The first 142 lines.
!اینجا هم چیزی نیست
!اصلاً اینجا راه خروجی داره؟
توی شهر سیل زده با کلی ،صحنه سازیهای جعلی روبرو شدم
و بعد تعقیب سایه کسی که شبیه ایتو بود .وارد اتاقی با کلی نقاشی شدم
حتی با احتساب تداخل ارتباطی .اصلاً سردر نمیارم که چجوری از اینجا سردرآوردم
.... یا اینکه
!یکی به زور میخواد منو اینجا محبوس کنه
... هــ ... هی
... شما
!کی اینجاست؟
.تمامی اندرویدها به گوش باشید
... ما بیوماشینها
.کلی جنگیدیم. یاد گرفتیم و رشد کردیم ....
.و اکنون آگاهی جدیدی بدست آوردیم
!اصلاً معلومه چی داره میگه؟
درسته. این یجورایی شبیه تولد .گونه خاص از زندگی ـه
!گفتی تولد؟
.... درسته. و اسم من
.آدم ـه
!گفتی اسمت آدم ـه؟
.... یه بیوماشین صرف
پس به نظرت ما بیوماشینها اصلاً حق !حرف زدن در مورد زندگی رو نداریم؟
!و اونوقت شما اندرویدها چی؟
عین عروسک خیمه شب بازی هیچ اراده ای !از خودتون ندارید و فقط از دستورات پیروی میکنید؟
!خفه شو
به هر حال، نظر توبی، اون یکی اندروید !که همیشه کنارت در این مورد چیه؟
!اسمش رو از کجا میدونی؟
مطمئناً من افرادی که شاهد تولدم بودن و سعی !کردن منو بکشنُ، هرگز از یاد نمیبرم
!پس تو همون کیس ویژه هستی
.درسته
!شما هم افکار و خواستههای شخصی خودتون رو دارید، مگه نه؟
... آرزوهای پنهان و پستی که
.در اعماق قلبت مخفی شده
هر چی بخوای عمیق تر پنهونشون کنی .تاریکی بیشتر وجودت رو میبلعه
!خــفــه شــو
.... همچنین چیزی
.لازم نیست انکارش کنی
!خفه شو، خفه شو - .تمام اشکال زندگی برده آرزوهاشون هستن -
.نمیتونم جلوی صداشو بگیرم
.... برخی دنبال عشق هستن و برخی دنبال خانواده، و من
!ما هیچ وجه مشترکی نداریم
.اشتباه میکنی .شماها به هیچ چیزی اعتقاد نداری
!دلت میخواد همه چی رو از بیخ نابود کنی
!خیلی وقت از همه چیز و همه کس ناامید شدی - !نه! اینطور نیست -
.دلت میخواد همه چیزُ تو چنگت بگیری - ... نه ... اشتباهه -
.دوست داری همه دوستت داشته باشن
... نه ... اینطور نیست
در واقع تمام فکر و ذکرت شده توبی ... و میخوای باهاش
!بـــــــــــس کــــــــــــــــن
!میخوای بری دنبالش؟
.این دقیقاً همون چیزی که دشمن میخواد !به کمک نیاز داری؟
.خودم دنبال ناینس میگردم
به لیلی بگو تعداد نگهبانهای .اطراف کمپ رو بیشتر کنه
.خیلی خب. مراقب خودت باش، توبی
.گزارش: ارتباط برقرار شد
.پس عجله کن و با ناینس تماس بگیر
!گزارش
!پود 153
برقرای تماس با واحد شماره ناینس در حال حاضر .از دسترس خارجه
ولی درست قبل از گم شدنش .تونستم سیگنال ضعیفی از بیوماشین رو شناسایی کنم
.پیشنهاد میشه برای جستجو نیروی پشتیبانی درخواست کنید
.این نقاشی ... برا چند ساعت پیش ماست !کی اینو کشیده؟
.گزارش: سیگنال ناینس رو دقیقاً از همینجا از دست دادیم
!تایید میشه: این عداد مختصات جای بخصوصی رو نشون میده
مختصات مربوطه به بخش زیرزمینی .منطقه ویران شده شهر اشاره میکنه
.پود، منو به پایگاه وصل کن
.اطاعت
.فرمانده
!موضوع چیه؟
.توبی سان درخواست کمک فوری کرده
به احتمال زیاد ناینس در حین ماموریت ربوده شده
،و هنوز تعداد دشمن مشخص نیست
