The first 200 lines.
ترجمه پ واندرلند
روزت بخیر, کشیش ترینگهام
روز به خیر، سر جان
استدعا میکنم منو ببخشید, آقا؟ کشیش؟
,ما آخرین روز بازار توی همین جاده
همین وقت, همدیگرو ملاقات کردیم و شما منو سر جان صدا کردید
آره کردم
و یه بار قبل اون چند هفته پیش , دوباره, سر جان
درسته
میدونی که من فقط جان دوربیفیلد معمولی دوره گرد هستم؟
...خب، چیزی که من فکر میکنم بزار نیمروخت رو ببینم
آقا؟ چونه ات رو بیار بالا
,ایناهاش چونه و دماغ دوربرویله
کمی زمخت شده, شاید آقا؟
شما یه اشرافزاده هستید، سر جان
از نوادگان مستقیم یکی از بهترین خانواده های سرزمین
دوربرویل ها
من به این نام در بایگانی کلیسا برخوردم
اصالتا از نورماندی، با فاتح جنگ
در کنار ادوارد دوم و پادشاه جان میاین
چارلز دوم, به خاطر وفاداریتون شما رو شوالیه بلوط سلطنتی کرد
,پس اگه مقام شوالیه گری ارثی بود
,همونطور که قبلا کم و بیش اینجوری بوده تو الان سر جانی
ممکنه این حقیقت داشته باشه ؟ اوه, بله
در انگلیس چنین خانواده ای به ندرت وجود داره
,پس...حالا ماها کجا دود سیگارمون رو بالا میدیم ما دوبرویل ها ؟
زندگی میکنیم, منظورمه ؟
شماها هیچ جا زندگی نمیکنید
یه سردابه خانوادگی در کینگزبر مقدار ثروت شماست
ردیف ها و ردیف هایی از شما زیر سنگ مرمر پوربک خوابیدن
عمارت خانوادگی نداریم؟ املاک بزرگ؟
به عنوان یه خانواده روستایی منقرض شدین
روز بخیر, سر جان
اما, کشیش؟ در این مورد چه کاری میتونم بکنم, آقا؟
...هیچی
بجز اینکه خودتو با این فکر منزه کنی که
که چقدر مقتدر سقوط کردن
یه لیتر آب جو باهام میخوری, کشیش؟
یه آبجو گیری خوبی تو رولیور هست
همین الانشم به اندازه کافی خوردی
یه مقبره خانوادگی در کینگزبر
لعنت به من
ترجمه پ واندرلند استفاده از این زیرنویس برای فروش در سایت ها مجاز نیست
!تس, نگاه کن
سر جان روز خوبی رو بهت پیشنهاد میده
!همگی روز خوبی داشته باشید
من یه سردابه خانوادگی در کینگزبر دارم
!خبر خوب !ما یه نژاد اصیل هستیم, بانوی من تس
خون نورمان تو رگ هامون جریان داره
!اون حالش خوب نیست
!قلبشه. قلبش؟
چیز خوبیه اینجا رو نگاه کن یه قدم دیگه باهاتون نمیرقصم
!اگه به شوخی کردن دربارش ادامه بدین مری، دیگه بسه
!یه سردابه خانوادگی در کینگزبر
بهترین اسلینگتون ها در در تمام وسکس
" در نتیجه, تجاهل گرایی دنباله خودش را نابود میکند
"در غیر خداپرستی و بی نظمی خود، به روحانیت خیانت می کند"
"و خلاء اخلاقی که در قلب تفکر به اصطلاح آزاد نهفته است"
اون موسیقی وحشتناک چیه؟
فکر کنم یه جور مراسم غیر مذهبی شاید قربونی کردن انسانه
آنجل, داری چیکار میکنی؟ خب، خانمها به شریک احتیاج دارن و
و من دلم میخواد یه جفتکی بندازم کی با من میاد؟
رقصیدن با یه گروه از دخترای بی فرهنگ دهاتی؟
خب, فرض کن ما دیده بشیم بعضی وقتا فکر میکنم هردوی شما از سنگ ساخته شدین
