The Boat

The Boat (El barco)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

El Barco S01E02 Echando la caña 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً

من ریکاردو مونترو هستم و کاپیتان شما خواهم بود

در کشتی آموزشی ستاره قطبی، طی دو ماه آینده

شتاب‌دهنده ذرات، ساعت ۹ صبح در ژنو شروع به کار می‌کند

ازت خوشم نمیاد

فیلیپ؟

کشتی آموزشی ستاره قطبی صحبت می‌کند

یه طوفان در حال نزدیک شدن به سمتمونه

صدای منو داری؟ مامانم کجاست؟

به من یاد نده چطور دخترم رو تربیت کنم

در حالی که پسرت تو انبار زندانیه

اومدم پدرم رو ببینم. نزدیک شدن به طوفان خودکشیه

هر کدوم از اون نقطه‌های قرمز، یه کشتیه که داره درخواست کمک می‌فرسته

کشتی رو بچرخون! اگه بریم، همه‌مون می‌میریم!

نه از فرمانده بندر، نه از واحد نجات غریق

انگار همه ناپدید شدن

وقتی از خونه دوری

بیشترین چیزی که تو دنیا دلت واسش تنگ میشه، تخت خوابته

خب، واسه خواهرم آینوا، حمامه

میگه فقط تو خونه می‌تونه راحت کاراشو بکنه

اما بعد از اون، تخته

مادرم همیشه می‌گفت هیچ جا مثل خونه آدم تو تخت خودش راحت نیست

چون اسباب‌بازی‌هات رو داری، ملحفه‌ها بوی نرم‌کننده‌ای رو میدن که تو خونه استفاده می‌کنی

و سروصدای خیابون بیدارت نمی‌کنه

هی، چطور به نظر میاد، رفیق؟ اینجا

خیلی قشنگه! -اونجا، شبا دیگه نمی‌ترسی بری بیرون

به آشپزخونه تا آب بخوری

آره

و دلت واسه دراز کشیدن رو فرش هم تنگ میشه

و تلویزیون رو خیلی کم صدا کنی

تا مامان بیدار نشه و نفرستدت تو تخت

این کشتی آموزشی ستاره قطبی است که درخواست کمک می‌فرستد

این کشتی آموزشی ستاره قطبی است که درخواست کمک می‌فرستد

این کشتی آموزشی ستاره قطبی است که درخواست کمک می‌فرستد

کسی اونجاست؟ باورم نمیشه هیچکی اینو نمی‌شنوه

این کشتی آموزشی ستاره قطبی است که درخواست کمک می‌فرستد

خب، دلت واسه همه چی خونه تنگ میشه

هیچ جای بهتری تو دنیا نیست

واسه همینه که، وقتی زنگ تفریح بازی می‌کنیم

باید بگی "خونه" تا گیر نیفتی

نیم ساعت طول کشید تا راضیش کنم کشتی رو اینجا ثابت نگه داره

چه بهونه‌ای آوردی؟ -برای اینکه راجع به پروژه حرفی نزنم.

