The first 200 lines.
"احساس تویی و من تصویر توام"
"تو دوایی و من بیماری هستم"
"تو بخشنده و من خودخواهم"
"تو آهنگی و شعرت منم"
"تو دعایی و منم خدمتگذارتم"
"تو آزادی و من در بندم"
"تو تاریکی هستی و من ستایشگر تو"
"تو مقدسی و من مظهر دردهام"
"تو رو که دیدم دنیا مال من شد"
"تو رویایی و من واقعیت"
"قبول کردم که تو سرنوشت منی"
"احساس میکنم غرق در وجودت شدم"
"...این نزاکت توئه"
"که منو از تاریکی بیرون کشیده..."
"...این نزاکت توئه"
"که منو کامل عوض کرده..."
"احساس تویی و من تصویر توام"
"تو دوایی و من بیماری هستم"
"تو بخشنده و من خودخواهم"
"تو آهنگی و شعرت منم"
"تو دعایی و منم خدمتگذارتم"
"تو آزادی و من در بندم"
"تو تاریکی هستی و من ستایشگر تو"
"تو مقدسی و من مظهر دردهام"
"تو رو که دیدم دنیا مال من شد"
"تو رویایی و من واقعیت"
"قبول کردم که تو سرنوشت منی"
"احساس میکنم غرق در وجودت شدم"
"...این نزاکت توئه"
"که منو از تاریکی بیرون کشیده..."
"...این نزاکت توئه"
"که منو کامل عوض کرده..."
"...عشق من...تو شکنجه گر منی"
"تو سیلاب و طلوع منی"
"من هدف تو ام"
"تو کشتی ـه منی و من ساحل تو ام"
"...عشق من...تو شکنجه گر منی"
"تو سیلاب و طلوع منی"
"من هدف تو ام"
"تو کشتی ـه منی و من ساحل تو ام"
"...این نزاکت توئه"
"که منو از تاریکی بیرون کشیده..."
"...این نزاکت توئه"
"که منو کامل عوض کرده..."
"...این نزاکت توئه"
"که منو از تاریکی بیرون کشیده..."
"...این نزاکت توئه"
"که منو کامل عوض کرده..."
شیلا،تو؟
این چیه؟
!لطف جنابعالی ـه
لطف من؟
پوسترش قشنگه،مگه نه؟
.این فیلم ماه بعد میاد
ولی در حال حاضر،اومدیم "شوقین" رو ببینیم
.پس روی اون تمرکز کنیم...
.دهلی،یه شهر دوست داشتنی و سرگرم کننده
،اگه صادقانه بگم ...اینقدر حقه بازی توی این شهر
.هست که توی فیلما نظیرش رو نداره...
،اینجا رمانس هست .ولی سر قبر یه بدبختی
،درام هست .ولی توی معابد
،کمدی هم هست .ولی سر مراسم یادبود یه بدبخت دیگه
،و دعوا هم هست .اونم سر هر خیابونی
...و چیه که این شهر رو سرگرم کننده و دوست داشتنی کرده
.یه آقایونی هستن...
.یه نگاه به اینا بندازین
"لالی"،"کی دی" و "پینکی"
...سن ـشون به 60 سال رسیده
.ولی رفتارشون هنوز سگی ـه...
...تا یه دختری ببینن
.هنوز دُم ـشون براش میجُنبه...
...دلیل این رفتارشون
.تنهایی ـشونه...
.لالی
.توی زندگیش دو تا کمبود بزرگ داره:مو و تفریح
.واقعیتش،اون خودش یه خونواده بزرگ داره
.یه مغازه کفش فروشی توی میدون
.و عزت و احترام اجتماعی
.ولی هنوزم از درون احساس تنهایی میکنه
.حالا میپرسین چرا
...زنش تبدیل به آدم مذهبی ای شده
.و از زندگی زناشویی دور شده...
...بخاطر همین لالی یه علاقه ی
.بسیار شدیدی به دنیای مُد داره...
"خواهر کوچیکتر لالی:"چنچل
.بنده خدا یه هفته بعد ازدواج طلاق گرفته
...و پسرش
!اون دیگه یه اعجوبه ی به تمام معنیه
...اون با طمانینه یه عکس گرفته
...واسه پوستر مغازه باباش...
.مامان،شیر
.و فکر میکنه یه مُدله
.بگذریم،لالی هیچ علاقه ای به پسرش نداره
.ولی خیلی به زنها علاقه داره
...هر چقدر از ریاضت توی خونه اش پریشانه
.به همون اندازه از ضیافت توی مغازه خوش نصیبه...
...مغازه اش از کفش مجلسی مردانه
.امروز شده فروشگاه کفش زنانه...
.و زندگی ـه لالی هم یه کم رنگارنگ شده
"این درد هیچ دوایی نداره"
"چه تو عاشق باشی و یا قصاب؟"
...درست مثل اون،دوستش پینکی
.از یه زندگی ـه خسته کننده رنج میبره...
