Major Saab

Major Saab (मेज़र साब)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Major Saab 1998 All DVDRip Farsi
Major Saab 1998 720p DVDRip BollyCine Exclusive
Major Saab 1998 DVDRip HEVC DDP 5 1 DusIcTv
Major Saab 1998 720p DVDRip DDR Exclusive
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - DVDRip

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
720p
720
HEVC
Published on: 2019-10-24
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هي، چرا داري خونه‌م رو مهر و موم مي‌کني؟ - ..نه فقط خونه‌ـت-

بلکه سرنوشت‌ـت رو هم پدرت با اين وصيت مهر و موم کرده

وصيت؟ چي توش نوشته؟

فرصت‌هاي زيادي براي پيشرفت به پسرم دادم

غرورش هميشه تو آسمون هفتم‌ـه و ولي جز يه ولگرد چيزي نيست

خاندان ما هيچوقت وارثي نداشت که خونه خودش رو به خطر بندازه

ولي ويرندر پراتاب سينگ همچين کاري مي‌کنه

,اگه تا سن 21 سالگي ...مثل خاندان‌ـش

,به آکادمي ارتش ملحق نشه همه ارث و ميراث ازش گرفته ميشه

,تنها زماني مي‌تونه ادعاي تمام ارثيه رو کنه که به ارتش ملحق شه

هي، من اين وسط دارم بدبخت ميشم تو چرا گريه مي‌کني؟

اگه صاعقه به خونه بزنه هيچي‌ـش نميشه

آلونک‌هاي اطراف خونه ست که خاکستر ميشن

حالا چطوري اجاق خونه ام رو روشن نگه دارم؟

اجاق خونه‌ات روشن ميشه اين قفل هم شکسته ميشه

چه جوري رئيس؟- پدرم تو نوشتن اين وصيت نامه يه اشتباه کرد-

وصيت کرده که من بايد وارد آکادمي نظامي بشم ولي ننوشته که حتما بايد تمومش کنم

هچ دانشکده‌اي تو اين شهر نيست که من رو بيرون ننداخته باشه

به خاطر همين وارد آکادمي نظامي ميشم ...و اينقدر قانون شکني مي‌کنم

که خودشون دو روزه پرت‌ـم کنن بيرون... همين. به همين سادگي

رئيس شما نابغه اين، شما نابغه اين آقاي سنگاني-

من معشوقت نيستم- شرمنده قربان-

فورا کاراي لازم براي پيوستن من به آکادمي رو انجام بده- چشم قربان-

"به آکادمي دفاع ملي خوش آمديد"

دوستان، آمريک سينگ گيل هستم

از بچگي آرزوم اين بود که يه روز افسر ارشد ارتش بشم

و امروز، اون روز فرا رسيده- ...آقاي گيل-

من هم يه آرزو داشتم ...اما نه فقط افسر ارشد شدن

اينکه وارد زمين دشمن بشم !و بهشون نشون بدم

!عوضي‌ها تموم خانواده‌ـم رو تو جنگ از بين بردن

هي بابو! تو هم يه چيزي بگو نکنه روزه‌ي سکوت گرفتي؟

چي بگم؟ ...ما بنگالي‌ها رويا نمي‌بينيم

فقط به فکر دو وعده غذاييم ...چون کار گير نيوردم

به ارتش پيوستم ولي يه چيزي بگم؟

خيلي از مردن مي‌ترسم

کي گفته نيش‌تون رو باز کنيد؟- چرا؟ واسه خنديدن هم بايد اجازه بگيريم؟-

خنده که چيزي نيست، تو ارتش براي شاشيدن هم بايد اجازه بگيرين

و مثل غير نظامي‌ها نخندين

اين جوري بايد بخندين...متوجه شدين؟

ترسيدين، نه؟

پسراي عزيزم، هر چقدر که مي‌خواين بخندين

بخونيد و لبخند بزنيد !ولي براي آخرين بار

چون از اون در که وارد شين

منطقه‌ي سرگرد جاسبير سينگ رانا شروع ميشه ازش که بگذرين ديگه خنده بي‌خنده

با صداي پاش، گل‌ها به جاي شکفتن پژمرده ميشن

هوا مثل قبرستون پر از سکوت ميشه

...و با ديدن اون، باد

وزيدن رو فراموش مي‌کنه...

