The first 199 lines.
تو سونهو رو اون شب دیدی؟
بله
دونگ هی
دونگ هی
ت
تـ
تـی
تـیم
تـیم
تـیم ت
تـیم تـ
تـیم تـر
تـیم تـرج
تـیم تـرجم
تـیم تـرجمـ
تـیم تـرجمـه
تـیم تـرجمـه
تـیم تـرجمـه ا
تـیم تـرجمـه اس
تـیم تـرجمـه است
تـیم تـرجمـه استـ
تـیم تـرجمـه استـا
تـیم تـرجمـه استـار
تـیم تـرجمـه استـار
تـیم تـرجمـه استـار د
تـیم تـرجمـه استـار در
تـیم تـرجمـه استـار درا
تـیم تـرجمـه استـار درام
تـیم تـرجمـه استـار درامـ
تـیم تـرجمـه استـار درامـا
تـیم تـرجمـه استـار درامـا
تـیم تـرجمـه استـار درامـا ت
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـ
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـق
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقد
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدی
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـ
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم م
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم مـ
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم مـی
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم مـیـ
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم مـیـک
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم مـیـکن
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم مـیـکند
تـیم تـرجمـه استـار درامـا تـقدیـم مـیـکند
کانال اطلاع رسانی و دانلود زیرنویس اختصاصی ما Telegram: @StarDrama
Raha ، Parmis ، Pari :مترجمین
!!!!!!هرگونه کپی برداری و حذف تگ های زیرنویس ممنوع می باشد!!!!!!
داری میری خونه؟
تو چطور؟
من جایی قرار دارم میرم یه نفرو ببینم
که اینطور
خوشحال شدم که تو راه دیدمت
تو اینو خوندی؟
نه - بیا امتحانش کن -
من اینو سه بار خوندم
و هر بار احساس متفاوتی داشتم
من اینو میخونم و هر چه سریعتر بهت پس میدم
من اینو برای تو خریدم
برا من؟
آره بنظر میاد خوندنو دوست داری
ممنون
...و
اینم بگیر
بهت انرژی میده وقتی خسته ای
بگیرش
داری میری مراقب باش
باشه
میدونی چیه؟
اگر اینقدر شجاعی که میتونی خودتو بکشی پس میتونی هر کاری رو انجام بدی
پس باید زنده بمونی
تو یه روح نیستی
اون بچه هایی که تو رو اذیت میکنن و نادیده ات میگیرن .....فقط بخاطر اینکه تو ضعیفی
خودشون روحن
تسلیم نشو
هیچ وقت تسلیم نشو
فردا تو مدرسه میبینمت
باشه
:سونهو گفت
فردا تو مدرسه میبینمت؟
بله
عزیزم
تلفنتو بهم بده
احمقی؟ چرا اونارو کنار نذاشتی؟
چرا میخواستی بمیری؟
فکر میکنی اگر خودتو بکشی اونا احساس گناه میکنن؟
هیچ اتفاقی نمیوفته تو برای هیچی میمیری
دونگ سو
من میتونم بچه ها رو نادیده بگیرم
پس چرا میخواستی بمیری؟
بهت صدمه زدن یا تهدیدت کردن؟
چرا میخواستی بمیری؟
دونگ سو
من از همه چی متنفرم
من از فقیر بودن متنفرم
و من از بابا میترسیدم وقتی مشروب میخورد و مارو میزد
من از اون مامان متنفرم که ولمون کرد
از خودم متنفرم که بار اضافی روی دوش تو و سونهو ام
به هر حال من یه روحم
مرده یا زنده من یه روحم
فکر میکردم بهتره مرده باشم
این احمقو
چرا تو باید سربار من باشی؟
....اگه تو اینو بگی
....اگه تو اینو دوست داری
