Scrublands

Scrublands

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Scrublands S01E04 720p STAN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Scrublands 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب، دقیقاً برای چی اینجایی؟

من فقط دارم سعی می‌کنم...

داری سعی می‌کنی به شغلت که رو به افوله، جون تازه‌ای بدی،

با نبش قبر کردن تراژدی شهر کوچیک ما.

مقاله‌ات چطوره؟ - هنوز یه چیزی کمه.

مثلاً اینکه تو چطور تو این ماجرای بایرون سویفت دست داری.

سویفت اون زوجی که من تو دشت پیدا کردم رو نکشت.

خانوم کافه براش شهادت دروغ داد.

آره، چون باهاش رابطه داشت.

باید بهم می‌گفتی.

که من با یه کشیش قاتل دسته‌جمعی رابطه داشتم؟

آره، ببخشید که نمی‌خواستم با اون شروع کنم.

مارتین اسکارزدن یه خبرنگاره.

حواست باشه به کی اعتماد می‌کنی.

این چه بو گندیه؟ - هیدرو.

دیگه از اون علف طبیعی‌ها اینجا پیدا نمیشه.

قبلاً پر بود ازش.

اینجا چه خبره؟ چی دارن می‌کارن؟

فکر نمی‌کنم بشه اسم اینو مصرف شخصی گذاشت، مگه نه؟

مال من نیست. اینجا پیداش کردم.

امیدوارم ضامن اسلحه رو کشیده باشی، رابی.

اینجا چیکار می‌کنی؟

این زمین بایرون بود.

اون همه کار خیرش رو اینطوری تأمین مالی می‌کرد.

و حتی فکر نمی‌کنم بایرون سویفت اسم واقعی‌اش باشه.

این بایرونه با لباس نظامی.

انگار تو یه تیم یا گروهی بوده.

شماره یه وکیل رو از وزارت دفاع دارم

که قبلاً چندتا تحقیق کرده.

بله؟ - خانم کولسن؟

بایرون سویفت تو هیچکدوم از جستجوهای نظامی پیدا نمیشه.

و این برای من جالبه.

صبح یه جای ملاقات برات پیامک می‌کنم.

اگه کسی بهم شلیک اخطار بده،

می‌دونم که دارم نزدیک میشم.

به کی؟

خب، ارتباط چیه؟ ارتباط چیه؟

تو یه پلیس رو هم قاطی این قضیه کردی. اون دیگه چی بود؟

رابی پسر خوبیه.

بهم اعتماد داره.

و دقیقاً کاری رو که می‌گم انجام میده.

ای پروردگار، به این دست‌ها فضیلت عطا کن،

تا بتوانند تو را خدمت کنند

با پاکی روح و جسم.

و همه ارواحی که رها می‌کنی را دور کن.

صبح بخیر. سنت جیمز ریورسند،

کشیش بایرون سویفت صحبت می‌کنه.

سلام، جولیان.

خیلی وقت بود.

چطوری منو پیدا کردی؟

کارت کار با کودکان

یه هشدار رو فعال کرد.

چهره‌ات تو سیستم بود.

من به هیچ کدوم از اون بچه‌ها دست نزدم، باشه؟ همش دروغه.

اون مزخرفات کمترین

مشکلته، گروهبان.

می‌دونن کجایی.

الو؟ - هی، منم.

هی.

دارم از ریورسند میرم. باهام میای؟

چی؟

همین الان. باشه؟ باید همین الان بریم.

کشیش سویفت!

هی!

صورتت چی شده؟

اوه، آ... دیشب یکی بهم شلیک کرد.

چی؟ - نه. نگران نباش.

بایرون که کشت علف رو شروع نکرده، درسته؟

خب، خودش اینو گفت.

باشه، ولی اگه قربانیان قتل‌عام اون رو راه‌اندازی کرده باشن چی؟

اونا آدمای معمولی بودن، شغلای عادی داشتن.

آره، دقیقاً.

خانواده نیوکرک کشاورز بودن.

پس به شخم‌زن، سیستم آبیاری، کود دسترسی داشتن.

گروسونور مکانیک بود، پس می‌تونست ماشین‌آلات رو تعمیر کنه.

تورلینی حسابدار بود، پس می‌تونست حساب‌وکتاب‌ها رو دستکاری کنه.

و کرگ لندرز...

نصف اون آدما اصلاً همدیگه رو نمی‌شناختن.

آره، ولی اگه کشت اونا رو به هم وصل کرده باشه چی؟

یالا. باید پرونده‌هات رو چک کنیم،

ببینیم هیچکدوم سابقه داشتن یا نه.

من... من به گروهبان پیچینی در مورد اون کشت گفتم.

من تعلیق شدم.

آره، ولی هنوز کلیدات رو داری.

اوه، یالا رابی.

باید این کارو بکنی.

داستان داره کامل میشه.

"داستان."

همش در مورد داستانه، نه؟

هیچ چیز دیگه برات مهم نیست،

نه آدما، نه حریم خصوصی...

رفیق، من بدون تو نمی‌تونستم اینقدر پیش برم...

من رفیقت نیستم.

تو از من استفاده کردی.

بایرون از من استفاده کرد.

اون مزخرفه. "قهرمانان ریورسند" مزخرفه.

همش مزخرفه، رفیق.

آره، حق با توئه.

از وقتی بایرون اومده،

این شهر پر از دروغ شده.

