The first 200 lines.
TVCenter & TvWorld تــرجــمــه از: داوود و امـــيــن D@vid & Amin03
.ممنون که ترتيب مصاحبه رو دادي، دن
.واقعا ممنونم. عاليـه .باعث افتخارمـه -
اين مثل قدم زدن توي پارکـه
.يه گفتگو ساده بين دوتا دوستـه
.امروز، آمريکا مهمون خونه تويـه خوشاومدي، آمريکا -
.چيزي که بايد بدوني اينکه جنت اينو بيشتر از تو نياز داره
درستـه. منظورم اينکه، الان بين باقي خبرنگارها حرفي براي گفتن نداره
.ما داريم در حقـش لطف ميکنيم - بدردنخوره -
.ميدوني چيه؟ بايد آماده بشيم. وقت آماده شدنـه .شروع کنين
باشه - آهنگي که به نصف اروپا برخورده؟ -
.به نصف اروپا برنخورده
خب، باشه. بايد بهت بگم جنت
.اون يه طنز ساده بود
موقع کمپين، تو و اندرو همش درحال خنده بودين
ولي پشت صحنه داشتين مثل دو مار ِتوي کيسه ميجنگيدين
.شما متقلب و دروغگويي، خانوم
واو، چي؟ چيکار داري ميکني؟ - .دارم بهتون حمله ميکنم -
بچهها، ما داريم براي يه مصاحبه دوستانه آمادهاش ميکنيم "نه براي "روست
درسته. راستي اون داره چي ميپوشه؟
ژاکت پوشيده
در آنواحد هم محافظهکار و بيچاره
چي؟ ببين من چي پوشيدم
هنوز نميدوني چي ميخواد بپوشه؟ ميتوني بفهمي؟
.تا چند لحظه ديگه داريم ميريم اونجا
.اونا انتظار يه مصاحبه دوستانه رو دارن درسته -
ما هم دوستانه شروع ميکنيم
.باهم دوست ميشين. انگار باهم دبيرستان رفتين
از همديگه خوشـتون ميآد. بعد يهو تغيير ميدي و تندش ميکني
هيچکس مثل تو تندش کنه
اون روحيه تند و تيز رو بهم نشون بده
باشه ديگه، بابا
اون چيکار داره ميکنه؟
.داره يه اسب بدون پا رو جابجا ميکنه
.اوه، کاترين - .خانوم ريلند -
ديدنـتون باعث افتخارـه
.منم از آشناييـت خوشحال شدم
.من از طرفدارهاتونـم - ممنون -
حقيقتش دلم ميخواد که خبرنگاري براي تلويزيون بخونم
.الان دارم سينما و رقص پستمدرن ميخونم
چقدر عالي. بايد در اينباره وقتي دوربينها
.روشنن، صحبت کنيم .آره خوبـه -
الان يه واحد باحال برداشتم که
توش درباره مسائل حالحاضر جهان مناظره ميکنيم
.بيا بريم آرايشـت رو درست کنيم
واي خدا. مشکلي پيش اومده
.اينو ببين - منظورت باد کردنـه؟ -
.دستهات رو بذار توي جيبـت
اگه دستهام رو بذارم توي جيبـم اينطور بهنظرم مياد .که انگار دارم خودارضايي ميکنم
.يه ملافه بذار روش، يا خيلي شبکه روزولت ميشه [.اشاره به روزولت رييسجمهور آمريکا که دچار بيماري بود و روي ويلچر مينشستن و ملافهاي روي پا خود ميانداخت]
ميشه زانو بزنين؟
احساس ميکنم بين چندتا ديوارم يا چنين چيزي
.و گردنـم رو اذيت ميکنه
خب، بحث اون سفرتون رو پيش ميکشن
خب، من شوهر سابقم رو بردم تا رودخونه
و سعي کردم با سنگ کلهاش رو خورد کنم و بعدش . ...غرقـش کنم
.ايشون "کودي مارشال" هستن - "کودي مارشال" -
.تهيهکننده "فرست رسپاند" هستند سلام کودي مارشال -
معذرت ميخوام، جلوي دعا گروهيـتون رو گرفتم؟
