Who Killed the Electric Car?

Who Killed the Electric Car?

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Who Killed The Electric Car 2006 1080p Amazon WEB-DL DD5 1 H 264-QOQ
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Who Killed the Electric Car? 2006 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-23
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مرد: خانم‌ها و آقایان، امروز اینجا جمع شده‌ایم

تا سوگواری کنیم برای از دست دادن چیزی که برامون عزیز بود

امروز اینجا هستیم تا با یک دوست ویژه خداحافظی کنیم

تا با یک ایده خداحافظی کنیم

بعضی‌ها ممکنه بگن که امروز اینجا جمع شدیم

برای سوگواری از دست دادنِ یک ماشین، زیادیه

مارتین شین: در سال ۱۹۹۶ ماشین‌های برقی شروع به ظاهر شدن کردند

در جاده‌های سرتاسر کالیفرنیا

بی‌صدا و سریع بودند

دود اگزوز نداشتند و بدون بنزین کار می‌کردند

ده سال بعد، این ماشین‌های آینده‌نگر تقریباً به طور کامل از بین رفته بودند

چه اتفاقی افتاد؟

چرا باید روح

ماشین برقی دست از سرمان برندارد؟

این اولین بار نبود که ماشین برقی از بین می‌رفت

صد سال پیش، تعداد ماشین‌های برقی در جاده‌ها بیشتر بود

تا ماشین‌های بنزینی

برای خیلی‌ها، ماشین‌های برقی انتخاب اول بودند

بی‌صدا و نرم بودند و می‌شد در خانه شارژشان کرد

در مقابل، ماشین‌های بنزینی نیاز به هندل زدن داشتند و دود تولید می‌کردند

خب، دلیل اینکه من اینجا هستم اینه که من اونقدر پیرم که ماشین‌های برقی رو یادمه،

وقتی اوایل بودند

حدود شش سالم بود و در راه رفتن به کنسرت سمفونی بودم

توی اون ماشین برقی کوچولوی دوست‌داشتنی

خیلی بی‌صدا بودند و پنجره‌های شیشه‌ای پخ‌دار داشت

تقریباً مثل این بود که داخل یک چراغ بزرگ نشسته باشی

چه اتفاقی افتاد؟

چرا ماشین بنزینی بر ماشین برقی پیروز شد؟

شین: همینطور که قرن بیستم شتاب می‌گرفت،

ماشین برقی شتابش را از دست داد

استارترهای اتوماتیک، نفت ارزان‌تر

و تولید انبوه باعث برتری ماشین بنزینی شد

تا سال ۱۹۲۰، موتور احتراق داخلی

در رقابت برای حکمرانی بر جاده‌ها پیروز شده بود

و عصر مدرن خودرو متولد شد

از میان صدها میلیون ماشینی که در قرن بیستم ساخته شد،

تقریباً هیچ‌کدامشان برقی نبودند

شیک و خوش‌تراش بودند. سریع بودند

و به آمریکایی‌ها جاده‌های باز را هدیه دادند

اما با گذشت زمان، نقص اصلی‌شان بیشتر آشکار شد

مه‌دود

جانان شارپلس: کالیفرنیا بدترین کیفیت هوا را در کشور دارد

و روی برخی از بزرگترین مراکز جمعیتی ما تاثیر می‌گذارد

در حوزه انتخابیه من، چیزی داریم که به آن می‌گویند «ابر سیاه مرگ»

