The first 200 lines.
خب چه خبر، دکتر؟ - دوقلو هستن. خيلي بامزه هستن -
مثل اينکه خيلي سرت اين روزها با اونها شلوغ شده
توي اين بيابون به آدم فکرهاي عجيب سر ميزنه
ترتيب اين هواپيما رو بده - که اينطور -
سلام دکتر. خيلي وقت هست تلفن داره مدام زنگ ميزنه
کلانتر ديگه اعصابش خيلي خورد شده
شماره اون رو واسم بگير، جاش - باشه -
دارم بهش زنگ ميزنم دکتر - خوبه -
اون پشت خط هست دکتر - ممنونم، جاش -
سلام، جک. چه خبر؟
ميتوني الان بياي پيش من، دکتر؟
اصلا دوست ندارم تو رو به زحمت بندازم
ميدونم که تموم شب رو بيدار بودي، اما موضوع خيلي مهمي هست
باشه
خبر خوبي واست نداشت دکتر، درسته؟
اي پيرمرد، روزي چيزي رو ميشنوي که دوست نداري
يعني داري ميگي داشتم به حرفهات گوش ميکردم؟
آره
سلام جک. چي شده؟ کسي مريض هست؟
کسي مريض نيست
مامورهاي من يک نفر رو امروز صبح کنار جاده پيدا کردن
ماشين زيرش گرفته؟ - نه -
خب پس چي؟ - من هم واسه همين به تو زنگ زدم، دکتر -
مگه چي شده؟ - هرگز چنين چيزي رو نديدم -
اون کي هست؟
به قيافه اون ميخوره که اريک جيکوبس باشه، اما من مطمئن نيستم
متوجه حرفهات نميشم
...به نظر که شبيه جيکوبس هست
اما ممکن هست هم که اون نباشه
گوش کن جک، من کاملا گيج شدم
تو که جيکوبس رو يادت هست، درسته؟
اون زيست شناس هست و واسه پروفسور ديمر کار ميکنه
چند سال پيش با اون ملاقات داشتم
اون الان توي ميت خونه (سردخونه امروز!) هست. بهتره که يک نگاهي بهش بندازي
سلام چارلي - سلام چارلي -
من سريعا به ديمر زنگ زدم
اون گفت که مياد تا ببينه اين جسد جيکوبس هست يا نه
تو که ديمر رو ميشناسي، درسته؟
آره. زماني که دفتر کار خودم رو تاسيس کردم پيش اون رفتم تا عرض ادب کنم
...اون مرد با نزاکتي بود
اما احساس کردم زياد من رو تحويل نميگيره واسه همين ديگه اونجا نرفتم
بعضي از اين دانشمندان بزرگ هرگز ادب و تربيت رو ياد نگرفتن
اين هم از جناب دکتر، بارني
سلام دکتر - سلام بارني -
اين رو شناسايي کن و ديگه تموم
حالا ميدوني که چرا من مطمئن نيستم
اين مرد جيکوبس نيست. اين سالهاست که بيمار بوده
من که جيکوبس رو ماه پيش ديدم. اون موقع حالش رو به راه بود
اونها در اتاق پشتي هستن، پروفسور
خب اين اريک هست
اون واسه سي سال دوست من بود
بهتره که برين بيرون پروفسور
باشه
کار شما اون تو تموم شد؟ - آره -
ميشه چند لحظه ما رو اينجا تنها بذاري بارني؟
البته، باشه
پروفسور، من بايستي از تموم قضيه مطلع بشم
که چرا شکل اون اونطوري شده، که چرا اون ناپديد شده بود
...کلانتر، آيا تابحال شده
مرگ دوست خودتون رو با چشمان خودتون ببينين و قادر نبوده باشين بهش کمک کنين؟
اين بدترين حالتش هست
بيچاره بودن
...مخصوصا سخت هست که آدم فيزيکدان باشه
و بدونه که چه مرضي در دوستش نهفته هست
و در اين مورد کار خاصي نيست که آدم بتونه انجام بده
وقتي که جسد اون رو ديدم فکر کردم که بيماري اون آکرومگيليا باشه
اما امکانش نيست
آکرومگيليا؟
اختلال در کار غده هيپوفيز، جک
باعث بزرگي صورت، گردن و پاها ميشه
من جيکوبس رو چند سال پيش در دفتر شما ديدم
کلانتر هم اون رو حدود يک ماه پيش ديده که حالش خوب بوده
اون بيماري آکرومگيليا داشته
...اما توي مواردي که من از اين بيماري شنيدم