و این تا وقتی عوض نمی‌شه که

حقیقت پشت این قتل‌عام فاش بشه.

و من بدون تو نمی‌تونم به اون حقیقت برسم.

پس منو بی‌خیال شو، و داستانو ولش کن،

و این کارو برای شهر انجام بده.

یالا.

کرِیگ لندرز،

مواد مصرف نمی‌کرده، سابقه کیفری هم نداره...

خب، بقیه چی؟

تام نیوکرک پاکه، آلف هم همینطور.

هیو گروسوِنور دستگیر شده بود

به جرم مستی و اخلال در نظم عمومی پنج سال پیش.

معلومه که همینطوره.

و جِری تورلینی یک شکایت از آزار و اذیت داشت

از طرف یه کارمند سابقش.

هیچ اتهامی وارد نشد.

خب، می‌دونی، اونا...

همه‌شون، می‌دونی، محترم‌ان... یه جورایی.

نه. هیچ ارتباطی به مواد مخدر ندارن.

خانواده نیوکرک تفنگ داشتن؟

خب رفیق، همه کشاورزا تفنگ دارن.

یعنی، کرِیگ لندرز هم دو تا داشت، هر دوش هم مجوز داشتن.

تنها چیزی که ازش هست رانندگی با چراغ خراب بوده.

یعنی، که دیگه پابلو اسکوبار نیست.

کرِیگ رو کی متوقف کردن؟

چراغ‌های خراب. تاریخش چی بود؟

اول ژانویه...

روز سال نوی سال پیش.

پس، یه روز بعد از اینکه ونِ دیمو و جیل بهش زدن.

آره، یعنی--

ظاهراً کرِیگ گفته بود

که داشته می‌رفته پیش یه مکانیک تو بلینگتون

تا چراغاشو عوض کنه.

کدوم مکانیکی تو بلینگتون روز سال نو بازه؟

آ. هیو گروسوِنور. - هیو گروسوِنور. آره.

آره، اون باید باز باشه، مگه نه؟

اگه اون و کرِیگ عجله داشتن اون چراغو درست کنن.

فکر می‌کنم جِیمی لندرز ممکنه چیزی بدونه.

هی، جِیمی.

گفتم سر بزنم ببینم چطوری.

امروز مرخص می‌شی.

مادرت اینجاست؟

فکر کنم باید باشه چون من، ام...

وانت پدرتو بیرون دیدم.

راستی، ماشین باحالیه.

حیف که مجبور شدی چراغشو عوض کنی.

لنزهاش کاملاً شبیه هم نیستن.

حرفی در مورد اون داری، جِیمی؟

آره. گمشو.

آره، حق با توئه.

متأسفم، رفیق.

ببین، من دقیقاً نمی‌دونم چه خبره...

ولی همیشه یه گندی بالا میاد و...

بعضی وقتا، فقط توش گیر می‌کنی.

ممکنه چیزی نباشه که ما قصدشو داشتیم یا...

حتی ممکنه واقعاً تقصیر ما نباشه ولی...

بعضی وقتا، فقط خودتو وسط

این فاجعه لعنتی پیدا می‌کنی.

و باعث می‌شه از خودت بپرسی، "من اینو به وجود آوردم؟"

می‌دونی، "می‌تونستم یه کار دیگه کنم؟"

و این می‌تونه حسابی به همت بریزه.

ولی من یه چیزو می‌دونم،

اونم اینکه تنها راهی که می‌تونی خودتو ازش رها کنی

اینه که اون مزخرفاتو علنی کنی.

بسه، خواهش می‌کنم! تنهاش بذارید!

آ! ببین، جِیمی، تو می‌تونی به خودت و مادرت کمک کنی.

ولی فقط کافیه حقیقتو بگی.

تو فکر می‌کنی کی هستی؟

اوه...

من فقط تو وانت قایم شدم چون بابا هیچوقت منو شکار نبرد

همونطور که قول داده بود.

عیسی مسیح، دیمو، برو، برو! - نه، دارم تلاش می‌کنم!

دارم لعنتی تلاش می‌کنم!

لعنت!

این دیگه چه کوفتیه، مرد.

داری چه غلطی می‌کنی؟

خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم، نه!

...گرفتمش!

اوه، لعنتی، جِیمی.

بعد اونا قایم کردن...

جسدها رو تو مخزن قدیمی.

نمی‌خواستم ببینم ولی بابا مجبورم کرد.

گفت این مجازات اینه که جایی بودم که نباید می‌بودم،

قایم شدن تو وانت.

گفت اگه به کسی بگم،

هر دومون می‌ریم زندان و...

و مامان خودشو می‌کشه.

ولی تو به یکی گفتی، مگه نه؟

به بایرون گفتی.

بیایید دعا کنیم.

اگه کاری که کردیم رو نکرده بودیم،

می‌رفتیم زندان.

اینجوری، شانسی برای موندن اینجا داریم.

من می‌دونم تو چی هستی، رفیق! - تو شریک جرمی در قتل هستی.

باشه، ولی این--

همه چی خوب می‌شه.

اینجوری کارا رو ردیف می‌کنی، آره؟

هان؟ کشتن چند تا بچه بی‌گناه؟

یه بچه‌ی ترسو نتونست دهنشو بسته نگه داره--

می‌دونستم تو کُندذهنی کرِیگ،

Scrublands subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left