The first 200 lines.
خب، دیگه. آمادهاید خانمها؟
ممنون که ما رو منتظر گذاشتین، کارآگاه
لطفاً دنبال من بیاید
امیدوارم ناراحت نشید. من، اِ، باید قهوهمو بردارم
اون دیگه چه کوفتیه؟
واقعاً، کارآگاه؟ اوه، نه، ببخشید
نباید اون رو میدیدین
چرا اون روی میزته؟ اون چه ربطی به این موضوع داره؟
اتاق بازجویی درست پایین همین پلههاست
ایان به چه جرمی دستگیر شده؟
کارآگاه، اون یه کلکِ ارزون، رقتانگیز و پیشپاافتاده بود
اگه کارمون به دادگاه بکشه، ببینیم اونجا چطور پیش میره
جلوی هیئتمنصفه
اونجا میبینمت؟
مهمترین چیز اینه که
عجله نکنی و به جوابهات فکر کنی
نذار هولت کنن. باشه؟
من چیزی برای پنهان کردن ندارم. مهم نیست
هر کاری از دستشون بربیاد میکنن تا به هم بریزنت
موکلهایی داشتم که هر جور اراجیفی رو سر هم کردن
بیگناهها از همه بدترن
آمادهای؟
سلام، لورا. چیزی میل داری؟
یه لیوان آب؟ میخوام بدونم
چرا عکس بازداشت ایان روی میزته
برای اینکه تمرکزت رو به هم بزنه
به همین خاطر هم باید بهش بیتوجهی کنی
شاید دوستپسرت اون کسی که فکر میکنی نباشه
منظورت از این حرف چیه؟
خب، فقط همینقدر بگم که اون برای
جریمه پارک غیرمجاز دستگیر نشده. سربازرس رنتون
اگه از موکل من سوالی دارید، بپرسید
دیگه بازیهای نمایشیِ آماتور بسه
لطفاً ضبط رو شروع کنید
گروهبان روری ماکسول
میشه لطفاً هر دو نفر خودتون رو معرفی کنید؟
روبی آلن، وکیل
کجا بودی؟ باید خیلی وقت پیش شروع میکردیم
ببخشید. پیش یه مریض بودم
خب، حالا باید تمام عملها رو عقب بندازیم
قراره کلی... گفتم که متأسفم، باشه؟
اوه، خب اگه زحمتی نیست
اونجا یه مریض هست که بیحسی نخاعی میخواد
به دل نگیر. شیفتش دوبرابره
اَه. داری چیکار میکنی؟
اونها... اونها روی زمین بودن
اوه، درسته
کیتی
اوه، ببخشید. من... من یه کم داغونم
حالت خوبه؟
خوبم
چی شده، نیک؟
باید بری خونه
حالم خوبه
مشروب خوردی
نه، نخوردم
دیشب چند تایی خوردم ولی
برام مهم نیست کی بوده. هنوزم بوش رو حس میکنم
مطمئنم نیازی به تست الکل نیست
تا بفهمم هنوز میزانش توی خونت غیرمجازه
برو خونه
چی میخوای بگی؟
بهشون میگم حالت خوب نبود
ممنون. ولی باید فکری به حال این وضعیت بکنی
من... من خوبم
فقط... فقط دیشب تا دیر وقت بیدار بودم
همین
باشه
متأسفم، لورا
فکر نمیکنم تمام حقیقت رو به ما گفته باشی
خب، کارآگاه، این نظر شماست
اثباتش هم توی دادگاه به عهدهی شماست
سؤال دیگهای ندارید؟
بله، دارم. ممنون که پرسیدی
ماشین اندرو ارلهام
قبلاً پشتش نشستی، درسته؟
بذار توصیهم رو بهت یادآوری کنم
نظری ندارم
معلومه که نداری
بیا یه مروری بکنیم
قبل از اینکه اون ضبطها رو پیدا کنی
به ارلهام مواد دادی
بعد با ماشینش رفتی به اون خونهی قایقی
هیچ مدرکی برای این ماجرای خونهی قایقی وجود نداره
سربازرس رنتون: اوه، پس فکر میکنی بیانیهی سوگندخوردهی
یه کارآگاهِ پلیسِ در حال خدمت که اونجا بوده
حساب نمیشه؟
خب، من باید اون بیانیه رو ببینم
تا بتونم به موکلم مشورت بدم
و برای شعبدهبازی بعدیت، میخوای توضیح بدی
که چطور کلید ماشین ارلهام سر از خونهی موکل من درآورد؟
