The first 200 lines.
«جک رایان»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» در تلگرام: realKiarashNg@
آزمایش پرتابگرمون با شکست مواجه شد،
ولی مشکلش رو شناسایی کردیم،
نقصی جزئی تو ساختش رخ داده بود.
وقتی قطعاتش رو مجددا مهندسی کنن،
میتونیم پروژه رو طبق برنامه پیش ببریم.
- چقدر طول میکشه؟ - شش هفته،
بیشتر طول نمیکشه.
عذر میخوام قربان. فرصت بیشتری لازم داریم.
باشه، باشه، حتما.
باید هرچقدر لازمه وقت بذارین.
بهتره تو این مسائل دقیق عمل کنین،
مگه نه؟
دولتتون خیلی به کارتون افتخار میکنه.
کار آسونی رو بهتون محول نکرده بودیم،
ولی ثابت کردین خیلی توانمندین.
از همگی ممنونم.
دوران پیچیدهایه.
مشکلی پیش اومده؟
روشهای قدیمی دارن کنار میرن لوکا.
رهبر جمهوری کبیرمون رو در سطح جهانی تحقیر کردن،
ولی توبیخشون نکردیم.
- وحشت کردیم. - درسته قربان.
- بچه داری؟ - نه.
وقتی بچهدار بشی، میفهمی.
باید عدهای رو فدا کنیم،
وگرنه خودمون هم عین اونها بیمصرف محسوب میشیم.
- سوکول رو میگین؟ - عین طنابی...
دور گردنمون شده.
خیلی خطرناکه و نباید بذاریم به کارشون ادامه بدن.
تو ترتیبش رو میدی، مگه نه لوکا؟
بله قربان.
ایگروف!
لبدیف!
بله قربان؟
ارتشبد دستور دادن.
کار سوکول تمومه.
باید به کارشون خاتمه بدیم.
باید تمام و کمال خاتمه بدیم.
عذر میخوام قربان. منظورتون اینه که...
خودت متوجه منظورشون شدی دیگه.
بله قربان.
کاملا متوجه شدم گروهبان لبدیف.
بله قربان.
بریم!
تکون بخورین!
بریم!
نوبت توئه.
- چقدر باهاش فاصله دارم؟ - پنج دقیقه.
تا دیروقت بیرون نمونیها...
عزیز دلم.
بیست و سه.
«پرنده آتشفام» رسید.
تنها نیست.
سلام.
سلام جناب سفیر، خیلی از دیدنتون خوشحالم...
و بابت همهچی ازتون ممنونم.
- سلام. - سلام.
بفرمایین خانم رایزن.
زویا هستم.
جک هستم.
داری راجع به پروژه سوکول تحقیق میکنی، درسته؟
درسته.
سوکول رو در حین سرنگونی اتحاد جماهیر شوروی تأسیس کرده بودن...
تا سلاح هستهای نظامی کمبازدهی تولید کنن...
که تو هیچ راداری معلوم نباشه و شناسایی نشه.
خودت میتونی...
عواقب چنین فناوریای رو تصور کنی.
خب، سعی داشتن جنگ راه بندازن.
خب...
الان کارشون مجددا آغاز شده...
و ظاهرا بالاخره سلاحشون رو ساختن.
کجاست؟
صرفا میدونم دارن جابهجاش میکنن.
اطلاعاتتون رو از کجا به دست آوردین؟
در این حد بگم که منبعم هم عین خودت نگران بوده.
عذر میخوام.
بابت چی؟
پس واسه چی بهتون پول میدم؟
که هر آشغالی رو از تو خیابون راه بدین؟
یه مشت بچه سوسولین که بلد نیستین کونتون رو پاک کنین!
بیرون انداختنت هم بخشی از نقشهات بود؟
در واقع، بود. سریعترین راه خروج بود.
حقیرانه بیرون کردنت هم بخشی از نقشهات بود؟
باورم نمیشه.
میبینم با اولین پرواز اومدی.
آره بابا. نمیخواستم شاهد چنین اتفاقی نباشم.
چطور پیش رفت؟
خیلی خوب نبود.
- پروژهشون رو راه انداختن؟ - خیلی بدتره.
سلاحشون رو ساختن.
پشمهام.
اگه «ناتو» واقعا داره...
جمهوری چک موشک وارد میکنه، باید پاسخ بدیم.
نظر وزیر دفاع از این قراره یا نظر خودتونه؟
من و وزیر پوپوف در این زمینه با هم موافقیم.
ایشون همین الان دارن میرن پراگ...
که رئیسجمهور چک رو ببینن.
من هم همونجا میرم پیششون.
اون موشکهای ضدهوایی خیلی خطرناک نیستن.
نه، ولی اینطوری پیام خیلی خطرناکی دارن.
میخوان اینجوری چونه بزنن.
