The first 200 lines.
سر قرار رفتن عجیب قریب ـه
منظورم اینکه,پدر بزرگم همیشه داستان هایی
در مورد داینر و درایواینز میگفت
حالا فیلم در قبرستان و فرار از اتاق قفل شده است
چه چیزی عاشقانه ای در موردش وجود داره؟
اوه,هی یادت نره
گوشه ها و چارچوب درب رو هم چک کنی
چون اخرین باری که توی "اتاق فرار" بودم
اونا اخرین سرنخ رو
در گوشه و پشت قفسه کتاب گذاشته بودن
و من تقریبا زمان رو از دست دادم
رکورد فوق العادم خراب شد
اون اتفاق دیگه قرار نیست بیوفته
تو باید....کلی تر نگاه کنی
کلی تر نگاه کنم؟
شاید بتونم اینکارو انجام بدم
میدونی چیه؟
فکر کنم یه نماد اینجاست
ولی نمیتونم بخونمش بدون لامپ مشکی
اره خب یعنی باید دنبال لامپ مشکی بگردیم
یه جایی تو این اتاق
اوه
میدونی,احتمالا سریع تر هست اگه یکی بسازیم
درسته
لامپ مشکی,مشکی رنگ نیستن
اونا فقط با یه فیلتر مخصوص پوشیده شدن
که طیف قابله مشاهده رو حذف میکنه
و تنها نور ماوراء بنفش رو نشون میده
و ساختن شون اسونه
استفاده از صفحه نمایش ال ای دی و دیسک مغناطیسی
از یک فلاپی قدیم به عنوان فیلتر
داری چکار میکنی؟
نگاه کن
تو یه لامپ مشکی ساختی؟
چطوری این کار رو کردی؟
ویدیو های زیادی از یوتوب نگاه میکنم
خب,اونجا,کارت های تاروت وجود داره
احمق
عاشق و معشوق
عالیه,ما فقط یکی دیگه نیاز داریم تا از اینجا بیرون بریم
و یکدفعه به خودم اومدم
من اینجام تو یه اتاق قفل شده
با یک زن زیبا و باهوش
و تلاش میکنم که برم بیرون؟
دیوانه شدم؟
تو رکورد فوق العاده من رو خراب میکنی
ببخشید,میخوای ادامه ندم؟
خب
فکر کنم رکورد ها بوجود میان تا شکسته بشن
مک، اینجا چه کار میکنی؟
زود اومدی
اره,برای کار بهم زنگ زدن
و اومدم تا چندتا وسیله بردارم
اینا چی ان دیگه؟
فکر کردم ممکنه سیندی رو برگردونی اینجا
بنابراین میخواستم جو و محیط رو اماده کنم
من حتی یک ناهار پنج ستاره وسوسه کننده اماده کردم
تا بازی عاشقانه ات رو تقویت کنی
از کمکت متشکرم ولی
بازی من مشکلی نداره
رفیق
تو اصلا هیچ بازی نداری؟
بهم اعتماد کن, به کمک من نیاز داری
تو اصلا اینجا چکار میکنی؟فکر کردم باید سر شیفت ات باشی
درسته ولی رئیسم تماس گرفت
و بهم پیشنهاد ترفیع داد
مدیر
پول بیشتر,مزایای بهتر,همه چی
شگفت انگیزه,تبریک میگم
بنابراین من استعفا دادم
فقط باید تو درک کردن این کمکم کنی
فقط شروع کردم به فکر کردن
خب,بزار بگیم من مدیر شدم
بعدش چی؟اونا منو به عنوان مدیر منطقه ای ترفیع میدن؟
بعدش معاون رئیس؟
و امنیت شغلی چیز بدیه؟
نه بد نیست,خب,ولی ما در مورد یه کار صحبت نمیکنیم
ما داریم در مورد یک حرفه صحبت میکنیم
و برنامه این نبود
من باید دنبال رویاهای خودم برم
اگر بخوام فیلمساز باشم
بنابراین تمام تمرکزم باید روی ساختن فیلم باشه
بنابراین روی باورم ریسک میکنم
ریسک خیلی بزرگیه
مطمئنی اماده ای؟
نمیخوام به گذشته نگاه کنم و پشیمان باشم
فیلم ساختن تنها کاری هست که همیشه میخواستم انجامش بدم
میدونی,فقط نمیخواستم احساس کنم
در مورد اینکه من واقعا کی هستم با خودم صادق نبودم
من باید شانسم رو امتحان کنم
اوه,هنوز وضعم برای دادن اجاره خوبه
اگه نگران این هستی
بوزر,من در مورد اجاره نگران نیستم
در واقع تحت تاثیر قرار گرفتم
رویاهات رو دنبال کن
من بهت افتخار میکنم
سلام بچه ها - سلام -