گفتم که باید تو این منطقه آزمایشات بیولوژیکی انجام بدیم

اون در واقع خیلی مهربونه

صمیمی. -چقدر صمیمی؟

اون شورت پولیشی که بهم دادی رو دید

اون در واقع خیلی مهربونه. در واقع

تا اتصالات قطع شده رو درست کنیم

درزگیری محفظه امنیتی برای تعمیر اتصالات قطع شده تو آزمایش

یه اشتباه تو آزمایش و خرابی‌ها ادامه پیدا کرد

دارم میام

ما یه مکالمه ناتموم داریم. فکر نمی‌کنی؟

بیا تو

تو رزومه‌ت میگی دکتر پزشکی و زیست‌شناسی هستی

اما چیزی در مورد سفر کردن با این تو چمدون دستی‌ت نگفتی

بابت اتفاقی که افتاد متاسفم. تو اسلحه رو به سمتم نشونه گرفتی

می‌تونم تو رو تو یه کابین زندانی کنم تا تحویل فرمانده بندر بدمت

تو می‌دونستی اون یه طوفان عادی نبود

و اگه تو مختصات مشخص شده می‌موندیم، غرق نمی‌شدیم

فکر می‌کنم یه توضیح به من بدهکاری. اینطور نیست؟

پرتاب چوب ماهیگیری

بابل

بابل

عزیزم

تلویزیون رو ول کن، باید صبحونه آماده کنیم

تو دریای آزاد آنتن نمیده

آره، ولی من آنتن دارم و همیشه یه چیزی رو می‌گیرم

بعضی وقتا چینی، انگلیسی یا زبان‌های عجیب دیگه حرف می‌زنن

ولی از وقتی طوفان شد

هیچی. اینترنت هم کار نمی‌کنه

من تو فیس‌بوک نُه تا دوست دارم و ازشون خبری نیست

خب، بریم صبحونه رو آماده کنیم

اصلاً، تلویزیون چینی رو واسه چی می‌خوای ببینی؟ بی‌دلیل. یالا

سیه‌سیه مینگ تیه‌ن جیه‌ن

اینجوری تو اخبار چینی خداحافظی می‌کنن

تیه‌ن جیه‌ن. تیه‌ن جیه‌ن... عصبانیم نکن

یالا، بابل بیا صبحونه رو سرو کن. سریع!

جولیا، من تو کشتی‌م راز یا محموله مرموز نمی‌خوام

چی تو این جعبه‌هاست؟ یه محموله تفنگ کلاشینکف؟

نه، معلومه که نه. همه‌چیزو بهت توضیح میدم، ولی زمان لازم دارم

می‌خوام مطمئن باشم

ریکاردو

این اصلا خوب به نظر نمیرسه

طوفان الکترونیک کشتی رو نابود کرده و پوشش ماهواره‌ای نداریم

و دو تا نقطه نشت تو موتورخونه رو با دسته جارو درست کردیم

کشتی رو ثابت نگه دار و به تلاش برای تماس با ستاد فرماندهی ادامه بده

چی؟ هیچی، هیچی

ما کجاییم؟

تمام شب رو با اسطرلاب و قطب‌نما مسیرها رو علامت‌گذاری کردم

و طبق محاسبات من باید جلوی لنزاروته باشیم

و من هیچ خشکی‌ای اون بیرون نمی‌بینم

سلام

بذار ببینم

حتماً یه اشتباهی کردی. بیا

همه اینجا یه اشتباهی کردن

احتمالاً بادهای تجاری به ما خوردن که مسیرمون رو عوض کردن و ما مسیر رو تغییر دادیم

دوباره مسیر رو درست علامت‌گذاری کن. لعنتی داری چی کار می‌کنی؟

داری منو مثل سگ تو فحل بو می‌کنی. من دارم بوت می‌کنم. معلومه که آره

چون من تمام شب رو دنبال خشکی گشتم و تو داشتی با دکتر لاس می‌زدی

من تو طوفان دیدم که داشتین بغل هم بودین و حالا از کابین اون بیرون میای

ریکاردو، تو ۱۵ سالت نیست. خب...

و اینجا اردوی مدرسه نیست. ما الان داشتیم درباره مسائل کاری حرف می‌زدیم.

واضحه؟ واضح.

والریا، عزیزم، باباییه. داری چیکار می‌کنی؟

والریا؟ آره، دارم میام. وایسا.

چیزی شده؟ والریا. چرا درو قفل کردی؟

داشتم لباس می‌پوشیدم. زود خجالتی شدی تو.

این چیه؟

تو تخت رو مرتب کردی، عزیزم؟ آره؟ چقدر خوب. ولی امروز رخت‌شویی داریم.

پس باید ملحفه‌ها رو برداریم. یالا، کمکم کن.

نه، لازم نیست، بابا. کثیف نیستن.

واسه یه بچه پنج ساله، چقدر شخصیت قوی‌ای داره.

آخرش به ملوان هم دستور می‌ده. فقط ملحفه‌ها رو بردار.

راست میگی عزیزم. اگه کثیف نیستن، تمیزشون نمی‌کنیم.

اینجوری کمتر صابون می‌ریزیم تو دریا. باشه؟ یالا، برو صبحانه بخور.

خب...

حالا من باید چیکار کنم؟

فقط ملحفه زیرین رو عوض کن.

دو ساعت پیش باید ساحل رو می‌دیدیم، بعد تو هنوز درگیر ملحفه‌ای.

داریم چیکار می‌کنیم، ریکاردو؟

صبح بخیر، ستاره قطبی!

همه بیدار!

راه باز کنید! - برنامه امروز:

صبحانه ساعت ۸ صبح.

