Black Box

Black Box

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

All Episodes
A Commentary by hamuo
فقط آپلود کردم - لذت ببرید

Tags

other
Published on: 2015-10-30
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

عادي"ـو چطور تعريف مي کني " کاترين " ؟ "

. نمي دونم " عادي " چيه

. تو عصب شناسي . فکر کنم بتوني از پسِش بربياي

. بلحاظ آماري ؛ " عادي " به معنايِ " متوسطِ"ـه

اونوقت يعني يه آدم عادي حدِ متوسطِه ؟

. همچين حرف نزدم

. بيا درموردِ اتفاقي که پنج شنبه افتاد حرف بزنيم

. اين پياميه که رويِ پيامگيرم گذاشتي

. " ترکوندم "

. " هرچي مَرد تو اتاق بود مي خواست باهام بخوابه "

. " همه ي زن ها مي خواستن من باشن "

. " دارويِ اوتيسم و اسکيزوفرنيُ پيدا کردم "

. " دارويِ مِرک رو بخريد "

. " البته هنوز درحالِ چونه زني هستيم "

. يه حمله ي جنونِ کلاسيک بوده

آغاز ناگهاني ؛ . . صحبت سريع

. . توهمِ قدرت و خودبزرگ بيني بالا . .

. اظطراب فکري . . توهم . .

و ؟ - . همچين بوده که اينگار سوار موشکي -

. . راستشُ بخواي

تا حالا هيچ وقت تو زندگيم . . . اينقدر بهم خوش نگذشته بود

. . تاوقتي

. . بذار طبلُ به صدا دربيارم . .

. نزديک بود خودکُشي کنم . .

. درسته . نزديک بود خودکُشي کني

. . چهارشنبه ؛ وقتي منُ ديدي

خوشحال بودي و به فکر تغيير . . . کلي زندگيت بودي

. نه ؛ نه ، نه ، نه

. عاشقتم - . منم -

. . مي خوام تا آخر عُمرم

. . هر روز که از خواب بيدار ميشم . .

. تو کنارم باشي . .

. . عزيزم . . نمي تونم . . تو

. . فکر مي کني منُ مي شناسي . .

. اما فقط يه جنبه ـمُ ديدي . .

. بعضي وقتي مي تونم بد هرزه اي بشم

نه انتظارشُ دارم و . نه مي خوام که بي عيب و نقص باشي

حالا نظرت چيه ؟

. تا حدِ مرگ ترسوندم

مي دوني که . هيچ وقت نمي خواستم ازدواج کنم

. ردِش نکردي

. . نه . من . . اه

. بهش گفتم بايد درموردِش فکر کنم . .

بعدش براي اون سخنرانيِ افتتاحيه . . براي انجمن عصب شناسي آمريکا ؛

. با هواپيما راهيِ " سانفرانسيسکو " شدي . .

. آره . خيلي برام مهم بود

. چند هفته اي بود روي سخنرانيم کار مي کردم

اما بعدش ؛ وقتي داشتم تو هتل . بازخونيش مي کردم ؛ يهويي ترس برم داشت

. با معيارهات همخوني نداشت

. براي سخنرانيت ؛ يه جرعه الهام لازم داشتي

. بخاطر همينم داروتُ نخوردي

. اونشب ؛ خيلي خيلي کم خوابيدم

صبح که شد ؛ . . ديگه اثري از دارو تو بدنم نبود

و مغزم . . . از قدرت داشت بال مي کِشيد

وقتي موقع رفتنم رسيد ؛ . آماده بودم

. . باعث افتخارمِه که

رئيسِ بخشِ تحقيقاتِ عصب شناسي . . . . و مرکز درمانيُ که معمولا

به " معکب " مشهوره رو . . . خدمتِتون معرفي کنم

ايشون اخيرا . . به وسيله ي هفته نامه ي " نيوزويک " ؛

بعنوان يکي از صد شخصيتِ برجسته . . . در زمينه ي طِب شناخته شدن

. . مقالات و کتاب هاشون

به گردآوري سلسله مواردي پرداخته اند . . . . که باعث شده

لقبِ . . . مارک و پولويِ مغز " به ايشون داده بشه "

لطفا خوشامد بگيد به دکتر . " کاترين بلَک "

. سپاسگزارم

. باعث افتخارمه که امشب اينجام

فکر نکنم تا امروز شده باشه . . که اين همه قدرتِ مغزيُ

. تويِ يه اتاق کنار همديگه ديده باشم . .

