Tom Clancy's Jack Ryan - Third Season

Tom Clancy's Jack Ryan - Third Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Tom Clancys Jack Ryan S03E01 1080p WEB H264-CAKES
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 WEBRip x264-XEN0N
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 720p x264-FENiX
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 720p x265-T0PAZ
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 1080p x265-ELiTE
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 480p WEB x264-RMTeam
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Tom Clancys Jack Ryan S03E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

web
1080
webrip
x264
BRip
720p
720
x265
480p
480
HEVC
2CH
Published on: 2022-12-21
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«جک رایان» ‫

‫ ‫

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫آزمایش پرتابگرمون با شکست مواجه شد،

‫ولی مشکلش رو شناسایی کردیم،

‫نقصی جزئی تو ساختش رخ داده بود.

‫وقتی قطعاتش رو مجددا مهندسی کنن،

‫می‌تونیم پروژه رو طبق برنامه پیش ببریم.

‫- چقدر طول می‌کشه؟ ‫- شش هفته،

‫بیشتر طول نمی‌کشه.

‫عذر می‌خوام قربان. ‫فرصت بیشتری لازم داریم.

‫باشه، باشه، حتما.

‫باید هرچقدر لازمه وقت بذارین.

‫بهتره تو این مسائل دقیق عمل کنین،

‫مگه نه؟

‫دولتتون خیلی به کارتون افتخار می‌کنه.

‫کار آسونی رو بهتون محول نکرده بودیم،

‫ولی ثابت کردین خیلی توانمندین.

‫از همگی ممنونم.

‫دوران پیچیده‌ایه.

‫مشکلی پیش اومده؟

‫روش‌های قدیمی دارن کنار می‌رن لوکا.

‫رهبر جمهوری کبیرمون رو ‫در سطح جهانی تحقیر کردن،

‫ولی توبیخشون نکردیم.

‫- وحشت کردیم. ‫- درسته قربان.

‫- بچه داری؟ ‫- نه.

‫وقتی بچه‌دار بشی، می‌فهمی.

‫باید عده‌ای رو فدا کنیم،

‫وگرنه خودمون هم عین اون‌ها ‫بی‌مصرف محسوب می‌شیم.

‫- سوکول رو می‌گین؟ ‫- عین طنابی...

‫دور گردنمون شده.

‫خیلی خطرناکه و نباید بذاریم ‫به کارشون ادامه بدن.

‫تو ترتیبش رو می‌دی، ‫مگه نه لوکا؟

‫بله قربان.

‫ایگروف!

‫لبدیف!

‫بله قربان؟

‫ارتشبد دستور دادن.

‫کار سوکول تمومه.

‫باید به کارشون خاتمه بدیم.

‫باید تمام و کمال خاتمه بدیم.

‫عذر می‌خوام قربان. ‫منظورتون اینه که...

‫خودت متوجه منظورشون شدی دیگه.

‫بله قربان.

‫کاملا متوجه شدم گروهبان لبدیف.

‫بله قربان.

‫بریم!

‫تکون بخورین!

‫بریم!

‫ ‫

‫نوبت توئه.

‫- چقدر باهاش فاصله دارم؟ ‫- پنج دقیقه.

‫تا دیروقت بیرون نمونی‌ها...

‫عزیز دلم.

‫بیست و سه.

‫«پرنده آتشفام» رسید.

‫تنها نیست.

‫سلام.

‫سلام جناب سفیر، ‫خیلی از دیدنتون خوشحالم...

‫و بابت همه‌چی ازتون ممنونم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫بفرمایین خانم رایزن.

‫زویا هستم.

‫جک هستم.

‫داری راجع به پروژه سوکول ‫تحقیق می‌کنی، درسته؟

‫درسته.

‫سوکول رو در حین سرنگونی ‫اتحاد جماهیر شوروی تأسیس کرده بودن...

‫تا سلاح هسته‌ای نظامی ‫کم‌بازدهی تولید کنن...

‫که تو هیچ راداری معلوم نباشه ‫و شناسایی نشه.

