The first 200 lines.
.اوکي، واستا، واستا، واستا، واستا
آماده اي؟- آره-
پس کير کلفت ها کجان؟
اولين جشن رقص با رفيقام
.هوا گرمه. بايد يه نوشيدني چيزي بخورم
سلام- سلام-
باعث شد تشنه بشي؟
آره- باشه-
خوش ميگذره؟- آره، خيلي خوش ميگذره-
زمين بازي، زمين روياها- آره-
اونجا بيس اصليه
درست گفتم؟- نه، اونجا جايي که توپ پرت کن وايميسته-
اونجا محل توپ پرت کنه پس
اونجا بيس اصليه
و اين جايي که تو مي ايستي؟- آره، آره-
جايي که تمام روياهات به حقيقت پيوست
آره
ناراحتي که داري فارغ التحصيل ميشي؟
نه واقعا. تو چي؟
...من و "کلوئي" قراره بيايم به ملاقتت
مشخصه
من فقط خوشحالم که هنوز يه سال ديگه اينجام
نميتونم تصور کنم که از اينجا برم
،فکر ميکنم اگه دوران دبيرستان رو درست بگذروني خاطراتش هرگز ترکت نميکنه
ببخشيد، الان متوجه جمله خودم شدم (و تو دهن خودم بالا آوردم(بس که مزخرف بود
اميدوارم حق با تو باشه
.هي! ليموزين اومده بيا بريم يکم مشروب بزنيم
باشه، الان ميام
،اوه، خداي من .ديشب خيلي مست کردم
خب، واستا، چه اتفاقي افتاد؟
نگهبان نميزاشت بياي تو چون غذا دستت بود
که مشخصا کارش درست نبود
درسته. خب، اين همون موقع است که ما از رو ديوار پاسيو تو رو فرستاديم داخل
و بعدش، روي کاکتوس افتادي
اوه، رفيق. تيغ هاش همه جاي تنم هست
انگار تمام شب رو داشتم تو بيابون واسه اين و اون ساک ميزدم
اوه، لعنتي. فردا کار دارم
آره، فردا صبح آزمون آزمايشي دارم
بسيار خب
خداحافظ، خانم ها- خداحافظ-
دوستون دارم- خداحافظ-
خداحافظ
خب. بريم خونه؟
توماس ميخواد که به بالاي شهر بريم
عاليه- باشه، باشه، باشه-
ترجيح ميدي تمام مو هاي رو بدنت رو بزني
يا واسه يه هفته فاحشه بشي؟
يه هفته فاحشه بشم- خيلي راحته-
نزاشتي شرايطش رو بگم
هيچ نوع مويي، نه ابرويي، نه موژه اي
اوه، بي خيال. من که به هر حال دارم پول زيادي واسه اپيلاسيون ميدم
که بيشتر اون پشم هارو از بدنم بکَنم
.آره، جدي ميگم نه ولي جدي ميگم، ببين چه نرم شده پام
خوبه؟
احتمالا خيلي باحاله که تنت مثل دلفين لغزنده باشه
.فکر نميکنم بتونم فاحشه خوبي باشم .قطعا آخرش مثل اين جنده خيابوني هاي ميشم
من احتمالا جاکش ميشم ، فقط واسه کسايي کار ميکنم که مثلا
ميخوان برده باشن و اينجور چيزا- آره-
شما ها هميشه تو اين قضيه برده و اينا افتضاحين
حالا هرچي. طرح تو قبلا اين بود که از دهن بگوزي يا يه شاش لايت رو طرف بکني؟
.هنوزم يه طرح معتبره .تو اصلا قوه تخيل نداري
.باورم نميشه هنوز تو دوران دبيرستان رو داري .خيلي زود ميگذره
هر سال همين رو ميگه
و اين جنده خانم مسئول برگذاري مراسم رقص ميشه و همه اين برنامه ها خيلي ويژه ميشه
.بسيار خب ، يالا ديگه .خيلي خسته ام. بيايد بريم
توماس"، به مامان گفتم خيلي زود برميگرديم خونه
غذاخوري "ژيآن" فردا شب؟
اوه، قطعا- باشه-
بايد قبل از اينکه بري تمام پاتوق هامون رو سر بزنيم
.خب. خداحافظ، توماس .تو رو هم خونه ميبينمت
.خيلي دير نکني. مامان قاطي ميکنه
دوست دارم
دوستون دارم، دخترا
| مــتــرجــمــيــن | .::: علي حيدري & محمد مسعودي & The Rahi :::.