که بالای مناطق بندری آویزان است

و مناطق اطراف بنادر

ما شاهد اثرات بسیار ناتوان‌کننده‌ای هستیم

نرخ آسم، نرخ سرطان، و... رشد ریه در کودکان

کودکانی که اجازه ندارند بیرون بازی کنند

شین: در سال ۱۹۸۹، یک مطالعه نشان داد

که یک نفر از هر چهار جوان ۱۵ تا ۲۵ ساله در شهرستان لس‌آنجلس

ضایعات شدید ریوی و بیماری مزمن تنفسی داشت

در سال ۱۹۹۰، ۴۱ هشدار مه‌دود مرحله یک اعلام شد

مهم نیست چه جور ماشینی می‌رانیم،

هر گالن بنزینی که می‌سوزانیم،

۱۹ پوند دی‌اکسید کربن به هوا اضافه می‌کند

هر چقدر بنزین بیشتری بسوزانیم، CO2 بیشتری تولید می‌کنیم

اگه کاری با اون CO2 نکنی،

اگه جذبش نکنی،

اون وقت میره بالا وارد جو می‌شه

و CO2 یک گاز گرمایش جهانیه

والی ریپل: من معتقدم مشکلات

گرمایش جهانی، بسیار بزرگتر خواهد بود

از مشکلات تأمین اجتماعی

یا حتی مشکلات جنگ با تروریسم

دیوید فریمن: ما معادلِ یک بمب ساعتی اتمی را

در مورد گرمایش جهانی در دست داریم

اگه بیماری ریوی ناشی از آلودگی هوا بی‌اهمیت باشه،

اگه همه اون چیزا حساب نباشه،

اِ، دچار مشکل بزرگی می‌شیم

آلن لوونتال: و یک بحران سلامت عمومی وجود داره

اما ما باید انگیزه‌هایی داشته باشیم

و باید جایگزین‌هایی داشته باشیم

شین: شرکت‌های خودروسازی، جایگزین‌ها را آزمایش کردند

طی سال‌ها، اما هیچ‌کدامشان هرگز به نظر نمی‌رسید

که از مراحل آزمایش بیرون بیایند

یادمه من... من رئیس هیئت مدیره بودم

سازمان توسعه دره تنسی

و اواخر دهه هفتاد میلادی ماشین برقی رو ترویج می‌کردیم

حتی یک مسابقه هم برنامه‌ریزی کرده بودم

از گاتلینبرگ تنسی به نشویل

بین پل نیومن و رابرت ردفورد

و همه چیز رو ردیف کرده بودم، و بعد فهمیدم

که کلی تبلیغات ملی به دست میاریم،

اما هیچ ماشینی در نمایشگاه‌ها نبود

شین: به نوع دیگری از رقابت نیاز بود

تا ماشین برقی را به ماشین آینده تبدیل کند

سان‌ریسر یک وسیله نقلیه خورشیدی بود

که اینجا در AeroVironment توسعه پیدا کرد،

اِ، با هدف بردن یک مسابقه

شین: در سال ۱۹۸۷، جنرال موتورز برنده شد

در مسابقه چالش خورشیدی جهانی در استرالیا

با یک وسیله نقلیه برقی خورشیدی بی‌نظیر،

سان‌ریسر

با جسارت گرفتن از موفقیتشان، مدیرعامل جنرال موتورز، راجر اسمیت،

همان تیم طراحی را به چالش کشید تا یک نمونه اولیه بسازند

برای یک ماشین برقی کاربردی

ریپل: اگه قرار بود با تمام سرعت در مورد ماشین‌های برقی پیش بریم،

الکترونیک‌ها باید به اندازه کافی خوب می‌بودند

تا اون ایده رو توجیه کنند

و اینجا بود که کار آلن کوکونی به کار اومد

مرد: خب، شما نمونه اولیه این رو تو گاراژتون ساختین؟

بله. خب، گاراژ من زیاد یه گاراژ معمولی نیست.

در واقع یه کارگاه مکانیکی مجهزه

و یه آزمایشگاه الکترونیک. اما بله، من اونجا ساختمش.

مثل یه تقویت‌کننده استریو سه کاناله می‌مونه.

موج‌های سینوسی با اندازه درست تولید می‌کنه

و فرکانس مناسب برای به حرکت درآوردن موتور

برای تمام شرایط مختلف رانندگی.

پس، یه تقویت‌کننده استریو ۱۰۰ هزار واتیه.

شین: سیستم قدرت نوآورانه آلن کمک کرد تا یه ماشین الکتریکی ساخته بشه...

...برخلاف هر ماشینی که قبلاً رانده شده بود.

این ماشین رو هم مخفی نگه داشته بودن.

و خیلی بهتر از هر راز دیگه تو دیترویت.

چون همه تو کالیفرنیا توسعه پیدا کرده بود.

واسه همین واقعاً شگفت‌انگیز بود وقتی معرفی شد...

...در نمایشگاه خودروی لس‌آنجلس.

این قراره یه قدم بزرگ رو به جلو برای مردم باشه...

...از نظر رفت‌وآمد به سر کار و از سر کار.

اگه مجبور نباشین روزی بیشتر از ۱۲۰ مایل برین.

جدای از شوخی‌هایی که می‌کردیم

در مورد اینکه چقدر عاقلانه بود اسم یه ماشین رو "ایمپکت" (تأثیر/ضربه) بذاریم،

خب، خیلی چشمگیر بود. خیلی پیشرفته بود.

و یه ایده جالب پشتش بود.

که ما یه جور ماشین برقی شبیه کوروت داریم،

دو نفره، با طراحی شیک و از این حرفا.

و اینکه می‌تونیم ازش یه کسب و کار راه بندازیم.

جالب بود.

من قبلاً با مدیر برنامه‌اش کار کرده بودم، که بعداً بهم زنگ زد و گفت:

"دوست داری تو برنامه خودروهای برقی باشی؟"

و من گفتم: "باشه. چی ازم می‌خوای؟"

و خیلی ساده گفت:

"تقاضا برای خودروهای برقی رو در سراسر جهان ایجاد کن."

