تصادف بوده , آره همینه این یه تصادف بوده
یا چیز دیگه؟
نشونه تزریق
یه تصادف نبوده
تو اینو هدف گرفتی
بیشتر از یه بار
واکسن اُرجینال یه کوکتل گند
اون اولی که باید منو بیشتر شبیه آدما میکرد
اگر منو اول نمیکُشت
و تو
این تو رو هم بیشتر آدم میکرد
و ده هزار . این شما دوتا رو بیشتر آدم کرد
و کمتر منو
پس چیزی که داری میگی اینه مرگ بهتر از بامن بودنه
منظورت اینه؟
تو ترجیح دادی وجود نداشته باشی به جای اینکه بخشی از دنیای من باشی
! مگه من چم بود
! مگه من چم بود
اگر من اینطوریم
همش تقصیر توـه
تو این بلا رو سرمن آوردی
همه ـی این بدبختی ها
پس جواب سوالمو بده
مگه من چم بود , دکتر مرچ؟
جواب بده , جنده
از این طرف
این همه فرار کردن ها چکار میتونه برات بکنه؟
مورفی بهت آرامش و آزادی میده
No comments yet. Be the first to leave one.