Masters of Sex

Masters of Sex

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Masters of Sex S02E09 HDTV WORLDSUBTITLE per
A Commentary by mh09031367
امیدوارم خوشتون بیاد

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2014-09-10
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

....دراین سریال دیده اید

تصمیم گرفتیم که کارمون رو

روی نا توانی ها با ناتوانی در مردان شروع کنیم

من هم این بخش رو دوست دارم

خب..خودتون که میدونید جوری که...ناتوانند

نمیخوای به من ملحق بشی؟

شاید زیاده روی کرده باشم

....مطمئن نیستم که بتونم کاری از پیش ببرم

فکر میکردم رفتید خونه

به این نتیجه رسیدیم که حاضر نیستیم

کَسِ دیگه ای درمان ما رو انجام بده

من تمام عمرم رو تلاش کزردم که وانمود کنم تو وجود نداری

اگر کسی در این مورد ازم چیزی میپرسید

میگفتم من تنها بچه خانودم هستم من میخوام برادرم کنارم باشه

ببینید،من چند تا شاهد داریم که

که دیدن اون کامیونی که از اونجا رد میشده

لئونارد از پشتش پرت شده پایین

برام جای سوال بود که شاید شما هم چیزی دیده باشید

اگر شاهد های دیگه ای هم هستن

پس چرا اومدی و از من میپرسی؟

اسمش چی بود؟

اولین نفر؟

اسمش رو به خاطر آوردم

پاول

...ولی مگه اون برادرت

یه رودخونه بود که از پشت خونه ما رد میشد

با هم غورباقه میگرفتیم و باهاشون مسابقه میدادیم

بهترین روانشناس تو سنت لوییس کیـ ـه؟

شاید لوید مَدن باشه پس بهش زنگ بزن

میتونیم بهش اطلاعات اولیه پرونده باربارا رو بدیم

هیچ پزشک توانایی

نظر پزشکیِ خودش رو بدون

اینکه بیمار رو دیده باشه صادر نمیکنه

تو نمیتونی از من توقع داشته باشی

که جلوی یه غریبه بشینم یـ یه مرد

شرمنده،ویرجینا،من نمیتونم

من وبرادرم ...تمام مدت رو اونجا میگذروندیم

تمام روز رو اونجا بودیم ...غورباقه میگرفتیم

...و وقتی بزرگتر شدیم،بازی هامون هم عوض شدن

ارائه ای از جهان زیرنویس

این...همه چیزی بود که فکرم رو به خودش مشغول کرده بود

داستان من

نمیدونم الان چی میشه

قبلاً یه همچین جایی نبودم ....پس

الان ازم سوال میپرسید؟

چطور میتونم کمکت کنم؟

چرا اومدی اینجا؟

خب،فکر کنم میخوام بدونم

چطور میتونم اتفاقی رو که برام افتاده رو پشت سر بذارم

نه اینکه همش در طول روز بهش فکر کنم

باربار،یه مدت طول میکشه به سرعت که نمیشه

البته

...ولی خب شاید شما بتونید کمی کمکم کنید

میدونی چی در مورد داستان تو جالب بود؟

صدات،وقتی که داشتی تعریف میکردی

چیز هایی که داشتی میگفتی خیلی سخت بود گفتنشون

مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتی توسط برادرِ خودت

مادرت تو وبرادرت تو رو تو اون حال دیده

و هنوزم در موردش صحبتی نکرده

قضاوت ورفتاری که مادرت نسبت بهت داشته

احساسِ تنفری که نسبت به خودت پیدا کردی

انسان توقع داره که وقتی اینجور مسائل رو میشنوه

احساساتی مثل

...درد

...خشم

و ناراحتی رو حس کنه

ولی تو این حس ها رو نداشتی

درست مثل این بود که تو داری اتفاقی رو تعریف میکنی که

برای کَسِ دیگه ای افتاده

خب،اینجوری نیست برای خودم اتفاق افتاده

من متأسفم که نتونستم ...احساسم رو به خوبی نشون بدم،ولی

وقتی داشت اون اتفاق میفتاد گریه هم میکردی؟

بله،صد البته

یه دختر ۱۲ ساله...حتماً گریه میکنه وقتی که

برای اولین بار دخول بِهِش صورت میگیره

تو همون دخترِ ۱۲ ساله بودی؟

بله،بهتون که گفتم

پس چرا نگفتی من؟ من گریه میکردم؟

خب،گریه میکردم

من دفعات قبلی که این موضوع رو تعریف میکردم گریه میکردم،ولی امشب این اتفاق نیفتاد

ولی قبلاً گریه ــم گرفته

اوهوم برایِ چه کسی تعریف کردی؟

...یه دوست

کسی که میخواست به من کمک کنه ولی نمیدونست چطور اینکار رو بکنه

کسی که کاری نمیتونست انجام بده جز اینکه گوش بده

در حالی که من هَمَش این داستان رو براش تعریف میکردم

شاید به این دلیل این داستان رو برای خودت زنده نگه داشتی که

دوست داری بالاخره پایان متفاوتی داشته باشه

پس اگر بتونی داستانت رو چطور تغییر میدی،باربارا؟

نمیتونم

این اتفاق افتاده،من نمیتونم کاریش کنم اگر میتونستی چی؟

از کجا شروع میکردی؟

چه چیزی میگفتی تا باعث بشه همه چیز در پایان تغییر کنه؟

