The first 174 lines.
ه . ع . ب ه . ع . ب
هيولاها عليه بيگانگان
اين ماييم عليه اونا
دشمن عليه دوست
مغز متفکر عليه باب
اين شغلي فوق العاده عجيبه
. اوه آره ، عجيبه
ه . ع . ب
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
ه . ع . ب
. نفرين مرد حيواني
. صبر کنيد . صبر کنيد . صبر کنيد ، آهاي صبر کنيد
قرار بود يه هيولاي ديگه تو تيممون باشه ؟
. اونا بهش " مرد حيواني " مي گن
چند سال پيش ژنرال مانگر به اينجا اومد تا اونو استخدام کنه
. ولي دست خالي برگشت
" بخاطر همين فردا ممکنه " جشن تولد مانگر باشه
! سورپرايز
. ما مي خوايم يکي که قبلاً فرار کرده بود به خونه بياريم
کادوي تولد و يه هم گروهي جديد يا بهترين دوست ؟
. بهتره صورتمو به شکل آدماي خيلي خوشحال در بيارم
! بياين انجامش بديم
کسي فکر کرده که شايد ژنرال
مرد حيواني رو بخاطر يه دليل اينجا جا گذاشته ؟
. پس شايد کليدشو فراموش کرده و عصبي بوده
درهرصورت ، کي ميره تو ؟ - . من مي رم -
. فقط بايد بصورت شفاهي موضوع رو مطرح کنم
. ولي اگه اوضاع وخيم شد بياين اونتو
. سوز ، هواتو داريم
. صبر کن ! بذار من اينکارو بکنم
. من مي دونم چطور با يه حيوون وحشي کنار بيام
! برو و بيارش ! توپ رو بگير
قلاده ، کي قلاده ي سگ مي خواد ؟
. آروم ، دوست آبي و عجيب من
. شايد يه هيولا باشم ولي يه سگ نيستم
! درست تو بينيم پاشيدي
... کسي باب رو نمي خوره
... برگرد حيوون وحشي
! آخ
..." اوه خداي من ، کي طرفدار کتاب " اسپارکل فنگزه " " دندون نيش
! سوزان
! اي مرد حيواني بد ! بد
. اوه ، نه من چيکار کردم ؟
. گنجشک کوچولو ، استراحت کن . من هواتو دارم
. باشه
. ممنون که نجاتش دادي . و ببخشيد که با وسايلت کتک کاري کرديم
... فکر مي کرديم که تو وحشي هستي ، نه اينقدر
. احساساتي ، چشماني تيز که ناراحتي هاش رو مخفي مي کنه
. بسيار خوب ، آره ، نمي خواستم اين حرفو بزنم
. اشکالي نداره متاسفانه من عادت دارم که
. دچار سوء تفاهم بشم
سوزان ، حالت خوبه ؟ - . ببخشيد -
. همش بخاطر بچه هاي بد و ناراحته ، مثل ضعف رمانتيک من
. سلام ، من بابم . تو الان به تيم ما ملحق ميشي
! بهترين دوستاي هم ميشيم - . من که نمي فهمم -
به چي ملحق بشم ؟ - . به تيم هيولاها -
قهرمانان عجيب و غريب زمين ؟ منطقه ي 50 و خورده اي ؟
البته . اون جت پک ژنرال که خيلي فرياد کشيد
. و احساسات منو خيلي خيلي ، ... ناراحت کرد
. ببخشيد ، ببخشيد ، همه خوبن . ادامه بده
من هنوزم نمي دونم
. که بتونم در برابر ديگر انسان ها بخودم اعتماد کنم يا نه
... اين نفرين وحشتناک
. نمي دونيد شبيه چيه
. آقا جانم ، من معتقدم که قطعاً مي فهميم شبيه چيه
. آره ، ما همگي هيولاييم . تو هم کاملاً مثل هيولايي
هرچند جاي يه آدم خوش تيپ و رويايي قبلاً گرفته شده . مي دوني ، اشغال شده
. نمي دونم . شايد بتوني بامزه هه بشي
! اوه آره ، او بامزه هه ميشه
. قبول مي کنم - ! آره ! بزن قدش -
! باب ، تو احمقي ... ما هميشه با آغوش از کسي استفبال مي کنيم
در حالي که به روح همديگه زل مي زنيم
و دردناک ترين دردهامون رو تقسيم مي کنيم
! بعضي وقت ها فکر مي کنم پودينگ هستم
. هيولاها ، در مورد اين ماموريت غير مجاز و يه شبه با جت توضيح مي خوام
! سورپرايز - ! تولدت مبارک -
در حاليکه نمي تونم صحت
. تبريکتون رو تاييد کنم ، ولي کادوتون رو قبول مي کنم
. ممنونم ، بدينش به من - جديدترين هيولاتون رو ببينيد -
! مرد زيبا و خطرناک حيواني
! واي ، پايگاه محرمانه ي نظامي ببينم ، شماها ليز دارين ، نه ؟
اون چيه ؟
! هي
شما اون شخص گردن باريکي که به گرگ تبديل شده
به پايگاه من تو روز تولدم آوردي ؟
. که معلومم نيست گرگ هست يا نيست - صبر کنم ببينم ، او شخصيه که به گرگ تبديل شده ؟ -
. سلام ، من مرد حيواني ام
مي تونيد منو واسه شام " حيوان " صدا بزنيد
! چون تو زيبايي و بايد همديگه رو ببوسيم
