The first 200 lines.
ترجمه از آنجــــل Angel
خب خب خب
لاندن کربی
به اندازه کافی طول کشید
*میراث* فصل سوم قسمت ششم
اون چیه؟
فقط یکم کاغذبازی ـه که وقتی دنبال لاندن میگشتیم
درست شدن
یه چیزی برات دارم
چرا روی این رو جلبک پوشونده؟
چون تازه از دریاچه در آوردمش
چرا؟ مگه چیه؟- مطمئن نیستم، به همین دلیل باید-
یکم بیشتر تحقیق کنم ولی این چیزی نیست که تو
نگرانش باشی
بفرما
برام ناهار درست کردی؟
و همه ی وسایلت رو گذاشتم اینجا
توی جیب جلویی یک موبایل و پول هست
چیه؟
تا حالا فرصت اینکه "دخترم رو بفرستم
"به روز تولدِّ مدرسه ـش رو نداشتم
داری عالی پیش میری
تو هم همینطور خواهی بود
حالا، من دبیرستانِ میستیک فالز رو میشناسم
اولش سخت خواهد بود جو
...تو وسطِ ترم داری بهشون ملحق میشی ولی
جای خودت رو پیدا میکنی...- دیگه داری مضطربم میکنی-
من بهت باور دارم، همین
و مطمئنی که برات مشکلی پیش نمیاد؟
مشکلی واسه من پیش نمیاد
نگرانِ ما نباش
حالا برو اونا رو دریاب
...لاندن
میخوام این لحظه رو برای همیشه به یاد داشته باشم
خیلی خب. آغازِ عملیات: نجاتِ هوپ از خودش
میدونم که نمیخوای الآن این رو ...بشنوی
پایه ام- ...ولی...-
وایسا چی؟- پایه ام-
پایه یِ هرچیز دیوانه واری که میخوای بگی
ولی یه سخنرانی آماده کرده بودم
مطمئنم که عالی بوده ولی ترجیح میدم الآن صحبت نکنم
بیا فقط هرکاری که هست بکنیم
عالیه، بابا ازمون میخواد که
برای دانش آموزانِ آینده تور بذاریم- فقط-
من الآن نمیتونم از پس اینکه اطرافِ یک مشت غریبه باشم بر بیام
خیلی خب میدونستم که سخنرانیم لازمم میشه
میدونی، وقتی ام جی و الیسا ریختن رو هم
میخواستم چند روز بخزم توی یک سوراخ
واقعاً داری مرگِ لاندن رو با اینکه خودت تا وقتی که زیادی دیر شد
تشخیص ندادی ام جی آدم خوبیه
مقایسه میکنی؟
خیلی خب این یک مسابقه نیست هوپ
شاید وِید بتونه تور رو انجام بده
وِید؟
خیلی خب، خب تو عزاداری
بنابراین از این پیشنهادت چشم پوشی میکنم
تنها چیزی که میخوام یک شیفت کاری ـه
به محض اینکه ام جی و کیلب
با اولین دسته از دانش آموزان برگردند
میتونن تور رو ازت پس بگیرن
و بعدش اوضاع میتونه به حالت عادی برگرده
فکر میکنم که این یک حواس پرتیِ خوب میشه
برای جفتمون
روزِ اولِ جوزی ـه؟
ممنون که اشاره کردی که من دارم با مقدارِ زیادی
وقار و توازن از پسِ این قضیه بر میام
فقط ترجیح میدم که
خودم تنهایی اینکارو نکنم
باشه، من با کسی صحبت نمیکنم
لطفاً، تعدادشون خیلی زیاد خواهد بود
حتی به زور میتونی اونجا صدایِ فکر کردنِ خودتم بشنوی
باید یه چیزی بگی
یه قراری باهم داشتیم
به مدرسه یِ سالواتوره خوش آمدید
یک چند دقیقه ای برای کسانی که دیر کردن صبر میکنیم
کسی سوالی داره، یا اممم...؟
اوه خدا رو شکر
بقیه دانش آموزان کجا هستند؟
یک تعطیلاتِ میانترمی داشتیم
ولی نگران نباشید
هر لحظه ممکنه برگردن و اینجا واقعاً
سریع شلوغ میشه
والدینِ من گفتن که این تعطیلاتِ میانترمی"ـتون"
بخاطرِ این بوده که دخترِ مدیر
از جادویِ سیاه استفاده کرده
و یک دانش آموزِ دیگه رو کشته- خب این درست نیست-
امم، دلیلِ تعطیلات بخاطرِ این بود ...که همه یِ هیولاهای
...ماشینی...
