The first 193 lines.
کس ننت
بيا ديگه
حالت خوبه؟- اون داشت از جاده خلاف ميومد-
اينو نگه دار بايد بريم بيمارستان
ميتوني منو خونه ببري؟- البته، برو تو ماشينم بشين-
بر ميگردم
ميخواييد با جرثقيل براي کمک تماس بگيرم؟- نه،خودم ميتونم-
ممنون که منو رسوندي
اسم شما چيه؟ تا با پليس تماس بگيرم
آبجو؟- بله، ممنون-
اينجا تنها هتل در اين شهره؟- مگه اينجا خوب نيست؟-
اينجا به اندازه کافي براي من خوبه
چطور ميتونم با پليس تماس بگيرم؟
مشکلي پيش اومده؟- توي جاده تصادف شده-
اون معمولاً همين موقع ها اينجا پيداش ميشه
کوين
داري دنبالم ميگردي يا نگام ميکني؟- من دارم دنبال پليس ميگردم-
.تو پيداش کردي (ما اينجا ميتونيم راحت باشيم(در لباس غير نظامي باشيم
مشکل چيه؟- توي جاده يک تصادف رخ داد-
کجاي جاده؟- ميشه جاي ديگه اي بريم صحبت کنيم؟-
پس بيا بريم کلانتري
اوه، خداي من- نميتونستم بي خيال اين موضوع بشم-
در حال حاضر هيچ جا رو براي نگهداري از اين ندارم
اون مرده؟- شک دارم-
من اينو پيدا کردم
ساعت 12:30 هتل "نورست" . چيز ديگه اي هم هست؟- نه-
.شايد اون کنترلش رو از دست داده .اين اتفاق زماني ميفته که بخوايي زودتر برسي
به نظر ميرسيد عجله داشت تا زودتر به اينجا برسه
اکثر مردم توي جاده ها عجله ميکنن
اون مست بود؟- نه، اون ميخواست با ماشين يه دختر که از رو به رو ميومد تصادف نکنه-
اون خانوم کجاست؟- خارج از شهر پياده شد. خانم زيبا و موهاي بوري هم داشت-
بريم اونجا رو ببينيم. چيز ديگه اي به ذهنت ميرسه؟
ميشه براي من توضيح بديد؟- نه، فعلاً نميشه-
ما بايد از ماليات هاي اين پول براي کارهايي غير از اين دلقک هاي نظامي استفاده کنيم
شيشه هاي جلويي گلوش رو بريده
هويتش شناسايي شده
به "موريس" بگو بعد از کالبد شکافي اگه ...چيزي پيدا کرد
باهام تماس بگيره
هر چيز غير عادي که بدست آورد ميخوام بدونم- ...ولي-
قبل از اينکه جنازه بو بگيره انتقالش بديد
"بيا "بيل
پاهاش يا شانه؟- پا-
خيلي شجاعي
اين مرد اگه تا آخر روز اينجا بمونه حسابي پخته ميشه
درب صندوق عقب شکسته
چرخ هاي ماشين رو عوض کن تا بتونيم از اينجا ببريمش
اکثر مردم اين طور موقع ها استفراغ ميکنن
اين جور چيزا برات عاديه؟- آره ،در عراق زياد ديدم-
پياده نظام بودي؟- مهندس -
من جزو نيروهاي ويژه بودم
بهترين زمان هاي زندگي من بود
فقط داشتي از اين شهر رد ميشدي؟
.آره، من بايد تا فردا بعد از ظهر به "بروکن هيل" برسم .ولي به يک مکانيک نياز دارم
يک تعميرکار خوب سراغ دارم ولي اون تا قبل از نيمه شب اينجا نيست
اين طرف ها مسافرخونه است؟- آره، همراه با گروهاي نوازنده-
من از اين نفرت دارم، ولي خب باعث جذب گردشگر ميشه
ميتوني بيايي خونه من- نه، ممنون-
مشکلي نيست. همسر من آشپز خوبيه
.صبح هم برات يک تعميرکار خوب ميارم .نميتوني قبول نکني
.خودشه .به نظر ميرسه قبلاً اونو ملاقات کردي
