The first 200 lines.
این تازه شروع ماجراست.
یه جنگ جنسیتیه.
این یه نشونهس. من «آهو» هستم.
اونجا رو امضا کن و تو یکی از مایی.
پرو یه چیزایی میدونه.
باشه، میریم مهمونی.
میفهمیم چی میدونن.
اگه من بردم، تو به ما میگی...
...که کیه.
کِی بلانشت.
اسکات و لایل.
هردوشون باهاش بهم زدن.
صبر کن. باربارا کجاست؟
باربارا! باربارا!
من «آهو»م. نه بدون «باک»ت.
استرچ، «آهو»ت همراهته؟
ایسیایبی! ایسیایبی! ایسیایبی! من این کارو واسه تو میکنم!
یالا!
یالا!
پاشو.
افسر شفرد!
و تو هر چند وقت یه بار خونه میخوابی، بیبی؟
میتونم بیبی صدات کنم؟ نه!
هی، بینی من...
به نظرت عفونی شده؟
اوه، الیس، چندشآور!
اوه.
داری با یه جدایی کنار میای.
یه طرد شدن اجتماعی.
میفهمم.
به هر حال، برگردیم سر تحقیقات.
کِی بلانشت.
همونی که کار بداهه میکنه، نه اون برنده اسکار.
خب، پرو گفت کِی به طرز فجیعی کات کرده بود...
...هم با لایل و هم با اسکات.
پس کاری که من فکر میکنم باید بکنیم اینه که...
...بریم عضو انجمن نمایش بشیم.
باهاش دوست شیم، ازش اعتراف بگیریم.
راستی، یه خبرچین بهم گفت...
...که قبلاً تئاتر جوونا کار میکردی.
اوه خدای من، چرا اینقدر رو خانواده من زوم کردی؟
دوستا همین کارو میکنن.
من میخوام همه چیز رو در مورد تو بدونم.
مادرت حق داشت.
تو یه مزاحمی.
من باید برم.
قاتل نوک آلت تناسلی رو گذاشت...
...دیشب آخر وقت تو جعبه گزارشات ما، و این رو هم گذاشتن.
خب، مشاور پزشکی گفت که اگه دوباره وصل نشه...
...تو ۳۶ ساعت آینده، دیگه فایدهای نداره.
پس اون زنده بود وقتی که جدا شد؟
طبق پزشکی قانونی بله، پس زمان خیلی مهمه.
من اطلاعات بیشتری درباره این فرد «دانا کباب» میخوام.
اطلاعاتی برای ارائه نیست، قربان.
دانا یرنایکیک دانشجوی سال دوم حقوقه.
و... مردهای این پردیس دارن یه شوخی میکنن.
نمیفهمم. دانا کباب؟
اساساً، دارن اشاره میکنن...
...که اون یه راه حل سریع برای آخر شبه.
و ممکنه صبحش پشیمون بشی.
آره، این حرفا همش مزخرف و تخریب شخصیتیه.
و این باعث نمیشه که اون مظنون باشه.
اون با دو تا قربانی اول رابطه داشت.
خب، و حداقل ۳۰ مرد دیگه.
اگه اون مدارک رو باور کنیم، درسته؟
ولی احتمالاً شایعهست و من نمیدونم...
...که آیا باید وقتمون رو سر این تلف کنیم یا نه.
من نمیتونم این کارو بکنم. اون میتونه یه معشوقه طرد شده باشه.
این به ما انگیزه میده.
ببخشید، یه مرد داره از خونریزی میمیره.
میدونم.
هی.
سلام. آره، نمیتونیم زیاد بمونیم.
به عنوان «آهو»ی جدید باید از تیم حمایت کنم.
تا وقتی که جایگزین روری رو پیدا کنن.
امیدوارم یه «اینسل» دیگه نباشه.
اوه! من و روری دیگه کلاً تموم کردیم.
فقط میخواستم بگم...
...که من واقعاً بابت دیشب متأسفم.
باربارا، لازم نیست با کادو بهمون باج بدی.
من...
این همون رژگونه میکرو اسکین مینرال نیست؟
چی؟ همونی که فقط تو کره جنوبی گیر میاد؟
آره! تیمشون از محتوای من خوشش اومد.
حدس میزنم مشکلی نیست.
ولی فقط، دیگه هیچ کار عجیب و غریبی نکنی، باشه؟
دیگه هیچ کار عجیب و غریبی نمیکنم.
باشه. ما باید بریم.
باشه. خب، این خیلی بامزهس.
نه، اونا نیستن. اونا بدن.
اونا...
«خداحافظ»
باشه، این حرفو نزن.
سلام. میخوام عضو باشگاهتون بشم.
اوه، متاسفم بریتانیایی، ما پر شدیم.
اما میدونی چی پر نیست؟
تماشاچیهای استودیوی ما برای «زومتاکولار» امشب!
الیز!
خبر بد. دوباره شروع کرده.
حواسم هست.
چی؟ تو هم تو اتاقت یکی پیدا کردی؟
آره، تو اتاقت یه نوک آلت تناسلی داری.
چی؟!