ساعت ۷ صبح به وقت جزایر قناری.

اما خب، چون ما در نیمه راه به لاس پالماس هستیم،

از وقت محلی جزیره استفاده می‌کنیم، ساعت ۷ صبح.

صبحانه ساعت ۷ صبح.

دو ساعت برای امور شخصی.

یالا، پدر، نوبت ماست. - ورود به لاس پالماس برای تعمیر کشتی.

ساعت ۱۸:۳۰.

و شما دو ساعت برای امور شخصی وقت دارید.

یالا! همه بیدار!

یالا!

یالا بچه‌ها! یالا!

هوی، کله‌خر!

چقدر خوبه! بزن، پدر!

بزن، پدر!

چی بود؟ چی؟ تو نبودی؟

وایسا.

هوی، تو که دختر ناخدایی، تو گره زدن اونقدر هم خوب نیستی.

می‌دونی من تو چی خیلی خوبم؟ بفرما.

تو تشخیص کله‌خرها تا شعاع ۲۰۰ مایلی.

وایسا.

واسه داشتن یه همچین رادار وسیعی...

فکر نمی‌کنی داری خیلی نزدیک میشی؟

می‌تونی مایوش رو پس بدی؟

یا می‌خوای امتحانش کنی؟

یه روز دیگه.

بفرما.

گرمه، نه؟

چقدر خوبه!

با پات به من دست نزن! من که بهت دست نمی‌زنم!

پس قاشق چای‌خوری‌ها؟ دستم بهشون نمی‌رسه.

چون زمین مثل جغجغه لرزید و میدان مغناطیسیش رو تغییر داد.

واسه همین قاشق چنگالا پریدن هوا. یادت نیست؟

چون در واقع طوفان تو مرکز زمین اتفاق افتاد.

اینجا چه خبره لعنتی؟

به دل نگیر ازش. فکر کنم منم تو سن اون اینا برام خنده‌دار بود.

آینوا، درسته؟

معلم زیست‌شناسی؟ نه. کاش.

من فارغ‌التحصیل نیستم و زیست‌شناس هم نیستم.

تو کلمبیا، با هفت تا خواهر و برادر، زندگی تو بارانکیا، راهی برای درس خوندن نیست.

گامبوا هستم، معلم تربیت بدنی و بقا.

خوشبختم. منم همینطور.

بچه‌ها، حسش کردین؟

حال به هم زنه. پیتی، خنده‌دار نیست، رفیق.

همیشه منم؟ قسم می‌خورم من نبودم. یالا، پیتی.

لعنتی، منم دارم یه چیزی حس می‌کنم.

اون چیه؟ این... این دیگه چه کوفتیه، مرد؟

ویلما! ویلما!

ویلما! کشتی!

بیا بیرون از آب، سریع! سریع، یالا!

بیا بیرون، یالا. یالا!

برو کنار! این دیگه دست نمی‌زنه.

دستت رو بده.

چی شد؟ بریم بهداری.

باید روش جیش کنیم. نه!

تو فیلم دیدم، جیش آمونیاکه.

قطعش می‌کنم، پیتی.

همینه. تو دلقکی. همون احمق آدامسی.

شوخی بعدیت رو تو سیرک بزرگ تعریف می‌کنی.

همون احمق آدامسی.

همون آدم روز اوله، روز دومه...

روز سومه...

و بقیه روزها هم همینطوره.

برو بیرون، لطفا!

راه باز کنید، لطفا! برو چپ!

تو.

اگه فکر کردی اومدی تو این کشتی که بیکینی و سوتین دربیاری، اشتباه کردی.

چی؟ تو لات و لوت اینجایی؟

معلومه. وقتی بدون پدر بزرگ میشی...

راحت از راه به در میشی، می‌دونی؟

اما خب، حالا که من پیدات کردم... هیچی پیدا نکردی، احمق.

اگه یه بار دیگه این کارو بکنی...

خانواده من این کشتی و ناخدان. فهمیدی؟

این بچه... هی، یه چیزی.

امیدوارم گربه دوست داشته باشی.

ورق بازی کردن، کبوتر غذا دادن...

چون چند سال دیگه، می‌بینمت که لباس راحتی پوشیدی و داری پروژه‌های عمرانی رو نگاه می‌کنی.

The Boat subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left