Golden Kamuy 4th Season

Golden Kamuy 4th Season

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Golden Kamuy S4 - 06 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 AcknoV آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2022-11-15
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Ackno

آیوفیلم تقدیم میکند

نوبوریبتسو

پس برای اینکه حرکاتمون رو بشناسه ادای ماساژور بودن دراورده بود؟

.مالک این پوست مرد شجاعی بوده

.آریکو متوجه یک چیزی راجع به تتوها شده بود

من رو یاد تتوهای روی .دست مادربزرگم انداخت

با خودم گفتم شاید ربطی به .رمز داشته باشه

عه؟

ستوان اینا همۀ پوستاییه که داری؟

.بلی

ولی بازم آریکو، در عجبم که .تونستی توی اون بهمن پوسته رو پیدا کنی

.صرفا شانس اورده بودم. همین

.پاهای طرف از توی برف‌ها بیرون زده بود

اگه بخت یارمون نبود پوستش تبدیل می‌شد .به کود برای گل و گیاهای کوهستانی

.یا هم غذای سگ‌های وحشی

با اینکه از دست دادن حتی یک پوست

ما رو به کل از پیدا کردن ...طلاها بازمی‌داره

فکر وحشت‌ناکیه نه؟

خب آریکو؟

به نظر شبیه به تتوهای آینوها می‌آد؟

ای بو ری

هی دا کا

تو کا چی

کی تا می

.تتوهای آینوها منطقه به منطقه فرق می‌کنن

گفتم شاید اون یه کمکی به پیدا .شدن طلاها بکنه

.ولی الآن نمی‌تونم چیزی بگم

.متوجهم

.اما شنیدنش جالبه

آریکو، ماه یکیه نه؟

ماه چی شده؟

من و تو یه شب توی یه خندق

.تو نبرد موکدن همدیگه رو صدا می‌زدیم

تنها چیزی که توی اون تاریکی می‌شد دید .باریکه‌ای از ماه بود

.ماه تنها چیزیه که از اون موقع عوض نشده

شب بعد

!هع

.مواظب جای پات باش فرمانده کویتو

.امشب شب اول ماهه

کجان؟

!بیا

گرفتیشون؟

!همشونو دارم

:مترجم

Ackno

آیوفیلم تقدیم میکند

گولدن کامویی

قسمت چهل و دو دروغ‌های شیرین

!اینجا ردپا می‌بینم

!اجازۀ فرار بهش نده

.یه سنگ صاف سمت راستمونه و سنگای گرد هم چپمون

اگه همینجور ادامه بدیم بین دوتا .دره به یه بن‌بست می‌رسیم

.بیا برگردیم

.مواظب درختای افتاده باش

.بوی خون فجیعه می‌تونی تا اونور کوه برسی؟

.آره

چند ساعت قبل

این ماکیری اینجا چیکار می‌کنه؟

کسی که چیزهای باقی‌مونده در صحنۀ قتل در .توماکومای رو برداشت ستوان سورومی بود

اون می‌دونست که پدرت یکی از هفت .آینوی کشته شده توسط نوپرابو بوده

.ناامید شدم

تو اون ماهی که از داخل خندق دیدیم رو فراموش کردی مگه نه؟

پوست تتو شده‌ای که برام اوردی مال .تونی آنجی نبود

انگار هیجیکاتا توشیزو نمی‌دونست که ما .می‌دونستیم که پوستش چی می‌گفت

اون این کارو بهت سپرد نه؟ بهت گفت که پا جاپای پدرت بذاری؟

.دیگه جای برگشتی نیست

.بدترین راه ممکن رو انتخاب کردی

.هنوز زندس

...آریکو ایپوپته

یه فرق بزرگ بین من .و هیجیکاتا توشیزو رو بهت می‌گم

نقشۀ اون برای استقلال هوکایدو به .حمایت و اعتماد آینوها نیاز داره

به همین خاطر هیچوقت نمی‌تونه .برای خیانتت انتقام حقیقی بگیره

.اما من فرق دارم

،من می‌تونم هر کسی رو تنبیه کنم .چه ژاپنی باشه چه آینو

.مثل ایکاریپوپو، مادر آریکو ایپوپته

.و برادر بزرگش، یایوهویکا

،و خواهر بزرگش، ریسویه .که با یک نفر تو هیداکا ازدواج کرده

.و خواهرزاده‌هاش، ایسونینپا و توماسینو

!سرباز آریکو

تو اینها رو می‌بری برای .هیجیکاتا توشیزو

.و اعتمادش رو جلب می‌کنی

.تو جاسوس من می‌شی

می‌تونی این کارو بکنی دیگه نه؟

،خوبه. حالا که این تموم شد

باید ظاهرتو جوری درست کنیم که واقعا برای .گرفتن اینا از جون و دل مایه گذاشتی

.اوسامی کارش با تو

.با کمال میل

.آریکو دهنت رو بسته نگه دار

.سریع بدو آریکو

.به کسایی که دنبالت می‌آن هیچ‌چی نمی‌گم

...آماده، بزن بریم

!وایسا، بذار استراحت کنم !من فقط یه پیرمرد کورم

.هنوز به اندازۀ کافی دور نشدیم

اگه یه روز کامل بدون استراحت نریم .بهمون می‌رسن

.اونجاس

.خیلی وضعت داغونه

...خیلی خستم

وقتی که می‌خواستم پوستا .رو بدزدم پیدام کردن

آوردیشون؟

پوست سکیا، که آریکو به اسم ،تونی آنجی برده بود

.با پنج‌تای دیگه که ستوان سورومی داشت

.در کل شش‌تا

کلش همینه؟

.فقط همینا رو بهم نشون داد

ممکنه که پوست دیگه‌ای هم باشه؟

.شنیدم که یکیش دائما تن صاحبشه

.توی حمام دزدیدمش .باید اینجا باشه

،قبول دارم که لازم بود اعتمادشون رو جلب کنه

اما دادن همۀ پوستایی که داریم انتخاب درستی بود؟

یه کپی کاغذی کافی نبود؟

.مهمه که روی پوست باشن

.کاغذ رو راحت می‌شه قلابی ساخت

اونی که آریکو اورد مال تونی آنجی .نبود ولی واقعی بود

این یک کپیه، و تنها دلیلی که باعث می‌شه .بتونم بهش اعتماد کنم اینه که خودم ساختمش