بنابراین درخواست اعزام فوری .تیم جستجو کرده
.فرمانده، لطفاً با این درخواست موافقت کنید
... متاسفانه
.نمیتونم با اعزام تیم جستجو موافق کنم
... ولی اگه عجله نکنیم
در حال حاضر، تمام جوخههای جستجوی .پایگاه به ماموریت های گوناگون فرستاده شدن
!و در شرایط فعلی، احضارشون از سایر مناطق جنگی غیر ممکنه
.این وضعیت رو بهش گزارش کن
... امکان نداره،، اینجوری که
.سیکساُ
.اطاعت میشه
.متاسفم، توبی سان
.دریافت شد .به هر حال، نگران نباش. سیکساُ
!پود، با محل مورد نظر چقدر فاصله داریم؟
.تا مقصد فاصله زیادی نمونده
.گزارش: به محل مورد نظر رسیدیم
... آخه چرا از بین این همه جا اینجا
.چی؟! هولوگرام استتار
.هشدار: این بدون شک یه تله ست
شهر کپی شده
!کی اینجا رو ساخته؟
معلوم نیست. توی هیچ پرونده ی اطلاعاتی .در مورد اینجا یافت نمیشه
درخواست: اجازه میخوام برای پیدا کردن ناینس .این اطراف رو بررسی کنم
.پود 153، در حال آماده باش منتظر بمون
برای درخواست نیروی کمکی دوباره .با پایگاه تماس بگیر
اتمام تجزیه و تحلیل: این ناحیه از .سیلیکون متبلور و کربن درسته شده
به دلیل کمبود اطلاعات نمیتونم جزئیات .بیشتری در اختیارت قرار بدم
سیگنال ضعیفی از یه جعبه سیاه .از روبرو شناسایی میشه
سینگال شناسایی شده با مشخصات .سیگنال ناینس مطابقت داره
پود، حساسیت تمام سنسورهات رو .روی حداکثر تنظیم کن
.اطاعت
!هیچ نشانه ای از بیوماشینها در این اطراف رویت نمیشه
،ترکیبات سنگی اطراف از متبلور سولفید کلسیم، کلرید سدیم
.و برخی مواد غیر قابل تشخیص ساخته شده
.هیچ سیگنالی از دشمن شناسایی نشد
... اصلاً برا چی اینها رو
.نمیدونم
!گزارش : اعضای گمشده ی یورها پیدا شدن
.به شهر زیبای من خوش اومدی
!ناینس کجاست؟
.اینقدر عجلو نباش، توبی
دلم میخواست یکم باهات حرف بزنم .به همین خاطر دعوتت کردم اینجا بیایی
.اسم من آدام ـه
از اولین باری که همدیگه رو توی صحرای زیرزمینی دیدیم .اصلاً وقت نشد باهمدیگه حرف بزنیم
!صحرای زیرزمینی؟
!کیس ویژه
!خوشحالم که هنوز منو بیاد میاری
!ناینس کجاست؟
اگه منو بکشی، دیگه عمراً بتونی .محل اختفاش رو پیدا کنی
.اینجا محل سرگرمی ماست .ایجا رو از روی معماری انسانها کپی برداری کردیم
من ... با بهتره بگم ما بیوماشینها علاقهی .بسیار وافری به انسانیت داریم
آدمها معماهایی هستن .که غیر قابل درکن
.عشق. خانواده. جنگ. دین
.هرگز از دیدن پیچیدگیشون سیر نمیشم
.بدجور دوست داریم راز وجودی انسانها رو کشف کنیم
!این احساسات برات مفهومی نداره، مگه نه؟
.تو هم درست مثل بقیه هستی
... اصلاً معلومه چه زری
اینا چیزی هستن که شما اندرویدها این .همه وقت دنبالش میگشتین
.... اجازه بده بهت
... سازندگانمون رو ...
.معرفی کنم ...
.فضاییهایی که ما بیوماشینها رو ساختن
.به عبارت دیگه، اینا دشمنان قسم خورده شماست
!تو تمام این مدت دنبالشون میگشتی، مگه نه؟
.اونا تو همچین جایی بودن
متاسفم که گند میزنم به این اولین دیدارتون
.ولی اونا مردن
.اونا چندین قرن پیش توسط ما منقرض شدن
!منقرض شدن؟
No comments yet. Be the first to leave one.