The first 102 lines.
SWORD GAI
پیله های شماره 0301و0302و0402
از خواب سرد بیدارشون کنید !و دستور بهشون بدین که بسوما ازوث رو دنبال کنن
لطفا,بزار که اگاتا دوباره صحبت کنه
و لطفا بهش اجازه بده که هر چه سریع تر لبخند واقعی خودشو بدست بیاره
صبح بخیر ،اگاتا صبح خیلی خوبیه, مگه نه؟
اسمون خیلی قشنگ شده همین کافیه تا تو رو خوشحال کنه
اولین کار اینکه کلمه ی مورد نظر رو پیدا کنی
و بتونی که مشخص کنی فعل هستش یا اسم
اگاتا,تو سوالی داشتی که میخواستی بپرسی؟
اگه اینطور باشه,بهم بگو خودم برات از معلم میپرسم
مشکلی نداری؟ راست میگی؟
اگه توی دردسری افتادی,فقط از من کمک بخواه
من هر چی که بخوای رو انجام میدم
من نگران تو هستم, اگاتا
شیش ساعت قبل مارکوس لیدوس تبدیل به بسوما شد
اون دروازه ها و فضا اون اطراف رو خراب کرد
ما مطمئنیم که بسوما در منطقه جی قرار داره
من بهتون دستور میدم که نابودش کنید
شکار بسوما, ها؟
جالب به نظر میرسه من میتونم با تمام توانم بجنگم
مدیر, اون کیه؟ من تا الان اصلا ندیده بودمش
ایسه اریگا. شمشیری که اون باهاش ترکیب شده نبستگیما هستش
...برای اون ،اینکار- افتضاحه-
نرمی و ارتجاع بودنش اصلا برنگشته
تو اون چیز هایی که قبل از خواب سردم بهت گفتم انجام بدی رو ندادی, مگه نه؟
گوش بده. همین الان برو و یکم سبزیجات بخور
سه بار در روز بدون جا انداختن،هر روز
در غیر این صورت, تو کچل میشی
شمشیری که مارکوس لدوث باهاش ترکیب شده شمشیر ازوث هستش
که داخلش شیطان بلزباب مبحوس شده
شما میخواین با یه شیطان بجنگین مواظب باش،اریگا
اگه نمیخوای که توی ماموریت اولت خودت رو به کشتن بدی
خوب
پس همین الان یه هویی باید با یه بسوما بجنگم,ها؟
و اینکه یه شیطانه؟ ولک یواش
مشکلی پیش اومده, ادم جدیده؟ سرتو پایین انداختیه
اوه,هیچی
ترسیدی وقتی که فهمیدی اون بسوما یه شیطان هستش؟
نه
نگران نباش. شمشیر من کلایهم سولایز هستش
یه شمشیر از روشنایی, شمشیر نئودا خدایی که رود های زمین رو راهنمایی میکنه
این شمشیر بهترین چیز برای نابود کردن شیطان هاست
از اینا گذشته, چرا عضو شوشیدای شدیه؟
اگه یه موقعه کسی تبدیل به پیله شد باید با زندگی معمولی ای که داشته خداحافظی کنه
اون پیله هیچ شانسی نداره به جز اینکه به شوشیدای ملحق بشه
ولی مطمئنم که تو دلایلی داری,درسته؟
...نه, این طور
ایسه, اون برگشته
!من خیلی منتظر موندم
!دیگه تمومش کن, پیر خرفت
!دیگه خسته شدم از بس هر جا که میرم تو رو میبینم
!نمیتونم کاری بکنم! من توی عشقت گیر افتادمه عسلک
!من تا حالا توی عمرم این احساسی مثل این رو نداشتمه
..حالا, هر کاری که دلت میخواد با من بکن
!ایسه
چه مشکلی پیش اومده؟
بیخیال, بهمون بگو دیگه
ن-نمیتونم بگم
اگه بهشون بگم که برای عفتم به شوشیدای ملحق شدم
!اونا حتما دستم میندازن
چیز مهمی نبود
متاسفم
ببخشید, متوجه نشدم که معلم ازت خواست تا یه کاری رو براش انجام بدی
ه-هی,نکن نیازی نیست که ازم تشکر کنی
بیخیال, لطفا, سرتو بیار بالا
اگاتا,بیرون رو نگاه کن
هوا خیلی خوبه
روزی مثل این حروم میشه اگه فقط توی مدرسه بگذرونیمش, درسته؟
میخوای با هم دیگه از کلاس فرار کنیم؟
چه خبر مبرا؟ خسته ای؟
ببخشید. من یجورایی مجبورت کردم که بیای
و اینکه ما به جایی اومدیم که اصلا اب و هوا زیاد توش معلوم نیس
من همیشه میخواستم این کار رو انجام بدم
من خیلی از کار ها که مردم معمولی قلمدادش میکنن رو انجام ندادمه
به همین خاطر الان داره بهم خیلی خوش میگذره
واقعا؟ تو هم داره بهت خوش میگذره؟
فردا ازمایش های بیشتری داریم, ها؟
...ازمایش
منم اون ها رو دوست ندارم من میخوام که به بیرون برم
ایناهاشش قیافه میخوام برم بیرون ری
!من میخوام برم بیرون !میخوام که برادرمو ببینم
تو که میخوای خیلی زود با دکتر بری بیرون،درسته؟
فقط تا اون موقعه صبور باش
!من جوجه کباب میخوام!من کباب کوبیده میخوام !من همین الان میخوامشون
چه اتفاقی برات افتاده,شوکو؟
!برادر- !جوبه کباب !کباب کوبیده-
!رامن !پاستا!فلافل !پیتزا و کیکم بدک نیست
بسه دیگه شما دو تا
من مرخصی میخوام
به غیر از یک روز توی ماه ما تمام مدت توی بیمارستان گیر افتادیمه
حتی بهمون اجازه داده نمیشه که به بیرون بریم
ما نمیتونیم کاری بکنیم. اینا قوانین اینجان
!و به همین خاطر که باهاش کنار میام
ولی مواقعه ای هست که نمیتونم به خودم بقبولونم
من یه دختر خوب مثل تو نیستم,سایوری
...من
من دلم برای برادرم تنگ شده
تو بهتره که صبور باشی, ری
وگرنه سایوری دختر خوب ما دوباره از دستت عصبانی میشه
هی, مطمئنی , سایوری؟
میخوای که فرار کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.