. . مي خوام سخنرانيمُ با گفتن اين جمله که

. همگي بطور کامل جاهليد " شروع کنم " . .

. البته منظورم درموردِ مغزِه

ميخوام بگم ؛ ما روي عضوي مطالعه مي کنيم . . که بشدت پيچيده ـس

. طوري که وَرايِ ادراکِ بشريه . .

. . چطور ميشه صد ميليارد نورون عصبيُ

که صد تريليون اتصال بينشون وجود داره رو درک کرد ؟

شدتِ پيچيدگيشُ به سادگي . ميشه با يه کهکشان بزرگ مقايسه کرد

. . مشکلُ با گوش کردن

. به نصيحتِ يه آدمِ ديوونه برطرف کردم . .

وينسِنت ونگوگ " يه بار گفت " . . براي فهميدنِ رنگِ آبي ؛

قبل از هرچيز بايستي . . . زرد و نارنجيُ بشناسيد "

. . بعبارتي ؛ براي درکِ واقعي هرچيزي

بايستي معکوسِش . . . و اونچه مقابلش قرار مي گيره رو بفهميد

. . منم رفتم روي مغزهاي فوق العاده مطالعه کردم

. تا بتونم مغزهاي عاديُ بفهمم . .

و در اين بين هر روز . . با اين کلمه ي خاص سروکله ميزدم

. " عادي "

وقتي " ونگوگ " تابلويِ " شبِ پُرستاره " رو . . نقاشي کرد

. تو بيمارستان رواني بستري بود . .

. . صرعِ قطعه ي گيجگاهي ؛

باعث ميشد که " پاولِ مقدس " ؛ . . . صدايِ خداوندُ بشنوه

. . همينگوِي " ؛ " سيلويا پلَث " ؛ "

. . بيلي هاليدِي " ؛ " چارلز ديکنز " ؛ " . .

. . هِرمان مِلويل " ؛ " . .

اينا فقط عده ي اندکي از . . انسان هايي با قدرتِ مغزي بالا بودن

. که از جنونِ اندکي رنج مي بردن . .

حالا ؛ بنظرتون بايستي معالجه ميشدن تا تبديل به انسان هاي عادي بشن ؟

کار و تحقيقم حولِ محور احترام به تک تکِ افراد . و مغزهايي مي گرده که باهاشون برخورد مي کنم

. . و همينطور که دارم از بيمارهام ياد مي گيرم

هيچ تلاشي براي اينکه . . . . بلحاظِ حالتِ موهومِ عادي بودن

بخوام تفاوتي بينشون قايل بشم . . . از خودم بروز نميدم

واکنشِ حضار چي بود ؟

! آفرين

! خيلي هوشمندانه بود ! خيلي زيباس

! فوق العاده ـس

. توهم زده بودي

. درسته

تو راهِ برگشت به خونه . دچار هيجان شديدِ جنسي شدم

. اوه . . خدا

. فرداش . . همه چي تموم شده بود

. سوار هواپيما شدم و برگشتم خونه

. . و به " ويل " گفتي

. هيچي نگفتم

. مشخصا

بيا درموردِ چندتا از . . آدم هايِ استثنايي که

تو سخنرانيت بهشون اشاره کردي . . . حرف بزنيم

. . ارنست همينگوي " ؛ با اسلحه ي شکاريش "

. مغزشُ ترکوند . .

سيلويا پلَث " داشت سي سالگيشُ " . . پشتِ سرميگذاشت که

. سرشُ فرو کرد تو فِر اجاق گاز . .

بيلي هاليدِي " بعداز سالها . . سوء استفاده از دارو

درنهايت دراثر اعتيادِ شديد . . . به الکُل از دنيا رفت

ونگوک " درست بعداز اينکه " . . کِشيدنِ يه نقاشيُ تموم کرد

تويِ يه مزرعه ي گندم . . . دست به خودکُشي با اسلحه زد

عادي کردن امور باعث نميشه که . محکوم به " معمولي شدن " بشي

. . بلکه بهت اجازه ميده اينقدر طولاني عُمر کني

. تا بتوني بهترين کارتُ انجام بدي . .