و من گفتم: "هیچ دستورالعملی داری؟"

و اون یه کاغذ سفید برداشت، انداخت جلوم و گفت:

"نه دستورالعملی نیست. خودت برو پیداش کن."

و خب در اون لحظه من به برنامه ملحق شدم.

آره، توجه زیادی رو در صنعت جلب کرد.

ولی یه کار دیگه هم کرد.

توجه هیئت مدیره منابع هوایی کالیفرنیا رو به خودش جلب کرد.

شین: هیئت منابع هوایی کالیفرنیا

یا همانطور که به CARB معروف بود،

ماشین برقی رو فرصتی برای حل مشکلی دیگه می‌دید.

شارپلس: از اونجایی که جنرال موتورز قبلاً اعلام کرده بود

که قراره یه خودروی برقی تولید کنه،

حتی قبل از اینکه ما اون الزام رو تصویب کنیم،

فناوری خودروهای برقی یه جورایی تبدیل شد به تکنولوژی

با بیشترین پتانسیل.

شین: با علم به اینکه حالا ساخت یه ماشین برقی مدرن ممکن شده بود،

قانون‌گذاران کالیفرنیا قدمی جسورانه و بی‌سابقه برداشتند.

اونها الزام خودروهای بدون آلایندگی رو تصویب کردند.

این الزام ساده بود.

اگه خودروسازان می‌خواستن به فروش ماشین تو کالیفرنیا ادامه بدن،

بعضی از اون ماشین‌ها باید خودروهایی با صفر آلایندگی می‌بودند.

گرگ هانسن: اونا تصمیم گرفتن این کارو گسترش بدن.

می‌گیم ۲ درصد برای سال ۹۸،

۵ درصد تو سال ۲۰۰۱ و ۱۰ درصد تو سال ۲۰۰۳.

شین: برای شرکت‌های خودروسازی فقط دو گزینه وجود داشت:

با قانون کنار بیان یا باهاش مبارزه کنن.

در نهایت، هر دو رو انجام دادن.

خودروی برقی اینجاست.

EV1 از جنرال موتورز.

شین: نمونه اولیه ایمپکت تبدیل به EV1 شد.

اولین خودروی برقی مدرن تولید انبوه،

از یک شرکت بزرگ خودروسازی آمریکایی در نزدیک به یک قرن.

جنرال موتورز بخش ساترن خود را برای بازاریابی آن در کالیفرنیا و آریزونا انتخاب کرد.

چلسی سکستون: من اولین ساترنم رو هفده سالگی خریدم و اونا گفتن:

"می‌خوای بیای اینجا کار کنی؟"

منم فکر کردم، باشه. شغل دانشجویی خوبی می‌شد.

اینجوری می‌تونستم خرج دانشگاهمو دربیارم.

و بعدش معلوم شد که ماشین‌ها رو بیشتر دوست داشتم...

...تا چیزی که تو دانشگاه می‌خوندم.

و سه سال بعد اونا اعلام کردن...

...برنامه EV1 رو، و منم پریدم توش.

ما سیزده نفر بودیم، که بیشترمون دهه بیست زندگی‌مون بودیم و مجرد،

تنها، بدون بچه، و حاضر بودیم برای پول کم هر کاری بکنیم.

هر کدوم از ما مسئول یه منطقه جغرافیایی خاص بودیم.

منطقه من از لس‌آنجلس شروع می‌شد و من با همه کار می‌کردم...

...از مهندسا و دانشجوها گرفته تا سلبریتی‌ها.

همه: آهای! آهای! آهای الکساندرا!

من یه عکس از خودم دارم

که فقط داشتم آهنگ ساترن رو می‌شنیدم و خیلی خوشحال بودم.

لوونتال: من یکی از اون EV1‌های اولیه رو داشتم.

و اینجا توی پایتخت ازش استفاده می‌کردم.

عاشق اون ماشین بودم.

کولت دیواین: این جوریه که انگار هر چیزی آمریکایی‌ها از یه ماشین می‌خوان، توش هست.

خفن، سریع و جذابن.

یعنی من سوار ماشین که می‌شدم، حس می‌کردم...

قیمتش خیلی مناسب بود.

ماهی بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ دلار بود.

خیلی زیاد امتحان نکردم شتاب بگیرم،

چون پلیس خیلی زیاده این اطراف.

می‌ترسم جریمه بشم. خیلی هیجان‌زده می‌شم.

تام هنکس: باور کنی یا نه، اون لامصب راه میره...

اینقدر تند تو رو از PCH می‌بره پایین که ممکنه جریمه بشی.

یه جورایی حس بتمن رو داشتم، می‌دونی، از اون مدل...

و اونجوری که از غار می‌زد بیرون.

می‌دونی، من یه دروازه دارم که باز میشه و اون میره...

کارن توماس: وقتی میری داخل...

و کنسولش خیلی نزدیکه بهت.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left