The first 200 lines.
تقديم به تمام آرياييان پارسي زبان
.داستانم هيچوقت نميتونه گفته بشه
بارها و بارها مينويسم
.هر جاي امني که پيدا کنيم
...هر چيزي رو که نتونم بگم مي نويسم
.حقيقت...
.هر چيزي ازش بدونم مي نويسم
.و بعد کاغذها رو ميسپرم به باد
.شايد پرنده ها بتونن بخوننش
اينا مال توه؟
معمولاً اين کاغذاي پاره شده رو .اينجا پيدا ميکنم
.بايد از پنجره يه نفر افتاده باشه
اون قصد خفه کردن بچه اي رو داشت ...که به زودي به دنيا ميومد
.اما يه چيزي جلوشو ميگرفت
،اون صداي تپش صاعقه هاي آسمان رو شنيد ...اون بوي
،سر خونين کودک رو حس کرد .و عشق مبهوتش کرد
همونجوري که خودت گفتي .اينا فقط کاغذ پاره ان
.اما يه داستان داخلشه
.تو ميتوني حسش کني
ميشه يکم قدم بزنيم؟
.داستان من با "کلارا" شروع ميشه
.و يه روزي هم با خودش تموم ميشه
.کلارا"... سرتاسر راز و رمز بود"
.ناجي من
.مسئول من
.انديشه من
!هي
!"لعنت... "وندي
.بعداً بهت زنگ ميزنم
!تو
!حرومزاده
ديديش؟
!لعنتي بهم حمله کرد
اون چيکار کرده؟
.واقعاً دماغشو به گند کشوند
.آره، خب حقش بود
.يالا - ...هي -
ارني" از اينجا بندازش بيرون، ميشه؟"
!دماغم
...دماغم
ميخواي يه چايي باهم بخوريم؟
.خواهش ميکنم، بيا تو
...من اينجا 14 شبه
،که دارم کار ميکنم !پولمو ميخوام
.اسمت تو ليست نيس
چه پولي؟
.ببخشيد
اين دختره رو ديدين؟
نه، متأسفم رفيق
.متأسفم
.نه
هي داري چيکار ميکني؟
.متأسفم عزيزم، اما اونا بهم بدهکارن
نه، صبر کن، نميتوني پولاي تو .دخل رو برداري
."سلام "کلارا
ما کلي هرزه داريم اينجا... اما .اون همه انعاماي لعنتي رو برداشت
.باعث شرمندگيه. لامصب بدجوري سکسي بود
!برين اونور
...نه
!..."کلارا"
!لعنت! گندش بزنن
...طاقتمو طاق کردي
!تو اين موش و گربه بازي .همه وقتمو هدر دادي
ميخواي شرافت رو به هرزگي بفروشي؟
.بيخيال
ميدوني دنبال کي ميگردم؟
اون کجاس، ها؟
!اون کجاس؟
.قبلاً اينجوري بودم
...و اين دختر
.عشقش ديوونم کرد
.تمام عمرم عاشقش بودم
همسرتون؟
...اون با برادرم "جان" ازدواج کرد
.با خوشبختي
.اون هيچوقت احساسي که بهش داشتم رو نفهميد
.حتي برادرمم نفهميد
،يه زماني تو زندگيت مياد .وقتي که رازها بايد گفته بشن
توام رازهايي داري، اينطور نيست؟
...يه داستاني بود که وقتي بچه بودم
،درباره نيمو-ماريبو گفته ميشد .کساني که از مرگ برگشتن
.که نه مرده ان نه زنده
...کشيش ها اينجوري ميگفتن
.تا ماهارو بترسونن
.اسم من "النور وب"ـه
النور وب"؟"
.من آماده ام
مطمئنيد؟
.(به اندازه کافي اينجا وقت گذرونم(زندگي کردم
.باور کن
.آرامش کاملي روحس ميکنم
.حتي اگه دستور به برگشتش بوده باشه
.اون تو گمراهيه
.من نميدونم اين چه معني اي ميده قربان
فکر ميکني کجا داري ميري؟
.ميريم يه چيزي بيارم جاي زخم ها رو پاک کنم قربان
.بايد پاک بشه، وگرنه تو چشم ميزنه
اين همه وقت داشتي و هيچي .ياد نگرفتي
.واقعاً همين بنيانته
.چشماتو ببند
کلارا"؟"
.برو بيرون
چطوري تونستي يه نفرو بياري اينجا؟ - .اون از چيزي که فکر ميکردم قوي تر بود -
