Miss the Dragon

Miss the Dragon (遇龙)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Miss The Dragon E19 DramaDL
A Commentary by AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Published on: 2021-05-29
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

دلتنگ اژدها

!داداش یوچی

!داداش یوچی

چرا توی هیچکدوم از رویاهام

نمیتونم صورت شاه اژدها رو واضح ببینم؟

نکنه این خواب میخواد بهم بفهمونه که

داداش یوچی دنبالم نمیاد

بلکه من باید برم پیداش کنم؟

!ژنرال

.بیا تو

!ژنرال، خبرهای بد

.دونگلو میخواد مخفیانه به ما حمله کنه

چی؟

جاسوسهامون خبر رسوندن که

،برای اینکه موقعیتشون لو نره

پنج روستا رو از بین بردن

،و هیچکس رو زنده نذاشتن

.حتی نوزادان تازه به دنیا اومده رو هم کشتن

.جونگ شنگ در حال گشت زنی در مرز بوده

.متاسفانه اون هم کشته شده

رهبرشون کیه؟

.حق با شما بود

.‌جاسوس هامون میگن که اون ولیعهد دونگلو عه

!هان شی یون

!برای حمله آماده بشید

!اطاعت، ژنرال

دونگلو، برای تجاوز به سرزمین ما

!و آسیب زدن به مردم ما، بارها حمله کرده

بیاین امروز اون حیوون های دونگلو رو

!از پا گذاشتن تو خاکمون پشیمون کنیم

!سربازها

!برای جنگ زندگی کنیم! برای جنگ بمیریم

!در کنار هم! تمام متجاوزین رو میکشیم

!برای جنگ زندگی کنیم! برای جنگ بمیریم

!در کنار هم! تمام متجاوزین رو میکشیم

!این وحشی ها رو به دونگلو فراری بدین

!بکش! بکش! بکش

!ژنرال

آقای لو، چی شده؟

!حمله شبانه خطرناکه

.تو نباید بری

.من نباید به خاطر ترسم فرار کنم

.این کاری نیست که یک ژنرال انجام میده

،فقط به خاطر اینکه تو یک ژنرالی

باید این رو بدونی که

.یک ارتش بدون یک ژنرال دوام نمیاره

،اگر اتفاق بدی برات بیوفته

کی میخواد به ارتشمون دستور بده؟

.حق با تو عه

ژنرال، شما تصمیم گرفتی که

در حمله شبانه شرکت نکنی؟

.تو شرکت نکن

من؟

...ولی ژنرال

،عمو جائو

.اردوگاه رو به تو میسپارم

!سربازها! حرکت کنید

!اطاعت، ژنرال

!گزارش

،عالیجناب

ما با حمله غافلگیرانه در عقب توسط ارتش فنگ .روبرو شدیم

‌.اونها سرعتشون بالاست

وضعیت چطوره؟

.مجروح و کشته زیادی نداشتیم

ولی بیشتر منجنیق هامون

.در آتیش سوختن

...میترسن که نقشه مون

همچین حرکت تر و تمیزی

.باید کار فنگ چن یو باشه

.اون دقیق خودش رو توی تله انداخت

.دستورم رو ابلاغ کن. تمام مهاجمین رو بکشید

.هیچکس نباید زنده بمونه

،امشب

.میخوام سر اون کاسه ی شراب من باشه

.اطاعت، سرورم

!هان شی یون

!تیر و کمان

،ژنرال فنگ

.مشتاق دیدار

!تو مهارت رزمی خیلی خوبی داری

از کدوم جوخه اومدی؟ اسمت چیه؟

!بجنگید

!منتظر چی هستی؟ برو دنبالشون

!اطاعت سرورم

!با کمان پولادی بکشینشون

!اطاعت- !اطاعت-

!سپرها رو بندازین پشتتون

!اطاعت- !اطاعت-

!عجله کن

!بلند شو

ازت میخوام که گردان رو برای کمک به حرکت .در بیاری

!نه

...ژنرال دستور داده- !تو-

.آقای لو، اجازه بده توضیح بدم

.میدونم که نگران ژنرالی

.منم هستم

اما ژنرال قبل از حرکت

برای حمله ی شبانه دستور داد که

تا وقتی که علامت اضطراری رو نفرستاده

.ما حق نداریم نیروی گردان رو اعزام کنیم !من نمیتونم نافرمانی کنم

،باشه