‫خودت می‌تونی...

‫عواقب چنین فناوری‌ای رو تصور کنی.

‫خب، سعی داشتن جنگ راه بندازن.

‫خب...

‫الان کارشون مجددا آغاز شده...

‫و ظاهرا بالاخره سلاحشون رو ساختن.

‫کجاست؟

‫صرفا می‌دونم دارن جابه‌جاش می‌کنن.

‫اطلاعاتتون رو از کجا به دست آوردین؟

‫در این حد بگم که منبعم ‫هم عین خودت نگران بوده.

‫عذر می‌خوام.

‫بابت چی؟

‫پس واسه چی بهتون پول می‌دم؟

‫که هر آشغالی رو از تو خیابون راه بدین؟

‫یه مشت بچه سوسولین ‫که بلد نیستین کونتون رو پاک کنین!

‫بیرون انداختنت هم بخشی از نقشه‌ات بود؟

‫در واقع، بود. ‫سریع‌ترین راه خروج بود.

‫حقیرانه بیرون کردنت ‫هم بخشی از نقشه‌ات بود؟

‫باورم نمی‌شه.

‫می‌بینم با اولین پرواز اومدی.

‫آره بابا. ‫نمی‌خواستم شاهد چنین اتفاقی نباشم.

‫چطور پیش رفت؟

‫خیلی خوب نبود.

‫- پروژه‌شون رو راه انداختن؟ ‫- خیلی بدتره.

‫سلاحشون رو ساختن.

‫پشم‌هام.

‫اگه «ناتو» واقعا داره...

‫جمهوری چک موشک وارد می‌کنه، ‫باید پاسخ بدیم.

‫نظر وزیر دفاع از این قراره ‫یا نظر خودتونه؟

‫من و وزیر پوپوف در این زمینه ‫با هم موافقیم.

‫ایشون همین الان ‫دارن می‌رن پراگ...

‫که رئیس‌جمهور چک رو ببینن.

‫من هم همون‌جا می‌رم پیششون.

‫اون موشک‌های ضدهوایی ‫خیلی خطرناک نیستن.

‫نه، ولی این‌طوری پیام ‫خیلی خطرناکی دارن.

‫می‌خوان این‌جوری چونه بزنن.

‫رئیس‌جمهور کواچ ازمون خواسته‌ای داره.

‫واسه همین این اطلاعات رو ‫قبل از نشستمون نشت داده.

‫خب، چه خواسته‌ای داره؟

‫خودتون باید ازش بپرسین.

‫که وارد بازیش بشیم؟

‫من پیشنهاد می‌کنم نیروهامون رو...

‫وارد ناحیه کنیم ‫و به چکی‌ها نشون بدیم...

‫جواب خصومت رو ‫با زور می‌دیم.

‫راجع به رئیس‌جمهور کواچ ‫چه اطلاعاتی داریم؟

‫خانم واقع‌بینیه،

‫یعنی می‌شه ترغیبش کرد.

‫خب، خودتون چه پیشنهادی می‌دین؟

‫من اطلاعات ارائه می‌دم.

‫من که سیاستمدار نیستم.

‫واسه همین نظرتون رو پرسیدم.

‫من می‌گم با دشمنانمون صمیمی بمونیم.

‫این‌جوری اگه لازم شد، ‫راحت‌تر می‌شه بهشون خنجر زد.

‫اطلاعات مهم مربوط به پوپوف از چه قراره؟

‫از وقتی رئیس‌جمهور شدین،

‫اولین باره که با هم دیدار می‌کنین.

‫دیمیتری پوپوف، قبل از این که وزیر دفاع بشه،

‫تو اوکراین و افغانستان خدمت کرده بود.

‫مارشال فدراسیون روسیه بوده.

‫رزومه‌اش رو خوندم. ‫خودش چه‌طور آدمیه؟

‫روس تندروی سنتیه، ‫کلی ودکا می‌خوره...

‫و به شدت میهن‌شیفته است.

‫مردی نیست که کنار زنان قدرتمند راحت باشه.