! الان به همه ي دکمه ها دست مي زنم
. اوه ، دکمه ها . برادر ، درکت مي کنم
. نه ، نه ، نه ، نه ، اين غير ممکنه . او وحشيه ولي حس حيواني داره
. اين نفرين وحشتناک اونه - : نه ، اون نفرينشه
. يه شب يه حيوان معرکس ، و 29 روز ديگه يه آدمه
! واي يه موشک
موشک خوبيه ، ولي من قبلاً
. موشک هاي بهتر رو ديدم ، پس اين يکي بدردنخوره
! آخ ، کور شدم
! دقيقاً به همين خاطر بود که دفعه ي اول اونو استخدام نکردم
" پس " کادوي تولدتون
. هنوز آماده نشده
چرا نمي ري از باقي روزت لذت ببري و ما اين موضوع رو حل مي کنيم ، باشه ؟
" بهم بگو " درستش مي کنيم
" يعني اون مرد احمق رو به کلبش بر مي گردونيم
. شوخي کردم ، کاملاً کور نشدم . ولي اينو تو گوشم پيدا کردم
بنظر آلوده مياد ؟ - . او دکتره -
... من اونجور دکتر نيستم . او با کت آزمايشگاهيم تميزش کرد
. عاشقانه ي بدشانس ، لينک ! با سرنوشت من مبارزه نکن
تقريباً مطمئنم که سرنوشتت
. شامل پاک کردن چرک گوش درکبرگر روي کت آزمايشگاهي نميشه
. آره ، او الان تو جايگاه بدي قرار داره
ولي يه جايي در اون درکبرگر
. يه حيوون خوشکل منتظره که بيرون بياد
. تنها چيزي که نياز داره يه شخص درستکاره که تسليم نشه
درستکار ؟ - . هي دختر -
. من مي تونم با 17 تا از اجزاي بدنم صدا توليد کنم
... اين صداي دهنه
. نقشه ي شخص درستکار رو فراموش کن ببينم علم ديوانه وار کامپيوترت مي تونه
اون گرگ رو به حالت خوشمزه برگردونه ؟ - . فکر مي کردم هيچوقت همچين درخواستي نمي کني -
سنگ مرواريد ساختگي
. 97درصد متشکل از مواد " قمري " و 3 درصد از مواد پرکننده ي مرکب
. اوه ، چه درخشان
ماه کامل باعث شده مرد حيواني تغيير پيدا کنه
. و انرژي ماه در اين سنگ بايد همان تاثير رو درست کنه
. سريعتر دکي ! داره به گيرنده ديجيتال گند ميزنه
مي دونستي يه شبکه هست که فقط بادکنک نشون مي ده ؟
دوا رو روي گردنش بذاريد
اونموقع به شکل گرگ بر مي گرده
مگر اينکه اون 3 درصد مواد پرکننده ي مرکب ... موجب يه واکنش منفي و پيش بيني نشده بشه
! ممنون دکتر سوسک - ! سوزان ، دوا -
! واي يه کادو . حتماً بايد به من علاقه مند شده باشي
. مي دوني ، اونا مارو " حيوان نورميکا " صدا مي زنن
! بايد همديگه رو ببوسيم
چطوره بعد از اينکه کادوتو امتحان کردي اونکارو بکنيم ؟
! واي
! واي ... واي
ببينم ، حرف از بوس زدي ؟
! هي ! اين دومين قرار عاشقانمونه ، دوميشه
. انگار وحشي تر از اون چيزيه که يادم مياد
. واکنش منفي ، همانطور که منتظرش بودم
. خوب ، انگار شبيه علمش نيست
... نذاريد اونتو . لعنتي
... تولدت مبارک ژنرال
! از چيزبرگرهاتون محافظت کنيد
! اون همبر ... گرها رو ول کن
ببينم او از دفعه ي قبلي هم قويتره ؟
. اين بخاطر سنگ مرواريد ساختگيه . ما بايد اون دوا رو نابود کنيم
. باشه ، حتماً ، اما اين يه انتخابه يا نمي توني سنگ مرواريد رو درست کني
و يخورده " اونيوم خوشکل " بهش اضافه کني ؟
. ميدوني که آخرش همبرگرهاي گوشتي تموم ميشن
سوزان ، اونوقت دوست عزيز حيوونيت چي بخوره ؟
اونو ميگي ؟
. آخ ، باشه . مواظب باشيد . مي خوام بزرگ بشم
. تکون نخور
! گرفتمت
سوزان ؟ - حالت خوبه ؟ -
. چقدر نرمي
. فعلاً آره
. ولي من از قبل روحم وحشي شده
. خيلي ببخشيد گنجشک کوچولو - نه ، من معذرت مي خوام -
. نبايد هرگز سعي مي کردم که تو رو تغيير بدم
... از ته قلبم ، هميشه مي دونم که درس هاي جدي
درس ها رو بيخيال ، بايد تا هنوز خوشکل هستي
. همديگه رو ببوسيم - . موافقم -
. واي ، تو واقعاً يه بوسنده ي ضعيف هستي
. من بهتر از تو بلدم . فعلاً
. شرم آوره . اق
. مي دوني ، من بايد بهش احترام بذارم
. درکبرگر ، هنوزم مثل قبل وجود داره
! من دارم به سمت غروب خورشيد ميرم
! ولي اين که طلوع آفتابه ، تو ... فقط برو
. اون از طبقه ي " ز " " زامبي " اومده
No comments yet. Be the first to leave one.