زياد آشپز خوبي نيستم- من هيچ وقت شکايت نکردم-
.خيلي خوش شانسي که زنده اي ولي هنوزم نميفهمم
کجا ميخواستي بري؟- فقط ميخواستم کمي رانندگي کنم-
درسته،اما کجا؟- ميخواستم برم جهنم. نه اينکه خودت اين طور نيستي؟-
آره، ولي من هميشه تو جاده ها ميمونم- هميشه نه-
ميدوني اون پول از کجا اومده؟- احتمالاً خريد و فروش مواد-
ما نزديک مرزيم
اون پول چقدر بود؟- زياد-
تو کلانتري گذاشتيش؟- عزيزم،در اين مورد به پليس چي بگم؟-
هر چي کمتر بدونم ، بهتره
...خانم
به نظر مياد آب و هوا ميخواد تغيير کنه خيلي ها تغييرات رو دوست ندارن
اونها ميخوان همون روال هميشگي رو داشته باشن
درواقع اين ما هستيم که داريم هميشه تغيير ميکنيم منم مثل تو در حال تغييرم
هيچ کس نميتونه ثابت باشه
به همين خاطر من عراق رو دوست دارم هميشه همه چيز در حال تغييره
وقتي که در حال نبردي و براي زنده موندن تلاش ميکني، واقعاً چيز بزرگيه
...اگه تو يک چيزي رو ببيني و به اون علاقه مند بشي
آيا حاضري همه چيزو به خاطرش قرباني کني؟
بستگي داره اون چي باشه- اون به ايستگاه پليس اومد-
.گفت که پولش رو به سرقت بردن .از اون موقع ما با هم بوديم
او به من احساس زنده بودن ميده
چي فکر ميکني؟- کار خوبي انجام دادي-
حالا ميخوام در مورد خونه ام بگم
:من عاشق سه چيز هستم کارم، خونه ام و همسرم
آيا ايمان قوي بدون عشق وجود داره؟
هرگز
سيگار نداري؟
ميخواهي شنا کني، فرانک؟
نه،ميخوام برم دفترم و چند تا چيز رو بررسي کنم
زياد طول نميکشه- باشه-
ميخوايي بياي شنا کني؟- نه،خانم تورنر-
ميتوني منو "جينا" صدا کني؟- بله-
مطمئني نميخوايي شنا کني؟
مثل اينکه نميخوايي زياد صحبت کني
امروز ميخواستي چقدر از اينجا دور بشي؟- تا اونجا که امکان پذيره-
چرا اون چمدون رو برداشتي؟ ميتونستي باهاش فرار کني
درستکاري يکي از ضعف هاي هر آدميه
همچين آدمايي کم پيدا ميشن
ميشه لباسم رو بدي؟
من اتاقت رو بهت نشون ميدم
داري از روشنايي هاي خيابون فرار ميکني که توي تاريکي ايستادي، سام؟
مگه جرمه؟
مردي که نصف شب با يک چوب بيليارد پنهان شده باشه ميتونه يک هدف مجرمانه داشته باشه
اومدم- چي ميخوايي ،سام؟-
.دارم تعجب ميکنم که الان تو خونه در کنار همسرت نيستي زنت خونه است؟
بهتره سرت تو کار خودت باشه
شما هميشه مهمان داريد؟
،فرانک زياد از مهمونا خوشش نمياد شما استثنا هستيد
اين ماله تصادفه؟
اون اين کارو کرده؟
هميشه اين کارو نميکنه
چرا باهاش زندگي ميکني؟
فرانک آدم عصبي هست
اون حتي يه بار يک پليس رو از پنجره بيرون انداخت و به شدت مجروح شد
اون اين کارو گردن نگرفت ولي به اينجا انتقالش دادن
من اينجا گير کردم
فرانک داستان ديگه اي به من گفت- ولي اون اينطوريه-
شما چند وقته با هم ازدواج کرديد؟- به سال بگم يا ساعت؟-
خب...شب بخير
ممنون از شما- ممنون، جينا-
ممنون، جينا
