The first 184 lines.
25.000
...بسيار خوب ، اونا آب دارند ، آبميوه پرتقال
و يه چيزي شبيه آب سيب...
بچش اونو
آره ، اون چربه
!من چربي خوردم
ميدونم ، منم اونو دو دقيقه پيش خوردم
سلام- !سلام ، اقاي تاکسيدو-
براي چي شماها لباس نپوشيديد ؟- هنوز يک ساعت و نيم وقت داريم-
. اون چهار دقيقه پيش بود ما بايد ساعت 7:40 بيرون بريم
.راس ، راحت باش ، الان آماده ميشيم دو دقيقه ميکشه تا ما لباسمونو بپوشيم
ميدوني ، من راحت ترم اگه همين الان لباس بپوشيد
باشه- باشه-
اوه ، ببينيد خودتونو .همه سکسي
واقعا ؟
چي شد که زودتر نيومدي ؟- چون من يه مرد احمق احمقم-
هي ، راس ، آب سيب ميخواي ؟
نه
پس ، تو کاملا آماده شدي ديگه ، هان ؟
آرايش کامل . مو درست شده
آره ، فقط بايد لباسمو بپوشم
و اون چقدر وقت ميگيره ؟ فقط 6 يا 7 دقيقه ؟
آره . قبلا انتخاب کردم چه چيزي بپوشم
يه ليوان چربي ؟
The One Where No One's Ready
مشکلت چيه راس ؟ راجع به سخنرانيت دستپاچه اي ؟
نه
ميخواي بدوني چرا ؟- من توشم ؟-
بعد از اينکه از همه ...براي هديه دادن به موزه تشکر کردم
! يه آواز خوندم راجع به اينکه : چقدر جويي عجيبه...
سلام ! چقدر خوشگل شدي
متشکرم . با وحود اينکه ، ميدونم
ميبيني اينو ؟ اين کسي هست که براي بيرون رفتن آماده هست
...فيبي ، تو
تو ستاره مني...
خب ، تو هم سکه شانس مني
خيلي خب ، من تست رو انجام دادم . و معلوم شد که من صد در صد مردونه انتخاب ميکنم
پاشو
چي ؟
سر جاي من نشستي- چرا اينجا جاي تو هست ؟-
من اينجا نشسته بودم
اما بعدش پا شدي رفتي
خب ، اين مثل اين نيست که اسپانيا رفته باشم
. من حمام رفته بودم تو ميدونستي که برميگردم
چه اشکالي داره که ! يکي ديگه بشينه اينجا
...اشکال " اينه که آخرين بار من اينجا نشسته بودم ، پس "
اينجا جاي منه
خب ، در حقيقت ، آخرين جايي که ...نشسته بودي اونجا بوده ، پس
شماها ، ميدونيد چيه ؟ اون اصلا مهم نيست
چونکه هر دوي شما بايد قبل از اينکه رگ بزرگم تويه سرم بترکه لباساتونو بپوشيد
. من فقط بايد يه کار بکنم که خيلي هم مهم نيست
! پاشو
سلام- اوه ، فيبي ، چقدر خوشگل شدي-
خيلي خوب ديگه
ميخواي جادو بکني ؟
بامزه هست . لباستو عوض کن
وايسا ، من تازه اومدم- برام اهميت نداره-
. ساعت 8 شروع ميشه نبايد دير کنيم
اون نميتونه ، نخواهد توانست ، که بخواد صبر کنه
ميز ما جلو هست رييسم اونجا خواهد بود
همه ميفهمند ما دير رسيديم اگه بعد از شروع برنامه برسيم
کسي چربي من رو خورده ؟
بچه ها ، اين شبيه چيزيه که دوست دختر يه فسيل شناس بخواد بپوشه ؟
. نميدونم امکان داره که تو اولين نفر باشي
ريچ ، به ماشين سر زدي ؟- نه-
وايستا . ميدوني اين لباس باعث ميشه . گوئه هام چاق به نظر بيان . مهم نيست
