The first 200 lines.
هیچکس نمیره
!تاگومی سان
!تاگومی سان
!برو
!تاگومی سان
ماشینتون ، وزیر بازرگانی
مشکلی هست؟
تمام ویزاهای خارجی باید توقیف بشن
اوه، خدایا ،اد داری چه غلطی میکنی؟
من چیکار میکنم ؟ فرانک ، تو داری چیکار میکنی؟
تا حالا چیزی گفتند؟
راجب چی؟- راجب تیراندازی به شاهزاده-
میدونستم که باید به پات شلیک کنم
اد، من اینکارو نکردم یکی دیگه بهش شلیک کرد
تو تنها کسی هستی که با اون تفنگ شلیک کرده
باشه حالا
برو خونه و تو خیابون نمون
تا موقع کار فردا
جولیانا زنگ زد
چی ؟ اون چی گفت؟
هیچی
تو نباید راجب این موضوع با کسی حرف بزنی باشه؟ هیچکس
... باشه ، خدایا . اما اگر تو کاری نکردی
من دیده شدم ! اد ، تو نباید راجب تفنگ به کسی چیزی بگی
این بین تو و منه
همه پیاده بشن
تمام منطقه بستست
!تو راه برو ! سریع
!عقب وایسا
!عجله کن
و تو ... ....میخوای تمیزش کنی
بچه های جدیدی در خانه دارند ... ....دوتی و مالی
فرانک؟- ارزانترین سیستم ..-
به تمام پارچه ها زندگی میده
حالت خوبه؟
چه اتفاقی افتاد؟
اد گفت که تو میخوای کار وحشتناکی انجام بدی
تو حالت خوبه؟
نکن ، باشه؟
کمپیتای ، اونا اومدند دنبال تو
متاسفم
چیزی رو که میخواستی پیدا کردی؟
شاید شروع چیزی باشه
نمیدونم
ام، یک چیزی اون بیرون در جریانه
اونا نصف شهر رو بستند
آره، به شاهزاده ژاپنی شلیک شده
چی؟
مادرت نگرانت بود
تو باید ، اه، تو باید بری دیدنش
لطفا سعی کنید استراحت کنید اولیاحضرت
من تمام شب رو روی این صندلی بودم تاگومی سان
من استراحت کردم
...پیشگوی چینیتون
نمیشه که تمامی احتمالات رو پیش بینی کرد
هرکس که مسئول این وضعه
به سزای عملش میرسه
آخرین تکه گلوله هم خارج شده
اما وضعیتشون در حالت بحرانیه
به قلب صدمه وارد شده
اما شما تعمیرش کردید
ما هرکاری ازدستمون ساخته بود انجام دادیم اولیاحضرت
شما میتونید تا وقتیکه منتظر هستیم کنارش بشینید
ایناهاش
چه سورپرایز دلپذیری
عزیزم . آنی؟
بیا و ببین که کی اومده
اوه، تو اینجایی
کجا بودی؟
اون بیرون چه خبره؟
چرا این همه ژاپنی توی خیابونا هستند؟
کی میدونه مامان؟
ممنون. ببین ، براتون گیاه دارویی آوردم
اوه- باید چایی درست کنم؟-
نه . من دیگه از اون ماده سمی نمینوشم
بنظرت نازی ها بالاخره حمله میکنند؟
منظورم اینه که مثل آغاز اشغال میمونه
از اول
چرا اجازه نمیدیم بشینه عزیزم؟
باشه ؟ بیا بشین . اینجا- باشه-
پس کجا مخفی شده بودی؟
ام... اوه، من مخفی نشده بودم مامان
فقط ، میدونی، سرم شلوغ بود
همم
اینقدر شلوغ که نمیتونستی
به مادرتم سر بزنی؟
متاسفم- خوب ، میدونی-
من فکر کردم که تو کاری چیزی گرفته باشی
نه
مطمئنا که فرانک بهش احتیاج داره درسته؟
عزیزم، تو حالت خوبه؟
آره
فقط کاری که اونا با اون پسر
کردند وحشتناکه
فرانک بهت گفت؟
اون بهت نگفت که من اومدم؟
فرانک خوب میشه
اون الانشم داره خوب میشه
....زخم ها خوب میشن ، اما ، نمیدونم
از دست دادن خواهر بچه هاش اینطوری
فکرشم نمیتونم بکنم
بهت میگم ، هیتلر هیچوقت بخاطر کاری