رئیسجمهور کواچ ازمون خواستهای داره.
واسه همین این اطلاعات رو قبل از نشستمون نشت داده.
خب، چه خواستهای داره؟
خودتون باید ازش بپرسین.
که وارد بازیش بشیم؟
من پیشنهاد میکنم نیروهامون رو...
وارد ناحیه کنیم و به چکیها نشون بدیم...
جواب خصومت رو با زور میدیم.
راجع به رئیسجمهور کواچ چه اطلاعاتی داریم؟
خانم واقعبینیه،
یعنی میشه ترغیبش کرد.
خب، خودتون چه پیشنهادی میدین؟
من اطلاعات ارائه میدم.
من که سیاستمدار نیستم.
واسه همین نظرتون رو پرسیدم.
من میگم با دشمنانمون صمیمی بمونیم.
اینجوری اگه لازم شد، راحتتر میشه بهشون خنجر زد.
اطلاعات مهم مربوط به پوپوف از چه قراره؟
از وقتی رئیسجمهور شدین،
اولین باره که با هم دیدار میکنین.
دیمیتری پوپوف، قبل از این که وزیر دفاع بشه،
تو اوکراین و افغانستان خدمت کرده بود.
مارشال فدراسیون روسیه بوده.
رزومهاش رو خوندم. خودش چهطور آدمیه؟
روس تندروی سنتیه، کلی ودکا میخوره...
و به شدت میهنشیفته است.
مردی نیست که کنار زنان قدرتمند راحت باشه.
کدوم مردی راحته؟
اطمینان حاصل کن که خبرنگاران تو قلعه حضور داشته باشن.
خبرنگاران «میلادا فرونتا»، «بلسک»، «پراوو» و کل خبرگذاریها حاضر باشن.
خانم، روسها درخواست کردن رسانهها حضور نداشته باشن.
کلی خبرنگار حاضر باشن دیوید.
چشم.
هوم. سلام لهله.
رادک.
عین همیشه حواست جمع باشه.
چشم قربان.
دیگه بزن به چاک. اینقدر اینجا نپلک.
طعمه رو گاز میگیرن.
امروز نمیگیرن. فهمیدن گرسنهام.
همزمانی دیدار با پوپوف و درخواست «ناتو»...
واسه قرار دادن موشک تو کشورمون تصادفی نیست.
چنین کاری از نظر روسها به شدت پرخاشگرانه است.
من میام اینجا که آروم بشم...
و کنار بابام بشینم، نمیخوام حرف سیاسی بزنم.
وای، همیشه وقتی ذهنت درگیره، میای ماهیگیری.
نتیجه نظرسنجی داخلیمون راجع به «ناتو» از چه قرار بود؟
ساکنین شهرها و دانشجویان حمایت میکنن،
ولی ساکنین نواحی روستایی مشکوکن.
از نظر نصفشون آلت دست «ناتو»یی،
از نظر بقیهشون آلت دست روسها بودی و الان شل کردی.
بین دو دنیا گیر افتادی لهله.
چند روز آینده با پوپوف خیلی پراسترسه...
و باید ماهرانه عمل کنی.
از این بابت مطمئنم...
که دستکم میگیرنت.
خودم میخوام دستکم بگیرنم.
صبح به خیر.
شب ناگواری داشتی؟
راستش، نه. تجربه شبهای ناگوارتری رو هم داشتم.
شب پرباری بود.
موثقترین مدرک چند سال اخیرمون رو به دست آوردیم.
تا حالا از اولین کارم تو سازمان برات گفتم؟
نه، گمون نکنم گفته باشی.
راستش، کارم رو...
از هیئت پشتیبانی شروع کرده بودم.
از بس جداول رو میخوندم...
و گزارشات عملیاتی، مصادرات و هرچی گیرم میاومد رو...
بررسی میکردم، داشتم کور میشدم.
عه، ظاهرا هیجانانگیز بوده.
نه، راستش بند بند کارمون رو همون شکلی و صرفا...
با مطالعه اسناد یاد گرفتم.
گزارش دیدار دیشبتون اصلا به دستم نرسید.
تنها رفته بودی؟
نه، بریدن مشغول شناسایی بود.
مکان عمومی بود. راحت بود.
خیلیخب.
من اصلا از قهرمان جماعت خوشم نمیاومده جک.
معمولا بیشتر به فکر اعمال خودشونن...
و عواقبشون رو در نظر نمیگیرن.
درسته خانم.
سلام. اگه کمکم کنی، ممنون میشم.
- گوشی لازم داری؟ - نچ. فقط میخوام محتوای این کارت رو ببینم.
احتمالا جاوا کارت باشه.
- احتمالا. - ظاهرا با سامانه جیاسام کار میکنه.
از کجا آوردیش؟
مال آدمهای بده.
ایول. اِم...
No comments yet. Be the first to leave one.