اوه، این خیلی بده!
این بدتره. جنی میدونه.
اون که اینقدر باهوش نیست. هست؟
خانمها.
بعد از بحثهای داخلی...
تونستیم برای یه نفر دیگه جا باز کنیم.
بیناک. چی؟
یه اسم بزرگ تو دانشگاه.
من فقط اگه الیز هم باشه قبول میکنم.
نه، شاید منظورش من بودم.
نه، منظورم تو نبودی و دماغت داره خون میاد.
ممنون که راهم دادی. بقیهاش رو خودم میتونم انجام بدم.
قاتل دوباره دست به کار شده و ما کمتر از سه ساعت وقت داریم
تا قبل از اینکه جنی ما رو لو بده، پیداش کنیم و تحویل پلیس بدیم.
فکر کنم بهتره کنار هم بمونیم.
باشه!
سلام خانمها.
دوستان، این باربارا و دوستشه.
کِی، مشکلی نداری اگه صحنهت رو بدیم به باربارینو؟
البته.
اگه بتونه با همون جدیت و وزانتی که شایستهاش هست اجراش کنه.
این مال توئه باربارینو.
نگران نباش، من پارتنر صحنهت میشم.
میتونیم هر جور که دلمون خواست پیش ببریم.
احترام و رضایت حرف اول رو میزنه.
من اجرا نمیکنم. هی، استرس نداشته باش.
منم لخت میشم. و آموزش صمیمیت دیدم.
آره، چون این تنها راهیه که اون میتونه به چیزی برسه.
خب، بابیلونیا.
قوانین گروه سادهست.
همیشه باید بگی "بله، و..."
"عمراً" چطوره؟
تو کِی بلانشت هستی.
با آثار من آشنا هستی.
بله، من طرفدار خیلی پروپاقرصتونم.
میدونی، من همیشه سعی میکنم دخترای بیشتری رو جذب کنم.
پسرا نمیذارن؟ اوه، اصلاً.
فقط خیلیهاشون اون چیزی رو که لازمه ندارن.
و دخترای خوشگل، بیاستعدادن.
تو خیلی خاصی، شبیه شخصیتهای اصلی.
این حرفو زیاد بهت میگن؟
نه، ه... هیچوقت.
ام، خب، ام، منم همین حس رو نسبت به تو دارم.
خب، بریم یه کم بداههپردازی تمرین کنیم؟
خب، بداههپردازی رو که تمرین نمیکنن، اما باشه.
بریم یه کم برای "زومتاکولار" ایده مطرح کنیم.
بیا.
از این طرف.
من دو تا نمایش تکنفره اجرا کردم.
"ای-او-کِی"، یه نگاه عمیق به سلامت روانم.
و هفته پیش "صد کِی".
یه نگاه عمیق به اعتیاد به قمارم.
هر دو نمایش هشت ساعت طول کشیدن.
وای! فکر کنم تو کِیت بلانشت بعدی میشی.
یا کِیت بلانشت قراره اولین کِی بلانشت بشه؟
استعدادها؟
اوه، اِ... آخ!
اِ، من نیانبان میزنم.
تو خیلی باحالی الیز.
هستم؟ اِم.
بیشتر مردم فکر میکنن عجیبه.
پسرای سیجودز همیشه یه فضای امن فراهم کردن.
برای آدمای عجیب و غریب بااستعداد.
خب، پس این باشگاه حتماً وقت زیادی ازت میگیره.
هیچوقت فرصت میکنی...
...ورزش کنی یا بخوابی؟
قرار بذاری؟
من اخیراً کات کردم.
لایل. اون تو قتلهای دانشگاه کشته شد.
اوه، خیلی متاسفم.
و... و اسکات؟
اسکات رو میشناختی؟ همین که بحث قتلها شد...
باورت میشه ما هم با هم قرار میذاشتیم؟ هوم!
نه!
احتمالا در مورد کات کردن ما شنیدی.
اِم... خب، یه جورایی یه افسانه شهریه.
نه.
یه روز، اون منو به محوطه اصلی دانشگاه صدا میزنه.
اون یه... یه گارد افتخار با تیم فوتبال درست کرده بود.
منم از توش رد میشم با این فرض که قراره بهم پیشنهاد بده.
یا حداقل یه دعوت شام.
جلوی همه باهام کات میکنه.
آتیشی شده بودم.
اوه، حالا الیز.
من یه ایده فوقالعاده برای یه نمایش کمدی مربوط به قرار گذاشتن دارم.
نه، فکر نمیکنم بتونم.
اوه، نه، کِی، بله، کِی.
باید به این دختر بیچاره اینقدر فشار نیاری.
با خودت حرف میزنی؟
من "اشاره دراماتیک" رو ترجیح میدم.
روری!
چرا داری یه تشک حمل میکنی؟
این یه اعتراضه. اون بهت گفت این کارو بکنی؟
این یه شکل موثر از اعتراضه.
تجاوز جنسی و قتل روی هر دو جنس تاثیر میذاره.
تمام جنسیتها.
روری، این یه شکل معروف از اعتراضه.
No comments yet. Be the first to leave one.