افسران، خبردار

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - اشعار: عارف ويرايش و زمان بندي: سميرا

افسرهاي جديد تقديم به شما قربان

دوستان، امروز شما از جمع انسان‌هاي معمولي بيرون اومدين

تا کنار سرباز‌هاي شجاع وطن بايستين

کساني که نه تنها از مرزهاي کشور حفاظت مي‌کنن

بلکه سرنوشت اين سرزمين رو هم رقم مي‌زنن

از هيچ کشوري نمي‌توان با تفنگ و مهمات محافظت کرد

همينطور که هيچ جنگي با بمب اتم و تانک پيرروز نميشه

جنگ با مردم پيروز ميشه با اراده‌ي قوي

اراده‌اي که من اينجا در قلب‌تون نهادينه مي‌کنم

بعد از سه سال آموزش ...وقتي از اينجا ميريد

من که سه روزه ميرم...

چيزي گفتي؟

حرفي زدي؟

گفتم، سه روزه از اينجا ميرم

تا وقتي که آموزشت کامل نشه

و از جانور تبديل به انسان نشي

حتي يه قدم هم بيرون از آکادمي نميذاري

پس ديوارها رو بلند کنيد، سرگرد چون به هر حال ازشون مي‌پرم

هيچ وقت همچين غلطي نکن

وگرنه پايي که روش وايسادي، از دست ميدي

همه‌ي افسرها

بذارين خيلي واضح بگم

از امروز، حتي نفس کشيدن تون هم طبق قانون و دستورات منه

پس بهتره حرف من رو هم بشنويد از امروز همه‌ي قوانين رو ميشکنم

...و تا جايي ادامش ميدم که

خودتون از اينجا بندازينم بيرون

گوش کن ويرندر پراتاب

خورشيد ممکنه بجاي شرق از غرب طلوع کنه گل‌ها ممکنه توي بيابون شکوفه بدن

ولي چيزي که تو مي‌خواي، هرگز اتفاق نمي‌افته شيرفهم شد؟؟

بله- بگو بله، قربان-

بله قربان

گروهبان قربان

آزاد

اين منم؟ نه، من اين نيستم

چي شده؟- ببين چه بلايي سرم آوردن-

چقدر با عشق گذاشتم آروم آروم رشد کنن

ببين يه دفعه چي به روزش آوردن

درست مثل يه احمق شدم- ...اگه سيک به دنيا ميومدي-

هيچ کسي جرات نمي‌کرد اينقدر باهات بد رفتاري کنه

نه ممنون. ترجيح ميدم مثل يه احمق باشم- ...اي عوضي-

باور سينگ

وسايل خوابت رو بردار، دعا کن بعد هم برو بخواب

کباب کردن‌تون از فردا صبح شروع ميشه- هر چي خدا بخواد قربان -درسته-

ويرندر پراتاب سينگ

ويرندر پراتاب سينگ

...بنال- اوه، شماييد-

جلوي شما حتي سرگرد هم نتونست حرفي بزنه من کي باشم؟

خيلي عاقلي- ممنونم-

ممنونم

يه دقيقه شما کسي رو ندارين که پشت سرتون گريه کنه؟

نه- ...تعجبي نداره! پس بگو-

چرا با سرگرد در افتادي ولي نمي‌دوني که سرگرد پوستت رو مي‌کنه

واي خدا اين سرگرد شيطانه

مي‌تونيم 6 ماه زنده بمونيم، يا اين آخرين وطنم زنده بادمونه؟

نگران نباش ...اگه سرگرد سرسخته

ويروي ما سر سخت تره

داداش ويرو- هان؟-

وقتي از اينجا فرار کردي من رو هم با خودت ببر

پدر من برام کرور کرور ثروت گذاشته پدر تو واست چي گذاشه؟

اون که هنوز نمرده! چطور مي‌تونه چيزي برام بذاره؟- بعد مرگش چي؟-

نه چيزي نداره که بذاره- پس مي‌خواي بعد از فرار واسه پول درآوردن برقصي؟-

يه قصابي باز مي‌کنم ولي اگه اينجا بمونم سرگرد خونم رو ميريزه

چراغ‌ها رو خاموش کنيد و بخوابيد

ساعت 4 صبح بايد بيدار شين پس بخوابين

"همت خودمون رو از دست نميديم"

"به دشمن امان نميديم"

"زانوهايمان خم نخواهد شد"

"پشت سرمان را نگاه هم نخواهيم کرد"

"!!چه فکري، چه ترسي"

"صف دشمن‌ها رو بشکن و به جلو برو"

"بر دشمنان چيره شو "

"بر دشمنان چيره شو "

