The first 200 lines.
تــرجــمــه از: داوود و امـــيــن D@vid & Amin03
.ابري از سوظن دولت را فراگرفته است
حقيقت پوشونده شده بود؟ چه دروغهايي؟
.اي، خدا. از استيضاح متنفرم
.خيلي دهه نوديـه
خب، الان هم مجلس و هم سنا دنبال
.رييسجمهورند .قرار بارون درد بباره
حرکت بعدي رييسجمهور چيه، جونا؟
.اين دهن قفلـه
درسته نميدوني
نه، من فقط سياست «نپرس و نگو» رو درباره
.چيزهايي که ميدونم، دنبال ميکنم
.يا چيزهايي که نميدونم
.جونا، حرف نزن، واينستا
بايد گمشي و برگردي همون دنياي غرب
...ولي خانوم - بايد گمشي -
. ...ولي خانوم - گفتم گمشو -
.سهتا گمشو، يعني بيرون - بله، خانوم -
.آره. بچهها، همگي بيايد دفترم، لطفا
گري، چرا نميآي اينجا کنار من نميشيني؟
باشه
،من قبلا به امي گفتم
.ولي چيزي هست که بايد به همهـتون بگم
.فکر کنم بدونم چي قرارـه بگين
تصميم گرفتم که براي انتخابات بعد با
.رييسجمهور نباشم .ميخوام بزنم بيرون
آره
.خانوم، من عميقا با شما همدردي ميکنم
.خب، من که نمردم
برنامهام اينکه
،دو سال ديگه بزنم بيرون
ولي چهارسال بعدش
.توي انتخابات شرکت ميکنم
ولي توي اين برهه، مشخصا نميتونم همهـتون .رو نگهدارم
نه. مشکلي نيست
،پس اگه نيازـه که دنبال شغل ديگهاي بگردين
.بايد دربارهـش فکر کنين
.کسي الان به اين فکر نيست خانوم
.به هيچ وجه به اين مسئله فکر نميکنيم
.من هنوز دارم اطلاعات رو هضم ميکنم
.ولي واقعا بايد به تلفن جواب بدم
آره؟ - آره، آره، آره -
...خب، اخلاق کاري تو
.آره، آره - .الهام بخشـه، دن... -
بهش زنگ نزدن، اون داره زنگ ميزنه، نه؟
سلام. آره
ميشه به فرماندار چانگ بگيد که
دن ايگان اماده صحبت چانگاي ـه؟
سلام، سناتور مککنزي، چطوريد؟
فکر ميکني واقعا ميره؟
.خدايا، چه بد
.نه، منظورم اينکه من مطلقا کاري ندارم که بکنم
منظورم براي اون بود
با اين وجود، شايد به اين معني باشه
.که ما ميتونيم زمان بيشتري رو باهم بگذرونيم
.بذار آروم آروم جلو بريم
خدايا
خيلي ممنون که توي اين فاصله کم قبول کرديد که من رو ببينيد، آقاي داويسون
مايه خوشحالي منـه، خانوم ويلسون
من از تحسينکنندگان پروپاقرص ِ بهروري و ظرافتکاري شما هستم
.اوه، خب، اگه اينطورـه، مستقيم ميرم سر اصل مطلب
.عاليـه شجاعتتون رو تحسين ميکنم
تقريبا ترسناکـه
.بله، نماينده کازينسکي
يا شايد بايد بگم مربي کازينسکي؟
بله، قربان. خب، من هميشه شما رو به چشم .مربي خودم ميديدم
پدر من بيشازحد عجيب و سرد بود، من شما .رو جاي پدر خودم ميدونم
مثل اون شبي که پيشم موندي و ما صبح بعدش باهم روزنامه خونديم؟
اوه - واقعا جالب بود -
و پيش خودم فکر کردم، اين چيزيـه
.که باقي زندگيـم ميتونم انجامـش بدم
آره، خب، ميدوني، منم خوابيدن و روزنامه
. ...رو به اندازه هرکس ديگهاي دوست دارم، ولي آره -
باقي زندگيـت؟
.ميدوني، زخم بستر ميگيري
من راحت ميتونم يه جا برات توي
.تيم ِ "اعداد رويايي" باز کنم خوبـه؟
.بله، قربان - ما اونجا همه باهم رفيقم -
.پس قبولـه - .از کار با شما خوشحالم، قربان -
آره، آره. قاضي "بلکول" چطوريد؟
.ممنون که جواب تلفنـم رو داديد
سريع ميدويي؟ - اوه، آره -
.بهم ميگن فلش ِ واشنگتن
شک دارم
.خيلي خب، بيا سريع تمومـش کنيم
با اين پرده ِ گنده، لاتي
که بوي شاش ميده راحت نيست
هي، تو مثل چي حرکت ميکني، ويل؟
من به آرومي يه کارآگاه ِ اهل ميسيسيپي حرکت ميکنم
.وقتي که داره درباره قتل يه سياهپوست تحقيق ميکنه ميسيسيپي از ايالتهاي جنوبي آمريکا] [که هنوز نژادپرستي در اونجا رايجـه
درسته، آمادهاي، مايک؟
.آره، پشتـتونم
هي، خانوم، ميدونين با اين خبر
.قلب رييسجمهور رو ميشکنيد
.کاش ميتونستم ستون فقراتـش رو بشکنم
.ولي نميتونم. چون از ژله درست شده
بيخيال، معاوناولي شما بهترين اتفاقي بوده که .براي آمريکا افتاده
.گري، افتضاح بوده
.نه، اينطور نيست - .همينطورـه. دارم ميزنم بيرون -
.اوه، خانوم معاوناول - قبلا چي بهت گفتم؟ -
دوباره؟ - آره -
.ببخشيد، بن .بايد برم رييسجمهور رو ببينم