‫کدوم مردی راحته؟

‫اطمینان حاصل کن که خبرنگاران ‫تو قلعه حضور داشته باشن.

‫خبرنگاران «میلادا فرونتا»، «بلسک»، ‫«پراوو» و کل خبرگذاری‌ها حاضر باشن.

‫خانم، روس‌ها درخواست کردن ‫رسانه‌ها حضور نداشته باشن.

‫کلی خبرنگار حاضر باشن دیوید.

‫چشم.

‫هوم. سلام له‌له.

‫رادک.

‫عین همیشه حواست جمع باشه.

‫چشم قربان.

‫دیگه بزن به چاک. ‫این‌قدر اینجا نپلک.

‫طعمه رو گاز می‌گیرن.

‫امروز نمی‌گیرن. ‫فهمیدن گرسنه‌ام.

‫همزمانی دیدار با پوپوف ‫و درخواست «ناتو»...

‫واسه قرار دادن موشک ‫تو کشورمون تصادفی نیست.

‫چنین کاری از نظر روس‌ها ‫به شدت پرخاشگرانه است.

‫من میام اینجا که آروم بشم...

‫و کنار بابام بشینم، ‫نمی‌خوام حرف سیاسی بزنم.

‫وای، همیشه وقتی ذهنت درگیره، میای ماهیگیری.

‫نتیجه نظرسنجی داخلیمون ‫راجع به «ناتو» از چه قرار بود؟

‫ساکنین شهرها و دانشجویان حمایت می‌کنن،

‫ولی ساکنین نواحی روستایی مشکوکن.

‫از نظر نصفشون آلت دست «ناتو»یی،

‫از نظر بقیه‌شون آلت دست روس‌ها بودی ‫و الان شل کردی.

‫بین دو دنیا گیر افتادی له‌له.

‫چند روز آینده با پوپوف خیلی پراسترسه...

‫و باید ماهرانه عمل کنی.

‫از این بابت مطمئنم...

‫که دست‌کم می‌گیرنت.

‫خودم می‌خوام دست‌کم بگیرنم.

‫ ‫

‫صبح به خیر.

‫شب ناگواری داشتی؟

‫راستش، نه. تجربه شب‌های ‫ناگوارتری رو هم داشتم.

‫شب پرباری بود.

‫موثق‌ترین مدرک چند سال اخیرمون رو ‫به دست آوردیم.

‫تا حالا از اولین کارم تو سازمان برات گفتم؟

‫نه، گمون نکنم گفته باشی.

‫راستش، کارم رو...

‫از هیئت پشتیبانی شروع کرده بودم.

‫از بس جداول رو می‌خوندم...

‫و گزارشات عملیاتی، مصادرات ‫و هرچی گیرم می‌اومد رو...

‫بررسی می‌کردم، ‫داشتم کور می‌شدم.

‫عه، ظاهرا هیجان‌انگیز بوده.

‫نه، راستش بند بند کارمون رو ‫همون شکلی و صرفا...

‫با مطالعه اسناد یاد گرفتم.

‫گزارش دیدار دیشبتون ‫اصلا به دستم نرسید.

‫تنها رفته بودی؟

‫نه، بریدن مشغول شناسایی بود.

‫مکان عمومی بود. راحت بود.

‫خیلی‌خب.

‫من اصلا از قهرمان جماعت ‫خوشم نمی‌اومده جک.

‫معمولا بیشتر به فکر اعمال خودشونن...

‫و عواقبشون رو در نظر نمی‌گیرن.

‫درسته خانم.

‫سلام. اگه کمکم کنی، ممنون می‌شم.

‫- گوشی لازم داری؟ ‫- نچ. فقط می‌خوام محتوای این کارت رو ببینم.

‫احتمالا جاوا کارت باشه.

‫- احتمالا. ‫- ظاهرا با سامانه جی‌اس‌ام کار می‌کنه.

‫از کجا آوردیش؟

‫مال آدم‌های بده.

‫ایول. اِم...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left