The first 200 lines.
هر مادري آرزو داره که پسراش" "مثل رام و لاکشمن در صلح و آرامش زندگي کنن
اين خانمم همينطوره" "براي همين اسم پسراش رو گذاشته رام ولاکشمن
!هي رام "اين رامه"
"اون پسر خوبيه" "همه ازش پيروي مي کنن"
شما ها براي چي اينجاييد؟ برادرت داره با لادو صحبت مي کنه-
لادو يه دزده معلم هم تنبيهش کرد که کسي باهاش حرف نزنه
اما برادرت داره باهاش حرف مي زنه
چرا تو باهاش صحبت نمي کني؟
لادو، گريه نکن من براشون توضيح ميدم
برادرت اومده !هي لاکشمن-
لاکشمن با توام
!به من بگو لاکي...فقط لاکي
"اون لاکشمنه" "اما خوشش نمياد اينطوري صداش کنن"
"اون پسر بدجنسيه"
چرا داري باهاش حرف مي زني؟
اون دوست منه منم باهاش حرف مي زنم
تو نبايد باهاش حرف بزني
من هيچ وقت حرف تو رو گوش نميدم
!برو گمشو
!پست فطرت
به چه جرئتي از حرف برادرت سرپيچي مي کني؟ يکم از اون ياد بگير
داري با آدماي اشتباه معاشرت مي کني
اون دوست منه اين کجاش اشتباهه؟
به چه جرئتي حاضر جوابي مي کني؟
!هنوز که نزدمت
"رام خوشحاله. دلش خنک شده"
"لاکي ناراحته. بهش برخورده"
در مورد "رابيندرانات تاگور" بنويسيد
"رام تو درساش موفقه" "لاکي فکر مي کنه تو همه چي بهترينه"
"لاکي 50 صفحه نوشت درحاليکه بقيه تو 5 صفحه گير کرده بودن"
"اما گفتن که اشتباه کرده"
چرا؟
چي عصبانيتون کرده بابا؟
اينکه باعث تولد احمقي مثل تو شدم
چي بهت گفتن بنويسي و تو چي نوشتي؟
!در مورد تاگور نوشتم
گفتن درمورد شاعر بزرگ رابيند رانات تاگور بنويسي
نه درمورد فيلم تاگور با بازي چيرانجيوي
مگا استار تنها تاگوريه که من مي شناسم
(تقصير اون نيست، تقصير تويه!(مادره
!الاغ
واي خدا! من هميشه اشتباه مي کنم و اونم هميشه درست مي گه
"اگه رام توي بازي دعوا مي کنه" "لاکي توي واقعيت دعوا مي کنه"
"رام با جايزه بر مي گرده" "در حاليکه لاکي زخمي مياد خونه"
...بابا
چي شده؟ از کجا داري مياي؟
منو چند روز پيش زدي حالادوباره مي خواي بزني؟
چرا اين آخر هفته رو به خودت استراحت نميدي؟
چرا هميشه از پدرت کتک مي خوري؟
چرا از برادرت ياد نميگيرِي؟
....مثل اون خوب درس بخون
اگه دوتاييمون مثل هم باشيم پس دوتا آدم متفاوت بودن چه فايده اي داره؟
اگه اون نمره 90 بياره ومن 89 بگيرم شما بازم دعوام مي کنيد چرا يه نمره کمتر گرفتم
درمورد ما دچار سوء تفاهم نشو پسرم شما دوتا بايد باصلح زندگي کنين، همين
بس کن مامان لاکي درست مي گه. رام اشتباه مي کنه
اينو به رام هم بگو ...به شوهرت هم بگو
هر روز منو کتک نزنه
"هر اتفاقي که بيفته، مادرشون ميخواد اونا با آرامش زندگي کنن"
"لاکي بعدا فهميد که برادرش کورکورانه به کتاب ها اعتماد داره*
"لاکي چيزي از کتاب ها سر درنمياره" "اون به حس و غريزه خودش بيشتر اعتماد داره"