!اما این فصل رو تموم نکردم خب, بهم بگو چه اتفاقی میفته من به زودی با شمام
شریک هاتون کجان؟ اونا هنوز سر کار هستن, آقا
اما بزودی اینجا خواهند بود
شما باهامون میرقصین, قربان؟
یکی چیه؟ بین این همه؟
خب, پس باید انتخاب کنید
خب, اجازه دارم؟
!آنجل
!دیگه کافیه
بیا اینجا,آنجل
بزودی هوا تاریک میشه
ترجمه پ واندرلند استفاده از این زیرنویس برای فروش در سایت ها مجاز نیست
!اینجایی, اوه تس چه خبری, چه خبر معرکه ای
ما اشراف زاده شدیم
!دوربیفیلدها بزرگترین نجیب زاده ها در سطح کشور هستن
ما مقبره ها و سرداب ها رو داریم و سرسپر ها و همه...و نگاه کن
اینجا مدرکش هست
یه قاشق, مامان !با سرسپرمون, سرسپر قدیمی خانوادگیمون
شوالیه های بلوط سلطنتی, میبینی؟
واسه همینه که پدر امروز بعد از ظهر همچین مترسکی از خودش ساخت؟
تا حدودی، و تا حدودی به خاطر قلبش اوه!... لیزا لو الان لباس بچه ها رو برای خواب تنشون کن
این راسته. اون به دیدن دکتر در شاستون رفت و دکتر گفت که
دور قلبش چربی داره, مثل این ...و به محض اینکه اتفاق بیفته, پس
اون میمره , میتونه ده سال باشه.. میتونه ده روز باشه
وحشتناکه
پدر کجاست؟ !در میخانه رولیور. مادر
خب, مرد بیچاره بعد از شنیدن این خبر در مورد خودش خیلی احساس ضعف کرد
!مجبور بود نیروش رو بدست بیاره
امشب باید اون کندوهای زنبور عسل رو ببره بازار
اوه , تس, غر نزن
خبرهای خوب تری هم هست ...باهام بیا
معلوم میشه که ما فامیل های ثروتمندی داریم
یه خانوم مسن والا و ثروتمند به اسم دوربرویل, بیرون ترنریچ
تنها کاری که باید بکنی اینه که بری اونجا و ادعای خویشاوندی بکنی
!گدایی کردن! چه فکر خوبی
,این گدایی نیست فقط دوستانه بودنه
نمیدونم چرا دو شاخه از یه خانواده نباید دوستانه رفتار کنن
...کجا میری؟ پدرو بردارم بیارم
بره به میخونه !تا نیروش رو بدست بیاره
!و تو هم باهاش موافقت کردی, مادر !من میارمش
,کل روز رو خودم تنها اینجا خونه داری کردم در حالی که تو داری واسه خودت خوش میگذرونی
من به خوبی هر مردی در اینجا هستم در حقیقت بهتر. جان … جان
اسکلینتن ها بهتر از هر مردی در وسکس هستن گوش کن ببین چی میگم, جان! تو چی فکر میکنی؟ چیه, زن؟
درباره پروژه بزرگم؟ ...نمیدونم
پولدار به عنوان هرچیزی, اونا میگن
و نمیدونم چرا ما نباید از شرایط دید و بازدید استفاده کنیم
بدون شک شاخه جوانی از خانواده
,و اونا موظف هستن که به تس توجه کنن اگه که اون برگ برنده اش رو بازی کنه
خون نجیبش؟ نه، احمق، صورتش , همونطور که مال من بود
احتمالش خیلی بیشتره که منجر به این بشه که یکی از آقایون نجیب زاده باهاش ازدواج کنن
دختره خودش چی میگه؟
به اندازه کافی قابل رام کردنه
بسپارش به من
...هیس
SHE LAUGHS
من یه سردابه خانوادگی در کینگزبر دارم احمق نباش, جان
مرد بیچاره نمیتونه بره , تس یکی باید بره