خيلي خب ، جويي ، يه آهنگ کوتاهي امروز ساختم
" ! اسمش هم اينه ، " پاشو
خيلي خب . ميتوني بشيني سر جات
واقعا ؟- اوه ، خداي من . ميبيني اينو ؟-
سلام ، منم ، دارم ميام بيرون
چي ميشه اگه من اونجا باشم وقتي که داري اين پيام رو گوش ميدي ؟
به نظرتون خيلي روح مانند هست ؟
سلام ، ريچ ، اونجايي ؟ منم ، گوشي رو بردار
ريچل ؟ ريچ ؟
چيه ؟
هيچي ، چيزي نيست
مونيکا ، ريچاردم . بهم زنگ بزن
اين پيام قديميه يا جديده ؟
قديمي يا جديد ؟ قديمي يا جديد ؟
مطمئنا قديميه مگه صداي دو تا بوق رو نشنيدي ؟
اگه جديد بود چي ؟ ما با هم موافقت کرديم که حرف نزنيم
ممکنه که مهم باشه نبايد بهش زنگ بزنم ؟
. عزيزم ، بهش زنگ زدي اون قديميه
آره ، ببين ، مون ، گوش کن . گوش کن
...وقتي که من و کارول جدا شديم
منم همين کارا رو کردم... ميدوني من چيکار کردم ؟
لباسم رو پوشيدم
واقعا ، واقعا سريع ، باشه ؟ باشه ؟
داريم ميريم . داريم ميريم
ميدوني چيه ؟ باشه ، پانشو فقط همين جا بشين
فقط اميدوارم اشکالي نداشته باشه که دستم رو اينجا گذاشتم
! دست نزن . نميتونه عصباني شه ! دست نزن . نميتونه عصباني شه
! دست نزن . نميتونه عصباني شه
! اوه ، خداي من
! پسراي بد
متاسفم ، فيبي- حالا بايد چيکار کنم ؟-
! نمالش به هم چه چيزي هامس رو پاک ميکنه ؟
چه چيزي هامس رو پاک ميکنه ؟
! مونيکا ! مونيکا ميدوني چه چيزي هامس رو پاک ميکنه ؟
اگه که اون پيام جديده ، زنگ زده چي بگه ؟
باشه ، متشکرم . آره ، اونو امتحان ميکنم
شايد زنگ زده که بگه تو وسواسي و ديوونه هستي ؟
پس ، بايد بهش زنگ بزنم ؟- ! نه-
! نه
خوبه ، ميدوني چيه ؟ ، هر دوتامون روي صندلي بشينيم- براي من اشکالي نداره-
من خيلي راحتم
منم همين طور
در حقيقت ، فکر کنم ممکن هست که من يه کمي خيلي راحت باشم
بسيار خب ، ببينيد ، 19 دقيقه وقت داريم باشه ؟ ، چندلر برو لباستو عوض کن
وقتي که برگشتي ، جووي ميره لباسشو عوض کنه و همچنين صندلي رو هم ول ميکنه
باشه- بسيار خب-
باشه . دارم ميرم
. وقتي که برگشتم ، اون صندلي رئيس هست ...و من کسيم که
! روي اون صندلي ميشينه...
...آيا اين خيلي
فيبز ؟ چي شده ؟
لباسم هامسي شده
اوه ، عزيزم ، يه چيزي برات پيدا ميکنيم ميخواي ژاکت مشکي من رو بپوشي ؟
اون به لباسم نمياد- حق با توئه-
خب ، بذار برات يه چيزي پيدا کنيم ، بيا لباستو رو دربياريم - نه ، نه ، نه . نه ، اونو در نمياريم-
لباس رو درنمياريم- مونيکا ، ميتوني پيراهن سبزت رو به فيبي قرض بدي ؟-
بهش زنگ زدم
آره . به تلفنش زنگ زدم و براش پيام گذاشتم
...اما اشکالي نداره . مشکلي نيست
چونکه اون ، مثل ، يه پيام غير جدي و ملايمي بود...
