The first 200 lines.
گمشو از خونهم بیرون
اونو بذار زمین
چه مرگته؟
نکن! خواهش میکنم
نه! تو رو خدا
نه. خدایا، نه! خواهش میکنم
دلم برات تنگ میشه
فکر کنم بهتره سفرت به الاِی رو لغو کنی
جدی میگم
اگه تو هم دادگاهت رو لغو کنی، منم سفرم رو لغو میکنم
اگه این کارو کنم، آقای مورفی ۳۰ سال میره زندان
حقشه
اصلاً چطور میتونی از اون عوضی دفاع کنی؟
چیزی دربارهی متمم ششم شنیدی؟
اون حق داره بهترین وکیلی رو که میتونه بخره داشته باشه
منظورم اینه که استخدام کنه
همون بار اول درست گفتی، عزیزم
باید یه چیزی رو بفهمی
آقای مورفی خودش رو یه آدم عوضی نمیبینه
اون به خیریهها کمک میکنه
برای بچههاش قصهی شب میخونه
داری اشکم رو درمیآری، مَت
داری تو پیری کند میشی، گاوین؟
ممنون که دعوتم کردی
ایدهی مَت بود
واقعاً؟
باورش نمیشد تا حالا به یه مجلس رقص سیاهوسفید نرفته باشی
اولویتهای دیگهای داشتم
واقعاً؟
همهچیز ایدهی مَته؟
خیلی زیبا شدی
ممنون
دیوید، از وقت خوابت گذشته
دوستت دارم، ترینا
آقای کورِلی، پای تلفن باهاتون کار دارن
آقای کورِلی، تو سالن انتظار یه تماس تلفنی دارید
تلفنت کجاست؟
کورِلی هستم
چی؟
چطور؟
باشه. الان خودم رو میرسونم
دیوید، چیزی گفتم که ناراحت شدی؟
کایل مِدفرورد مرده
چی؟
اوه خدای من. همین امروز دیدمش
واقعاً؟
بله. دربارهی تابلوی جدید ماتیس برای موزه حرف زدیم
چی شده؟
به قتل رسیده
یه افتضاح تمامعیاره. من اصلاً اینجا نیستم
کی مسئوله؟ هارگرو و واسکو
آنکالی؟ آره
زدی تو خال
هی
حدس میزنیم زمان مرگ حدود چهار ساعت پیش بوده
میخوای طبقهی بالا رو ببینی؟
باشه
این آدمها رو بفرستید بیرون
دارن روی مدارک پا میذارن
با لباس رسمی، آقای دادستان؟
چهار تا بریدگی مجزا. دو تا به شاهرگ
یه نگاه به این چیز جالب بنداز
یه جور تبر آفریقاییه
این یه ماسک باروریه. خدمتکار میگه از اینها جمع میکرد
وقتی پیداش کرد، این ماسک رو زده بود
خدمتکار حدود ساعت هشت بعد از دیدن فیلم برگشته
اونو همین شکلی پیدا کرده
سلاح مال خودشه
سخته که ثابت کنیم قتل با نقشهی قبلی بوده
این از روی جنون و خشمه
حتماً چند تا نمونه خونِ تصادفی بردارید
از توالت انگشتنگاری کنید. شاید رفته باشه دستشویی
یا شایدم اون (زن)
اینجا چیزی پیدا کردید؟
چند تا اثر انگشت از روی سرویس چایخوری گرفتم
بستهبندیش میکنیم. مشکلی پیش نمیآد
اثر انگشتها رو برای تکنسین تشخیص هویت میفرستم
آزمایشگاه کارش با این اتاق تموم شده؟
آره، تموم کردن
ببینیم این دفعه به نتیجهای میرسیم یا نه
اوم... این موضوع اذیتم میکنه
ببین کارش به کجا رسیده
کارن؟
بیا اینها رو بفرستیم آزمایشگاه
اینها چی هستن؟
خب، یا موی بدن جمع میکرده
یا داشته برای تبلیغ رنگ مو تست میداده
کار ما تمومه. اورژانس هم داره جمعوجور میکنه
ما داریم میریم. باشه
تا وقتی نگفتم این رو ثبت نکن، خب؟
چی هست؟ بعداً بهت میگم
اثر انگشتهای روی تبر
مورد انطباقِ کامل ۱۴
حکمِ بررسی ریزِ مکالمات رو بگیرم؟
دیگه حریم خصوصیش از بین رفته
رسانهها از این یه جنجالِ حسابی درست میکنن
همهچیز باید از فیلتر من رد بشه
حتماً کلی داری با این کثافتکاریها حال میکنی
ببخشید؟
سال دیگه سالِ انتخاباته
از دیدنت خوشحالم
منم همینطور، کورِلی