...که امم
...میدونید
چرا اصلاً تور رو شروع نکنیم؟
ببخشید، مگه شما نباید...؟
هیچ آوازی در کار نخواهد بود
!گمشو بیرون
در این باره متأسفم
همش ته مونده هایِ انسان ها میان اینجا
اینجا چیه؟
خب این جهنمِ شخصیِ منه
وقتی شما دوتا کبوترِ عاشق ما رو
توی دنیایِ زندانی رها کردید مالیوُر من رو خورد
بعد اینجا رو ساخت تا من رو شکنجه کنه
من رو مجبور کرد که به موجودات و انسان هایی که اینجا گیر افتادن خدمت کنم
چرا بستنی؟
داستانش طولانیه
خب اگه ازش بدت میاد چرا فرار نمیکنی؟
!احسنت
چرا به فکر خودم نرسید؟
اینا دستبندهای طلسم شده هستند
نمیتونم در بیارمشون
بالاخره یک اسفینکس(پیشگو) هم پیدا کردم یکبار که
که تونست نوشته های روش رو بخونه
ظاهراً طلسمشون اینه که تنها زمانی باز میشن که
کاری رو بکنی که
هیچوقت حاضر به انجام نمیشی
تنها چیزی که میتونم در این وجودِ رقت بار
منتظرش باشم
شنیدنِ آخرین شایعات از مشتری هاست
حالا که صحبتش شد
چرا اون دوست دختر کوچولویِ سه رگه ـت
تو رو رها کرده که اینجا تنها پرسه بزنی؟
بهم نگو که به هم زدید
اون مَن رو ترک نکرد
جفتمون به دنیایِ واقعی ...فرار کردیم و بعدش
یه اتفاقی افتاد و ...من به اینجا فرستاده شدم
و حالا بدونِ هیچ راهی به خانه اینجا گیر افتادی
زیاد طول نمیکشه
هوپ یه راهی پیدا میکنه که من رو برگردونه
البته عجیبه که تا الآن اینکارو نکرده مگه نه؟
البته اینجا زمان متفاوت میگذره
چیزی که اینجا بنظر روز میاد احتمالاً بیرون ماه ها در
دنیایِ واقعی میگذره
منظورم اینه که ممکنه همین الآنم دیگه بیخیال شده باشه
مطمئنی که میخواد برگردی؟
اصلاً نمیدونم چرا دارم باهات صحبت میکنم
تا جایی که به من مربوطه تو حقته که اینجا تا همیشه بپوسی
پس اگه فرضاً من یک راه برای خروج از مالیوُر میشناختم
توبهش علاقه ای نمیداشتی؟
مالیوُر اینم واسه من گذاشته
اسفینکس(پیشگو) بهم گفت که این یک کلید به یک دربِ خروج از تاریکی ـه
مکانش ناشناخته ـست
اوه، و میپرسی که چرا مالیوُر باید یک راهِ خروج برام بذاره؟
ساده ـست
اون دوست داره من رو با چیزی درست خارج از دسترسی ـم عذاب بده
من نمیتونم برم و دربِ مذکور رو پیدا کنم
چون اینجا گیر افتادم
بهم کمک کنی از این زنجیر ها خلاص بشم
یک راه به خانه واسه خودمون پیدا میکنم
نظرت چیه؟ مثل قدیما تیم بشیم؟
این خانه زمانی بعد از جنگ مدنی بازسازی شده
جنگِ مدنیِ واقعی نه مثل چیزای 2020
به هرحال
...ممکنه متوجهِ
و من معتقدم که این راهرو به نامِ
یک کشتیِ خیلی قدیمیِ چوبی نامگذاری شده
ببخشید
درست از این سمت به طرفِ اتاق نشیمن
چی شد؟
لازمه که یکی از اون داد زدن هایِ
تویِ جنگل ـت رو داشته باشی؟
چیزی نیست من خوبم
همونطور که داشتم میگفتم اتاقِ نشیمن
جایی که همه یِ چیزایِ جالب اتفاق میوفته
اممم، باید اینطوری تصورش کنید که یک شومینه روشن داره
و همه از جلوش به سمتِ کلاسشون رد میشن
و امم، جادوگران روی سقف
بریم این افتضاحه
هنوز نرید
باقیِ دانش آموزان هر دقیقه ممکنه بیان
زمانبندیشون عالی بود ایناهاشن
با استالیون هایِ سالواتوره آشنا بشید
بقیه کجان؟
بقیه همینا هستن
هیچکدوم از دانش آموزانِ دیگه برنگشتن
چه خبره؟- اممم، دارن نگاهمون میکنن-
بنابراین بیاید وانمود کنیم که همه چیز خوبه
بقیه دانش آموزان کجا هستند؟
هیچکدومشون سر قرارِ برگشت نبودن
حتماً اطلاع رسانی نادرستی انجام شده
آره، اونا برنمیگردن
یه نامه به دستم رسید
از یک دسته از والدینِ نگران
ظاهراً نام بردن از کلِّ مدرسه
در یک نبرد در برابر
نکرومنسر آخرین حرفشون بوده
بنابراین اونا دیگه اینجا
احساس امنیت نمیکنن
و دارن به مدارس دیگه منتقل میشن
اون نامه چند وقته که
رویِ میزت بوده؟
این مهم نیست
دانشکده چی میشه؟
خب بدونِ اون چک های شهریه
ما نمیتونیم هزینه یِ همه یِ معلمان رو پرداخت کنیم
بنابراین مشکلات به نوبت
من به والدین رسیدگی میکنم
...در همین حال، این تور
باید جواب بده...
منم باهات میام چون واضحه که کمک لازم داری
اون مَرد کی بود؟
من فکر میکنم اون مدیره
No comments yet. Be the first to leave one.