.اين خونمونه
..."النور"
.بايد بريم
...من دوباره نقل مکان نميکنم - !بايد اينکارو کنيم -
.بالأخره يه روزي ميفهمي - چي؟ وقتي پيرتر شدم؟ -
تو اصلاً نميدوني، هيچ کوفتي نميدوني !که برات چيکار کردم
اينکارو بخاطر من کردي؟ - .برو وسايلتو جمع کن - .من اينجا رو دوست دارم -
!گفتم برو وسايلتو جمع کن
اون کي بود؟ - .هيچکي -
.ممنونم - .خواهش ميکنم. ميبينمتون دخترا -
ميخواين به گلخونه يه نگاهي بندازين؟
.آره
.ما قبلاً اينجا بوديم
.آه، احمق نباش
.يالا، بيا
اما تو يادت نمياد؟
،اينجا قراره برامون خوب باشه .ميتونم حسش کنم
راجع به آخرين جايي هم که .رفتيم همين حرف رو زدي
چي، که اون آشغالدوني رو ول کرديم؟
.پيش از اين فراموشش کرده بودم
چي مهمه آخه؟
نميتوني گذشته رو بندازي دور که انگار اتفاق نيفتاده؟
نگرانيم الآن سلامت توئه، باشه؟
.کوچولوي نادون
چرا نميري و با اون وسايل سرگرمي بازي کني، ها؟
.ميرم يکم پول در بيارم
.برو
.کلارا" هيچوقت تنها نيست"
اون هر روز پول و .همراه پيدا ميکنه
،اين براش خيلي راحت مياد .مثل دروغ گفتن
اون کيه؟
ميشناسيش؟ - .نه -
تا حالا ديديش؟ - .نه -
.اما من از تنهايي خوشم مياد
من قدم ميزنم و گذشته هم .باهام قدم ميزنه
.اون زنده ـس
.سلام - .تا واسه ساک زدن، 100 تام واسه يه حال کامل50 -
اونا استخدامت کردن؟
.خيلي عجولي
.يه بار کلاهتو اينجا جا گذاشتي
.من زياد توجه نميکنم
.اون... عالي بود
مي توني حرف بزني؟
.من کلاه نداشتم
چطوري اون همه نت تو ذهنت ميمونه؟
.من همه چي تو ذهنم ميمونه
.اين يه مسئوليته
...پس
تو چيزاي ديگم ميدوني؟
.سعي کن و زنده شون کن
.اين شکاف سختيه اينجا
.من بايد برم
!ساعت 10 کارم تموم ميشه
.بيا تو. بيا تو
.تا. دوست داشتنيه50
پس تو تعطيلاتي، ها؟ - .نه -
آه، همين ورا زندگي ميکني؟
.آره
!خيال کردم يه کوچولو همراهه
...اون
کي؟
.مامانم
.اون... اون مرد
.آه، متأسفم
.اونجا مراسمش بود
.من نتونستم
.از اونجا فرار کردم .نبايد ميومدم بيرون
.نبايد از اونجا ميومدم بيرون
...اما تو غصه داري، اين نشون ميده که
.چقد دوستش داشتي
.و عشق چيز خيلي خوبيه
شرط ميبندم که اون .بهت افتخار ميکرد
يه پسر دوست داشتني مثل تو؟
نه، من هيچ وقت کاري نکردم که .باعث افتخارش بشه
...من فقط
.من حتي جواب تلفنشم ندادم
ميدوني؟
من کارمو از دست دادم، حتي .نتونستم بدهي هاش رو هم پرداخت کنم
پوند تو يکي از کتاباي قديميش پيدا کردم و50 الآن دارم چيکارش ميکنم؟
.ارتباط بشري
حالت خوبه؟ - .آره -
آره؟
.متأسفم عزيزم
.من "کاميلا"ـم
.من "نوئل"ـم
خب، مامانت چه نوع کاري انجام ميداد نوئل"؟"
.اون مهمونخونه داشت
.من جاشو گرفتم
جاي بزرگي بود؟
.آره، نسبتاً بزرگ بود
خب... تو... پس بايد برگرديم خونت؟
آره؟ - .آره -
.خوب ميشه
.آره، ميتوني باهام بياي - .آره -
.خوشحالم که بخاطرم صبر کردي - .بخاطر تو صبر نکردم -
چطوري ياد گرفتي که بنوازي؟
.تمرين کردم
No comments yet. Be the first to leave one.