The first 200 lines.
Marie
آیوفیلم تقدیم میکند
آن؟
!آن
چی؟
ج-جوناس؟
Marie
آیوفیلم تقدیم میکند
چه اتفاقی افتاده جوناس؟
اینجا چیکار میکنی؟
نگران بودم برای همین اومدم دنبالت
خوشحالم سالمی
از حالا خودم مواظبتم
شنیدنش از زبون کسی که همین الان راهزنا بهش حمله کرده بودن یکم عجیبه
...اما خیلی عجیبه
کی ازت رد شدم؟
...توی شهر رجینگتون توقف کردم
وایسا، اصلا گوش میدی چی میگم؟
رجینگتون؟
آهان، از اونجا اون پری جنگجو رو خریدی
خیلی قشنگه
نکنه اشتباهی یه پری همراه خریدی؟
جوناس لطفا، میشه برگردی؟
این سفر برای تو خیلی خطرناکه
من برنمیگردم
با تو میام لویستون
و تو میدونی چرا اینکارو میکنم
چون دوستت دارم
اه جوناس
ازت ممنونم اما فکر میکنم گیج شدی
تو فکر میکنی حس ترحمی که به من داری عشقه
من به خاطر تو تا اینجا اومدم
از من بدت میاد؟
اصلا خوشحال نیستی که اومدم؟
مترسک، باید سریع از اینجا خارج بشیم
کلاغای وحشی
بوی خون شنیدن و اومدن اینجا
وقتی سر و کله اینا پیدا میشه یعنی گرگا هم نزدیکن
بد شد، باید سریع از اینجا بریم
پس یه مرد داری که دنبالت بیاد؟
برای یه بچه تاثیر برانگیزه
من بچه نیستم
پونزده سالمه، دیگه بزرگ شدم
رابطه من و جوناس اونطوری نیست اون فقط بهم ترحم میکنه همین
ترحم؟
به هرحال دیگه باید همین الان برگردی جوناس
تو آدمی نیستی که توی همچین جایی درگیر کارای خطرناک بشی
...شال، درمورد ارابه پشت سرمون
اگه اتفاقی افتاد میشه بری کمک کنی؟
اگه میخوای کاری برات انجام بدم
با بالم تهدیدم کن و بهم دستور بده
«اونموقع خیلی رواعصاب بودی همش میگفتی «بهم دستور بده» «بهم دستور بده
این چه کاری بود؟
به جز دستوری که بهم میدن
کار دیگه ای انجام نمیدم
درسته که مجبورت کردم برام کار کنی شال
ولی اینم گفتم که ازش متنفرم
برای همین ازت درخواست میکنم
فعلا به خواهش کردن ازت ادامه میدم
اگه بازم قبول نکنی بهت دستور میدم
و همونطور که میخوای
»حتی بهت میگم «اگه کاری که گفتمو نکنی بالتو پاره می کنم
اما اول ازت خواهش میکنم
تو واقعا مترسک عجیبی هستی
...مترسک مترسک و
دیگه مهم نیست
پس این یه پناهگاهه نه؟
دفعه اوله که اومدم همچین جایی
دفعه اولته؟ پس دیشب کجا موندی؟
دیشب اصلا توقف نکردم
میخواستم هرچه زودتر بهت برسم
...جوناس امشب اینجا میمونیم، اما فردا باید
الان من فقط دارم میرم یه جایی که کار دارم، همین
دنبال تو نمیام که
...سرم درد میکنه
!بهم دست نزن
همه چیز به جز اونی که تو دستات نگه داشتی مال منه
جوناس؟ منم، درو باز میکنی؟
کاری داشتید؟
کثی
توام باهاش اومدی؟
من پری خدمتکار ارباب جوناس هستم، معلومه باهاشون اومدم
ک-که اینطور، درسته جوناس کجاست؟
دارن استراحت میکنن
پس وقتی بیدار شد اینو بهش میدی بخوره؟
...همچین غذای بدترکیبی ارباب جوناس حتی یه قاشقم نمیخورن
توی خونه این شاید درست باشه
اما توی سفر باید ممنون باشی که همچین چیزی گرفتی
بوی گوشت هیولا میده، حتی من که یه پریم حالم بد میشه اینو بخورم
اینطوریه؟ خب، ببخشید که دخالت بیجا کردم
بفرما
این چیه؟ میخوای باهاش چیکار کنم؟
!این غذاته معلومه دیگه
اشتباه کردم که همچین غذای سطح پایینی بهت دادم؟
سوپی که بوی گوشت هیولا میده به ذائقه توام نمیخوره؟
چت شده یه دفعه؟
انگار کله ات آتیش گرفته
