The first 200 lines.
.نگران نباش
!با من مثل یه مبتدی رفتار نکن
بعدشم مگه نمیخواستی شمشیرت رو ببری تعمیر کنی کریتو؟
.آره درسته. دیروز کاراشو کردم
تو چطور آسونا؟
!حدس میزنم لازم نبود کاری کنم
.معلومه. بالاخره این شمشیر عزیز منه
.خیلی خب، وقتشه. بهتره که شروع کنیم
،برای اونایی که منو نمیشناسن باید بگم که .لیند هستم از دستهی شوالیههای اژدها
.در این حمله من رهبریتون میکنم
!از آشنایی باهاتون خوشبختم
!هه
.کیبائو هستم از گروه آزادسازیِ اِینکراد
!امروز نایبِ رهبر هستم. بریم تو کارش
!آره
،درمورد چگونگی الگوی حمله به رئیس و نقشِ هر گروه .دقیقا طبق چیزی که دیروز توضیح دادمه
بدون داشتنِ شما بازیکنای سطح بالا .هرگز نمیتونستیم به اینجا برسیم
،و اگه بتونین از رهبرتون با مهارتهاتون حمایت کنین !مطمئنم که میتونیم رئیس این بخش رو هم شکست بدیم
رهبر، چشمم! تمام کاری که کردی .پیدا کردن اتاق رئیس یه ثانیه قبل از ما بود
.ولی خودت قوانین رو میدونی
الان که در موردش ناراحت نیستی؟
.هاه! همچین چیزی نگفتم
!گوش کنین! امروز به بخش پنج میرسیم
!آرهه
!چیزی نمونده بچهها! همینطوری ادامه بدین
!درسته
!انرژیتون داره میوفته
!گروه "د"، برای جابجایی آماده بشین
!گروه "الف"، آمادهی حمله بشین
!چی شد؟ هنوز کارمون تموم نشده
!رهبر منم! به چرخش ادامه بدین
بهانه خوبی !برای اینکه خودتون آخرین ضربه رو وارد کنین
!مثل روز روشنه
.شوخیت گرفته
!داره میاد
!آسونا
!کریتو
!آرگو
.اومدم
!آسونا،بزن بریم
بهتر نیس از روم بلند شی کیبائو؟
چطوره که اول افرادت از روی من بلند شن؟
...خیلی خب، به سلامتی رسیدن به بخش پنج
!نوش
!نوووش
...نوش
!هی خانم! دوباره پرش کن
آرگو، خیلی بهت مدیونیم .که توی اون مرحله کمکمون کردی
از اونجایی که نتونستم چیزی در مورد ،امکان سیل توی راهنمای استراتژی بگم
.این کمترین کاری بود که انجام دادم
.راستشو بخوای، مطمئنم بودم که رومو زمین نمیدازی
!نیازی به گفتنش نیس، بعدا جبرانش میکنی
هی، بهم سخت نگیری ها، باشه؟
.فعلا که تموم کردن بخش 4 یه هفتهای وقتمو گرفته
.سریعتر از چیزیه که فکرشو میکردم
...از اونجایی که بخش یک یه ماه کامل زمان برد
،اگه با همین سرعت پیش بریم میتونیم تا قبل از سال به بخش شش برسیم، هاه؟
.امکان نداره، کلا دو روز از سال مونده.
نمیتونم بگم شدنیه... هاه؟
عه، آسونا؟
.امکان نداره همزمان نباشه
ها؟ چی؟
.اون پاداش حملهی آخر
...اوه، عه... خب
حرکت آخر... مهارت شمشیرهامون !همزمان بهش خورد و تو اینو میدونی
.د-درسته
و بهت اجازهی استفاده از پاداش رو داد چون...؟
...عه خب، بخاطر این بود که...
