The first 114 lines.
برای کیک میوه ای اسلایمی ممنونم آقای اسلایم
خیلی عالی بود دستتون درد نکنه
خوشحالم که تونستی با پرنسس نیش عنکبوتیان بیای اینجا
بابت اون,تهاجم, هم عذر خواهی میکنم
!صبر کنید
چه بلایی سر داگ داگ اومده؟
اگه از من بپرسی داگ داگ رفته به فنا فنا
اوه نه نه نه نه
!برو کلاهشو چک کن
خب پسرا انگار اکلپسا میخواد
قضیه رو جادوئی کنه
!منم میتونم جادوئیش کنم
!آرچیبالد در هارو ببند
!بله, سرورم - میتیئورا کجاست؟ -
!سلام
حدس زنید چیشده! شما ها هیچ راه نجاتی ندارید, پرنسسا
!مینا
من بهتون تا وقتی که این خروس قوقولی قوقو کنه وقت میدم تا
اکلپسا و شوهرشو تسلیم من کنید
و دیگه به اون جادوی عجیب
که باهاش داگ داگ رو ترکوندی
هم فکر نکن اصلا
!مینا !برگرد اینجا و بجنگ
هچین میزنم تو اون صورتت که بجای گریه
خون از چشمات بیاد پایین
استار. از این روحیه ی جنگت قدردانی میکنم
ولی فکر نکنم اونقدری انرژی داشته باشم که دوباره اون طلسم رو انجام بدم
!آره, درسته
!دو دیگه اون طلسم رو انجام نمیدی
!خیلی جنون آور بود
یعنی خوبه که تو اون جنگجوی سولاریان رو از بین بردی
ولی اطرف اون رو هم از بین بردی
خب این خروس که نمیخواد که صبح قوقولی قوقو کنه؟
!چی؟ نه اون یه پرنده ی احمقه,مارکو
هروقت بخواد قوقولی قوقو میکنه
و وقتی اینکارو کنه
م باید برای مینا آماده باشیم
بیا, عزیزم بیا عروسکتو بگیر
استار؟
!مامان! تو اومدی
تو اونارو دیدی, مامان؟
!اون سربازا همه جا هستن
ما یکی شونو از بین بردیم
!ولی هرچی که داشتیم ازمون گرفت
من برای کمک اینجام
اوه, خدای من
خب, میتونیم اینارو درمان کنیم
فقط باید بفهمیم که
که چجوری این زخمیارو به جایگاه مقدس جادو ببریم
!گلب گور دوست من !شنیدم که اومدی این بالا
فکر کردم میتونم از نصیحت های خوب پدرانت استفاده کنم
خانوادم حالش خوبه؟
اونا خوبن, آره
موون همه چیو تحت کنترل داره
ۀه, اون همیشه میدونه چی درسته
میدونی چی میخوای؟ یکم گوشت
آره! بهت کلی نیرو و قوت میده
خیله خب
و بله ما هرچی که داشتیمو
پرت کردیم به سمت اون جنگجوی سولاریان
و الان هزارتای دیگه شون اون بیرونن
به یه سری ایده نیاز داریم
اوه, اکلپسا چرا همون کار قشنگ قبلیت رو انجام نمیدی؟
...میدونی همونی که با چوب دستیت رفتی؟
...فهمیدی کدومو میگم - اون دیگه اونکارو نمیکنه -
اون خیلی خطری بود
آه, من که فکر میکردم خیلی خفنه
اجداد من با جنگجویان سولاریان میجنگیدن
حالا دیگه نوبته منه
وای, شما ها با اونا میجنگیدید؟
چطوری؟
آه,بد,خیلی بد
همه مردن شرم آور بود
!ریور داری کجا میری؟
!میخوام برای اون مرد یکم گوشت بیارم
!اون پادشاه ذرت هاس
!اون گیاه خواره
باشه! براش یه مرغ میبرم
موون میشه باهم یکم حرف بزنیم؟
!اوه,زودباش لعنتیه بدرد نخور
!اوه, زودباش دیگه
اکلپسا, چطوره تا اینکارو میکنی بچه رو بدی به من؟
نه, من راحتم, ممنون
راجب چی میخوای صحبت کنی؟
آه! حالا انگار بیشتر تازه گیر کردن
چجوری انقدر گیر میکنن
...اوه, ببخشید, باشه
همونطور که شنیدی, من از یه جادو روی اولین جنگجو استفاده کردم
که...که کاملا مخرب بود
!خرابی هارو دیدم
فقط خوبیش این بود که کسی آسیب ندید
!هیچکس بجز اون جنگجو
شاید یکم اشتباه حساب کرده باشم
فکر کنم بتونم یکی دیگه شو ایجاد کنم
ایندفعه بیشتر متمرکز میشم
من هرچیزی که برای از بین بردن مینا باشه رو بلدم
و این نیرو باید برای
کل جنگجویای دیگه کافی باشه
!ممنون عزیزم از این شکلاتا میزنی؟
نه, ممنون
ببین, اگه فکر میکنی ...استفاده از اون طلسم فکر خوبیه
شرمنده. من خیلی بد میخورم
هر پیشنهادی داری بگو
خب, من ملکه نیستم
ولی اگه بودم اول از سلامت و امنیت مردم مطمئن میشدم
بعد میرفتم سراغ مینا
!اوه, درسته! فکر خوبیه
!خیله خب ما یه نقشه ای داریم
ما باید مردم رو به جای امن ببریم
بافراگ, زخمی هارو برای سفر جایگاه مقدس
جادوئی آماده کن
سر دشینگ مطمئن شو همه ی وسایل هارو برای مهاجرت و سفرمون داریم
فقط منتظرم ببینم کی دوباره اونکارو میکنی
میرم وسایل رو اماده کنم
No comments yet. Be the first to leave one.