هيچي فقط داشتيم صحبت ميکرديم
.چيزي نبود - .باشه، موفق باشين، همگي -
.خيلي ممنون ممنون
.ممنون که اينجايي واقعا ممنون
لباس آبي پوشيده که
.انگار روش گل بالا آورده
.مثل يه مسئول کتابخونه قديمي شده خب -
.آره، خب. اوکي شد - چيه؟ -
...الان تاييد شد .يه ايميلي به بيرون درز کرده
شوهر سابقش قول داده دسترسي به دفتر معاوناول .در قبال مزاياي تجاري رو داده
.بهخاطرش داره پز ميده .ميدونم -
.بايد دردناک باشه - .درباره دسترسي داشتن بهش داره پز ميده -
،با مهربوني بکشش اونجا
و بعد ورق رو برگردون، بذارش توي منگنه
اونقدر هم کار سختي نيست
اوه، گرگ؟ - گري -
...گري، ما آمادهـيم، پس اگه ميتوني
آره. عالي اره
.خانوم معاوناول - .جنت ريلند -
...فکر کنم آخرين باري که همديگه رو ديدم توي
.شام خبرنگاران کاخسفيد بود - شام خبرنگاران کاخسفيد -
.درسته. فکر کنم از اون موقع قد کشيدي
.يا اون، يا شما کوتاهتر شدين
...اوه، خب
.نه، منم .من پاشينه بلند پوشيدم
.خب، بههرحال، ممنون که اينجايي
.اينجا رو راحت پيدا کردين
.اوه، آره. فکر کنم اين چهارمين مصاحبهام با يه معاوناولـه
واقعا؟ - مم -
.سهتاشون فوقالعاده بودن، فشاري نيست
.داره با من صحبت ميکنه - باشه -
خب، برنامه چيه؟ .قرارـه چيکار کنيم
.خب، با يه مقدار قدم زدن توي سالن شروع ميکنيم
.بعدش مصاحبه رسمي، همينجا
.اوه، اينجا؟ باشه - اره -
ولي اين يعني که اين بايد جابجا بشه
.فکر کردم اينجا ميخواين انجامـش بدين
،نه، قرار بود اونجا باشه، الان قرارـه اينجا انجام بديم و اصلا مشکلي نيست
.پس اون بذار کنار
حالا، دخترم رو ديدين؟
ايميل نهاييـم درباره مباحث مصاحبه رو گرفتي؟
.نه، ولي فيلتر اسپمهام گرفتش - جدي ميگم، گرفتيش؟ -
گرفتم؟
اره. همهچي روبراهـه. بياين تاريخ بسازيم، بچهها
.اوکي، دوربينها حرکت
ممنون که ما رو به خونهـتون
.دعوت کردين، خانوم معاوناول
.اوه، باعث خوشحالي خودمـه
فکر کردم جالب باشه که درباره اين صحبت کنيم که
چه چيزهايي اصلـه و چه چيزهايي توي اين .سالها اضافه شده
داري درباره خونه صحبت ميکني ديگه، درسته؟
.چون من اصلـم - .مطمئنن هستين -
.نه، آره، خونه، خانوم - آره -
.خود خونه به سبک "کوين آن" ساخته شده
خيلي از وس...ايل، وسايل
ستِ "گود اولد بوي"ـه، حقيقتش
واقعا؟ - "جولي جک تارز" -
مثلا، اين دوربينجاسوسي اينجا، يا تلسکوپ
.براي ديدن جاسوسـه
کاش که اينطور ميشد، نه؟
،ميدونين، حالا که صحبتش رو پيش آوردين
ميخوايد که درباره مامور سيا
که در ازبکستان نجات داده شد، صحبت کنيد؟
خب، حقيقتش، من نميدونم که چي بگم
چون اين در اين لحظه
.تحقيقات در جريانـه
حالا اين، اينجا
.يه وسيله فوقالعادهي راهبريـه
فقط فکر کردم که شما شايد بخواين
در اينباره صحبت کنين که اون چطور جون اون دانشجوهاي .جوون رو به خطر انداخت
ولي قبل از مشخص شدن نتيجه تحقيقات
.صحبت کردن دربارهـش غلط و غيراخلاقي خواهد بود
