The first 200 lines.
...آنچه گذشت
يه پروندهي آدمکشي و دزدي خيلي واضحه
تا سر حد مرگ کتک خورده بود و توي يه دريچهي هوا چپونده شده بود
روح سوارها، وايلدهانت
تابحال نشنيدم که با حافظه کسي کاري کرده باشن
استايلز ديگه چه کوفتيه؟
من ميدونم که يه نفر منو به زنجير ميبسته
و به نظرم ميخواستن که انسان باقي بمونم
اگر همهمون دنبال يه نفر باشيم چي؟
اونجا نشسته بوده
گمون ميکنم دوسش داشتم
قدرت. توانايي کنترل همه چيز
اين آهن هيچ قدرتي نداره
کوچيکه، ضعيفه، ناچيزه
ميتونيم کاري کنيم که تغييرش بديم؟
کوري، بگو ببينم؟
ميتونيم بهش نيروي برق اضافه کنيم
دقيقاً
...ما ميله اين آهن رو تبديل ميکنيم
به يه آهن ربا
حالا قدرت داره
...حالا توانايي داره
بر ديگران
شما خوبي آقاي داگلاس؟
فقط يه کم سرفه ام گرفت
کجا بوديم؟
درسته، حالا نيروي برق داريم
و يه مقدار قدرت
بذار يه کم بيشترش کنيم
بالاخره هرچي قدرتش بيشتر باشه، کنترلش هم بيشتره
تصور کنيد چطور اين ميله قدرتمند ميتونه به نيروي نامحدود برق تبديل بشه
بگيم مثل يه صاعقه
ديگه چيو ميتونيم کنترل کنيم؟
جناب داگلاس؟
رضــــا و مــانـــي بـا افـتـخــار تـقــديـم مـيکـنـنـد Mani Vampire - KingSlayer
" فصل ششم - قسمت سوم " " تاريخ ترجمه: 1395/09/13 "
کجاست؟
کي وسايلهاي اونو بُرده؟
چي شده گوئن؟
يکي همه وسايل هاي اونو دزديده - وسايل کي؟ -
فيبي. خواهرم
هموني که دو سال توي تيمتون بود
اونو يادم نمياد
اونو يادت نمياد؟
اين مدرسه اونو به ياد نمياره
هيچ کس اونو به ياد نمياره
استايل، ترتيب گام ها
که اجازه ميدهد فقط انسانها از يک ديوار بالا بروند
آره، يه جورايي فک نميکنم اينا استايلزي باشه که دنبالشيم
شايد ماليا يه چيزي پيدا کرده باشه
نه. از صبح داره سعي ميکنه امتحان بده
20دقيقه از زمانت مونده
سعيت رو بکن و آروم باش
آروم باشم؟
نفس بکش و حس کن که داري آروم ميشي
ماليا
بايد آروم نفس بکشي
شايد بهتر باشه يه کم حرف هاي مثبت به خودت بزني
مثبتم، نميخوام اينجا باشم
يادت باشه، مدرسه يه فضاي امنه
بيا با هم نفس بکشيم فقط يه نفس عميق
يه کم عميقتر
يه کم عميقتر
فک کنم امتحان خوب پيش نرفته
نفس عميق بکش ناتالي
نفس عميق
ماليا. مشکلي نيست جات امنه
من نميخوام بهت صدمه بزنم
فک کنم داره آروم ميشه
شايد بهتر باشه جواب غرش رو بدي
اسکات. آلفا تويي
نميتوني يه کاريش کني يه کم بيشتر رام بشه؟
مشکل از اون نيست. مشکل ماييم
اينجا قلمروي اونه
شايد بهتر باشه از اينجا بريم
آره بريم بريم
ماليا بخاطر در امان بودن از ماه کامل مياومد اينجا
بعدش ما از خونه کنار درياچه استفاده کرديم
فکرميکردم گفتي يه حيوون وحشي رفته خونه کنار درياچه
برو خداتو شکر کن بخاطر چيزايي که بهت نگفتم
چيزي نيست. من خوبم
مشکلي نيست
نظري نداري چي باعث شد عوض بشه؟
اون تحت فشار زياديه
مدرسه، زندگي بعد از فارغ التحصيليش
مادرش سعي داره اونو بکشه
همچين چيزي باعث نشده اون عوض بشه
امکانش هست به استايلز ارتباطي داشته باشه؟
گفتنش سخته وقتي نميدونيم استايلز چيه
استايلز يه آدمه
کي؟ - استايلز -
اسم فاميليه
من هيچوقت ازش استفاده نکردم. پدرم قبلاً استفاده ميکرد
ممنون عزيزم
اون يه مهندس نظامي بود
بعد از جنگ يهو تصميم گرفت
و با اسم استايلز وارد ارتش شد
خب حالا اين چه ارتباطي به وايلد هانت داره؟
فکرميکنيم يه نفر رو از ما گرفتن
نميدوني کي؟