اگه کندو ها رو نفروشیم, رو دستمون میمونن
SHE SIGHS
HOOVES APPROACHING AT SPEED
!هوی
!وایسا
TESS SCREAMS
تو وسط جاده بودی ببین … ببین چیکار کردی
...نه، آقا، شما نباید
متاسفم خانم، این تنها کاریه که میتونم بکنم
...اون جسد پرنس رو نمیفروشه
میگه وقتی ما شوالیه این سرزمین بودیم, اسب های جنگیمون
رو واسه غذای گربه نمیفروختیم بزار اونا شیلینگ هاشون (پول هاشون) رو نگه دارن
نادون پیر احمق
...مادر
با این حال, من فکر میکنم باید فراز و نشیب ها رو پشت سر بگذاریم
...فکر میکنم به عنوان کارگر روزانه بتونه کار گیر بیاره
اگه قلبش طاقت بیاره
مادر, من میرم
اون چیه؟ اگه این چیزیه که تو می خوای، من میرم
ادعای خویشاوندی کنم
خواهش میکنم منو عفو کنید, بانوی دوربرویل سرکارخانم, خواهش میکنم مزاحمت منو ببخشید
...اما اسم من
خواهش میکنم منو عفو کنید,خانوم
...سرکارخانم, خواهش میکنم مزاحمت منو ببخشید ,اما
اسم من تس دوربیفیلد از
...مارلوته و من اومدم
میتونم کمکتون کنم؟
من آقای دوربرویل هستم
اومدی دیدن من یا مادرم؟
مادرتون , آقا
چه حیف
خب, متاسفم نتونه تو رو ببینه
اون ناتوانه
مجبوری با من معامله کنی
در مورد کسب و کاره؟ ...کسب و کار نه, آقا, اون
به سختی میتونم خودم رو راضی کنم که بگم ...پس خوش گذرونیه؟ نه, اون
...خیلی احمقانه ست
از چیزای احمقانه خوشم میاد
دوباره سعی کن
,اومدم بهتون بگم
که ما با شما از یه خانواده هستیم
آها، فهمیدم
اقوام فقیر
بله, آقا استوک ها؟
نه, آقا دوربرویل
بله, بله, البته
دوربرویل
!ما یه مقبره مشترک داریم
یه مقبره خانوادگی , در کینگزبر, به عقیده من
البته, اسم ما در اثر فرسودگی فقط دوربیفیلد ازش باقی مونده, اما
ما یه مهر قدیمی داریم که با ...یه شیر در حال غرش مشخص شده, و این, آقا
به نظر میاد یه قاشق باشه
به همراه سرسپر, آقا, میبینید؟
شوالیه های بلوط سلطنتی
...بهم بگو
توت فرنگی دوست داری؟
بله, آقا, وقتی که رسیده باشن
اما الان اردیبهشته
چطوری اومدی اینجا, تس؟
گاری چیس بورا , آقا یه شب در شاستون میمونه
باید امروز بعد از ظهر برگردم
پس ما باید باهم آشنا بشیم, دخترعمو
زیباست, مگه نه؟
ملکه انگلستان من معتقدم که تنوع وجود داره
بخور
ترجیح میدم با دستای خودم بگیرمش, آقا
ابدا
...هممم
حالا, یه کم چای چطوره؟
تقصیر من بود که اسب رو از دست دادیم
پدرم نمیتونه بدون اون کار کنه, میفهمید که
و پدرت چیکار میکنه, دخترعمو؟
اون یه فروشنده دوره گرده, آقا
یه فروشنده دوره گرد؟
...ببخشید، من آشنا نیستم اون کالاهای گونه کشاورزی رو برای سود میخره و میفروشه
(حداقل این اصولیه (کار شرافتمندانه
خب, باید به مادر بگم
خوشحال میشه که بدونه ما تو خانواده یه فروشنده داریم
و حل و فصل کردن گرفتاری های عمو جون دوربیفیلد چقدر طول میکشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.