"چطوري رام که از کتابا پيروي مي کنه" "ولاکي که از قلبش پيروي مي کنه، باهم يکي ميشن؟"
"براي همين اونا هيچ وقت باهم تفاهم ندارن"
"با بيشتر شدن سنشون، مشکلاتشون هم بيشتر ميشه"
"بياين ببينيم چه اتفاقي براي اين دوتا برادر غير معمولي ميفته"
با افتخار آقاي رام رو به عنوان دستيار کميسر معرفي مي کنم
آقاي سمير هم به عنوان دستيار کميسر معرفي شد
خوشحالي رام؟ نه-
شما با سختي زيادي به مبارزه با "سيوا ردي" ادامه دادين
اون لحظه اي که دستگيرش کنين من خوشحال ميشم
بله رام. ما نبايد کم بياريم
آدمايي مثل سيوا ردي نبايد وارد سياست بشن
در زمان مناسب دستشو رو مي کنيم
موفق باشيد
پسرم، برو مدرسه
نمي رم بابا !نمي خوام
دارم شهريه ميدم براي چي؟ من نمي خوام برم-
نبايد اين بگي
دعوا سرچيه عمو؟
نمي خواد بره مدرسه واقعا؟-
آره شما هم مي خوايد زير بار بريد؟ -
اگه اينطوري پرتش کنم، اتوبوس اونو مي بره
چرا اجازه دادي بياد تو خانوادمون؟
!ميکشمت، بچه لوس
چرا اينطوري کردي؟
چطوري مي تونم اجازه بدم برادرم از بين بره؟
برادر لاکي نبايد اينجوري باشه پس بايد چه جوري باشه؟-
!مثل من
در اينصورت ديگه کاملا از بين ميره
منو الکي احساساتي و نگران کردي !عمو بهم 1000تا بده
بذار به حسابم وقتي رفتم آمريکا يه جا بهت بر مي گردونم
!خرش کردي
اون پسر بزرگترته؟ به نظر بامسئوليت مياد
اينطوري فکر مي کني؟ -چيه؟
يه روز اون اومد به مهمونخونه من
!دو ليوان چاي
روز بعدش دوباره اومد
چايي اينجا معرکه ست
...فکر کردم مشتري هميشگين براي همين باهاشون صميمي شدم
و اونم جزو خانواده شد
چي بهش گفتي؟
...ببين
حالت چطوره پسرم؟
چي پرسيدي؟ پرسيدم حالت چطوره پسرم؟-
چي شد پسرم؟
...پدر ومادر خودم هيچ وقت حالمو نپرسيدن
و شما انقدر خوب باهام احوال پرسي کردين !شما از اين به بعد عموي منيد
عمويي که هديه خداست
...بابا چي شده عزيزم؟-
اين خاله هديه خدايه منه اينم برادرمه
اينجا معبد منه من با شما خيلي خوب ارتباط برقرار کردم
شما دنياي جديد منيد
ما فکر کرديم از نظر عاطفي باهامون ارتباط برقرار کرده
بعدا فهميديم که داشت از خانوادمون سوء استفاده مي کرد
ببين وقتي گرسنه است چي کار مي کنه
مهمونخونه من تبديل شد به غذاخوري اون
وقتي مي خواست مست کنه تبديل مي شد به مشروب فروشي
وقتي پول مي خواست تبديل شد به بانک
يه دفعه بدون اينکه بفهمم يه خانواده 4 نفره شديم
و اونم از اون موقع داره با عشقش منو مي کشه
هر کس با اون ارتباط داره همينجوري گيج ميشه
فقط اوني که خلقش کرده مي تونه درکش کنه
*اون يه پسر ترسناکه*
*رو همه تاثير ميذاره. يه فاسده"
*وقتي باهاش ارتباط برقرار کردي* *ديگه نمي توني ارتباطتو قطع کني*
*رو همه تاثير ميذاره. يه فاسده"