.به نظر میرسه که به ژنرال فنگ خیلی وفاداری

.آقای لو، ما ارتش فنگ هستیم

.من فقط یک برادر بزرگتر توی زندگیم دارم

.بدون اون، من الان اینجا نبودم

.تو هیچوقت ندیدی که ژنرال معمولا چطوریه

.اون ستیزه جو و پرشکوهه

.درست مثل برادر بزرگترم

.معلومه که بهش وفادارم

.این رو یک تعریف به حساب میارم

!ژنرال- !برگشتی-

حالت خوبه؟

.از این بهتر نمیشم

چی شد؟

.خسارت کمی دیدیم

.ولی در کل این حمله موفقیت آمیز بود

.ارتش دونگلو برگشت و عقبنشینی کرد

.ولی ما هنوزم باید احتیاط کنیم

.اونها ممکنه هر لحظه بهمون حمله کنن

.ما باید مراقب باشیم

نه، من پیشنهاد میکنم طلوع صبح دوباره حمله .کنیم

ما باید بهشون پاتک بزنیم

.و تمام غذاها و اسبهاشون رو بسوزونیم

تا اونها دیگه فعلا نتونن

.دوباره تجاوز کنن

.موافقم

.داداش جنگ، تو باهام هم عقیده ای

.به نظر میرسه ما با هم تفاهم داریم

...پس، الان ما

.منم همراهت توی این حمله شرکت میکنم

من و عمو جائو هرکدوم یک ارتش رو فرماندهی .میکنیم

.تو باید حواست به اردوگاه باشه

...خیلی خب. چن یو

.نه. ژنرال

عمو جائو، بیا بریم بیرون و درمورد نقشه مون صحبت .کنیم

.باشه

،راستی

یکی از سربازها مهارت رزمی فوق العاده ای .داره

.اون حتی از منم بهتره

میدونی اون کیه؟

یک سرباز؟

مهارت رزمیش از تو بهتره؟

.امکان نداره. باور نمیکنم

میدونی چی شد؟

.واقعا شگفت انگیز بود

تیرهای دونگلوها

.بهم خیلی نزدیک بودن

.ولی حتی یک تیر هم بهم نخورد

اونها مهارت خیلی پایینی دارن

.باید بیشتر تمرین کنن

.ژنرال، تو قویترینی

.بذار آب رو برات ببرم

چطور ممکنه انقدر خوش شانس باشی؟

.حتما شاه اژدها بهت کمک کرده

،حقیقت اینه که

.حداقل باید یک یا دو تیر بهم اصابت میکرد

تو داشتی پنهانی بهم کمک میکردی؟

خودت رو دور و اطراف من

پنهان کردی؟

چرا این حس پرواز

برام آشنا بود؟

!آهای، تو

داری وقتکشی میکنی؟

!زودباش چرخ دستی غذا رو آماده کن! حرکت کن

!عجله کن

اگر در تهیه جیره و علوفه تاخیری صورت بگیره

!همتون جریمه میشین

.بانو چینگ چینگ

!تو شاه اژدهایی

.ولی حالا شدی سرباز وظیفه ی اینجا

.اگر بهش بگی کی هستی از ترس سکته میکنه

،اونها هیچوقت نمیفهمن که من کی هستم

.مخصوصا چن یو

امیدوارم که

.توی این زندگی فقط دو تا غریبه باشیم

چرا؟

من کاری کردم که با بارش باران

.اون صیغه امپراتوری یو بشه

،هرچند زندگی ثروتمندی داشت

ولی به خاطر دلتنگیش به من

.زندگی اسفباری داشت

.دلم نمیخواد دوباره همچین اتفاقی بیوفته

،پس، این بار

فقط میخوام که یک سرباز باشم

.و پنهانی در کنارش ازش حفاظت کنم

ولی اگر عاشق کس دیگه ای بشه چی؟

.تا وقتی که اون خوشحال باشه، همه چیز خوب

،اگر من جای اون بودم

،یک مرد قدبلند

خوشتیپ و پولدار رو انتخاب میکردم

که هیچ والدین، خواهر یا برادری نداشته باشه

با همه سرد برخورد کنه

.ولی فقط با من مهربون و آروم باشه

داری درمورد شوئه چیانشون حرف میزنی؟

!امکان نداره

چطور ممکنه که اون باشه؟

با همه سرد برخورد میکنه

.ولی فقط با من مهربون و آرومه

چطور ممکنه اون شوئه چیانشون باشه؟

More Farsi Persian subtitles for Miss the Dragon

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left