حدس میزنم مهارتم حتما چند صدم ثانیه زودتر از مال تو برخورد کرده. بنظر درسته؟
!نه، نه... همزمان بود
.ولی سیستم تشخصی داده که مهارت من اول بوده
.از صبرتون سپاسگزارم
!هی، بفرمایید
.زودباش آرگو، بهش بگو
.منو نندازین وسط دعواهای عاشقانهتون
عاشقانه؟
ها؟
.بهرحال، آچان
میشه اون مرغ سوخاری رو رد کنی بیاد؟
ح-حتما.
.ولی درست میگی، سرعت سریع ولی مناسبی داریم
ها؟ برای چی؟
برای حملات.
.بخش دو، سه و چهار
.سرعت فقط بالاتر میره
با تشکر از گروه آزادسازی اینکراد کیبائو و گروه شوالیههای اژدهای لیند .که با سر و صدا سعی میکنن از هم جلو بزنن
،که تا الان نتایج خوبی داشته .ولی هنوز یه تلاش ناقصه
.اونا دیروز هم توی حمله به رئیس هماهنگ نبودن
،خب، هربار که همدیگه رو میبینن .کم کم هماهنگ میشن
،این تیم هجومی که امروز داشتیم یکی از شاخههای گروه حملهی دیابل ان، درسته؟
،و از اونجایی که دیابل توی حمله به رئیس بخش اول کشته شد
لیند رهبری رو به دست گرفت و گروه شوالیههای اژدها رو ساخت، آره؟
ولی بعدش کیبائو شروع به مخالفت کرد ،علیه شیوههای جهت دار رهبری لیند
.و شروع به فعالیت تیمی توی گروه آزادسازی اینکراد کرد
.هردو دسته خودشون رو به عنوان تیم هجومی اصلی میبیننن
،روش لیند برای اتمام بازی ،اهدای منابع شیر به بازیکنای سطح بالاست
ولی کیبائو همیشه سعی میکنه تا حد امکان .منابع رو بین همه تقسیم کنه
.هر دو شون با جانشین دیابل رقابت میکنن
.ولی فلسفهشون کاملا خلاف همدیگه است
ولی مگه دو گروه قصد نداشتن باهم جشن شمارش معکوس داشته باشن
پس، چرا سعی نمیکنن خارج از حملات هم باهم کنار بیان؟
خب، شرط میبندیم اون دو گروه .نمیخوان در مورد سال جدید هم باهم بحث کنن
ها؟
صبر کن، در مورد چی صحبت میکنی؟
...کی-بوی... واستا ببینم... نگو که
هیچکس تورو دعوت نکرده؟
دقیقا به چی دعوتم کنه؟
.حالا خوب گوش کن
تو نبودی که گفتی دو روز از سال مونده؟
پس، روز بعد از فردا چه روزیه؟
.خب معلومه، 31 دسامبر دیگه
ها، چیه؟ چه خبره؟
،اونشب میشه، شب سال نو
دو گروه اصلی قراره .یه جشن شمارش معکوسِ مشترک داشته باشن
!هی... اینا برام جدیده
،راستی، اشکال نداره بپرسم کی به تو گفته آسونا؟
.شیواتا از گروه شوالههای اژدها
اووه؟
.خب، یه عالمه پیام دیگه هم از بقیه دریافت کردم
آآه؟
!لازم نیس انقدر عبوس باشی
ک-کی عبوسه؟
!به هرحال، بازیکنای تکی بدرد جشن نمیخورن
ها؟
همم؟ یعنی واقعا فکر میکنی بازیکن تکی؟
!هیی هیی هیی
م-مشکلت چیه؟
!نه، نه، منظوری نداشتم
.خیلی خب، فکر کنم دیگه باید برم
.چی، به این زودی؟ هنوز دسر نخوردیم
خب، باید برای مراحلِ شهرک یه سری اطلاعات .و وسایلِ فروشی جمع کنم
!بعدا میبینمتون، آچان، کی-بوی
