Tengoku Daimakyou (Heavenly Delusion)

Tengoku Daimakyou (Heavenly Delusion)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Heavenly Delusion - 08 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 Amir Cooper آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

1080
720p
720
480p
480
x265
HEVC
Published on: 2023-05-20
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 123 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫توهم بهشتی

‫توهم بهشتی

‫دیگه آزمایش انسانی کافیه !

‫قطع کردن پا فقط برای انجام دادن آزمایش

‫کار یه انسان نیست !

‫بیمار هارو آزاد کنید ‫‫آزمایش انسان ها رو متوقف کنید

‫آزمایش انسانی کافیه - ‫‫درسته -

‫اون حرومزاده ! ‫‫خیلی خب بیا همینجا انجامش بدیم .

‫خانم میزوهاشی !

‫این کار خطا! خشونت اشتباهه!

‫خشونت اشتباهه! - ‫‫نه به خشونت! -

‫با یه سنگ، همه چی تبدیل به جهنم شد.

‫اونا فقط یه مشت عیاش بی سر و پان .

‫نه، امروز دارن عجیب رفتار میکنن.

‫گفتم شاید تا یه مدت احساساتی باشن.

‫باورم نمیشه بعد از پرتاب یه سنگ از اینجا رفتن .

‫انگار هدف سنگ یه چیز دیگه ای بود.

‫آره . الان قراره این سنگ بهونه کنن تا هرکاری دلشون خواست انجام بدن .

‫ممکنه یه چیزی بخوان .

‫اما آخه اونا اول سنگ انداختن .

‫اونا هستن که فکر میکنن ، ‫‫" کاری که ما میکنیم جلوه ای از کار ما و همست

‫و اونم حمله کردنه "

‫فرمانده! - ‫‫حالتون خوبه ؟-

‫فرمانده! - ‫‫فرمانده! -

‫ببخشید.

‫بزارید رد بشم.

‫تونستم از نگهبان تاییدیه رو بگیرم .

‫اون گفت هیولاهای داخل زیر زمین ‫‫همشون مردن.

‫نباید این فرصت از دست بدیم!

‫همگی ، گوش کنید!

‫فرمانده

‫مرده.

‫فرمانده مورد آزمایش های غیرانسانی قرار گرفته بود،

‫و اونها پاشو بریده بودن.

‫اما با این حال، اون ایستادگی کرد ‫‫تا جون اون مورد آزمایشگاهی که خیل وقته که

‫توسط محفل جاودان اسیر شده رو نجات بده .

‫دشمن های فرمانده رو شکست بدین!

‫سلاح هاتونو بردارید!

‫هی ، هی

‫دکتر!

‫دکتر، دست مصنوعی من داره صداهای عجیبی از خودش در میاره.

‫از یکی بخوا که روش روغن یااسپری سیلیکونی بماله.

‫همین یه تیکه رو بزنن کافیه.

‫دکتر ، این بچه نمیدونه چجوری قدرتشو ‫‫کنترل بکنه.

‫نمیشه یه کاریش بکنین ؟

‫بهش عادت میکنی . ‫‫فقط باید بهش عادت بکنی .

‫دکتر! - ‫‫دکتر اوسامی! -

‫بیاید بریم

‫اشکالی نداره ؟

‫اینا تمومی ندارن .

‫اینجا .

‫میخوام ببینم که آیا میتونید اینو ‫‫با همون روشی که هیولاهای

‫داخل زیر زمین کشتید ، بکشید.

‫این . . .

‫پرده ای که میزوهاشی بهش اشاره کرد.

‫اونا میگن که

‫اینجا محل اصلییه که دارن بیماراشونو درمان میکنن.

‫اگه میخوای اون بمیره چرا دستگاه هارو خاموش نمیکنی ؟

‫اگه اینکارو بکنم ، اونم مثل هیولاهای داخل زیرزمین میشه .

‫اون قراره تبدیل به آدم خار بشه ؟

‫یعنی آدم خارها انسانن ؟

‫اگه ازم بپرسی که اونها انسانن یا نه ، میگم که فرقای زیادی بینشون هست .

‫اونا انسان هایی هستن که به خاطر بیماری کشته شدن .

‫بیماری که اونارو تبدیل به هیولا کرد .

‫وسیله هایی که اینجان ، باعث میشن زندگی انسانی اون ادامه پیدا کنه

‫بعد از اینکه اون بیمار شد .

‫برای اینکه جلوی رشد بیماری بگیریم .

‫باید بخشی از بدن رو که مریض شده ، از بین ببری .

‫با این حال ، وقتی که گسترش پیدا بکنه ،

‫تو در آخر از بین میری .

‫و بخش هایی که مریض شدن باید دوباره از بین برن ،

‫اگه بدن دیگه کار نکنه ، ‫‫ماشین ها به عنوان مکمل کار میکنن .

‫من خیلی وقته که دارم این کار هارو انجام میدم .

‫اما بدن اون دیگه حدش تموم شده .

‫اون ممکنه که بتونه به عنوان یه انسان بمیره .

‫اونم به وسیله روشی که باهاش اون هیولاهارو کشتید .

‫این تنها امیدمونه .

‫من میتونم انجامش بدم .

‫میتونی ؟

‫اما اون خودش چی میخواد ؟

‫اون میتونه با اون تبلت حرفشو بزنه .

‫و حتی صدای مارو بشنوه .

‫من میخوام

‫من میخوام آسمون

‫آسمون واسه بار آخر ببینم

‫میشه بردش بیرون ؟

‫اون نمیتونه از ماشین ها جدا بشه .

‫از اینجا .

‫تا اینجا .

‫ققط همینقدر .

‫ما هم کمکت میکنیم .

‫اگه اینکارو نکنی ، ‫‫من هم اونکارو نمیکن .

‫خوبه ، آفرین ، آروم و آهسته .

‫آروم .

‫اینو بزار نزدیکش . - ‫‫باشه .-

‫اینهم همینطور .

‫انگار باید اینو دراز تر کنم .

‫ازتون میخوام که برید توی میدون دیدش.

‫چون واسه یه لحظه نمیتونه چیزی بشنوه .

‫دردم گرفت! احمق!

‫ببخشید ، ببخشید

‫به من میگه احمق . . .

‫همه پله ها بسته شدن!

‫دور بزنید! - ‫‫بزنید بریم! -

‫خدایا.

‫وقتش رسیده

‫هی!

‫جنرا. . .

‫این مجازات کشتن خانم میزوهاشی!

‫آره!

‫باید کار رو تموم کنیم .

‫از اینجا بریزید تو!

‫این بده!

‫پیرهن سفید ها الان اومدن! ‫‫تا بیخ هم باخودشون سلاح دارن!

‫لعنتی ، فکر کردم اونا با خشونت مخالفن .

‫همگی برید طبقه بالا! ‫‫اونایی که سالمن به زخمی ها کمک کنن .

‫هی ، داره سر و صدا میاد

‫ولش کن .

‫اون اتاق یه میانبره! حواستون باشه!

‫شاید اگه میزاشتم تبدیل به یه هیولا بشه ، راحت تر بود.

‫خیلی وقته که دارم عذابش میدم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left