The Invisible Witness

The Invisible Witness (Il testimone invisibile)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Invisible Witness 2018 1080p WEBRip x264 AAC5 1- YTS MX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Invisible Witness زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شاهد نامرئی

آقای دوریا؟ بله.

عصر بخیر، من ویرجینیا فرارا هستم.

وکیلتون، پائولو لوانته، من رو فرستاده.

بفرمایید تو.

فکر می‌کردم قرارمون دیرتره.

مشکلی پیش اومد، برای همین زودتر اومدم.

دو دقیقه، لباس‌هامو بپوشم.

البته.

و حالا، اخبار...

مراسم خاکسپاری لورا ویتاله، صبح امروز برگزار شد.

عکاس و هنرمند تجسمی مشهور.

آدریانو دوریا، در مظان اتهامه.

یک بازرگان جوان که به تازگی به عنوان کارآفرین سال انتخاب شده.

او با شرکت تکنولوژی موبایلش، "اِی‌دی تک"

در حال فتح بازارهای شرق است.

او مدعیه که بی‌گناهه و قربانی توطئه شده.

در حال حاضر او در حبس خانگی است.

سعی کردم با پائولو تماس بگیرم اما تلفنش خاموشه.

او تو شهر نیست.

اما بهم اطمینان داده که اوضاع تحت کنترله.

داره یه سرنخ رو دنبال می‌کنه... این می‌تونه اوضاع رو عوض کنه، بله.

دقیقاً. همین رو آخرین بار هم بهم گفت.

ولی من اون موقع یه چیزی رو نمی‌دونستم و اون هنوز نمی‌دونه.

چی؟

امشب ممکنه دوباره دستگیر بشی.

مگه میشه؟

طبق منابع من، دادستانی یک شاهد مهم داره.

شاهد که می‌تونه ورق رو برگردونه.

نمی‌دونیم کیه ولی داره می‌ره پیش دادستان.

دادستان سه ساعت دیگه حرفاشو گوش می‌کنه.

من تمام حقیقت رو گفتم.

گفته‌های شما چند تا حفره داره.

همیشه قابل اعتماد نیستی. اعتبار بر پایه جزئیاته.

با جزئیات می‌تونم دنیا رو از بی‌گناهی تو مطمئن کنم.

برای همینه که وکیلت منو استخدام کرده.

و تا حالا هیچ پرونده‌ای رو نباختم.

اما تو باید همکاری کنی.

پلیس شبانه‌روز تعقیبم می‌کنه.

اگه چیزی برای گفتن داشتم، تا حالا گفته بودم.

اونا می‌خوان بازداشتت کنن.

وقت کمی داریم. پیشنهاد می‌کنم غر زدن رو کنار بذاری.

و با من همکاری کنی.

ما ۱۸۰ دقیقه وقت داریم.

باشه.

از اول شروع کنیم.

چرا با مقتول توی اون هتل بودی؟

به ما گفته شده بود بریم اونجا.

من و لورا چند ماهی می‌شد که با هم بودیم.

حتماً یکی فهمیده بود.

و می‌خواست از من باج‌گیری کنه.

ما طبق دستورالعمل عمل کردیم. صد هزار یورو.

بهتره سکوت یه نفر رو بخری تا با یه طلاق میلیونی روبرو بشی.

نه، نمی‌خواستم سونیا رو ترک کنم چون دوستش دارم.

چرا اون هتل؟ سیصد کیلومتر دور از خونه؟

نمی‌دونم.

عجیب نبود؟ اینقدر دور؟

قبل از این با معشوقه‌ات اونجا رفته بودی؟

جهنم و ضرر با هتل!

دارن برای قتلی که نکردم ازم باج‌گیری می‌کنن!

کل ماجرا مهمه.

اون پیام رو که توی موبایلت دریافت کردی چی؟

یه پیام از گوشی خودت.

همه چیز رو لو می‌دم. اتاق ۲۱۵. هتل بلاویستا.

یه تله‌ست. بریم.

آدریانو؟

چند دقیقه بیهوش شدم و...

وقتی بیدار شدم، کابوس شروع شد.

اولین چیزی که یادت میاد چیه؟

داشتن در می‌زدن.

در رو باز کن!

در رو باز کن!

باز کن، لطفاً.

لورا!

کمک!

کمک!

تکون نخور! دست‌ها بالا!

من کاری نکردم.

یه مرد اونجا بود. دست‌ها بالا.

یه مرد بود! من کاری نکردم!

چک کنید، یه مرد اینجا بود!

لورا!

طبق گزارش پلیس.

شاهدها صدای جیغ شنیدن.

اما هیچ کس رو ندیدن از اتاق خارج بشه.

نه، هیچ کس.

زنجیر در سالم بود.

طبق گزارش.

پنجره‌ها باز نمی‌شدن.

دستگیره‌ها تو ماه‌های سرد برداشته میشن.

و هیچ نشونه‌ای از زور و اجبار وجود نداشت.

هیچ کس نمی‌تونست بدون اینکه دیده بشه خارج بشه.

غیرممکن بود بدون اینکه ردی از خودش بذاره.

و هیچ ردی پیدا نشد.

پس، طبق گفته‌های شما قاتل ناپدید شد؟

درسته. قبل از اینکه بره، باید وارد می‌شد.

اون قبل از اینکه ما بیایم اونجا بود.

ولی بالاخره باید یه جوری وارد می‌شد.

پرسنل گفتن شما تنها کلید در رو داشتید.