!خب من یه مترسک-کله ام به هرحال !مطمئنم خیلی خوب میسوزه
ظاهرا شعله ور شده
خب کی اعصابش خرد نمیشه؟
...این غذای بدترکیب مناسب وارث پرافتخار
یه پیشه ور شیرینی نیست
همین الان اون پری اینو بهم گفت
توام حالت از این سوپ به هم میخوره؟
اینطور نیست، فقط...تعجب کردم
تعجب؟ چرا؟
قبل از اینکه برای خودت غذا بریزی به من سوپ دادی، برای این تعجب کردم
چی داری میگی؟
وقتی که غذا میپزی اول به بقیه میدی، این کاملا طبیعیه مگه نه؟
اه قاشق
ببخشید
چی؟
...شال این
خوردمش
خوردیش؟ چطوری؟
ما با دهن غذا نمیخوریم
دستمونو بالاش نگه میداریم یا بهش دست میزنیم تا جذبش کنیم
پریا اینطورین؟
خب خوشمزه بود؟
طعمی در کار نیست، فقط جذبش میکنیم
یه چیزی هست که طعمشو حس می کنیم
چی؟
شکر نقره ای
شیرینه
از شیرینیای شکری خوشت میاد؟
بدم نمیاد
پس برات درست میکنم
برخلاف ظاهرم، یه پیشه ور شکری ام
تو؟
خوب گوش کن که قراره شگفت زده بشی
مامان من یه استاد سیلورشوگر بود
به عنوان دخترش
از بچگی به جای اینکه با گل بازی کنم با شکر نقره ای بازی میکردم
گل ماه خوبه، شال شاید یه چیزی با شکل گل ماه برات درست کردم
!شال! ی-یه چیزی توی ارابه اس
م-میری ببینی چیه؟
این یه دستوره؟
چی؟
اگه نرم بالمو پاره میکنی؟
...معلومه که نه
پس خودت برو
خیلی خب خودم میرم نگاه میکنم
هیچی اینجا نیست؟
!هی تو
!نه
ولم کن عوضی، گفتم ولم کن
اینهمه سروصدا برای این بود؟
آخ آخ
تو مشخصه خیلی زمختی، اما من ظریفم میدونی؟
باید آروم باهام برخورد کنی
خیلی حرف میزنی
پس تو بودی که توی ارابه سروصدا کردی؟
سروصدا نمیکردم
خوابم برد، کابوس دیدم و از خواب پریدم
خیلی بدجور از خواب پریدی
حالا هرچی، تو کی هستی؟
کی و چرا اومدی توی ارابم؟
من میثریل لید پود هستم
اومدم که لطفتو جبران کنم
لطفمو جبران کنی؟
اوه
من هیچوقت از یه آدمیزاد تشکر نمیکنم
یادت نره
تو همون پریه هستی
چی؟ پس منو یادت نمیومد؟
کسی که نجاتش دادی رو فراموش کردی...سنگدل
ی-یعنی چی؟ به خاطر همچین چیزی سنگدلم؟
...بعدشم اونموقع تو گلی بودی
به هرحال دیروز منو نجات دادی
برای همین اومدم که وظیمو انجام بدم
اما اونموقع گفتی هیچوقت از یه آدمیزاد تشکر نمیکنی، مگه نه؟
گفتم، چون از آدما متنفرم، گرفتی؟
به خاطر همین برگشتم که لطفتو جبران کنم
بذار اینو بهت بگم من لطفتو جبران میکنم اما هیچوقت تشکر نمیکنم حتی اگه بمیرم
خیلی خب، بذار لطفتو جبران کنم
...خب ام
آره
میشه به چرخای ارابه روغن بزنی؟
یه جور رفتار نکن انگار من احمقم
در ازای نجات دادن جونم همچین چیز مسخره ای میخوای؟
به یه کار تاثیر برانگیز تر فکر کن
منظورت از کار تاثیر برانگیز چیه؟
دیگه اونو خودت باید بفهمی، نه؟
خیلی غرغرو عه، بهتر نیست بکشمش؟
!یه لطف! یه لطف
اگه بهم دستور بدی این کارو میکنم
چی گفتی؟
وایسا وایسا وایسا
اینطوری اینکه نجاتش دادم هیچ فایده ای نداره
بذار ببینم تو...میثریل بودی؟
میثریل لید پود! کوتاهش نکن
میثریل لید پود
نیازی نیست لطفمو جبران کنی
برای این نجاتت ندادم
...تو آزادی، باید بری هرجایی که میخوای و با خوشحالی
!هی! دختر آدمیزاد
اسمم آنه
آن
تو تظاهر میکنی مهربونی اما نیستی، فقط میخوای از دستم خلاص شی
فکر کردی میذارم همچین اتفاقی بیفته؟
No comments yet. Be the first to leave one.