Cold Justice

Cold Justice

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Cold Justice S08E02 1080p WEBRip x264-BAE
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 2 Cold Justice 2013 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-23
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کلی زیگلر: خب، این پرونده یکی از قدیمی‌ترین‌هاست

که ما روش کار کردیم.

شما سال ۱۹۸۸ چند ساله بودید؟

دوازده سال.

اون سالی بود که من ازدواج کردم.

کلی: لِسا و من اینجا تو ایلینوی هستیم

تا یکی از معروف‌ترین پرونده‌های سرد ویل کانتی رو بررسی کنیم.

نهم دسامبر سال ۱۹۸۸، "جوآن بِرنال"...

...یه همسر و مادر ۳۴ ساله،

داشت آماده می‌شد برای یه سفر جاده‌ای تعطیلات با خانواده‌ش.

درست قبل از ترک شهر، جوآن و شوهرش گیل،

مجبور شدن برنامه‌هاشون رو تغییر بدن.

چند روایت مختلف از اتفاقات بعدی وجود داره.

اما کمی بعد از اینکه شهر رو ترک کردن، جوآن ناپدید شد.

و ۳۶ ساله که گمشده.

سابقه خشونت خانگی...

...بین گیلبرت و جوآن کاملاً مشهود بود.

فکر نمی‌کنم هیچ شاهدی باشه...

...که اونو می‌شناخته و درباره دیدنش صحبت نکرده باشه...

...با کبودی و جراحات.

کلی: کوچکترین دختر، سَریتا،

به "عدالت سرد" مراجعه کرد تا چند سال پیش...

...روی این پرونده کار کنن.

احتمالاً بعضی از مصاحبه‌های اون رو تو اون پادکست شنیدید.

لِسا: تو پادکست، به نظر می‌رسید دو دل باشه.

کلی: شما نمی‌بودید؟ به نظر میاد...

...دلش بهش میگه...

...که پدرش احتمالاً تو ناپدید شدن مادرش دست داره،

ولی نمی‌خواد باورش کنه.

درسته؟

این پرونده در واقع پیچ و خم‌های تکان‌دهنده‌ای داشته.

از شهودی که ادعا می‌کنن واقعاً دیدن...

...قتل جوآن رو، تا بقیه که اصرار دارن...

...اونو زنده دیدن.

اثبات قتل بدون جسد سخته.

اما هر اتفاقی برای جوآن افتاده باشه...

...این پرونده‌ای که باید حلش کنیم.

شاید بتونیم شانس خوبی داشته باشیم.

به اداره کلانتری ویل کانتی خوش آمدید.

من کلانتر مایک کلی هستم. کلی: از دیدنتون خوشبختم.

لِسا: از دیدن شما خوشبختم، آقا. مایک اِرنست.

از دیدن شما خوشبختم، آقا. کارآگاه تام هَنان.

سلام، من کلی هستم. کارآگاه آر. جی. آستین.

هر دو: از دیدنتون خوشبختیم. ممنون که دعوتمون کردید.

خواهش می‌کنم، هر وقت. این یه پرونده قدیمیه‌.

مایک ارنست: خوشبختانه، حدود سه سال پیش...

...کلانتر اجازه داد یه واحد پرونده‌های سرد راه بندازیم.

وای. با خودم شروع شد...

شماها همون گروه پرونده‌های سردید. آره.

منظورم اینه که ساختمون قشنگیه.

پس فرض می‌کنم یه جای شیک برای کار کردن داریم.

دنبالتون میایم.

جوآن بِرنال یه مادر، خواهر، دختر بود.

هر عضو اون خانواده هنوز هم پیگیره...

...که بدونه چه اتفاقی برای جوآن افتاده.

فکر می‌کنم برای خانواده مهمه...

...که ۳۶ سال بعد به یه نتیجه برسن.

سخته، چون اولاً...

...دلیل اصلی مرگ رو ندارید.

نمی‌تونید هیچ مدرکی از یه جسد به دست بیارید.

یه تکه بزرگ از پازل رو از بین می‌بره.

حتی از یه پرونده معمولی هم سخت‌ترش می‌کنه.

کلی: خیلی خب، گروهبان، می‌خوای شروع کنی...

...درباره جوآن صحبت کردن؟

از قرار معلوم، همه میگن جوآن خیلی مهربون و صمیمی بود.