امروز لحظه اي رو خاطر نشان ميکنيم ،که ما هرگز قادر به درکش نخواهيم بود
اينکه زندگي پايان ميابد
يه پسر، يه برادر
يه دوست، از ما گرفته شد
سعي کردم با اين حقيقت کنم که ما الان
ناظران داستانش...
...خوشي اون
و زندگي او هستيم، آرامش يابم
ما بايد به اين حقايق و به يکديگر متکي باشيم
.خداي من، کلوئي. خيلي متاسفيم خيلي براي توماس ارزش قائل بوديم
نه، الان وقتش نيست، نه
،چه راه ديگه وجود داره براي تسکين اين درد به جز اين که به ياد او باشيم و گريه کنيم
و بخنديم و در کنار هم باشيم؟
آدامس نعنايي؟
قورتش ميدم
اوه! چشم هام
اوه لعنتي، بچه ها، واسه يوگا ديرمون شد
سلام به جماعت گي ها
،اوه. من بايد با مشاور دانش آموزها نوآه"، دربارهي مراسم رقص حرف بزنم"
اوه، تو قرار ملاقات واسه کالجت داري، نه؟
آره، بايد برم
دوست دارم- دوست دارم، خداحافظ-
خب. تموم شد؟
تقريبا- باشه. عاليه-
مطمئني ميخواي يه خيابون رو واسه خاطر يه فرش قرمز بند بياري؟
.آره. يه حرکت خوف، خيلي مهمه ...خب، داشتم به اين فکر
"سلام، "ليل
عصر به خير، "گاي"
شما نبايد الان سر کلاس من باشيد؟
تو نبايد الان سر کلاس خودت باشي؟
اين صحبت هرگز اتفاق نيفتاد- کدوم صحبت؟-
بگير
.خب، من خيلي هيجان زده ام .اينا رو همه جا ميچسبونم
دارم به تو دستشويي ها فکر ميکنم
ميدوني چون مردم موقع ريدن مجبورن اينا رو بخونن
اوه،ايول. از ايده ات خوشم اومد
باشه، خداحافظ- خداحافظ-
سلام- سلام-
چطور پيش رفت؟
رفتم تو ليست انتظار. همين هفته مشخص ميشه
اون همش به من ميگه که افکار مثبت داشته باشم
گاهي اوقات فقط ميخوام با مشت بزنم تو نگاه مثبتش
،فکر کنم اگه اينجا قبول نشم دانشگاه سانتا باربارا هم بد نباشه
نه خير
تو به دانشگاه نيويورک ميري و منم به دانشگاه کلمبيا
و ما تا ابد رفيق جون جوني ميمونيم
خدايا، تصور کن چند بار ما اين تو راهرو راه رفتيم و فکر کرديم
سه ماه، دو ماه، دو هفته
چطور به اينجا رسيديم؟
"زمان به نحو افتضاحي سريع ميگذره"
مامانم وقتي هشت سالم بود اين جمله رو برام تو يه نامه نوشت
خب، بايد برم برينم
باورم نميشه از ريدن تو دستشويي هاي مدرسه خوشت مياد
اينجا خيلي راحتم
...خب
هي! چه خبر؟- سلام-
درست همون دختري که دنبالش بودم
اوه، سم- جرد-
جرد. هي بچه ها. چه خبر؟
خب، ما مي خوايم يه مهموني تو خونه کري راه بندازيم و من ميخوام که خبرش پخش بشه
صبر کن- اوه، اوه-
ميدونم ميخواد چيکار کنه
سلام، بچه ها
سلام. يه روز عالي تو همايش شعر بود، نه؟