نمیدونم ...فکر میکنم باید

به برادرم میگفتم بَس کنه؟

درسته،بگو

بس کن؟ مثل یه دخترِ کوچک

نه مثل یه زن

بـــس کن بله

بله،اون صدا رو پیدا کردی

مثل ۱۲ سالگی ــه خودت حرف بزن

تصور کن میخوای به برادرت بگی کاری رو که نمیخوای انجام نده

ولی نمیتونی

از اونجا شروع کن

لیبی،تو واقعاً بی نظیری

!اون دست پخت خیلی خوبی داره اینطور نیست،بیل؟

قطعاً همینطوره

خب، قبلاً خیلی بیشتر سلیقه به خرج میدادم

ولی از وقتی که جانی اومده همه چیز تغییر کرده

دیگه فقط غذای بچه درست میکنم

تو خوب میدونی که بچه ها چقدر بد غذا هستن

اوه،خب،تو هنوز نمیدونی ولی به زودی متوجه میشی

همه چیز برای چهارشنبه هماهنگه؟

لیبی،فرانک کریسمسِ چند سال قبل یه ست پذیرایی برام خریده

من عاشق اینجور لوازم هستم

!هنوز بهش دست نزدما

...اون اصلاً متوجه نشد اوه،ببخشید

ایرادی نداره

فکر کردم پنیر پیتزاست

میدونید که الان دیگه تو بیشتر غذاها ازش استفاده میکنن

تقریباً نیمی از مخلفاتش مشروب بود

خب،اگر اجازه بدید ...چند لحظه دیگه میام

اوه،بذار بهت کمک کنم

واقعاً خوشمزه بود

لیبی،دستت درد نکنه

بشقاب های خالی نشون میده همه چیز خوب بوده

دیدی چی کار کرد؟

فکر میکردم میرم تو قبر ولی

نمیبینم که فرانک سبزیجات بخوره

اوه،الانا دیگه همیشه سالاد میخوره

تقریباً یادم نمیاد هیچکدومشون تا حالا ماهی خورده باشن

فرقی نمیکرد که برا تزیینش ....چه قدر بهش سس میزدم

تو خونه خیلی شیکی داری،بیل

همشون سوخته،درسته؟

ببخشید؟

مشروب رو میگم مخلفاتش که الکل داشت

وقتی بهش حرارت بدی

اتانول زمانی که به نقطه جوش برسه تبخیر میشه

علوم پایه ــست

با این حال هنوزم تو این خونه الکل هست

پس،این برات مشکل درست کرده؟

سختته بوش بهت بخوره؟

امروز که نه

هرچند به نظر میرسه مامان یه کم مست شده

اینطور فکر نمیکنی؟

نه

فکر میکنم خوشحاله

نمیدونستم که تو سنت لوییس هم دوستانی دارید

نمیشه بهشون گفت دوست

در ضمن اگر هم دوست باشن دوستای فرانکن،نه من

خوشحالم که بیل موافقت کرد فردا با اونا ملاقات کنه

منظورت اینه که اونا میخوان بیل رو ببینن

و خوب نمیشه بهش خورده گرفت که میخواد

برادرِ بزرگترش رو به رخ اونا بکشه

خیلی فوق العاده ــست که اونا رو کنار هم میبینم

هیچ وقت یادم نمیاد که دیده باشم مامان مشروب بخوره

خب،درستش اینه که هیچ وقت اسکاچ نمیخورد

که چیزی بود که همیشه پدر میاورد خونه

الآن بعضی مواقع یکی دو پیک تام کالینز میخوره

شاید هم سه تا

هر کس قهوه میخواد دستشو بگیره بالا

اوه،من یه سری کار از آخر هفته تو دفترم مونده که باید برم انجام بدم

اَه،نه

الآن میخوای بری؟

نمیشه بذاری برای بعد؟

فردا صبح زود هم به بیمار دارم که،خب

زنی ــه که از یه مشکل پیچیده رنج میبره پرونده اون رو هم باید مطالعه کنم

خب،میخوای من باهات بیام؟

میتونم تا اونجا برسونمت

اره،فکر خوبی ــه

اون منطقه تو روزِش هم جای مناسبی نیست

لیبی هم به خوبی اینو درک کرده

خدای من،حادثه خیلی دلخراشی بود

نیازی نیست،بشین و از دِسِر لذت ببر

همونجور که اطلاع داری تو الان تحت درمان من هستی

یه کیک با عرق نیشکر درست کردم

اصلاً حواسم نبود یه کیک با عرق نیشکر درست کردم

که مطمئنم با علاقه هم اینکار رو کردی

من همون قهوه رو ترجیح میدم

دیدی پایین چه خبر بود؟

نه

جدی؟

اون همه زن و دختر رو با شال و تاج

تو لابی ندیدی؟

مراسم سالانه انتخاب بانوی برتر سنت لوییس ــه

فکر کنم حواسم نبوده

میدونم چه خبره چون خودم هم یه زمان جزء اون دخترا بودم

دوم شدم نفر اول از فایت ویل شد

میشه بدونم نفر اول چی کار کرده بود که تو نکرده بودی؟

یه حماقت بزرگ کردم و خودم رو شبیه ورونیکا لیک کردم :--نفر دوم زیبا ترین زنان کل ادوار--:

اَه

خدا،من از اینجور کارها متنفرم

هیچ وقت اینکار رو نمیکردم اگر مامانم به زور منو ثبت نام نمیکرد

مامانم وقتی پای حرفای من میرسید

یه کمی احساس کَر بودن میکرد

باید بهش میگفتم نه

به اندازه کافی بلند که بتونه بشنوه

!نــــه

چی باعث شده بود که اینقدر حواست پرت بشه؟

از کجا اومدی اینجا؟

More Farsi Persian subtitles for Masters of Sex

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left