پيام ملايمي بود
اوه ، خداي من ، اگه ملايم نبود چي ؟
. چطور ميتونه اون ملايم نباشه ؟ نه چونکه تو تويه جاي خيلي ملايمي هستي
فهميدم .پيامم رو براتون ميذارم و شماها به من ميگيد که به اندازه کافي ملايم هست يا نه ؟
مونيکا ، چطوري ميخواي اينکارو بکني ؟
من کد دستگاه پاسخ دهنده اش رو ميدونم
...باشه ، مون ، فکر نکنم که واقعا اين
. بسيار خب ، داري شماره ميگيري داري شماره ميگيري
. سلام ، ريچارد هستم لطفا بعد از آهنگ پيامتون رو بذاريد
شما 2 پيام جديد داريد
چه شغل باحالي
" شما 2 پيام جديد داريد "
لطفا پاي را بدهيد
. سلام ، مونيکا هستم داشتم پيام هايم رو چک ميکردم
يه پيامي داشتم که نميدونستم جديد هست يا قديمي
بنابراين ، فقط دارم چک ميکنم
پس بهم بگو
يا نگو . هر چي باشه
! من آدم ملايمي هستم
هي ، نميتوني خودت بگي " ملايم " هستي اون " ملايم " بودن رو نفي ميکنه
. سلام . منم ديروز واقعا جالب بود
براي گذراندن تعطيلي آخر هفته بهم زنگ بزن ، باشه ؟
حالا ، اون ملايم صحبت کرد
. اون با يکي ديگه داره قرار ميذاره باورم نميشه با کسي ديگه قرار ميذاره
تو که چيزي درباره اون نميدوني- خب ، پس اون صداي کي بود ؟-
. شايد خواهرش بوده شايد دخترش بوده
! ميشل . مطمئنا ميشل بود صداش مثل صداي ميشل بود ؟
. اوه ، خوبه .داره بارون ميگيره حالا خيلي راحتتر ميشه تاکسي گرفت
ميشل بود
قطعا ميشل بود
پيراهن سبز مونيکا رو امتحان کن . اگر اندازه ات نبود ، لباس ابريشمي خاکستري منو بپوش
مگر اينکه خودم اونو بپوشم- تو هنوز نميدوني چي ميخواي بپوشي ؟-
عزيزم ، من فقط دارم سعي ميکنم براي شب بزرگت خوب به نطر بيام
آره ، و اينکه ما بايد دقيقا 12 دقيقه ديگه حرکت کنيم
بيا ، يه چيزي رو برات انتخاب ميکنم
ملاحظه ميکني که من کاملا لباس پوشيدم
من هم ، به نوبت ، ملاحظه کردم که تو لباس نپوشيدي
در نتيجه به زبون افراد ساكن محل ترك اعتياد ! از صندليم بلند شو ! سوسول
باشه
داري چيکار ميکني ؟- گفتي که صندلي رو بهت بدم-
ولي چيزي درباره متکاها نگفتي
! متکاها اصل صندلي هستند
درسته ! دارم اصل رو ميبرم
اوهو ، برميگرده
اوهو ، هيچکس توي اتاق نيست
متاسفم ، فکر کردم که اون قشنگ بنظر ميرسه- راس ، اون لباس مخصوص هالوين بود-
مگر اينکه تو ميخواي من بعنوان يه بوق زن کوچولو بيام
بدون اون گوسفند بادكرده نتونستم ! تشخصيش بدم
به هر حال چندلر . يكي از اين روزا ميام سراغت
ريچ ، خوبه ! ببين ، اين براي من مناسب نيست ؟
اوه ، خيلي عاليه ! اما نه براي امشب
. البته كه مال امشب مناسب نيست . ميخوام باهاش برم مراسم خيريه
براي امشب نه ؟ داري چيکار ميکني ؟
نه ، متاسفم . منظوري نداشتيم دوستت دارم . نفس عميق بکش
ما وقتي به اردو ميرفتيم ، از اونا به عنوان بالش استفاده ميکرديم
چي ؟
" گوسفند "
. . . هركاري كه توي دوره خودت ميكردي
No comments yet. Be the first to leave one.