The first 123 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
توهم بهشتی
توهم بهشتی
دیگه آزمایش انسانی کافیه !
قطع کردن پا فقط برای انجام دادن آزمایش
کار یه انسان نیست !
بیمار هارو آزاد کنید آزمایش انسان ها رو متوقف کنید
آزمایش انسانی کافیه - درسته -
اون حرومزاده ! خیلی خب بیا همینجا انجامش بدیم .
خانم میزوهاشی !
این کار خطا! خشونت اشتباهه!
خشونت اشتباهه! - نه به خشونت! -
با یه سنگ، همه چی تبدیل به جهنم شد.
اونا فقط یه مشت عیاش بی سر و پان .
نه، امروز دارن عجیب رفتار میکنن.
گفتم شاید تا یه مدت احساساتی باشن.
باورم نمیشه بعد از پرتاب یه سنگ از اینجا رفتن .
انگار هدف سنگ یه چیز دیگه ای بود.
آره . الان قراره این سنگ بهونه کنن تا هرکاری دلشون خواست انجام بدن .
ممکنه یه چیزی بخوان .
اما آخه اونا اول سنگ انداختن .
اونا هستن که فکر میکنن ، " کاری که ما میکنیم جلوه ای از کار ما و همست
و اونم حمله کردنه "
فرمانده! - حالتون خوبه ؟-
فرمانده! - فرمانده! -
ببخشید.
بزارید رد بشم.
تونستم از نگهبان تاییدیه رو بگیرم .
اون گفت هیولاهای داخل زیر زمین همشون مردن.
نباید این فرصت از دست بدیم!
همگی ، گوش کنید!
فرمانده
مرده.
فرمانده مورد آزمایش های غیرانسانی قرار گرفته بود،
و اونها پاشو بریده بودن.
اما با این حال، اون ایستادگی کرد تا جون اون مورد آزمایشگاهی که خیل وقته که
توسط محفل جاودان اسیر شده رو نجات بده .
دشمن های فرمانده رو شکست بدین!
سلاح هاتونو بردارید!
هی ، هی
دکتر!
دکتر، دست مصنوعی من داره صداهای عجیبی از خودش در میاره.
از یکی بخوا که روش روغن یااسپری سیلیکونی بماله.
همین یه تیکه رو بزنن کافیه.
دکتر ، این بچه نمیدونه چجوری قدرتشو کنترل بکنه.
نمیشه یه کاریش بکنین ؟
بهش عادت میکنی . فقط باید بهش عادت بکنی .
دکتر! - دکتر اوسامی! -
بیاید بریم
اشکالی نداره ؟
اینا تمومی ندارن .
اینجا .
میخوام ببینم که آیا میتونید اینو با همون روشی که هیولاهای
داخل زیر زمین کشتید ، بکشید.
این . . .
پرده ای که میزوهاشی بهش اشاره کرد.
اونا میگن که
اینجا محل اصلییه که دارن بیماراشونو درمان میکنن.
اگه میخوای اون بمیره چرا دستگاه هارو خاموش نمیکنی ؟
اگه اینکارو بکنم ، اونم مثل هیولاهای داخل زیرزمین میشه .
اون قراره تبدیل به آدم خار بشه ؟
یعنی آدم خارها انسانن ؟
اگه ازم بپرسی که اونها انسانن یا نه ، میگم که فرقای زیادی بینشون هست .
اونا انسان هایی هستن که به خاطر بیماری کشته شدن .
بیماری که اونارو تبدیل به هیولا کرد .
وسیله هایی که اینجان ، باعث میشن زندگی انسانی اون ادامه پیدا کنه
بعد از اینکه اون بیمار شد .
برای اینکه جلوی رشد بیماری بگیریم .
باید بخشی از بدن رو که مریض شده ، از بین ببری .
با این حال ، وقتی که گسترش پیدا بکنه ،
تو در آخر از بین میری .
و بخش هایی که مریض شدن باید دوباره از بین برن ،
اگه بدن دیگه کار نکنه ، ماشین ها به عنوان مکمل کار میکنن .
من خیلی وقته که دارم این کار هارو انجام میدم .
اما بدن اون دیگه حدش تموم شده .
اون ممکنه که بتونه به عنوان یه انسان بمیره .
اونم به وسیله روشی که باهاش اون هیولاهارو کشتید .
این تنها امیدمونه .
من میتونم انجامش بدم .
میتونی ؟
اما اون خودش چی میخواد ؟
اون میتونه با اون تبلت حرفشو بزنه .
و حتی صدای مارو بشنوه .
من میخوام
من میخوام آسمون
آسمون واسه بار آخر ببینم
میشه بردش بیرون ؟
اون نمیتونه از ماشین ها جدا بشه .
از اینجا .
تا اینجا .
ققط همینقدر .
ما هم کمکت میکنیم .
اگه اینکارو نکنی ، من هم اونکارو نمیکن .
خوبه ، آفرین ، آروم و آهسته .
آروم .
اینو بزار نزدیکش . - باشه .-
اینهم همینطور .
انگار باید اینو دراز تر کنم .
ازتون میخوام که برید توی میدون دیدش.
چون واسه یه لحظه نمیتونه چیزی بشنوه .
دردم گرفت! احمق!
ببخشید ، ببخشید
به من میگه احمق . . .
همه پله ها بسته شدن!
دور بزنید! - بزنید بریم! -
خدایا.
وقتش رسیده
هی!
جنرا. . .
این مجازات کشتن خانم میزوهاشی!
آره!
باید کار رو تموم کنیم .
از اینجا بریزید تو!
این بده!
پیرهن سفید ها الان اومدن! تا بیخ هم باخودشون سلاح دارن!
لعنتی ، فکر کردم اونا با خشونت مخالفن .
همگی برید طبقه بالا! اونایی که سالمن به زخمی ها کمک کنن .
هی ، داره سر و صدا میاد
ولش کن .
اون اتاق یه میانبره! حواستون باشه!
شاید اگه میزاشتم تبدیل به یه هیولا بشه ، راحت تر بود.
خیلی وقته که دارم عذابش میدم.
No comments yet. Be the first to leave one.