چند سال طول کشيده تا اختلال شکل پديدار بشه
ميدونم
تاريخ پزشکي درآميخته با موارد نادر هست
شايد هم اريک سالها مريض بوده. از کجا معلوم؟
اما چهار روز پيش بود که اون از درد عضلاني گله کرد
هيچکدوم از ما در مورد اين قضيه کنجکاو نشد
وقتي که آدم پير ميشه از اين جور چيزها واسش اتفاق ميفته
...و روز بعدش اون
دچار تغيير شد
شايد بهتر باشه براي مطمئن شدن بدن اون رو کالبد شکافي کنيم
فکر نميکنم که اين کار لازم باشه
من در کليسا بودم و گواهي فوت اون رو امضا کردم
ميدونم
پس چرا اون رو در بيابون پيدا کرديم؟
دکتر جيکوبس شب گذشته دچار هذيان گويي شد
از خونه زد بيرون و به بيابون رفت
شما مطمئن هستين که قبل از اون موقع از چيز خاصي رنج نميبرد؟
حرف ديگه اي براي گفتن در اين مورد ندارم
اريک هيچ فاميلي نداشت. من ترتيب مراسم ختم رو ميدم
از اين که من رو سريعا در جريان قرار دادين ممنونم
خداحافظ، دکتر هاستينگز - پروفسور -
...بيماري آکرومگيليا
تو که شنيدي چي گفت - البته که شنيدم -
مرد جواني مثل تو نميتونه از اون پروفسور بيشتر بدونه
دکتر، مشکل تو اين هست که دوست نداري قبول کني اشتباه کردي
همه ما انسانها اشتباه ميکنيم، جک. اما اين دفعه اشتباه از من نيست
سلام
الان ديگه وقتشه
پائول - اريک مرده. ميشنوي چي ميگم؟ -
...حالا فقط ديگه من و تو مونديم
و ما هم ميميريم
نه، پائول! از من دور شو
من ميخوام به تو کمک کنم... پائول
کوکو، من رو ترسوندي
پس تو هم از آتش سوزي جون سالم به در بردي
بذار پنجه هاي تو رو ببينم
مثل اينکه بايد واسه اين سوختگي ها يک کاري بکنم
بريم، کوکو
به نظر مياد که بالاخره نظريه پروفسور رو پذيرفتي
اصلا اينطوري نيست
بدترين چيز واسه يک آدم اين هست که وقتي ميدونه کارش درسته بهش بگن که اون داره اشتباه ميکنه
ميدونستم که ديمر حسابي حال تو رو گرفت
گوش کن، من فقط يک دکتر عمومي هستم. اما حرفي رو که ميزنم از روي آگاهي ميگم
و ميدونم که بيماري آکرومگيليا توي چهار روز پديدار نميشه و اين کاملا اشتباه هست
خب؟
خب من به کتابخونه پزشکي در فونيکس رفتم و در اين مورد مطالعه کردم
در تاريخ پزشکي حتي يک مورد هم به اون سرعت که ديمر در مورد ...جيکوبس گفت، ثبت نشده که
که ناهنجاري شکل گيري استخواني رو تاييد بکنه
منظورت اين هست که اون داشت به ما دروغ ميگفت؟ - نميدونم -
اما دوست دارم بدونم که چرا اون خيلي عجله داشت که جيکوبس زود دفن بشه
و چرا دوست نداشت که من کالبد شکافي رو روي بدن اون انجام بدم
دکتر پزشکي مثل تو اين حق رو داره که از خودش نظريه بده
يا اينکه دوست داري من اون رو بخاطر اينکه يک دکتر عمومي رو گيج کرده بازداشت کنم؟
هيچ چيز مهمتر از آبرو و حيثيت يک نفر نيست، درسته کلانتر؟
خب بيخيال اين قضيه ميشيم
...همه چيز درست و قانوني هست
و من هم نميخوام که تو الکي خودت رو به دردسر بندازي
تو از من انتظار داري که چيکار کنم؟
!چون از مدل موهاي اون خوشم نمياد در مضيقه قرار بدمش؟
...تا حالا از خودت پرسيدي که ديمر و جيکوبس
در آزمايشگاه خودشون روي چي کار ميکردن؟
نه و قصد هم ندارم که در مورد اين قضيه تحقيقي انجام بدم
تخصص ديمر در زيست شناسي مواد غذايي هست
تخصص جيکوبس هم در همين رشته بود