بهتره کلیفورد رو در جریان بذاری
به چی میخندی؟ نمیخندم
سال دیگه سال انتخاباته، مگه نه؟
واقعاً؟ بعداً حرف میزنیم
آره. میبینمت
دیوید، آقای وُانگ. آقای وُانگ
از آقای وُانگ بپرس این رو میشناسه یا نه
از مغازهی اون خریداری شده
نقرهی مرغوبِ منطقه چیانگسو در چینه
حکاکیش رو اون انجام داده؟
نه. تو هنگکنگ انجام شده
برای کی؟
برای یه آدم ثروتمند همینجا ساخته شده
هدیهای از طرف یه زن زیبا
ازش بپرس معنی این چیه
معنیش میشه یشم
یشم
صبحبهخیر هال. صبحبهخیر آقای گاوین
ممنون
اومم
تا چند روز دیگه میبینمت
باشه. بهت زنگ میزنم
مراقب خودت باش
همیشه هستم. تو هم مواظب باش
صبحبهخیر خانم گاوین. صبحبهخیر
میل به صبحانه دارید؟
اوم... فقط کمی قهوه
ما آمادهایم، خانم گاوین
پدر، به راستی که تو مقدسی
و تمامِ آفرینش به حق تو را ستایش میکنند
تمام حیات و تمام قدوسیت از آنِ توست
به واسطهی پسرت عیسی مسیح، سرور ما
با تجلیِ روحالقدس
در تمام اعصار، تو مردم را به سوی خود فرا میخوانی
تا از شرق تا غرب عالم
قربانیای به جلالِ نامِ تو تقدیم شود
و اینک ای پدر، ما این هدایا را پیشگاهت میآوریم
از تو میخواهیم به قدرت روحت، آنها را مقدس گردانی
تا برای ما
به جسم و خونِ پسرت، سرور ما عیسی مسیح، بدل گردند
تو اینجا چیکار میکنی؟
ترینا رو رسوندم فرودگاه. برای ناهار وقت داری؟
روزنامهها رو دیدی؟
این همون پروندهایه که تو رویاهات دنبالش بودی
این همون چیزیه که تو رو با اون همه جاهطلبیت میرسونه به صندلیِ ریاست
دادستان بعدیِ سانفرانسیسکو خودتی
کجا رفت؟
الاِی، برای چند روز. فکر میکنی برگرده؟
شاید وقتی طلاق گرفتیم، بتونی باهاش ازدواج کنی
چه عالی
میگفت تو معشوقِ افتضاحی هستی
دروغ میگه تا به غرورِ شکنندهت برنخوره
میگفت به همین خاطر منو انتخاب کرده
هر کسی ممکنه اشتباه کنه
بالاخره بهش اعتراف کردی
هنوز بازی میکنی؟ آره حتماً
ساعت یک میبینمت؟ ببینم چند مرده حلاجی
مِدفرورد مشکل مالی داشت
سال گذشته ۸ میلیون دلار سرِ ارزِ یِن باخت
این عاقبتِ شرطبندی روی یِنه
یه چیز دیگه هم هست. به مشکل خوردیم
فقط در صورتی مشکله که خودمان بزرگش کنیم
تو گاوصندوقِ مِدفرورد یه حلقه فیلم پیدا کردیم
داری شوخی میکنی؟ شوخی در کار نیست
اون عکسها ربطی به این تحقیقات ندارن
دختره کیه؟
خب، این یه سوالِ مرتبطه
بیا پیداش کنیم
هیچچیزی دربارهاش نمیدونیم
وقت تلف کردنه
یه چیز رو میدونیم
اینکه راهبه نیست
اون، اوم... آقا چی؟
میخوای بیاریمش اینجا؟
من چنین تصمیمی نمیگیرم
من خودم ردیفش میکنم، باشه؟
از فرماندار با یه فاحشه عکس داری؟
این رو پیش خودت نگه دار
چیکار میخوای بکنی؟ فردا میبینمش
میتونه مثل یه سگ لهت کنه
شک نکن
چرا نمیآی مرکز شهر پیش ما؟
به عنوان شریک؟
در نهایت، آره
که چی بشه؟
پول. پولِ واقعی
من از کاری که انجام میدم لذت میبرم
تو زندگی فقط سه تا چیزِ لذتبخش وجود داره: پول، سکس و قدرت
دو تاش از سه تا هم بد نیست
مراقب باش این پروندهی رویاییت مغزت رو نپاشه بیرون
قضیهی این طلاق چیه؟
اوه، اون
داشتم دستت میانداختم
آره؟
شماها خوبین؟
آره
انقدر ناامید به نظر نرس دیوید
تو یه آدمِ عوضیِ بدبینی هستی، مرد
No comments yet. Be the first to leave one.