آره، اين بابا ميدونه که دارم در مورد چي حرف ميزنم. عاليه
خب. فقط دو هفته وقت داريم، درسته؟
...بايد قدر- تو مراسم رقص شما دوتا باهم ميريد؟-
آره، دستور پيشواست
آره، اون عادت داشت واسه روز بازي هم برنامه ريزي کنه و تصميم بگيره
،مجلس رقص، هجدهم مي قراره بهترين شب عمرت باشه
ولي حيف شد- بهتون قول ميدم-
لطفا بليط ها بخريد- کت شلوار بهم مياد-
.خواهش ميکنم، خواهش مي کنم .و همچنين فردا شب تو خونه کري مهمونيه
بله، مرسي
خداحافظ- بفرما-
سلام
هي- هي-
خوب بود، نه؟- عالي بود-
بميس داره مياد، موقعيت ساعت سه- اوه، اوه-
"بميس"
سرشو بخور
بميس خيلي سکسيه- آره، مگه نه؟-
از عينکش که مثل جادوگر هاي خوشم مياد
آره، ميزارم هري پاتري سرشو بخوره
بايد قليون کله ميموني رو بهتر قايم کني
.بي خيال، لازمش داريم .اونم روز هاي آخرش تو دبيرستانه
خب ما مواد رو ميخريم بعد خونه ما همو ميبينيم، باشه؟
باشه- حله، خداحافظ-
بکي
بکي
ربکا، زودباش
بکي
الو؟ بله، بابا
قرار طلاق فردا، يادته؟
چرا بهش زنگ نميزني؟
خداحافظ
...شوخيت گرف
هي، موقع رانندگي پيامک نده
"از طرف بابات، "مامانت يه هرزه است
اوضاع رو به راهه؟
تا حالا حس کردي که پدر و مادرت به تو فقط به عنوان وسيله اي براي شکوفايي خودشون نگاه ميکنن
و واسه خوشحالي تو، به عنوان يه فرد مستقل
هيچ اهميتي قائل نميشن ؟
آره. و اونا نميتونن تو رو اون جور که لازم داري، حمايت کنن
،و اين باعث ميشه تو حس کني از عالم زده شدي ،و بعدش تو به خاطر اين حس
احساس گناه ميکني و بعدش به خاطر اينکه باعث شدن همچين حسي داشته باشي
ازشون متنفر ميشي ولي حقيقت اينه که
اونا فقط ظرفيت درک کردن و اهميت دادن رو ندارن؟
آره، صبر کن
تو و "بميس" درباره ي چي حرف مي زدين؟
من امروز يه ارائه فوق العاده تو همايش "کانت" داشتم
و بعدش اين رو تو کمدم پيدا کردم
"من از اين جنده متنفرم" در واقع خيلي جالبه
خب، کون لق تو، چون بميس
گفت که روش من در باز کردن و گسترش فرمول سوم کانت، خيلي ناموسي بود
مطمئني که اون درباره باز کردن زيپ شلوارش و گسترش کيرش حرف نميزد؟
اون... فرمون رو درست بگير
خداي من
کيه؟ چه خبر؟
چه خبر؟- خب، خب. ميدونستم شماييد-
مرسي که پروتکل امنيتي شديدِ من رو پشت سر گذاشتيد
حال و احوال چطوره؟ بشينيد
من يه مقدار نمونه فروشي اينجا گذاشتم
ما "پلوتو اوجي" داريم "يا همون "نيل ديگريس تايسون
بعدي اسمش رو "بترکون" گذاشتم چون دوست داره بترکونه
ميدوني که چي ميگم؟ و اينم "استرابري کاف" ه
No comments yet. Be the first to leave one.