اون تو پارکینگ اتوبوس "پِیس" به عنوان راننده اتوبوس کار می‌کرد.

شوهرش گیل رو همونجا ملاقات کرد.

اون مثل مسئول اصلی نگهداری و مکانیک بود.

جوآن و گیل بِرنال هر دو متأهل بودن...

...وقتی با هم آشنا شدن.

اما اون روابط رو ترک کردن...

...و سال ۱۹۸۵ ازدواج کردن.

جوآن از ازدواج قبلیش دو تا بچه داشت.

و گیل سه تا.

جوآن تنها فرزند مشترکشون رو به دنیا آورد...

...سَریتا رو، سال ۱۹۸۶.

اما رابطه جوآن و گیل تقریباً به همون سرعتی که شروع شد،

رو به زوال رفت.

اونا درباره طلاق صحبت می‌کردن.

هرچند گیل اشاره کرده بود...

...که هیچ‌وقت ازش طلاق نمی‌گیره.

چون نمی‌خواست سَریتا رو از دست بده.

گیل خیلی کنترل‌گر و بدخلق بود.

مردم دیده بودن که اون جوآن رو کتک می‌زنه...

...در چندین موقعیت.

اون شب‌های زیادی رو تو پناهگاه‌ها موند...

...فقط برای اینکه از دستش خلاص بشه.

کلی: جوآن چندین بار...

...وارد و خارج از پناهگاه خشونت خانگی شد.

و من تا حالا چنین سوابق پناهگاهی رو ندیده بودم...

...که اینقدر خوب مستند شده باشن.

اونا به وضوح چرخه خشونت رو نشون میدن.

که هر بار مشخص بود جوآن...

...مورد ضرب و شتم و تهدید قرار گرفته.

و اون متقاعدش می‌کرد که برگرده خونه.

باشه، پس بیاید درباره زمانی صحبت کنیم که جوآن ناپدید شد.

مایک: نهم دسامبر سال ۱۹۸۸.

جون، همسرش گیل، و بچه‌های تنی گیل،

گیل جونیور، گابریل و کاریسا،

و بچه‌های تنی جون، لکس و لاریسا.

به همراه ساریتا کوچولو.

داشتند به یک سفر خانوادگی به تگزاس می‌رفتند.

برای چند هفته، در تعطیلات کریسمس.

تا بعضی از اعضای خانواده گیل رو ببینند.

اونا آماده رفتن هستن.

میرن دنبال بچه‌های جون از

خونه لری، شوهر سابق جون.

قضیه یه خورده گره خورد چون جون

به شوهر سابقش نگفته بود که

اون می‌خواد بچه‌ها رو به تگزاس ببره.

اون فکر می‌کرد اونا فقط قراره تو جولیِت بمونن.

لری گفت: "نه، نمی‌تونی ببریشون."

یه دعوای بزرگ در می‌گیره.

اونا برمی‌گردن خونه گیل.

تو راه خونه، گیل و جون در موردش دعوا می‌کنن.

اونا سر همدیگه داد می‌زدن.

و البته سه تا بچه دیگه هم اونجا بودن.

اونا به اندازه کافی بزرگ بودن، ۱۱، ۸ ساله.

اونقدر بزرگ بودن که بفهمن یه دعوای بدی در جریانه.

از اینجا به بعد داستان نامشخص میشه.

سه تا بچه گیل و ساریتا کوچولو

دستور گرفتن تو کامیون بمونن در حالی که جون و گیل

رفتن داخل خونه و شروع کردن به دعوا.

مدت کوتاهی بعد گیل تنها میاد بیرون.

و سه تا بچه‌ش رو به خونه همسر سابقش برد.

بعد، به گفته گیل، به محل کارش سر زد

تا چراغ‌های جلوی کامیونش رو تعمیر کنه.

صبح روز بعد گفت که اون و جون

و ساریتا کوچولو راهی تگزاس شدن.

گیل میگه که تو مسیر رفتن به تگزاس

جون میگه دیگه نمی‌خواد این کارو ادامه بده.

می‌خواد با بچه‌های دیگه‌ش تو خونه باشه.

گیل میگه: "باشه، اگه این چیزیه که می‌خوای انجام بدی،

تو رو تو ایستگاه اتوبوس پیاده می‌کنم."