...حالا وقتي اون دو تا دانشمند بزرگ با هم همکاري ميکنن
...و يک آزمايشگاهي در بيست مايلي منطقه مسکوني داير ميکنن
يعني اينکه اونها دارن روي پروژه اي کار ميکنن
که تمايلي به صحبت در مورد اون ندارن
تو فکر ميکني کار کردن اونها روي همون پروژه، جيکوبس رو به کشتن داد؟
کاشکي جواب اين سوال رو ميدونستم
...اوه
جو بارچ دوباره عصباني شده
مگه اين دفعه چيکار کردي؟ - يادم رفت در مورد جيکوبس بهش خبر بدم -
سلام دوستان خوب من
شما دو تا خوب با هم جفت و جور شدين
...نزديک بود گواهي رو واسه تاييد بفرستم که
اتفاقي متوجه مرگ جيکوبس شدم
عذر ميخوام، جو. از يادم رفت. حالا چي ميخواي بدوني؟
اون چيزهايي رو که نميدونم
من در دفتر بارني يک نگاهي به گواهي فوت اون انداختم
يک سري اطلاعات از اون مطالعه کردم تا حساب کار دستم بياد
در چه شرايطي اين بيماري آکرومگيليا اتفاق ميفته، دکتر؟
خيلي زياد رخ نميده. در حقيقت اين اولين بار هست که من اين نوع اون رو ديدم
تا اونجايي که من ميدونم اين بيماري طولاني مدت هست و باعث مرگ نميشه
در حقيقت اين بيماري نيست که باعث مرگ افراد بشه
بلکه به نوعي اختناق باعث اينکار ميشه
منظورت از اختناق در اينجا چي هست؟
...زبون آدم بزرگ ميشه. گلو، قفسه، قلب
و همه اعضاي ديگه بدن از جايگاه خودشون منحرف ميشن
تو فکر ميکني ديمر در اون آزمايشگاه روي چي کار ميکرده؟
من هم همين رو دوست دارم بدونم
من ميرم تا با ريدلي چند تا عکس گير بيارم تا ببينم چي دستگيرم ميشه
...بهرحال دکتر
وقتي که ايشون يادشون اومد به تو در مورد جيکوبس خبر بدن، چقدر از مرگ اون گذشته بود؟
ميشه بس کني؟ - هشت يا ده ساعت -
!ممنونم دکتر. دفعه ديگه اسمت رو کامل به زبون ميارم
...واسه اين دوست گرامي خودمون بگم که
!شايد واسه انتخابات بعدي کلانتر محل يادم بره بهش راي بدم
ميگم که اين فکر بدي هم نيست، جک اون ميره به ديمر سر بزنه
جو ميتونه حسابي با سوالاتش اون رو کلافه کنه... اونطوري ديمر !بيشتر قدر سوال کردن من رو ميدونه
اگه دارين به هتل ميرين اونجا بهتر ميتونن شما رو راهنمايي کنن تا به مقصد مورد نظر خودتون برسين
ممنونم
ممنون ميشم اگه به من بگين که از کدوم مسير بهتر هست که به دفتر آقاي ديمر برم؟
...آدرسش جايي در حدود - من آدرس اونجا رو بلد هستم -
تا اون مسير اتوبوس و يا تاکسي وجود داره؟
اما امروز هيچ اتوبوسي تا اونجا نميره
پس ميشه واسه من تاکسي خبر کنين؟
من که اين کار رو ميکنم. اما اين کار هم بيهوده هست
...چون که جسپر تاکسي اون هست
اون به مشروب فروشي رفته و تا چند ساعت ديگه هم برنميگرده
شايد هم بيشتر
خب پس من چيکار کنم؟
تنها کاري که ميشه انجام بدين اين هست که بنشينين و منتظر بمونين
ممنونم
شما که تا حالا اين طرفها نيومدين، درسته؟
نه
!با خودم گفتم که شما رو تا حالا نديدم
شما با آقاي ديمر نسبتي دارين؟
نه، نسبتي با ايشون ندارم
اون با شما نسبتي داره؟ اوه، نه...
...من يقين دارم که - ولي من اينطوري فکر نميکنم -
!من هم همينطور
جاش، من منتظر تلفن دن سايمون هستم
اون رو به دفتر ديمر وصل کن، باشه؟
داري ميري بيرون؟
دارم ميرم - اون خانوم رو هم همراه خودت ببر -
No comments yet. Be the first to leave one.