.به هر کسی جز من خیلی کمتر قابل اعتماده

این حقیقت که روی پوسته .واقعی بودنش رو اثبات می‌کنه

برای همینه که پوست‌های تتو شدۀ .ادوگای کون اینقدر باارزشن

ادوگای کون؟

پنج‌تایی که به آریکو دادیم همه قلابی‌هایی .بودن که از پوست واقعی آدم ساخته شده بودن

قلابی؟ واقعا می‌شه؟

کاملا ممکنه که هیجیکاتا توشیزو قبل از ما .حل کد رو پیدا کنه

اگه اونجوری بشه، این قلابی‌ها .ارزششون خیلی بیشتر می‌شه

نظرت راجع به اون آینوهه چیه؟

.باید باهاش محتاط باشیم

،کار بی‌رحمانه‌ای با آریکو کردم

اما در حالتی با اون پوست فرستادمش که .می‌دونستم اونها می‌فهمن که مال تونی آنجی نیست

با چشم‌های خودم دیدم که سوگیموتو سایچی رو

ستوان سورومی بعد از اینکه بهش شلیک شد .در آباشیری گرفت

که به این معناست که کپی پوست .تونی آنجی رو هم گرفتن

:اینکه زنده تا اینجا اومده به دو معنیه ،یا جاسوسه

یا ستوان سورومی عمدا اجازه داد که .پوست‌ها دزدیده بشن

.در هر حال این پوست‌ها احتمالا قلابی‌ان

.اما من دنبال همین بودم

این پنج‌تا رو به اونی که جای تاکسیدرمی پیدا کردیم اضافه کن

.و به نتیجۀ «تاکسیدرمی انسان» می‌رسی

چیزی که مهمه اینه که پوست‌های تتوشده .از پوست واقعی انسان ساخته شده

اگه پوست تتوشدۀ دیگه‌ای باهاشون قاطی بشه .دردسر زیادی ایجاد می‌کنه

خیلی خوشبختیم که همۀ پوست‌ها رو

.قبل از اینکه پخش بشن به دست اوردیم

این پوست‌ها نیمه۔حقیقتی هستن که .شدیدا به حقیقت کامل بودن نزدیکن

نقشۀ استفاده از آریکو علیهمون در نتیجه .بسیار به نفعمون شد

.باید از آشیرپا با احتیاط محافظت کرد .اون کلید رسیدن به جواب معماس

!پیش به سوی کارافوتو

گولدن کامویی

!توه! توه! تو

!توه! توه! تو

!توه! توه! تو

،ریو به ایسوهِتا ترفیع داده شده .که سگ جلویی‌ایه که سورتمۀ سوگیموتو رو می‌کشه

!توه! توه! تو

.ریو با اون روی کلش چه باحال شده

روستای انونوکا

سگ پیشروی هنکه

سگ‌هایی که می‌تونن پیشروی تیم ،کشیدن سورتمه باشن

.بهتر از بقیۀ سگ‌ها باهاشون رفتار می‌شه

اجازه دارن که داخل خونه .با صاحبشون بخوابن

ریو اگه اینجا بمونه بهتر .باهاش رفتار می‌شه

.یه جایی پیدا کرده که بهش تعلق داره

.بابت همه‌چی ممنونم ریو

.ممنون

.یه سورتمۀ اسب‌کش داره می‌ره اودوماری

.ازش درخواست کردم که ما رو هم ببره

.همینجا با هنکه و انونوکا خداحافظی می‌کنیم

.واقعا یه دختر بزرگیه برای خودش

...انونوکا

.ما منتظرت می‌مونیم

.برو باهاش حرف بزن

.من خداحافظی نمی‌کنم

!هوه‌چیریت رو که بریدی گمش نکنی

.منو فراموش نکن

.فراموشت نمی‌کنم

!سوار شو! داریم می‌ریم

!برمی‌گردم

!خداحافظ پیرمرد

!همتون به سلامت

!چیکاپاشی

-انونوکا! منتظرم بمون، من

.سورتمه رو وایسون

.یکیمون افتاد

حالت خوبه چیکاپاشی؟

!بدو دیگه

!جا می‌مونی ها

اون دیگه چش شده؟

.یه لحظه وایسا

.تانیگاکی نیشپا

،چیکاپاشی... تو اینجا بمون

.و برای خودت یه خونواده تشکیل بده

.آره

.اینکارمات مثل منه، تنهاس

.تو خانوادش بشو تانیگاکی نیشپا

.این تفنگو می‌دم بهت

اینو از کسی گرفتم که زندگیم رو .بهش مدیونم

از برای شکار استفاده کن، و با هنکه و بقیه .به خاطر کاری که برامون کردن تسویه کن

.اما تا بزرگ نشدی ازش استفاده نکن

.اونموقع دیگه من باهات نیستم که بگیرمت

،وقتی ازش استفاده می‌کنی .رو پای خودت وایسا

...رو پای خودم وایسم

انگار شق شدم نه تانیگاکی نیشپا؟

.آره! انگار شق می‌شی چیکاپاشی

حتما آشیریپا رو برگردون خونه !و هوچی رو خوشحال کن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left