The first 30 lines.
تقديم به دراگون ابي
اتشي وجود داره که از قلبم شعله ميگيره
که منو به اوج ميرسونه داره منو از تاريکي خارج ميکنه
بالاخره مي تونم چهره ي واقعيتو ببينم
به خيانت کردن به من ادامه بده
ببين چجوري ذره ذرتو ترک مي کنم
کارهايي رو که قراره انجام بدم دست کم نگير
اتشي وجود داره که از قلبم شعله ميگيره
که منو به اوج ميرسونه
و منو از تاريکي ها خارج مي کنه
زخم هاي عشق تو منو به يادمون ميندازه
اونا منو وادار ميکنند که فکر کنم ما تقريبا همه چي داشتيم
زخم هاي عشق تو نفسم رو ميگيره
نميتونم کمک کنم احساس کني
که ما مي تونستيم همه چي داشته باشيم
دارم به اعماق ميرم
تو قلب منو در دستانت داشتي
ولي باهاش بازي کردي
تا نابود شد
عزيزم من هيچ حرفي براي گفتن ندارم
ولي از يه نفر شنيدم
و مي خوام بسوزونمت
در اعماق نا اميدي به من فکر کن
اين پايين خانه اي بنا کن
اين تو رو به ياد خونه اي که داشتيم ميندازه
زخم هاي عشقت منو به يادمون ميندازه
اونا منو وادار ميکنند که فکر کنم ما تقريبا همه چي داشتيم
زخم هاي عشق تو نفسم رو ميگيره
نمي تونم کمک کنم احساس کني
که ما ميتونستيم همه چي داشته باشيم
No comments yet. Be the first to leave one.