The first 200 lines.
سلام ، چطوری مرد کوچولو ؟
اوه ، سلام آقای کلوین
من و بابام می خوایم بریم یکم حلقه بزنیم
فکر میکنم منظورت "پرتاب توپ توی حلقه " است
نه منظورش این نیست
هفته دیگه مسابقات حلقه گردانی آکادمی والکات برگزار می شه
و گروور باید ماهیچه های خودشو آماده کنه
مسابقات حلقه گردونی ؟
نمی خو ای که خودتو وارد مسابقات بچه هایی که آسم دارن بکنی ؟
در واقع خیلی رقابت سطح بالایی داره
این دومین ورزش محبوب در مدرسه است
بعد ریاضیات
که واسه بچه خرخون هاست
می خوای بگی که هیچ کس توی مدرسه شما ورزش واقعی نمیکنه ؟
چطوری بچه باحال ها رو از بازنده ها تشخیص می دید ؟
اوه ، کلب قطعاً باحاله
اون می تونه حلقه رو دور گردنش بچرخونه
و پدرش نمی زاره هیچ کس دیگه بهش برسه
باشه ، گوش کن دیو
ببین من تیم بسکتبال نوجوونایی که من مربی شونم
داره فصل جدید رو آغاز میکنه
به گروور یه لطفی کن و بزار بیاد بازی کنه
مثل همین الان
نمی دونم ، گروور هیچ وقت تاحالا ورزش حرفه ای نکرده
بی خیال دیو ، براش خوبه
ببین من دوست ندارم لاف بزنم
اما من بهترین مربی شهرم
شاید در کل کالیفرنیا
فکر کتم واسه گروور خوب باشه
که بردن و باختن رو یاد بگیره
نه توی تیم من
نه ، ما توی دو فصل گذشته اصلا شکست نداشتیم
اون باید باختن رو از تو یاد بگیره
خیلی خب ، تو چی میگی پسر ؟
می خوای بری توی تیم آقای کلوین ؟
حتماً ، بنظر باحاله
عالیه ، تمرین از فردا شروع می شه ... اما برای الان
چرا نشونم نمی دی چکاره ای ؟
خیلی خب ، یالا پسر - خیلی خب -
مهارت های جانسون ها رو بهش نشون بده
یالا ، خیلی خب
می دونی ، بیا با این شروع کنیم
ترجمه و زیرنویس : مجید علی آتشی @majid.aliatashi
- فصل 2 قسمت 18 - - به تیم خوش آمدید -
سلام مامان
سلام ، تمرین بسکتبال چطور بود ؟
عالی بود... مربی کلوین مجبورم کرد
در پست مهمی توی تیم بازی کنم
واقعا؟ فوق العادست
چی ، دفاع ؟
بهتر
مسئول تدارکات
چی ، تو نمی تونی مسئول تدارکات باشی
... این کار رو به بچه هایی می دن که
که اهمیت بیشتری برای تیم داره
خیلی باحاله
من به تیم بسکتبال حوله و تجهیزات می دم
و هیچ کس بدون اجازه من نمی تونه قمقمه آبش رو برداره
آره شاید نیازی نباشه کاپ رو بگیره
اما مطمعناً می تونه لمسش کنه
می خوام تمرین کنم پرتغال بین بچه ها پخش کنم
اگه الان کیلب می تونست منو ببینه
آره تو موفق می شی پسر
اون بچه روحیه یه قهرمان رو داره
نه تا وقتی که اون بچه یه کار مسخره رو توی تیم باید انجام بده
اوه ، مسئول تدارکات بودن مثل نقش یه درخته توی بازی های مدرسه
هی ، من نقش درخت رو توی بازی های مدرسه داشتم
شایه نیانداز روی کسی تا وقتیکه خودت در سایه هستی
اوه خدای من
جداً ، چطوری تونستی بزاری کلوین باهاش این کار رو بکنه
اوه ، خب جما
اون افتضاحه
یعنی نه می تونه شوت کنه نه می تونی پاس بده
و وقتیکه از زمین می پره ... نمی دونم ، یه جوری
کوتاه تر می شه
چطور ممکنه ؟
هیچ کی نمی دونه
این چطور؟
جلیغه فسفری نمایش تو
نگرهش دارم یا بندازم دور ؟
بنداز دور ، نمی خوای یکی از اون آدم هایی باشم که
که توی روزهای خوب گذشته اش مونده
وای ، اینجا چه خبره ؟
انگار یکی یه بچه خر خون رو سر ته کرده و همه چیزش رو ریخته بیرون
نه ما داریم چیز های قدیمی مارتی رو بیرون می ریزیم
پدر از شلوغ بودن گنجه لباس های من شاکی شده
اوه ، پس می خوای یکم از واسئل هات رو بیاری اینجا
نه اون می خواد بیاره
و اگه بازم شکایت کنه
خودش باید بیاد اینجا بمونه
هی اینو ببین لونه مار قدیمی من
اوه ،آره ، اسلنیکی رو یادمه