*وقتي باهاش ارتباط برقرار کردي* *ديگه نمي توني ارتباطتو قطع کني*
*مثل يه اسب بدون افسار مي مونه*
*وقتي نشونه گيري مي کنه تيرش خطا نميره*
*اون يه پسر ترسناکه* *همه چي رو مي فرسته هوا*
*مثل بلوتوث همه جا پخش ميشه*
*اون يه پسر ترسناکه* *همه چي رو مي فرسته هوا*
*خودش ديوونه ست، تو رو هم ديوونه مي کنه
*!پسر ترسناک*
*رو همه تاثير ميذاره. يه فاسده"
*هيچ وقت ارتباطشو قطع نمي کنه*
*يه نگاه گزنده داري*
*که باعث ميشه حرکاتت از دستم در بره*
*بيا امتيازا رو حساب کنيم*
*بيا بازي کنيم*
*!منو ببر*
*اون يه پسر ترسناکه* *همه چي رو مي فرسته هوا*
*مثل بلوتوث همه جا پخش ميشه*
*اون يه پسر ترسناکه* *همه چي رو مي فرسته هوا*
*خودش ديوونه ست، تو رو هم ديوونه مي کنه
*اون يه پسر ترسناکه* *همه چي رو مي فرسته هوا*
*اون ديوونه ست. خودش ميگه مراقب باش*
*اون يه پسر ترسناکه* *همه چي رو مي فرسته هوا*
*مي تونه سونامي رو متوقف کنه*
*!پسر ترسناک*
*!پسر ترسناک*
*!پسر ترسناک*
با اين همه مستي که موتور هارو مي رسونه خونه؟
اينو از جاش دربياريد
!واي نه...درش بياريد رفقا
!برادرم
!هي
سلام قربان داشتم نگهش مي داشتم
من دوست برادرتونم
...مامان !يه فنجون قهوه
مامان، چايي براي من الان ميارم-
عمدي بود
ورود باشکو سيوا ردي به سياست با شکوه نه، اشتباه
خلافکارا دارن ميان توسياست پس اين پليسا دارن چي کار مي کنن؟
!لعنت
!پليسي به دليل گرفتن 500 روپيه رشوه دستگير شد
!واقعا که
!همکاري پليس و دزد
منگما، روزنامه رو ببر خبراش اعصاب خورد کنه
!همش درمورد دزد و پليسه چرا درمورد من نمي نويسن؟
!واي خدا
بيکار بودن از پليس بودن بهتره
بابا منو مي کشه
!برنامه مورد علاقم
!محکم بزنش
وقتي تير انداز تمرکز نداره، فايده اسلحه داشتن چيه؟
اين چيه؟ به تو دادم؟ فراموش کردم-
شورباي ميوه براي پدرته
بابا شورباي ميوه دوست داره !اما من ميوه دوست دارم
اينم شورباي ميوه
...بابا
*..تو چه قدر حقه بازي شيوا*
*...چه قدر بدجنسي*
اينم شورباي ميوه تون هممم-
ميوه ش کلسترول داره اين مزخرفات رو ول کن-
...ببينيد بابا براي چي ناله مي کني؟-
...ناله نه !ويزا
چرا؟ چون مي خوام برم آمريکا-
حالا خيلي لازمه؟ پول لازم دارم_
براي ويزا پول مي خوام
دوبار گفتم نه از برادرت بگير
گدايي کنم از پول گرفتن از اون بهتره
حرف بد زدي؟
من و حرف بد !؟ نماشو تموم کن-
سيگار من چطوري انقدر زود تموم شد؟
بابا، يه نصيحتي بکنم؟ بگو-
سيگار نکشيد براي سلامتي خوب نيست
تو هم سيگاراي منو نکش سلامتي خودت آسيب نمي بينه
واي خدا...بابام بايد کارآگاه ميشد
تو با يه پليس زندگي مي کني !مراقب باش
...برو مجرم هاي توي شهر رو بگير
No comments yet. Be the first to leave one.