. مي فهمم

. ايندفعه . . اين بار . . مي فهمم

مي فهمي " کاترين " ؟ واقعا ؟

. اين موضوع مهميه . پايِ زندگيت درميونه

مي خواي استثنايي ؛ اما مُرده باشي ؟

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

. سلام . دکتر " بلَک " هستم

. معذرت مي خوام . نمي تونيم جلوشُ بگيريم

. پولِشُ ميديم که ديوارُ دوباره رنگ بزنيد

. خوابشُ هم نمي ديدم

. قشنگه

. سلام " آنتوني " . دکتر " بلَک " هستم

اگر حس و حالِ حرف زدن نداري . اشکال نداره

. الان با پدر و مادرت يه صحبتي مي کنم

خب ؛ . برام بگيد اوضاع از چه قراره

. آنتوني " هميشه پسر فوق العاده اي بود "

. همينطور يه دانش آموز استثانايي

اين پاييز ؛ . . رفته بود دانشگاهِ " ام.آي.تي " ؛

. تا مثل پدرش ؛ فيزيک بخونه . .

. هيچ وقت به هنر علاقه نشون نمي داد

از حدودِ سه ماه پيش بود که . شروع کرد به نقاشي کِشيدن

اولش ؛ روي تمام ديوارهايِ اتاقشُ . . نقاشي کِشيده بود و

بعدش بخاطر بدشکل کردنِ راهروها . . . معلقِش کردن

سعي کرديم دکتر ببريمش ؛ . اما فرار کرد

. الان بالايِ هجده سالِه

. نمي تونستيم مجبورش کنيم برگرده خونه

و اورژانس تشخيص داده که . پسرتون به اسکيزوفرني مبتلاس

. اشتباهِه

. پسرمون دانشمنده . . هنرمند نيست

. يه بلايي سرش اومده . يه چيزي مغزشُ عوض کرده

. . اسکيزوفرني مي تونه اينطور باشه

. . طرف ممکنه بچگي کاملا عادي داشته باشه . .

. . و بعدش يه حمله ي روان پريشي ناگهاني . .

اغلب تو همين سن و سالِ " آنتوني " ؛ . . . به طرف دست ميده

ببينم ؛ اورژانس دارويِ خاصي هم براش تجويز کرد ؟

. سعي کردن . اما قرصاشُ نمي خوره

. . اسکيزوفرني بايد به وسيله ي

. روانپزشک موردِ معالجه قرار بگيره . .

. من عصب شناسم

. اسکيزوفرني نيست . تو اينترنت درموردِش تحقيق کرديم

اين وضعيت ؛ . . ممکنه صدها دليل ديگه داشته باشه

مثل مسموميت با فلزاتِ سنگين ؛ . . تومور ؛ کمبودِ ويتامين بي-12

قبلا اون کارُ کرده ؟

. بله

خيلي خب . اشکال نداره چند لحظه اي باهاش تنها باشم ؟

. ممنون

. " اون زن شيطانِه "

. " يکي از اوناس "

. . مي خواد يه فرستنده رو مغزت کار بذاره "

. " و مغزتُ بُرش بده . .

! " فرارکن "

. به اون صداها گوش نده

. گوش نده

اگه بهشون گوش ندي ؛ . نمي تونن بهت صدمه بزنن

. . اون زن " - . گوش بده ببين چي ميگم -

. بعضيا وقتا ؛ . منم نمي تونم جلويِ خودمُ بگيرم

. قرص نمي خورم

. باعث ميشه خنگ بشم

. مي فهمم

. . ببينم ؛ پيش اومده سردرد داشته باشي " آنتوني " ؛

احساس گيجي کني يا . . حس کني نمي توني حرکاتِتُ کنترل کني ؟

! آره

. آره

. سردرد

. و . . يه چيزايِ ديگه اي هم هست

. مي توني بهم اعتماد کني

وقت تلف کردن نيست ؟

. اسکيزوفرني غيرقابل درمانه . تنها جوابش استفاده از داروئه

. . يه روانپزشک

. . خب ؛ منم همين فکرُ مي کردم ؛

. اما تو دفترم يه حمله بهش دست داد . .

. شايد حق با پدر و مادرش باشه

. . مي خوام ازش آزمايش خون بگيرم

تا مطمئن بشم . . . . اختلالاتِ متابوليک نداشته باشه

More Farsi Persian subtitles for Black Box

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left