اوه، نه، نه. قرار نيست .کنسل کرد
.قرارـه جاش منو ببيني
خانوم، امروز ميخواستم همين رو بهتون بگم
. ...که شما بهم گفتين .گمشو -
دارين جملهام رو تموم ميکنين يا دوباره دارين بهم ميگين؟
هردو
بله، خانوم
خوبه. ادامه بده
...نماينده
.واو، تو سريعاي
ميخواستم ببينم که ميتونين از مدير مطبوعاتي .درجه يک استفاده کنين
ها، من جدا نيازي بهت ندارم، مايک
تو يه جورايي بدردنخوري
مثل يه واينکينگي ميموني که توي زمان گير افتاده
.من ارتباطات عالياي دارم - واقعا؟ -
.آدمهاي خيلي خيلي مهم، قربان
.شايد بتوني شارليز ترون رو برام جور کني
.بامزه بود، ولي جدي ميگم قربان
.نه، منم جدي ميگم .ميخوام بکنمـش
اصلا چرا داري مياي بيرون؟ تو رو موقعياي که کيرت توي قهوهي معاوناول بود، گرفتن؟
.نه، ما فقط نياز به چالش جديد داريم
ما؟ چي، همه تيم دارن ميام بيرون؟
.نه، نه، نه، قربان - لعنت -
.ديگه نميخواد معاوناول باشه - نه، مطلقا اينطور نيست -
.ما باهم قرار گذاشته بوديم من دو سال ديگه سنا رو ميگيرم
.و شش سال ديگه باهم توي انتخابات شرکت ميکنيم
.برنامه اين بود - چرا نميري خودت رو نميکشي، ويل؟ -
بذار واضح بگم، قربان. ممکنه که بخواد شش سال ديگه
تو انتخابات شرکت کنه، اگه بخواد معاوناولي رو بذاره کنار
.که من در واقع اينو نگفتم
اوه، لعنت، ممنون که اومدي
ميدوني چيه؟ اگه از قبل نميدونستم
.چقدر افتضاحي توي کارت، الان ثابت کردي
.خبر خيلي مهمي دارم، خانوم
خب، مال من گندهـست
در حقيقت، من تضمين ميکنم که مال من خبر .صفحه اولـه
،مال تو احتمالا صحفه شش
.قاطي مزخرفات کارداشيانـه
،رييسجمهور ميدونه اينا آخر به کجا ختم ميشه
بهخاطر همين اون جام زهر رو
.از ليوان خيلي خيلي بزرگ من خورد
هان؟ - .دو سال ديگه نميخواد توي انتخابا شرکت کنه -
جدي ميگي؟
.نه، "جونا ريورز"ـم
معلوم که جدي ميگم
وقتي که رهبرهاي حزب بفهمند که نميخواد توي انتخابات ،شرکت کنه
.تمام اين مزخرفات ِ استيضاح رو ميذارن کنار
...پس
چرا خودش بهم نگفت؟ چرا تو داري بهم ميگي؟
چون نميتونست اين قيافه رو
دقيقا همين رو، خوشحالي واضح رو تحمل کنه
بن، من بيصدا توي خودم
.گريه ميکنم
درحالي که توي ذهنت داري روي قبرش ميرقصي
.نگو که تو خوشحال نيستي
.بالاخره داري ميزني بيرون از اينجا
.خب، اين شغل نيست که افسردهکنندهـست
.زندگي افسردهکنندهـست
بيا بريم
.نه، خودم ميتونم
من خوبم
آره
!خدا
اهوم
سلام، سو
،يه مشکل اضطراري پيش اومده .ميخوايم معاوناول رو ببينم
.نه - .دهنت سرويس، از در بغل ميرم -
.اگه بري سرويس مخفي گردنـت رو ميشکنه
.واقعا غمناک خواهد بود - بله؟ خانوم -
. اوه، سلام، راجر .ميتونيم صحبت کنيم -
البته که ميتونيم. ميتوني خوردنيـم رو بدي، لطفا؟
.اوه، آره سريع نخورش
.اوه، تموم کن، همش نگراني
خيلي خب، يه چيز بيار که بتونم با قاشق بخورم
تو از اينا ميخواي؟ - نه، ممنون -
.راست خوشتيپ شدي - اوه، ممنون -
ورزش ميکني؟
،آره، با اون رژيم غذايي قديمي، استرس .کالري ميسوزننم
اوه - ميدوني استرس -
اگه ميخواي تست قلب بدي، قبلش حتما بايد .يکي داشته باشي
يه شايعه خيلي کثيف شنيدم
که قرار نيست دو سال ديگه با رييسجمهور .توي انتخابات دوباره شرکت کني
اوه - اين يه جورايي -
ناراحت کنندهـست چون لازمت دارم که دوباره .به عنوان معاوناول توي انتخابات شرکت کني
و بعدش من ميرم توي سنا
.و بعد من و تو باهم توي انتخابات شرکت ميکنيم
.يادته، ما باهم معامله کرديم - آره، يادمه -
اين شايعه رو کجا شنيدي؟
.اوه، اينو از اون موقرمزت شنيدم
.خل ِ سيبيلدار مکلينتوک
چي، شوخي ميکني؟
.از نظر مايک اطلاعات دشمن انسانـه ولش کن
پس دو سال ديگه با رياستجمهور توي انتخابات شرکت ميکني؟
قطعا دو سال ديگه توي انتخابات شرکت ميکنم
.و بعد چهارسال بعدش براي انتخابات دوباره، عزيزم
منظورت از انتخابات دوباره چيه؟
.انتخابات دوباره نه انتخابات اون موقعه
.آره، درسته - .انتخابات تو و من -
No comments yet. Be the first to leave one.