The first 200 lines.
از همه دوستاني که از اين زيرنويس استفاده مي کنن مي خوام بابت وقتي که من روي ترجمه اين فيلم گذاشتم اسم مترجم رو حذف نکنن با تشکر - اميد اميدوار
کولت
کولت
... پيتورليوا
. پاولتا
. پاولتا
چيه؟
. واگن ديونيس افتاد تو چوبها
درباره چي حرف مي زني؟
کولت چي؟
.اون رو زمينه.انگارمُرده
کجا؟ - . اطراف پالرا -
. هر چي بکاري ، همونو دِرو مي کني
چطوري؟ - .خوبم -
. ما مستقيم ميريم خونه . مادرت خيلي نگران بود
! فاريول ، صبر کن
! اينجا . فردا بيا مقر فرماندهي
. شهردار و قاضي با پسره حرف مي زنن
. خيلي خوب بود
نوشتن ، ميدوني؟
. امروز نوشتن تمومي نداره
. نبايد خبر مي دادي - ... اما بابا -
. نگو بابا ، دردسرهايي که ماداريم رو بعدا ميبيني -
!حالا برو تو
خوب؟چي شد؟
. اونا گفتن يه ريزش خاک تصادفي بوده
! خداي من!چه مرگ غم انگيزي
و کولت بيچاره حتي وقت پيدا نکرد تا زندگيش . رو شروع کنه
. چوبها بعد از جنگ نفرين شدن
! فلورنسيا
! بيشتر ازين بچه رو نترسون
بابا،بايد گيره لباس بزنم ؟
بابا؟ - چيه؟ -
.گيره لباس.اونا هميشه غذا رو خراب مي کنن
تو همه چيو اطلاع ميدي،مگه نه؟ . بزن
پرنده هاي کولت و باباش؟ کي از اونا مراقبت مي کنه؟
. فکر کنم پائولتا . مسئله اينه که کي از اون مراقبت مي کنه
! اندرو
! اندرو . يالا ، مدرست دير ميشه
بايد بريم شهردار و کاپيتان کلوتت . رو ببينيم
. نمي تونم صبر کنم . الان بايد تو کارخونه باشم
کي امضا کنه؟من يا اون؟ - . هردو -
. اندرو -
. اين همه چيزيه که تو به ما گفتي
تو ميتوني اسم خودتو بنويسي ،مگه نه؟
... اگه يه دانش آموز خوب باشي
. امضاش کن
. زن بيچاره
،اندرو
اينجا نوشته وقتي پسره رو پيدا کردي نمرده . بود
اون وقت نداشت که چيزي بگه؟ - . نه -
... اسمي،چيزي . ميتونه براي ما مهم باشه
. خوب...يه چيز عجيب گفت فکر کنم گفت پيتورليوا
برات معني خاصي نداره؟
. يه پرنده به اون اسم وجود داره . کوچک و اهلي
بله،بله،اما غير از پرنده؟
اونا ميگن توي غار باومس ،يک روح . به اسم پيتورليوا وجود داره
،پسره رو ببر يه اتاق ديگه ، يه قهوه بهش بده . خوب ميشه
. و تو صبر کن ، هنوز تموم نشده
با اين که به نظر مياد که تصادف بوده باشه ،ولي . باورش سخته
ما فکر مي کنيم يکي ديونيس سگوي رو . پرت کرده
، خيالات بچه گونه به کنار
همه اينا باعث ميشه ما درباره اين . داستان پيتروليوا فکر کنيم
. نگران هيچي نباش ، بچه
چي گفتي؟
. نگران هيچي نباش
. ما برات صبحانه مياريم
. نون سفيد مال تو نيست . اون يکي رو بردار
. تو و ديونيس جدانشدني بودين
: خيلي کارا باهم کردين
، پرنده ها،اتحاديه تجاري
کاراي کثيف ... بهتره راجع بهش حرف نزنيم
. اگه جاي تو بودم ، مراقب مي بودم
. خيلي از مردم يه چيزايي برات دارن
سخنراني تموم شد؟
فقط مي خواستم بهت هشدار بدم.هنوز خونهاي زيادي . براي پاک شدن هست
. تو نميخواي مثل ديونيس تموم کني
،نه براي تو
براي بچه ها و زنايي که هيچوقت . فضولي نمي کنن
. اندرو
. اندرو ،بيا،ولش کن ، ما داريم ميريم
. تو با پدرت فرق داري . اميدوارم راه بهتري رو انتخاب کني
. اون کاري که ما ميخوايم رو انجام ميده . توهيچي نمي توني بگي
. فلورنسيا خوب انتخاب نکرد
!پس اون بايد تورو انتخاب ميکرد - . بهتر که نکرد -
! اون دلقکا ، يه مشت بازنده ان
چي کار مي کني؟
بسته بندي،نمي بيني؟
کجا مي خواي بري؟
. فرانسه
کاپيتان فکر ميکنه که ديونيس سگوي . کشته شده
چي؟کار کي بوده؟
. نمي دونم . هرکسي مي تونسته باشه
. حتي يکي از اون خائن هاي عمارت شهر . مي ترسم دنبال من بيان
اما چرا؟
. چون ديونيس و من خيلي باهم بوديم
. هيچوقت نبايد وارد سياست مي شدي
. من از نظراتم دفاع مي کردم
. و ببين نظراتت مارو کجا کشونده
. من رو ،من مثل ديوونه ها کار مي کنم
. ببين با هيجانت و اهدافت به چي رسيدي
همه کاري که کردم براي اين بود که تو چيزي . تو خونه کم نداشته باشي