متوجه نیستی؟ همه چیز برای به دام انداختن من برنامه‌ریزی شده بود.

و کاری کنم پلیس باور کنه لارا عاشق من بوده.

خب، واسه اینکه ازدواجمو نجات بدم، حاضر بودم بهش پول بدم یا بکشمش.

اما یه تله بود. کار کی؟

نمی‌دونم. چرا؟

گفتم که، نمی‌دونم!

تنها چیزی که می‌دونم اینه که زنم با دخترم رفت.

و یه نفرم قسر در رفته.

اگه حواست نباشه، اگه جزئیاتو بررسی نکنیم...

می‌دونی چی میشه؟ خودت بگو.

این سوءظن‌های پلیسو تأیید می‌کنه.

که هیچ‌کس دلیلی برای خراب کردنت نداره.

پس، داستانت ساختگی به نظر می‌رسه.

کار من نیست که مقصر اصلی رو پیدا کنم.

کار توئه، وکیلم و پلیس.

از نظر پلیس، تو مجرمی.

آقای دوریا.

اگه من همچین داستانی برات تعریف می‌کردم، چی فکر می‌کردی؟

دادگاه چی فکر می‌کرد؟

نمی‌دونم.

نمی‌دونم چی فکر کردی که می‌خواستم بگم.

یه چیزی می‌دونی؟

تو ۳۰ سال کارم، با دو جور موکل سر و کار داشتم.

اونایی که قبول می‌کنن و همکاری می‌کنن.

حتی اگه به معنی لمس کردن موضوعات کثیف باشه.

و اونایی که فکر می‌کنن زرنگ‌ترن.

و فرض می‌کنن بدون اینکه دستشون کثیف بشه از مجازات فرار می‌کنن.

تو جزو گروه دوم هستی.

اما بذار یه چیزی رو روشن کنم.

نجاتی بدون رنج کشیدن نیست.

و تو از من زرنگ‌تر نیستی.

شاید اونی که با دادستان ملاقات می‌کنه، در این مورد حرفی برای گفتن داشته باشه؟

مردی از مولونو ناپدید میشه.

اگه اینطوره، کارت زاره.

می‌خوام به سوال بعدی من جواب بدی.

چون تکرارش نمی‌کنم.

مرد تو اون اتاق کی بود؟

اگه می‌خوای از این دردسر خلاص بشی و از زندان دوری کنی...

دیگه به من دروغ نگو.

همه چیز از سه ماه پیش شروع شد.

عزیزم. پاریس چطوره؟

فرانسوی‌ها رو که می‌دونی، بدقلقن. جلسه چطور پیش رفت؟

خیلی خوب نه. یکشنبه خونه بابا شام می‌خوریم.

اون میمیره برای دیدن آلساندرا.

باشه. باباییه!

سلام کن.

سونیا، باید برم وگرنه پروازمو از دست می‌دم.

تو میلان می‌مونی یا میای خونه؟

نه، میام خونه. وقتی سوار شدی زنگ بزن.

دوستت دارم. منم همینطور.

کی بود؟ سونیا.

ساعت چنده؟ نزدیک ششه، دیرمون شده.

بریم؟

سلام بابایی.

بریم؟

چرا از این راه؟ سریع‌تره.

من رانندگی کنم؟

تو که همیشه می‌کنی.

چی شده؟

تمام کاری که می‌کنم دروغه.

به من که نه.

آره، ولی بقیه اوقات دروغ می‌گم چون با تو هستم.

من که می‌گم وقتی با منی خوشحالی.

حسی که وقتی با همیم دارم رو دوست دارم.

یادت میاد وقتی شروع کردیم چی گفتیم؟

که می‌خواستیم اینجوری زندگی کنیم؟

آره، و وقتی زمانش رسید...

می‌خوای سونیا رو ترک کنی؟

نه.

منم برونو رو ترک نمی‌کنم.

واسه همینه که ما با هم عالی هستیم.

آره، ولی ما نمی‌تونیم همه چی رو با هم داشته باشیم.

باید یه چیزی رو از دست بدیم.

ولی ما با هم خوبیم.

ما خوبیم، مگه نه؟ آره.

ولی کاری که داریم می‌کنیم اشتباهه.

تو هم اینو می‌دونی.

تموم شد؟ متاسفم.

خوبی؟ فکر می‌کنم آره.

صدامو می‌شنوی؟

داری چیکار می‌کنی؟

دارم به پلیس زنگ می‌زنم.

تقصیر ما نبود، تقصیر اون گوزن لعنتی بود.

من وارد لاین اون شدم.

آره، ولی اون کمربند ایمنی نبسته بود و داشت با موبایل حرف می‌زد.

گفتی باید یه چیزی رو فدا کنیم، درسته؟

منظورت چیه؟

یا اون، یا ما.

اگه به پلیس زنگ بزنی، همه چی تمومه.

به حرفم گوش کن!

هیچ‌کس اینجا نیست، هیچ‌کس چیزی ندید، هیچ‌کس چیزی نمی‌دونه.

تو مجبور نیستی هیچ‌چیزی تو زندگیت تغییر بدی.

سونیا، دخترت، شغلت...

تو نمی‌خوای همه چیزو از دست بدی، درسته؟

می‌خوای؟

روشن نمیشه.

روشن شو، لعنتی!

چیه؟ یکی داره میاد.

داری چیکار می‌کنی؟ برو بیرون!

چیکار کنیم؟

اینجا صبر کن. کجا داری میری؟

The Invisible Witness subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left