The first 200 lines.
داشتین کون منو دید میزدین؟
میدونم که داشتین کونم رو دید میزدین
حتماً دارید میگید میخواستیم بدونیم
تو قسمت هفتهی پیش «شیملس» چه اتفاقی افتاده
اوهوم. که اینطور
منم باور کردم
کثافتها
تو کارلی
آره. اسمم به گوشت خورده؟
این ان گونزالزه، دستیار مدیریت
مثل میخ سرسخته. همهرو درست کرده
میدونم داری به بچههای مکزیکی سیگار الکتریکی میفروشی
و میخوام باهات کاسبی کنم
اون اوایلی که اینجا اومدیم رو یادته، باهمدیگه خوش بودیم
آره. فقط کون هم میذاشتیم
میخندیدیم
میخوای باهام بههم بزنی؟ گه نخور!
تو باهام بههم نمیزنی. خودم به هم میزنم
تصمیم گرفتین اسمش رو چی بذارین؟
فردی. اسم پروفسورمه
خوشخبتانه تمی خوشش اومد
اونقدرا وقت نکردیم در موردش صحبت کنیم
این رانندهها باید کالاهای مرجوعی رو هم جمعآوری کنن
درسته
اون بیرون یه عالمه وسیله هست
آره ولی ایندفعه اونا رو مفتی به بقیه نمیدیم
نمیدیم؟ - نه -
یه حراجی میذاریم،
و از این نمکنشناسها یه کم پول درمیاریم
میدونی توی دودمان ما کی با یه سیاهپوست ریخته رو هم؟
یکی از پدربزرگهای مادرت
یه معشوقه داشته
پایین خیابون زندگی میکنه چرا بهم نگفتی؟
گورتو از جلوی این خونه گم کن فرانک
برای این، پسرم
دیگه رفته رو اعصابم که یه ارثیه هنگفت منتظرم نشسته،
و دبی گرو نگهش داشته
تو میذاری زنها زندگیتو اداره کنن
مایکی
پس این چیزا رو میخری و پسشون میدی، مگه نه؟
از کلبه خصوصی من برو بیرون
اینو وقتی پس میگیری که فرانک رئیس خانواده بشه
همه چی رو درست کن
تو دستم کارتهای بانکیـه
برای هرکدومتون
فرانک، اگه میخوای ریاست خانواده رو
پس بگیری، لطفاً اینکارو بکن
کارش تخمیایه
ارائهای از تیم ترجمه دیباموویز
ترجمه از سمیـرا و ایـلیـا Sorrow & EILIA
امروز روز تاجگذاریشه
میدونی یعنی چی؟
یعنی روزی که شاه تاج رو سرش میذاره. من
کل روز رو به افتخار من مینوشیم
بفرمایید. از کارتم بکشید
آره
قبول نکرد
نه، امکان نداره
دخترم همینالان کارت رو بهم داد
دوباره امتحان کن، لطفاً. لطفاً؟
یعنی چی؟
شاید نوار مغناطیسی کارت مشکل داره
میشه رقم رو دستی وارد کنی؟
آره
- میشه لیسش بزنی؟ - بالای...
یکم روغن توش بریز
سریع بکشش
پشت سرتون صفه. پول نقد دارید؟
یعنی چی؟
دبی
قبول نکرد؟ نه، نه، من...
همینالان فعالش کردم
میشه دوباره بکشید؟
ممنون
ببخشید پس
من...
میذارم سر جاشون
یعنی چی، دبی؟
این چه کاریه، دبی؟
خانم گلگر!
خانم گلگر، یه لحظه
این رو فراموش کردید
کریستین. خیلی ممنونم
میبینی، بخاطر همینه که از اینجا خرید میکنم
خدمات به مشتری
بازم پیش ما برگردید، خانم گلگر!