عه داشت یادم میرفت، آچان؟
،اون چیزی که ازم خواستی .یه مقدار دیگه زمان لازم دارم
به محض اینکه بیشتر دستگیرم شد بهت پیام میدم، باشه؟
!باشه. حله
.برای دسر براتون تارت بلوبری آوردم
همین دوتا کافیه؟
.عه، بله. ممنون
!واو! خیلی خوشمزه بنظر میاد
.این تارت گزینهی محدود منو بود که همراه تاثیراته
همراه تاثیرات، منطورت تاثیرات روی آماره درسته؟
هرچند که شبیه تارت بلوبریِ معمولی ان
پس، چه تاثیراتی دارن؟
.باید بخوری تا بفهمی
!ممم... خوشمزس
این علامت... اون چیه؟
.با دقت به زمین اطرافمون نگاه کن
.اوه
.یه چیزی اونجاس
این چیه؟
از جیب کسی افتاده؟
.نه، این یه عتیقه است
.بخش پنج بر اساس خرابههای باستانیه
.میتونی عتیقههای کوچیک مثل اینو پیدا کنی
طی یکی دو روز، هزاران بازیکن ،از بخشای پایینی به این بالا میرسن
پس احتمالا یه فستیوال جستوجوی عتیقهها .به وسعت یه شهر خواهیم داشت
جدی؟
!ها
.یکی دیگه پیدا کردم
!بهتره که اینجا به جستوجوی عتیقهها کشیده نشیم
،توی بازیهای معمولی ،بهت جای وسایل رو روی نقشه نشون میدن
،یا وسایل روی صفحه روشن میشن
.ولی توی این بازی، فقط روی زمین افتادن
.چی؟ ولی من اونا رو درخشان میبینم
...آها! پس این تاثیر اون تارته
بله. اونا در حد و اندازهی سکههای روی زمین افتاده یا جواهراتی که به آرامی سوسوـــ
جواهر؟
.آ-آره
تاثیر این تارته چقدر باقی میمونه؟
ها؟
.منم دلم میخواد برم به جستوجوی عتیقه
.حالا میفهمم منطورت چی بود
.راست میگی، کشیده شدن بهش چیز خوبی نیس
درسته؟ توی تست اولیه، حتی بعضی از بازیکنا .تبدیل به متخصصین جستوجوی عتیقه شدن
بهشون میگن "محتکرانِ عتیقه" ...با تمام احترام
ینی قراره محترم باشه؟
اما فکر میکنی برداشتن اینهمه اشکالی نداره؟
.خیلی متفکری
هااا؟
...هی... اینطوری نیس
.لازم نیس درموردش فکر بد کنی آسونا
،بین تمام این عتیقهها که توی شهر پخش شدن !اینقدری که جمع کردیم اندازه یه سطل ماسته
،و بهرحال، تا وقتی که گنجهای داخل بازی هستن .جستوجوی عتیقه توی شهر مثل یه جایزه است
؟همم؟ منظورت چیه
.زیرمون چنتا سرداب بزرگ باورنکردنی هست
،به عبارت دیگه، یه چالهی عمیقه
.و اون جاییه که گنجهای واقعی رو میشه جستوجو کرد
راستشو بخوای، این عتیقهها که .میتونی توی شهر برداری ارزش زیادی ندارن
ها؟
هاا؟
هاااا؟
!میتونستی همون اول در موردش بهم بگی
.حتی اینجا توی منطقهی امن، ضربهای که زدی واقعا قوی بود
باشه، چرا تا وقتی تاثیر تارت هست به جستوجو ادامه ندیم؟
.پلکان به سمت اون سردابی که گفتم همینجاست
ینی اون پایین بیشتر هست؟
اوهوم.
،نه فقط سکه، بلکه حقله ...و گردنبندهایی با تاثیرات جادویی
حلقه؟ گردنبند؟
No comments yet. Be the first to leave one.