که با یهودی ها کرد آمرزیده نمیشه
من بهت میگم ، اون حرومزاده واسه همه ما نقشه داره
باشه ، باشه ، مشکلی نیست
ترودی رو دیدی؟
خواهرتو دیدی؟
جولیانا
جولیانا
چیزی راجب خواهرت
نشنیدی؟
...اه
واسه چند روزه نه
من مدام بهش میگم که نگران نباش
من میگم که نگران نباش اون یک روح آزاده
هروقت که حاضر باشه خودش تماس میگیره درسته؟
..درسته من
متاسفم . من باید برم
فرانک
فرانک
اه
من نمیدونستم
چطور اتفاق افتاد؟
اه... من دقیقا یادم نمیاد
ببین ، فقط اگر بتونی جلوی خونریزیشو بگیری
نمیتونم دیر برم سر کار
یک روزه فرانک ، نمیتونی خونه بمونی؟
باید زمانی رو که از دست دادم جبران کنم
اگر میدونستم با سوار شدن به اون
.... اتوبوس لعنتی چه صدمه ای میزنم
تو باید برای ترودی کاری میکردی
آره
باید باهات حرف میزدم
تو بهر حال باید میرفتی
نه اگر میدونستم که اونا چه بلایی سرت میارن
و جان و امیلی
تشییع جنازه ای هست؟
اونا سوزونده شدند
چیزی ازشون نمونده
....بیل باید
آره ،اه
اون بعدا واسشون یادبود میگیره
....اما من ... من
من نباید اونجا باشم
ثابت وایستا
میتونم چیزی بپرسم؟
چرا آزادت کردند؟
اونا،اه، اونی زنی رو گرفتند که فیلم قاچاق میکرد
اونا فکر میکردند وسایل ترودی پیش اونه
ممنون
حالا چی؟
من میرم سر کار
...تو میتونی ، اه
فکر کنم بتونی بری تمرین کاراته
...خوب، به این معنیه که ما فقط
برمیگردیم سر همون کارایی که قبلا میکردیم؟
ما هرگز نمیتونیم برگردیم
من راجب زنده موندن حرف میزنم
عبور از امروز ، جولیانا
من فعلا به بعد از اون نگاه نمیکنم
آقای تاگومی شما محافظ با وفای منو دیدید
اونا میدونند ، نمیدونند؟
راجب چی؟
که من باینز نیستم
اونا پاسپورتم رو توی سفارت گرفتند
و از اون ببعد نگذاشتند ازجلوی چشمشون دور بشم
میکروفیلم حالا کجاست؟
من ندارمش ، تو دستم نیست
من.. قورتش دادم
و این استراحتو سخت میکنه
حداقل جاش امنه
امنیت به کسی کمکی نمیکنه
من نمیتونم بدون انجام ماموریتم از اینجا برم
ما دیگه چاره ای نداریم
تو گفتی که پیشگوت ارتباطی درست کرده
تو ایمانتو بهش از دست دادی؟
مامورست حالای ما
اینه که تو رو زنده از ایلتهای پاسیفیک خارج کنیم
یک شانس دیگه با وزیر علوم بهم بده
تنها شانسی که داری
ترنیه که امشب از اینجا به نیویورک میره
من پاسپورت سوئدیت رو پس میگیرم
تاگومی سان
بخطر انداختن زندگیتون
برای جلوگیری از یک جنگ جهانی یک چیزه
ولی بخطر انداختنش براینجات زندگی من هرگز بخشی ازش نبوده
من دیگه خون مرد خوب دیگه ای رو نمیشورم
از روی دستام
بهت گفت که اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟
ما راجبش حرفی نزدیم
راجب تفنگ چیزی بهش گفتی ؟
امروز صبح چی بهت گفتم؟
آره ، اما فکر نمیکردم که منظورت جولز هم باشه
چی، فکر نمیکردی که اون جزو
به کسی نگو نمیشه ؟
هیچکدوم از اینا تقصیر من نیست ،فرانک
حتی اگر من اون چیز رو شلیک میکردم یا نمیکردم
میتونستند هنوزم دنبال من باشند
پس دهنتو ببند
کارت خوب بوده ، فرانک
No comments yet. Be the first to leave one.