حتماً
تا سی یا کمتر از سی روز دیگه
میکی؟
چیه؟
چقدر تا ناهار مونده؟
ساعت رو نگاه کن
خودم میدونم ولی کلهی کیریت
- جلوی... - خب گمشو اونطرف
نمیتونم
یادت رفته که اجازه ندارم وارد قسمت تو توی سلول شم؟
ساعت 10:56 دقیقهست
خب، حالا که گفتی کونت پاره شد؟
بیا اینجا، گلگر
بابانوئل واست نامه فرستاده
مالِ کمیتهی عفو مشروطه
اوه، لعنتی
دهم جلسهی رسیدگی دارم
خیال میکردم حداقل یه سال اینجام، تو اینجور فکر نمیکردی؟
هی، صدامو میشنوی؟
دهم جلسهی رسیدگی دارم
شنیدم
خب؟
چیه؟ جلسهی عفو مشروط داری، مرد
خوش بحالت
فقط همینو داری بگی؟
اوه، لعنتی
یادم شد دستگاه ضبط رو واسه بازی ساکس کابز تنظیم کنم
اینجا پخشش میکنید؟
آره
ولی بازی شش ساعت دیگهست تامی
تا اون موقع به خونه میرسی
دیگه همینالانش آبجو
و چهارپایهام رو دارم
ساکس کابز
بازیهاش خوراک من و فیونا بود
شرتای کوتاهمون رو میپوشیدیم، میشمردیم که ببینم چندتا نوشیدنی مجانی
میتونیم بخوریم و چندتا دعوا رو میتونیم شروع کنیم...
ای بابا، دلم واسه عشقم تنگ شده
باید به دیدن مسابقه بری، وی
یه رفیقی رو هم با خودت ببر
کدوم رفیق؟
نمیدونم. هرکدومشون
کلی رفیق داری که
یکیشون رو بگو
من میام
من رفیقتم که
حقیقتاً من اگه تو رو توی جمعی ببینم اصلاً بهت سلام هم نمیکنم
دبی چطور؟
اون هنوز نوجوونه
مردک منحرف
خیلیخب، جینا چی؟
جینا 4 تا بچه داره
تو خونه نشسته کوپن میبُره،
و سعی میکنه تا ظهر مشروب نخوره
اینکه رفیق صمیمی نداشته باشی چیز مهمی نیست
زنها بزرگسال سرشون با زندگی زناشویی و بچه
کار، زندگی گرمه...
خیلیخب، یکی رو پیدا کردم. نظرت در مورد اون دختری که
قبلاً همش باهاش میرفتی مهمونی،
سایز کفشهاتون هم یکی بود، چیه؟
فیونا بود
سلام، مرد... چی میخوری؟
یه تلویزیونی دارم که از پشت کامیون افتاده
اینجا همونجاست که جنسارو آب میکنن؟
نه، اینجا از اونجور جاها نیست
که وسایل نو دزدی رو بهعنوان شغل دوم بفروشن
مگه اینکه رمزعبور مخفی رو بدونی
شغل دوم آلابای
بیا کوچهی پشت
بفرمایید داخل!
اون کوبایی رو از خونهی من بیرون کن!
ادی! مودب باش
مهمون داری
بیآزاره
فقط آلزایمرش با فاز نژادپرستی قاطی شده
سلام، من لیام هستم. کاری باهاتون ندارم، خانم
لیام؟ این دیگه چجور اسمیـه؟
گواتمالاییـه؟
اون گواتمالایی لاشی رو از اینجا بیرون کن!
ببخشید، از قراره معلوم الان حال خوشی نداره
- آهای؟ - کیه؟
منم! ماوار!
خواهرزادهی بزرگ جیگرت.
چه خبر، خانم کوچولو؟
آره!
هی، واست چندتا دونات...
بفرمایید
این آقا کوچولو کیه؟
من لیام هستم. پسر مونیکا
مونیکا کیه؟
جنده
خواهر ناتنی پسرعموی عمر بوده
تو پسر فرانک گلگری
آره، گوش کن
تو اجازه نداری به اینجا بیای، لیام
باید این رو درک کنی که فرانک و مونیکا
خیلی به این خانواده
آسیب و ضرر رسوندن
منظورم اینه، از ادی
بخاطر شل شدن نرده روی ایون شکایت کردن،
به اسم ما واسه خودشون کارت بانکی گرفتن،
ماشین چوی مالیبومون رو دزدیدن،
تو حموم طبقهی بالامون شیشه درست کردن
نه، متوجهم
ولی من تنها سیاهپوست
یه خونهی پُر از سفیدپوستم
ولی این قضیه به شما ربطی پیدا نمیکنه
ممنون که واسم وقت گذاشتید
جنده
وایسا
نمیشه از یه سیاهپوست محتاج همینجوری گذشت
درکت میکنم
و به راهنمایی احتیاج داری
یه شرپا... یکی مثل من
No comments yet. Be the first to leave one.