داکل اورنج از طرف بوزر,داستانش طولانیه
بوش فوق العادست
چنگال هم فرستاد؟
اوه,ایناهاش
تو خوبی؟
رو صورتت یک لبخند چندش اور نقش بسته
چطور بود؟
چی چطور بود؟ - میدونی چی -
قرار
تو چطور میدونی؟
شوخی میکنی؟
همه میدونن
ما فقط جزئیات میخوایم
متاسفانه
به تو ربطی نداره
ببخشید که مزاحم قرارت شدم,مک
ولی یه وضعیتی پیش اومده
کسی هست تو این ساختمان که
ندونه من قرار داشتم؟
نه, فکر کنم همه نامه غیر رسمی رو گرفتن
عالیه
بچه ها,انقدری که این جالبه
وقت رو داریم از دست میدیم
در سال 2008 یک مامور موساد در مادرید کشته شد
در سال 2010 یک وکیل حقوق بشر در دبی
در سال 2012 یک خبرچین سی ای ای در توکیو
همه این قتل ها
توسط یک مرد انجام شد
این مرد
قاتل ناشناس
فقط با شماره پرونده سی ای ای شناخته میشه
مظنون 218
به گفته لانگلی
اون دوست داره قبل از اینکه کسی رو بکشه با اون ارتباط برقرار کنه
قاتلی که اول به قربانیاش پیام میده؟
"Why is a raven like a writing desk?"(هنگامی از این جمله استفاده میشه برای گیج کردن یک دوست)
یعنی چی؟
لوییز کارول
معمای مشهور بدون راه حل واقعی
اون فقط به قربانیاش طعنه میزنه
همش همینه
سی ای ای اطلاعاتی دریافت کرده
که مظنون 218 برای یه کار در ایالات متحده استخدام شده
اما تحقیقات شون به در بسته خورد
بنابراین با ما تماس گرفتن
میدونین کی اون رو استخدام کرده؟ - نه -
و همچنین نمیدونم هدف کیه
بنظر میاد هیچی نمیدونیم
در واقع,یه چیز رو میدونیم
اون
راجان پاتل
یک دیپلمات هندی؟
پاتل 15 دقیقه پیش در
فروگاه لس انجلس فرود اومده سی ای ای میگه
اون از کبف دیپلماتیک ـش استفاده میکنه
که به طور قانونی قابل جستجو نیست
تا قاچاق کنه پرونده
هدف بعدی مظنون 218
برای جلوگیری از خبردار شدن قربانی بعدی
مظنون 218 میخواد شخصا پرونده رو بگیره
اگر سی ای ای ردش رو زده
چرا دستگیرش نمیکنن؟
رابط من مشکوکه که یک خبرچین داخل سازمان دارن
بنابراین اون از فینیکس میخواد دنبال پاتل در ملاقات بعدی بره
و مظنون 218 رو بگیره؟
این بزرگترین سرنخی هست
که تا به حال از این مرد داشتیم
و ممکنه اخرین شانس ما برای متوقف کردنش باشه
هی,دوباره یادم بنداز چرا مردم همه تیپ میزنن
فقط برای اینکه توی یه اتاق جمع بشن و بهم زل بزنن؟
هی,هی
تو اجازه شکایت کردن نداری
تا وقتی که توی یک کفش پاشنه بلند گیر کرده باشی
خب,من باهات عوضش میکنم,میتونم از اونا داخل یه دعوا استفاده کنم
من منصفانه دعوا نمیکنم,گرچه
من مزیت تاکتیکی الان برای خودم نمیبینم
با این بندی که دور گردنم بسته شده
اره؟
میتونم یک مزیت ببینم
خنده دار بود
پسر,برادر زاده من میتونه بهتر از این نقاشی کنه
فکرکنم شاردن ـه
اره؟
خب,از نظر من بیشتر شبیه "بخشی از شاردن" هست
هی بچه ها,حواستون رو جمع کنید
هدف مون رسید
اون باید کیف همراهش باشه
ولی من نمیبینمش - حواست به -
هر کسی که باهاش حرف میزنه باشه
یکی از اونا قاتل ماست
داره حرکت میکنه
دیدمش
از دستش دادم
دارم میبینمش
ولی کت دیگه تنش نیست
که احتمالا کیف پر از شیرینی ـش رو داخل اون گذاشته
کجا درش اورد؟
کسی میبینش؟
کت رو میبینم
تن یکی دیگست توی سمت شرقی
این باید همونی باشه که دنبالشیم
بخش تحویل دادن رو از دست دادیم
داره فرار میکنه,بیاین
No comments yet. Be the first to leave one.