پس باید خیلی احمق باشی
این دیوونگیه
دونگ سو
دونگ سو
بیا حرف بزنیم
شما لطفاً دخالت نکنین
تو نمیتونی احساساتتو کنترل کنی
کجا میخوای بری؟
میخوام برم بزنمشون
میدونم اونا کی و کجان
اینقدر میزنمشون تا بمیرن
و مطمئن میشم که دیگه دونگ هی روو اذیت نکنن
باید اینو خیلی وقت پیش انجام میدادم
بعد از اون چی؟
بعدش چی؟
بعد از اون باید چیکار کنم؟
این تنها کاریه کی میتونم براش انجام بدم
چیکار باید بکنم؟
میتونی گوش کنی
به دونگ هی
چه چیزی تغییر میکنه؟
من نمیتونم به حرفای پسرم گوش کنم حتی اگه بخوام
میتونستم گوش کنم ولی فرصتشو از دست دادم
میدونی چقدر اونو ردش کردم؟
دونگ هی توضیح داد که حسش چی بوده
اگه وقتی که عصبانیی کاری که خودت میخوای انجام بدی
فقط باعث میشی اون احساس بدتری داشته باشه
تو حتی اونو بیشتر له و داغون میکنی
...اینکه چیزی بگه خیلی سخت تر از اینکه بگه خوبم
نشون میده که اون شجاعه
فقط بهش گوش کن
بغلش کن، راحتش بذار
تو میتونی اینارو انجام بدی
ولی اینا هیچیو حل نمیکنه
اگر نمیتونی کاریو انجام بدی
دلیل نمیشه که بزرگترام میتونن این کارو بکنن
همه انسان ها ضعیفن
ما هممون بخاطر اینکه نمیتونیم کاری انجام بدیم عذاب میکشیم
کاریو که الان میتونی انجام بده
کاریو که میتونی تو این لحظه انجام بدی انجام بده
من فرصتمو از دست دادم
ولی تو هنوزم داریش
اینا بچه های مدرسه قبلیتن؟
آره
چرا به هیچ کی راجبشون نگفتی؟
بخاطر اینکه مشخص بود چه اتفاقی میوفته
فقط باعث میشد وضعیت دونگ سو بدتر بشه
من یه بار با تنها خواهرم زندگی کردم
زمستون بود، کلاس نهم بودم
...پدرم مرده بود
و مامانم فقط افسرده شده بود
من و خواهرمو ول کرد
...مردم میگفتن اون مارو ترک کرده، ولی ما باور نمیکردیم
بخاطر اینکه مامانمو باور داشتم
من فکر میکردم قبل از اینکه از خواب بیدار شم اون برمیگرده
یا قبل از اینکه از مدرسه برگردم
هر روز اینطوری گذشت
مامانم سه سال بعد برگشت
...اولش فامیلامون
بهمون پول (صدقه) میدادنو بهمون کمک میکردن
...برامون برنج میخریدن
و بهمون پول میدادن
ولی خیلی طول نکشید
اونا از این ترسیدن که
ازمون مراقبت کنن تمومش کردن
در پایان
منو خواهرم باید زنده میموندیم
این وقتی بود که گفتم
تا وقتی که احساس ثروتمند بودن بکنی حالت خوبه این دروغ بود
تو نمیتونی اینو بگی مگه اینکه کاملاً فقیر باشی
...زمانایی بود که فکر میکردم
مرده بودم بهتر بود
...ولی
بخاطر خواهرم....نه
با تشکر از خواهرم من زنده موندم
بقیه میگفتن باید برات سخت باشه که از خواهرت مراقبت میکنی
ولی دلیل اینکه تسلیم نشدم خواهرم بود
اونا اشتباه میکردن بخاطر اون بود که نمیتونستم تسلیم بشم
خواهرم دلیل این بود که تونستم تو اون زمان میدیریت کنم مسائل رو
اون بیش از حد خوش بین و شاده
دونگ سو هم همین حسو پیدا میکنه
اون هر روزو بخاطر تو پشت سر میذاره
بخاطر همینه که اون خیلی عصبانیه
بخاطر اینکه تو نمیدونی چه حسی داره
تو سربارش نیستی
خیلی سخته جای اون باشی
ولی اون میتونه مدیریت کنه و از پسش بر بیاد بخاطر تو
و چرا تو سربار سونهو هستی؟
تو دوستی هستی که اون میتونه باهاش صحبت کنه
متاسفم
چرا متاسفی؟
نمیدونی چقدر بهم شجاعت دادی؟
No comments yet. Be the first to leave one.