تو فکر میکردی با یه مار دور گردنت توی مهمونی ها جذابتر بنظر میای
خب ، جذابتر میشدم اگه فرار نمیکرد
یا اگه کسی تو رو به مهمونی دعوت میکرد
مالکوم انقدر با داداشت کل کل نکن
ممنونم مامان
حالا این چیز احمقانه رو از اینجا ببره بیرون
من اسلینکی رو بخاطر فرار از اینجا مقصر نمی دونم
خیلی حال میکردم اگه منم یه کارت مخصوص "کلیگون امباسدور" داشتم
خب حقیقتش
اسلینکی فرار نکرده بود
چی ؟
اوه ، من از اون موجود متنفر بودم
چندشم می شد
بنابراین وقتی یه روز بچه ها که مدرسه بودن
توی یه کیسه انداختمش و بردمش توی جنگل ولش کردم
گذاشتی بره ؟
آره ولش کردم بره
باورم نمی شه مارتی هیچ وقت نتونست پیداش کنه
و نخواهد کرد ، شیرفهم شدی
هی ، نگران نباش ، من چیزی نشنیدم
بله
اما من شنیدم
کلوین
اوه ، سلام جما
مسئول تدارکات
تو پسر منو گذاشتی مسئول تدارکات
هی
این مسئولیت مهمیه توی تیم
که از نظر فنی در تیم نیست
کلوین من توی تیم لاکرسی دانشگاه بازی کردم
و ما می دونیم چه اتفاقاتی برای مسئول تدارکات می افته
اونها رو مسخره می کنن و می اندازن توی کمد و درش رو قفل میکنن
حداقل این کاری بود که خودمونم کردیم
آره یاد اون روزا بخیر
من بچه خرخون ها رو بیشتر از کتابهام توی کمد کردم
کلوین ، بودن توی یه تیم منو مقاوم تر کرد
منو سخت کوش تر کرد
و این چیزیه که من برای گروور می خوام
اما
اون بدترین بازیکنیه که تاحالا یه مربی دیده
و حتی از مارتی
اون یه بار تمرین کرده
و مطمعنم که بهتر می شه
علاوه بر این خودت به دیو گفتی
تو بهترین مربی دنیا هستی
من اینو نگفتم
من خودخواه نیستم.
گفتم توی کالیفرنیا
ببین این فکر خودت بود
که بزاریش توی تیم توی ترکیب اصلی
پس بزارش توی تیم
مگه اینکه ... بخوای توی کمد بکنمت و در رو قفل کنم
وای
اون یه دخترک سفید پوست ترسناک بوده
باورم نمیشه
تو قاتل اسلینکی هستید
خب این دفاع از خود بود
به محض اینکه کفش های پوست ماری منو دید
می دونستم بالاخره میاد سراغم
آره ، هی ، ببین مارتی
این موضوع برای 15 سال پیشه فراموشش کن
خب گفتنش برای تو راحته
تو کسی نبودی که دوستش داشتی و ازش مراقبت می کردی
بخاطر خزیدن های شبونه اش اونو بیرون انداخت
باشه مارتی
معذرت می خوام
من نباید اینجوری از شر حیوون خونگی تو خلاص می شدم
حالا می گی چی کار کنم
خب بستگی داره.
دیگه چه دروغی به من گفتی ؟
اون دوست فضایی من وینستون چانگ
واقعا رفته چین یا اونم کشتی ؟
باشه مارتی بی خیال
بزار کاری کنم حالت بهتر بشه
مثلا چی ؟
هر چی ، فقط بگو
خوب ، من عاشق غذاهای دریایی شما هستم.
اوه
وای
یعنی با همه خریده ها و آماده کردنش
یه روز کامل زمان می بره
آره راست می گی ، خیلی وقت می بره
آره ، مرگ همیشه هست
باشه ، الان میرم خرید
... خب مامان حالا که داری می ری اونجا
حیوون خونگی تو رو نکشتم
اوه پسر جا خوردم چقدر عصبانی شدی
نمی دونستم انقدر اون مار رو دوست داری
خب حقیقتش
از اون چیز لعنتی متنفر بودم
چی ؟
خب ، وحشتناک بود
مثل یه تیکه ماکارونی گنده با دندون
خیلی خب
پس چزا مامان رو انقدر به زحمت انداختی
بهت میگم چرا تا بهش درس صداقت بدم
با دروغ گفتن بهش ؟
خب ، من این نمی گم دروغ گفتن
باشه ، چی میگی ؟
خب من
اوه ، یکم بهم وقت بده مالکوم تازه از خواب بیدار شدم
چی ؟
خوب ، گروور ، تا حالا این عبارت را شنیده ای
اون بازی رو برد ؟ - معلومه -
خب ، تا اصلا اینطور ی نیستی
اما من به مامانت قول دادم که بزارمت توی تیم
و کاری که می خوام بکنم اینه
اما من نه دیریبل بلدم ، نه شوت و نه پاس
No comments yet. Be the first to leave one.