اونا تو مک‌آلسترِ اوکلاهما هستن.

میگه ۱۵۰۰ دلار بهش میده.

میگه جون به سمت ایستگاه اتوبوس میره.

این آخرین باریه که اون رو می‌بینه.

بعد میره تگزاس، کریسمس رو جشن می‌گیره.

برمی‌گرده جولیِت.

جون هنوز هم دیده نشده و هیچ خبری ازش از هیچ‌کس دیگه نیست.

اون بعدش ۲۷ دسامبر پرونده گم شدن رو تشکیل میده.

داستان گیل مشکوک به نظر می‌رسه.

چرا جون رو کمی دورتر از ایستگاه اتوبوس پیاده کنه؟

چرا بیشتر از دو هفته طول کشید تا گم شدنش رو گزارش بده؟

ضمناً، بازپرس‌ها هیچ بلیط اتوبوسی پیدا نکردن که خریده شده باشه.

که نشون میده اون فرار کرده.

اما بدون پیدا شدن جسد، پرونده جون مسکوت موند.

من گروهبان مارتین شیف هستم.

از پلیس کلانتری شهرستان ویل.

گیل برنال جونیور هم حضور داره.

و پنج سال بعد، پسر گیل، گیل جونیور

با بخش جدیدی از داستان اومد جلو.

چیزی که اون شب قبل از اینکه به خونه برده بشه، دیده بود.

گیل جونیور: از پنجره نگاه کردم و دیدم

بابام سر جون رو محکم کشید و گردن جون رو گرفت.

بعد کشید عقب و دوباره جلو، و دیگه همین بود.

بعد اونو از توی اتاق نشیمن کشید.

و این آخرین باری بود که جون رو دیدی؟

گروهبان: باشه.

اون یک گزارش خیلی دقیق ارائه میده.

از چیزی که شاهدش بود.

از پنجره جلویی ملک.

گیل جونیور می‌بینه که گیل دستش رو دور گلوی زن میذاره.

پشت موهاش رو میگیره.

و بعد با خشونت سرش رو به عقب می‌کشونه.

تا جایی که میگه چشماش سیاهی میره.

و بعد روی زمین می‌افته.

و وقتی با کارآگاه صحبت می‌کنی

که برای اولین بار باهاش مصاحبه کرده بود،

اون خیلی جزئی‌نگر بود.

یه بچه نمی‌تونست اینا رو از خودش دربیاره. مایک: آره.

بعد اونا پرونده رو به هیئت منصفه عالی می‌برن.

اون دستگیر میشه.

مایک: اون حدود ۹ ماه رو تو زندان شهرستان می‌گذرونه.

بعد دادستانی پرونده رو مختومه می‌کنه.

چیزی که اتفاق میفته اینه که، دو تا شاهد میان جلو.

و میگن، یکیشون جون رو تو یک پناهگاه زنان دیده.

و اون یکی دیگه هم اون رو تو تنسی میبینه.

در مجموع سه زن ادعا کردن که جون رو زنده دیدن.

بعد از اینکه گم شد.

یکی از اون زن‌ها بعداً حرفش رو پس گرفت.

و اون دو تای دیگه هم تقریباً مشخص شد که

از نظر کارآگاهان قابل اعتماد نیستن.

اون یکی تقریباً سریع حرفش رو پس میگیره چون

میگه مواد مخدر مغزش رو داغون کرده.

اون یکی تو تست دروغ‌سنجی رد میشه.

و بعداً حرفش رو پس میگیره.

کلی: این ادعاها باعث شد شک و تردیدهایی تو پرونده ایجاد بشه.

اتهامات علیه گیل پس گرفته شد.

و پرونده جون دوباره متوقف شد.

سوال امروز اینه که آیا جون واقعاً رها کرد

زندگی و بچه‌هاش رو؟

یا میتونیم ثابت کنیم واقعاً به قتل رسیده؟

اما اول، می‌خوایم با ساریتا ملاقات کنیم.

کلی: سلام، ساریتا. سلام.

وای خدایا، فقط با دیدن تو می‌خوام گریه کنم.

این کار رو نکن که گریه‌ام می‌گیره.

خیلی از دیدنت خوشحالیم.

چرا گریه می‌کنی؟

More Farsi Persian subtitles for Cold Justice

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left