"هریشانکار گویال"
.زندگیش درست مثل یه رویای تحقق نیافته هست
...از بچگی توی کاسبی به پدرش کمک میکرد
.و نتونست به درسش ادامه بده...
.توی سن جوونی تا خواست بجنبه پدرش بهش زن داد
.پس دوست دختر بی دوست دختر
.بعد ازدواج سریع بچه دار شد
.پس عشق و حال بی عشق و حال
...وقتی پسرش بزرگ شد
.فکر کرد که با زنش میتونه دنیارو بره بگرده...
ولی زنش رفت آسمونا تا واسه خودش بگرده
بهرحال،توی اینا جناب گویال !از همه مایه دارتره
.اون سلطان ادویه توی "چاندنی چوک"ـه
دو پسر و بچه ها شون.
.در واقع،اون حتی پدربزرگ هم شده
.ولی بنده خدا خوشحال نیست
.یه کم هم بداخلاقه
.ولی اخیرا یه بارقه ی امیدی در اون دیده شده
.سلام،ببخشید
"وقتی توی دنیا عشق هست"
"موندم چرا این دل باز راضی نمیشه؟"
!درست روبروی مغازش یه فرشته اومده
"انجی"
.بنظر پینکی عاشق این دختر ماساژی ـه شده
.ولی یه مشکلی هست
"انگلیسی"
.در واقع،پینکی عاشق دختریه که انگلیسی حرف میزنه
.و انجی هم فقط انگلیسی حرف میزنه
.ولی خودش انگلیسی بلد نیست
پی چجوری صحبت کنن؟
.بنظر این داستان عشق ـشون سرانجامی نخواهد داشت
.براش احساس تاسف میکنم
.ولی واسه اون یکی نه
"کمال دیر شرما" ملقب به "کی دی"
.نمونه واقعی ـه مصائب شهر دهلی
.پولداره،مُد روز ـه،پارتی هم داره
.یه عیاش درجه یک ـه ...
.و چرا نه.اون کل عمرش مجرده
.شصت سالشه،ولی رفتارش مثل 30 ساله هاست
...هنوزم دوستی با دخترا براش
.کار سختی نیست...
.پینکی اونو مثل عاشق و استاد سکس هم میدونه
...ولی واقعیت اینه
.سکس خیلی با زندگیش فاصله داره...
ولی بازم...اون یه نهاد غیر دولتی .برای بیوه ها داره
.برای این زنای درمانده مثل یه فرشته هست
ولی واسه کی دی،این یه تمرین ـه .برای بدست آوردن یه چیز والاتر
.کی دی این ترفند هارو بیرون امتحان میکنه
...چون توی این محیط
،اون فقط نقش یه سخاوتمند رو داره... .نه عاشق
...ولی شنیدیم توی جوونی
.کی دی عاشق یه نفر شده
"چرا خودتو درگیر یکی میکنی؟"
...بعد اون دختر عروسی میکنه
و کی دی هم تصمیم میگیره... .تا آخر عمر ازدواج نکنه
.البته این فقط یه شایعه هست
.هیچ تضمینی برای واقعی بودن این داستان نیست
..."حتما براتون جای تعجبه که چرا "آکشی کومار
که منم،به این 3 تا منحرف اهل دهلی علاقه مند شده؟...
.خودتون ملاحظه کنین
دهن ـت چرا بازه عمو؟
.جای دخترته
...ولش کن .نه عزیزم،تو این پیرمردا رو نمیشناسی-
.میان اینجا واسه دید زدن
.مزخرف نگو بچه
...نشستی پشت بوته کثافت کاری میکنی
.اونوقت منو سرزنش میکنی الاغ...
دیدین؟
.چه بچه های بی شرمی پیدا میشن
.بس این کارا رو.وگرنه از پارک پرتت میکنم بیرون
...پیری ـه خرفت
.آقایون.آقایون
.حد خودتونو بشناسین
.آقایون خواهشا دعوا نکنین
.اینا شرمنده ان.شما کارتو بکن
.شما برو به ماچ و بوسِت برس
باشه بریم
.اون داشت بی ادبی میکرد
چرا تو عذرخواهی کردی؟ .آره-
ما که نرفته بودیم پشت بوته .درسته-
...اون پسره قبل اینکه به جایی برسه
.خودم نابودش میکنم...
میدونی من کی هستم؟
.تورو نمیدونم .ولی میدونم که کی هستم
.اون رفتار بی خودتون چقدر بیشرمانه بود
چه رفتار بیخودی؟
مگه ما چکار کردیم؟ .ما نه تو-
چه نیازی بود پشت اون بوته سَرَک بکشی؟
...اگه اون پسره دخالت نمیکرد
.شازده الان توی دامن دختره بودی...
.برو بابا مسخره
.من مسخره ام
.من نماینده کمیته مغازه دارن منطقه ام
.ما در ملا عام از این حرکتای بیخود نمیکنیم
.کاری خواستی بکنی مخفیانه بکن
جناب لالوانی،حالتون چطوره؟
."سلام جناب"سهگال
No comments yet. Be the first to leave one.