اين زنگـه
ميشه يه چندتا صحنه از راهرفتن شما و جنت توي راهرو بگيريم؟
.حتما - بدون صدا -
فقط چندتا نماي کلي ميخوايم بگيريم
. ...بعدش صداي جنت رو ميذاريم روش .بعدا درستش ميکنيم -
.باشه - و اکشن -
آره، فکر کردم گفتيم که درباره قضيه جاسوسي
به هيچ وجه صحبت نکنيم؟
. ...معذرت ميخوام، احساس کردم که
جدا اميدوارم که اين آخرين
.مچگيري اين مصاحبه باشه
من فقط احساس کردم که شما ميخوايد .که موضوع رو پيش بيارم
.نه، اصلا اينطور نبود
.ميفهمم که چرا اينقدر ناراحتيد
.نه، ناراحت نيستم، جنت
.بههيچ وجه ناراحت نيستم
.فقط ميخوام درست اينکار رو انجام بديم
مم - اين آشغال قديميـه -
.يکي کشيده که من نميدونم کيـه
اين خونه تسخير شدهـست؟ - .اوه، خدا نميدونم -
.از اين خونه متنفرم، اگه بخوام حقيقتش رو بگم
.مثل اين ميمونه که توي زندان عروسکها زندگي کني
.کينتيا. اينو درست ميکني - آماده بشين -
.پشت رو خالي کنين، لطفا - لباست بهتر ميمونه -
.اوه، واقعا - .تو به چيزي نياز نداري. تو فوقالعادهاي -
ولي اين چي؟ - واي خدا -
.خب، اينجا. بيا اينو بکنيم زير .دستت رو اينطور بذار
.ولي اينطوري انگار شکمدرد دارم - خيلي ممنون -
.خب بياين شروع کنيم
.همه آروم باشن ممنون، گلن
صدا؟ - آماده -
حرکت
.ميدوني چيه؟ احساس ميکنم که اينجا يه خرده تاريکـه
...آره، فقط ميخوام
گري، ميتوني لامپ رو بذاري سرجاش؟
.معذرت ميخوام، بيا اون چراغ رو بذاريم سرجاش
ميتونيم چندتا لامپ براي خانوم معاون اول بياريم؟
.آره، بيا برات از توي کونم بکشم بيرون
تو واشنگتن، ميتوني يکي رو پيدا کني که شنبه .هم کونـش رو باز کنه
عاليه، موفق باشي. صدا آمادهـست
.همه آمادهـند همه چي عاليـه
و حرکت
شما کتاب رندل هاوارد
قلبهاي قدرت: پرنفوذترين زوج واشنگتن» رو خونديد؟»
.متاسفانه، وقت خوندن داستانهاي تخيلي رو ندارم
،حالا، زمان انتخابات
گزارش شده بود که صداي داد و فرياد شما
و همسر سابقـتون اندرو مياومد
و اينطور به نظر ميرسيد که خندهها و دوستيهاتون
.همه نمايش براي دوربينها بوده
تمام دوستي شما، نمايش بود؟
.مطلقا خير
حالا، موقع کمپين اندرو با من بود
به اين خاطر که اون ديدگاه مشترکي با من درباره آمريکا
.داشت و داره
باشه - ميخوايم دوباره بهخاطر نور از سر بگيريم -
.ميخوايم بخاطر نور از سر بگيريم - سريع نور رو ميزون ميکنيم -
و واقعا ميتونه بيخيال اندرو بشه
منظورم اينکه، هرچقدر بخواد ميتونه تکرار کنه
...ولي همش همين جواب رو ميگيره، پس
تا حالا اخبار تلويزيون رو ديدي؟
نه، اميدوارم اين کريسمس يکي اون جعبه رو برام .کادو بياره
.اينطور بهنظر مياد - اوهو -
چيه؟ ببخشيد
خب آره؟ -
چيکار... ؟ - بيا اينجا -
چرا؟ چرا داري بهم زنگ ميزني - بيا اينجا -
خدا، چرا دوتا سوراخ چشم توي
روزنامه درست نميکني؟ چيکار داري ميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.