. و حالا هم همينطور
. من با مالکين زمين مادر صحبت مي کنم
. ببينم ميتونن کمکت کنن
اون عوضيا!اونا هرچيزي که بهش دست بزنن . رو نابود مي کنن
حادثه ي شوم پيتورليوا رو فراموش کردي؟
! لعنت به اون
با ياد آوري هاي هميشگيه تو؟ . نميتوني اونو از سرت بيرون کني
. خسته شدم از شنيدنش . من ميرم .همين
اگه از اون در بري بيرون
. همه پرنده هاتو مي کشم
. چون بالا نميرم که چيزي بهشون بدم
، نه آب ، نه ارزن ، نه دونه ! هيچي
، فقط يک پرنده مرده ، و خوب توجه کن فلورنسيا
. فقط يکي و تو کل زندگيت رو از بين مي بري
! برو بيرون
. متاسفم.اينجوري برداشت نکن
. من گفتم برو بيرون
نميتوني ببيني من بيشتر از هرچيزي عاشقتم؟
، بيا
. برام سخت ترش نکن
يه بسته تو واگن هست ، با همه چيزايي . که ممکنه لازمت بشه
من از کارم اومدم بيرون و نمي تونم بخاطر تو . اونجا باشم
. خونه مادربزرگ بهت خوش ميگذره
. با کوئيرزه و نوريا بازي کن . براي بازديد مياد اينجا
کدوم نوريا؟
. دخترِ عمو فونسو. عمو رفته فرانسه
. مراقب پله ها باش ، اندرو
. برو بشين
. اينجا منتظرم باش
. برميگردم
بيا،اين براي مادربزرگه که براي خودش . لباس درست کنه
. تو مدرسه جديدت خوب باش و زياد درس بخون
پس کارتو توي اون کارخونه لعنتي . تموم نمي کني
. برام بسه که يکجا باشم
. يکشنبه ها ميبينمت
. اغلب اوقات نمي تونم ، چند ساعت طول ميکشه
، پدرت بايد بره
. اما اون دوسمون داره
. اينو فراموش نکن
. حالا تو بايد يه مرد باشي و تحمل کني
تو فرانسه چيکار مي کني؟
نمي دونم.ميرم عمو فونسو رو ميبينم. . بعدش معلوم ميشه
. نگران نباش ،زود برميگردم
. بعد تو با من خواهي بود
پدر ، پيتروليوا ي غار واقعا وجود داره؟
. فقط يه داستان احمقانه اس
اون نمي تونه کسي باشه که کولت و پدرش رو کشته؟
چطور ممکنه انقدر بزرگ شده باشي و باز هم به روح اعتقاد داشته باشي؟
و فرياد کارگران کارخونه که از غار باومس شنيده ميشه؟
. چرنده!سعي نکن بيشتر دنبالش باشي
. يا مثل پادشاه افسانه ي مادربزرگ کور ميشي
. خودت کنترلش کن
،ببين،اندرو پيتروليوا يه کسي بوده
که براي دلايل سياسي تو . باومس مخفي شده
نه روحي ، نه داستاني ، باشه؟
. بله ، پدر
مي تونم عينکتو داشته باشم؟ - . نه،عينک واسه بازي نيست -
. حالا ، باشه
. فقط خوب باش
اين تنها وظيفه ايه که يه بچه .بايد انجام بده
.بچه ها دارن براي مدرسه ميان پايين .اونا نبايد ببيننت
.اينوهم بگير .بيا بريم مامان
،اوه،سيو،اول مرگ برنات
،حالا هم شوهر تو .فونسو تو فرانسه گم شده
،و حالا فريول ...تنها پسري که داشتم رفته
!فريول،چه حادثه ي بدي
ما مرد لازم داريم ، نه بچه ها و دردسر بيشتر
.برادرت رو تنها بزار
اندرو الان مال ماست و تا وقتي که بخواد .اينجا ميمونه
.فلورنسيا بايد کل روز رو کار کنه
!نه ، اينجوريه
.کوئيرزه ، به پسر عموت سلام کن
سلام.چطوري؟ - .خوبم -
تو نوريا رو يادت نمياد؟
چطور مي تونه وقتي فونسو نصف زندگيش رو تو مانلوي گذرونده؟
.نوريا اخيرا اومده اينجا زندگي کنه
. اندرو هم مدتي با ما ميمونه
و سلام به عمه انريکوئتا؟
. بيا اينجا،خوش تيپ
!چه بزرگ شدي - شما با ما مياين؟ -
. نه هنوز.فردا ميريم که با معلم صحبت کنيم
. بيا بريم مدرسه
دستش چي شده؟ - . به شما مربوط نيست -
. سيو
وقتي داشته کنار رودخونه بازي مي کرده، يه بمب . منفجر ميشه و اون انگشتاشو از دست ميده
.اما واسش مهم نيست .نمي خواد راجع بهش صحبت کنه
.امروز دير ميام
. همه ويک ها ميان تا لباساشون رو بگيرن
.حالا با پدرت خداحافظي کن
. ببين،اندرو
. من اين حوالي نيستم و مردم هم شيطان هستن
. هميشه سرت رو بالا بگير
،و اگر چيز زشتي راجع به من يا خونوادمون گفتن
. بهشون اهميت نده
.همه کاري که مي کنم براي توه
اين اشاره ها چه معني ميدن؟
. اين يعني من هم همينطور ،پدر
. تصويري از يک قاتل پرنده
No comments yet. Be the first to leave one.