چون یه نفر اونو اونجا گذاشته
لورا. «یه نفر»
«یه نفرِ» کی؟ نمیدونم
و این فرد مرموز، آیا اون
خون آقای ارلهام رو هم روی اون کلید مالیده؟
کار من نبود. دیگه کافیه
بقیهش بمونه برای فردا
ساعت، اِ، ۶:۴۱ بعدازظهره
و من این بازجویی رو تموم میکنم
تا تحقیقات بیشتری انجام بدیم
میدونی اندرو ارلهام چیکار کرده، مگه نه؟
برام مهم نیست. این پروندهی قتله
از این طرفه
جایزهی امشب یه شبِ دیگه اقامت پیش ماست
اختیاری هم نیست
فکر کردم گفتی... ما میتونیم ۳۶ ساعت نگهت داریم
ترجیح میدیم جایی باشی که بتونیم زیر نظر داشته باشیمت
فردا برمیگردم
نیازی نیست منو توی اون سلول لعنتی بندازی
فقط یه تاکتیک دیگهست
قوی باش، باشه؟
مطمئن میشم تا فردا صبح خونه باشی
آه! دست از سرم بردار
آخ
کفشها رو دربیار
میدونم
حالا چی؟
هیچی
فکر نمیکنی اون باید اونجا باشه
من همچین حرفی نزدم
فقط
خیلی لعنتی مطمئنی که کار اونه
لزوماً نه، ولی بعضی وقتها
بدیهیترین توضیح، همون توضیح درسته
پس همین رو دنبال میکنیم تا ببینیم به کجا میرسه
فکر نمی... اون امشب اینجا میمونه
بابا
باز داری دوست پیدا میکنی؟
آره، یه چیزی تو همین مایهها
سربازرس رنتون، این پسرم گِرِگه
ستارهی نوظهورِ انسیاِی (NCA)
بابا! خب راسته دیگه
همین الان به مقام فرمانده شعبه ارتقاش دادن
این یعنی اون جوونترین فرمانده شعبهایه که تا حالا داشتن
اوه، عالیه. ما دیگه باید بریم سر کارمون
از دیدنت خوشحال شدم، گرگ
خوش بگذره
رفیق، تو هنوز نصفش رو هم ندیدی
خوبی؟ آره
ردیفِ ردیفم. بعداً میبینمت. آره
سربازرس رنتون: روری، جواب اثر انگشتها اومد
اوه
اندرو؟ اینجام
مواظب سرت باش
آخ، چقدر از دیدنت خوشحالم
منم همینطور
ممنونم
خیلی ممنون که این کار رو کردی
چطوری؟ خوبم
تو چطوری؟
آره
کسی تو رو دید؟
نه. خوبه
خوبه
وسایلت توی کمد... پاسپورت، پول
ماشین چی؟
کلید رو انداختم
بعد یه نفر اومد و منم هول شدم
متأسفم. نه، نه. مشکلی نیست
باید کاملاً کافی باشه
کجا میخوای بری؟
نمیدونم
یه جای دور از اینجا
یه جا میمونم تا هوا تاریک بشه، بعدش میزنم به چاک
موفق باشی
ممنون
حالت خوبه؟
وقتی توی بیمارستان بودم
پسرت رو دیدم
اونجا چیکار میکرد؟
داشتن با عجله میبردنس اتاق عمل
نمیتونستم دنبالشون برم ولی شنیدم دکتر داشت میگفت
که اون سعی کرده خودش رو بکشه
نه
نه، نه، نه، نه، نه. اشتباه متوجه شدی
این چیزی بود که شنیدم
نه
نه
نه، اون
چـ... چرا باید این کار رو بکنه؟
باید برم ببینمش
فکر نمیکنم ایدهی خوبی باشه
اُلیور، من میخوام برم ببینمش
برو کنار. باید ببینمش
خواهش میکنم نرو
اندرو
همه جا پلیس دنبالته
آره، اونا انتظار ندارن من دوباره برگردم به اون بیمارستان
خب، من همین الان اونجا بودم
ببین، من اونجا رو مثل کف دستم میشناسم
میتونم برم تو، میتونم ببینمش، من
و میتونم همهی این کارها رو بدون اینکه
اون پسر منه، تنها پسرم
قول دادم که همیشه کنارش باشم
گفتم هیچوقت مجبور نمیشه تنهایی با چیزی روبرو بشه
خیلی متأسفم
درک میکنم
باید منو ببری
نمیتونم برسونمت. باید برم خونه
No comments yet. Be the first to leave one.