روح سوارها احتمالاً حافظمون رو پاک کردن
خب حالا باعث آسودگي شد
ما يه سرنخ پيدا کرديم
کلمه استايلز
و واسه همينه ميخواي با الياس حرف بزني؟
آره، شايد بتونه کمکمون کنه
شايد بدونه دنبال کي هستيم
حالا اين شخصي که ميگي هم سن و سال شماهاس؟
...آره. من
فکرميکنم دوستم بود
شايدم بهترين دوستم بود
ميتونم بهت تضمين بدم که پدرم نميتونه کمکتون کنه
نميشه سعيمون رو بکنيم؟
اسکات اون توي سه تا شهر اونورتر تو يه خانه سالمندان زندگي ميکنه
چندساله که کسي به ملاقاتش نرفته
توقف هاي آتي لغو شده
توقف هاي آتي لغو شده
ميتونم از حمومتون استفاده کنم؟
البته
اينجا چيکار ميکني؟
چيزي هست که ميخواي بهم بگي؟
چه توقفي لغو شده؟
ليديا؟
پيداش کردي؟ آخرين در سمت چپي
پيداش کردم - حرفامو گوش نميکني -
بهم اعتماد کن، دلت نميخواد با اون حرف بزني
ما فقط چند دقيقه از وقتشو ميخوايم
اسکات، پدرم نميتونه کمکت کنه
فقط چندتا سوال. پنج دقيقه
ميدوني چيه؟ با اون آدم حرف نميزني
فهميدي؟
يه راه ديگه پيدا کن - اما اگه اين تنها راه باشه چي؟ -
اسکات، جوابتو گرفتي
کلانتر، لطفاً - اسکات -
جوابم منفيه
صبح بخير
ميدوني، آدماي معمولي در ميزنن؟
يه چيزي بهم ميگه فقط نيومدي اينجا واسم قهوه درست کني
به کمکت نياز دارم
يه جسد تو سرد خونهتونه و بايد آزمايش بشه
!!اونوقت فقط تو آشپزخونهها دزدکي وارد ميشي؟
راستش من به تجربه تو واسه يه چيزي نياز دارم
دنبال چي ميگردي؟
هر چيزي
هرچي که ثابت کنه فيبي واقعيه
هي
من حرفتو باور ميکنم
نه باور نميکني
اين واسه اون بود، مگه نه؟
چه اتفاقي افتاد؟
درست مثل شباي ديگه رفتيم بخوابيم
من پاشدم يه کم آب بخورم و بعدش فکرکردم که يه مرد رو ديدم
که تو حياط جلوييمون وايستاده
وقتي دوباره ديدم کسي اونجا نبود
اما امروز صبح، خواهرم غيبش زده بود
و اتاقش کاملاً خالي بود
نميتونم به مادرم زنگ بزنم. به گوشي فيبي هم زنگ زدم
اما شبکهاش قطع بود
و هيچ کس باور نميکنه که اون وجود داره
پليسها، مدرسه، همشون ميگن هيچ مدرکي ثبت شدهاي از اون نيست
و همه يه جوري نگام ميکنن انگار ديوونهام
من اينو واسه تولد فيبي ساختم
مادرم يادش رفت واسه کادوي تولدش چيزي بخره
اون زياد مسافرت ميکنه
اين تنها چيزيه که واسم مونده
مردي که تو حياطتون بود
چه شکلي بود؟
...يه کلاه سياه داشت، يه کت بلند
نتونستم صورتشو ببينم
ساکت
بهش ميگن روح سوار
اونا آدما رو ميدزدن و تو حتي روحتم خبردار نميشه
چونکه حافظهات رو پاک ميکنن
اگه ديديشون، طبق افسانه ها
تو نفر بعدي هستي
گوئن؟
فکرميکني من احمقم؟
گوئن، من دارم سعي ميکنم کمکت کنم
همه اينا واست مثل يه شوخي ميمونه؟
من به ارواح اعتقادي ندارم و خوشم نمياد کسي مسخرهام کنه
ميخوام مثه مرگش به سرش شوک وارد کنم
جمجمهاش فقط شکسته نشده
اينجا رو ببين
اينا جاي دندونه
گرگينه؟
يه گرگينه با يه نيروي غيرعادي فَک
اونقدر فکش بزرگه که ميتونه جمجمه يه آدمو گاز بگيره؟
جمجمهها
اين اولين قربانيش نيست
استيلينسکي گفت نه، مگه نه؟
آره
اما بهرحال ميريم؟ - آره -
يا اينکه ميتونيد بمونيد اينجا و گوئن رو متقاعد کنيد که تو خطره
وظيفه تو نيست که اونو متقاعد کني
وظيفهات اينه که مراقبش باشي
راحت بدزدتش
ندزدش
شب بعد از اينکه با پدر استيلينسکي حرف زديم برميگرديم
مجبوريم که اينکارو بکنيم؟
اون تنها سرنخمونه
No comments yet. Be the first to leave one.