حالا خوب شد
سريعتر
آشغال تخمي- موافقم-
تو کي هستي؟ از بستگانشي؟- نه،هيچ کدوم از بستگان من زنده نيستن-
من "فينلي" ام، از طرف شرکت بيمه غروب آفتاب
چه شرکتي؟- غروب آفتاب. براي محاسبه خسارت اومدم-
دنبال چيزي هستي؟- آره-
،به چيزي دست نزن اينا مدرک جرم هستن
پليس محلي اينجا بوده؟- شمارشو بهم داده -
باهاش تماس ميگيرم
هر سوالي داري ميتوني ازش بپرسي
من با سام برميگردم خونه
نه،در هر صورت من الافم، خودم ميبرمت خونه
.ما ميريم بيرون غذا بخوريم يه بوس بده
از ملاقات باهات خوشوقت شدم، کالين
اين تعميرکار ماشينتو درست کرد
بابت همه چيز ممنون- بيخيال-
من ميام و گزارش تصادف رو مينويسم
اوه،تقريباً فراموش کرده بودم
.شهادت دادن همسرم کافيه .ديگه نميخوام بيشتر از اين تو دردسر بيفتي
ممنون- موفق باشي-
سلام؟
الو- آقاي پترسون؟-
،ما درباره کار شما ميخواستيم باهاتون مصاحبه کنيم و تا ساعت 12:30 بيشتر فرصت نداريد
به نظر ميرسه که براي من يه خرده مشکله
شما اين کارو ميخواهيد يا نه؟- البته که ميخوام-
من تا ساعت 12:30 منتظر شما ميمونم- باشه، ميام-
کسي هست؟
بازرس کجاست؟- رفته ماهيگيري-
يه نفر توي جاده مرده- متاسفم،الان وقت ندارم-
من الان توي شخصيت بد خودم هستم
اون کيه؟دستيار فرانک؟- اون فقط داره از اينجا عبور ميکنه-
ماشينت کجاست؟ فرانک بيشتر از اين به تو اعتماد نکرده؟
خسته ام- از بس سرت شلوغه-
من بايد اينا رو حساب کنم يا نه؟
فرانک چش شده؟ امروز صبح رفتارش تخمي به نظر ميرسيد
باهاش جر و بحث کردي؟
من يه چيزايي شنيدم- مثلا چي؟-
يه چيزي
هميشه با خودم فکر ميکنم چه بلايي سر هر دو همکاراي فرانک اومده
افرادي که باهاش ناهار ميخوردن
اسمشون چي بود؟"کريس" و "کارت"؟ درست يادم نيست
به من بگو چطور اين کارو کرد
چون تو زن هستي مورد ضرب و شتم قرارت داد؟
اوه،من در اين شهر گير کردم" "اگه از اينجا نرم ديوونه ميشم
تو نشون دادي که پيروزي تو مشتته
آدم باهوشي هستي
بعد از ظهر يه مشتري مهم مياد
.ممکنه براي کار و تجارت اومده باشه .اون به خدمات و راهنمايي تو نياز داره
اگه برات مشکل نيست پس چرا خودت اين کارو نميکني؟
اين شغل تو است که شامل تميز کاري هم ميشه
آدم احمق و کس خل
احتمالاً خودم انجام ميدم
فرانک ميدونه که تو چطوري به من نگاه ميکني
در مورد تجاوز هم چيزي ميدونه؟- شايد-
به زودي بهش ميگم
کجا ميري؟
فرانک؟
!کالين
سلام- ميتوني منو تا خونه برسوني؟-
فرانک اينجا نيست؟- نميدونم اون کجاست-
واقعاً؟- آره، ممنون-
سوار شو
راست ميگي؟- بله-
ببخشيد که دارم وقتتو ميگيرم- ده دقيقه که ديگه نميتونه زندگي منو تغيير بده-
نميخوايي بگي چه اتفاقي افتاده؟- واقعاً دوست داري بشنوي؟-
مادر جنده
ميخوام با "جينا"صحبت کنم. اون کجاست؟
وقت ندارم- ...سام، ميخوام باهات صحبت کنم-
خدافس
فرانک
No comments yet. Be the first to leave one.