"با جان خودمون بازي ميکنيم"

"هر مشکلي رو آسان مي‌کنيم"

"چه خواهد شد به اين فکر نمي‌کنيم"

"ما به منزل مقصود خواهيم رسيد"

"جانت را فدا کن"

"فاتح ميدان شو"

"دشمن رو نگه دار"

"رخ طوفان رو عوض کن"

"همت خودمون رو از دست نميديم"

"به دشمن امان نميديم"

"زانوهايمان خم نخواهد شد"

"پشت سرمان را نگاه هم نخواهيم کرد"

يک دو

سربازها! آزاد

اطاعت قربان

بعد از 10 دقيقه استراحت به سر تمرين بر مي‌گرديم

هرمان پراساد - قربان- سربازها رو بشمار -بله قربان-

سربازها شمارش رو از اول شروع کنيد

1, 2, 3, 4, 5...

جناب سرگرد

يکي از سربازها نيست، قربان

دويدن رو خيلي دوست داري، نه؟

امروز اينقدر مي‌دوونمت ...که ديگه زمين کم بياد

ولي دويدنت تموم نشه...

تندتر بدو وگرنه مجازاتت بيشتر ميشه

هانومان پراساد- بله قربان؟-

ببرش بيمارستان- چشم قربان-

ولي چش شده؟- مي خواستين چي بشه؟ موش به سلطان جنگل حمله کرد-

شير بهش پنجه کشيد، جوون بيچاره هم افتاد- - از دست اين سرگردتون

واي مامان! اون شيطون، من رو کشت- خيلي درد داري؟-

نپرس خواهر! عوضي همه استخون‌هام رو خرد کرد

چرا کاري کردي که مجازاتت کنه؟- بدون مجازات زندگي مزه نداره خواهر-

بعد از مجازاته که اراده‌ي انسان قوي ميشه خواهر

شما که مادري‌ـن

مادر

بگين ببينم، وقتي به پرستار ميگيم خواهر چرا نمي‌تونيم به دکتر بگيم مادر؟

اگه بهم بگي مادر به فرزندي قبولت مي‌کنم

هم چين اشتباهي نکنيد -چرا؟- چون مي‌خوام به زودي از اينجا فرار کنم-

مادرت رو ول مي‌کني ميري؟

مادر

شما و سرگرد توي يه مدرسه بودين؟- چرا؟ -اون عوضي من رو زخمي مي‌کنه-

و شما با عشق رو زخمم مرهم مي‌ذارين اگه قبلا با شما دو تا آشنا ميشدم

شما رو مزدوج مي‌کردم نه، نه مادر

اونوقت زندگي‌تون رو جهنم مي‌کرد عشق ورزيدنش هم به سبک نظامي بود

...مي گفت

عزيزم دوست دارم

خيلي بامزه حرف مي‌زني. حالا بخواب فردا صبح مي‌بينمت

فردا صبح؟ ولي مادر من همين امشب فرار مي‌کنم

نمي‌توني فرار کني - شرط ببنديم؟- البته - چقدر؟-

هر چقدر تو بگي- هزار روپيه-

قبوله قبوله-

مادر به سرگرد بگو نگهبان‌ها رو زياد کنه وگرنه شرط رو مي‌بازين

نگران من نباش چون مي‌دونم سرگرد ممکنه بميره

ولي نميذاره من ببازم- بين شما دوتا چه خبره؟-

اگه من مادرتم، پس سرگرد هم پدرته

من 18 ساله که با سرگردتون ازدواج کردم

قربان

افسر ويرندر پراتاب توي تختش نيست

چي؟ بله-

به نظرم با کاميون تدارکات فرار کرده

پيداش کنيد- اطاعت-

توي کاميون نيست، قربان

ببينيم تا کجا مي‌تونه فرار کنه. سوار شين

"جشن سالانه کالج"

اين سرباز رو نديدين؟- نه-

عجب اجراي معرکه‌اي بود ممنون-

امسال هم مثل هميشه اول ميشي- آره مطمئنم -نه به هيچ وجه-

منظورت چيه؟

!!اين دفعه دوست من اول ميشه، نيشا

!!نيشاااا

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

زود باش نيشا. اسمت رو خوندن

چطور شدم؟- معرکه-

ميشه بريم؟- آره، اين دفعه ديگه پيروزي با منه-

اوه رومئو، رومئوي من

برو کنار گفتم برو کنار

بمب! بمب

!بگيرينش! اونجاست

Major Saab subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left