The first 196 lines.
ترجمه اختصاصی کانال تلگرامی my asian tv
مترجمین نیلوفر، معصومه، ویسکی، تارا
هر گونه استفاده از این زیرنویس بدون ذکر منبع ممنوع و حرام است
کانال تلگرام ما را دنبال کنید kdrama_k_world@
برای اطلاع از جدیدترین ترجمه های ما کانال تلگرام رو دنبال کنید kdrama_k_world@
یه دستبند که اسمم روشه
این یعنی چی؟
دستبند هدیه دادن چه معنی میتونه داشته باشه؟
عشق؟
خیلی خب
فهمیدم
بیا
اومدین؟
بسته بندی رو شروع کردی؟
نه هنوز شروع نکردم
هنوز انجامش ندادی؟
بعدا انجامش میدم
نکنه منتظر بودی من بیام خونه
تا من برات جمع کنم؟
نه
راستی، مامان، بابا
فردا صبح
جیاشو میاد دنبالم
با هم میریم فرودگاه
چون هر دو با یه پرواز برمیگردیم
و با هم میریم ییه
کجاش عجیبه؟
اینجوری
شما میتونین
فردا صبح رو بخوابین
خیلی خب
اینم میشه
به هر حال
فردا نمیتونی از ماشین استفاده کنی
درسته؟
آره درسته
خب
یادت باشه
وقتی رسیدی
مرتب زنگ بزنی
نه
تماس تصویری بگیر
هر وقت رسیدی
میدونم
تماس تصویری باشه؟
شب بخیر
شب بخیر
دختر خوبم
شب بخیر
دلم برات تنگ میشه
برو استراحت کن
خیلی خب
خوابم میاد باشه-
بابات
یه کمی نوشیدنی خورده
بای بای
باشه بای
زودبخواب باشه؟
بای بای
بچه ها ببخشید مزاحمتون میشم
من یه قرار ملاقات مهم دارم
و فردا باید برگردم ییه
باید با پرواز فردا برگردم
شماها میتونین
روی این لینک کلیک کنین
و کمک کنین بلیط بگیرم؟
ممنون از کمکتون
صبح بخیر
صبح بخیر
جیاشو
دیشب خوب نخوابیدی؟
یه کمی کار داشتم
باید دیروز تمومش میکردم
صبحونه ات
ممنون
چیزی که بهت دادم کو؟
خوشت نیومد؟
بریم
جیاشو
تو صبحونه نخوردی؟
نه
پس اینو بخور
ممنون
با خوردن آبمیوه سیر میشی؟
آره
دهنت رو باز کن
اینو بخور
وایسا
ممنون
هنوز وقت داریم قبل از پرواز
بیا اینجا بشینیم و کمی استراحت کنیم
بیا
دوان جیاشو؟
نم یوان لانگ
از دبیرستان
اوه یوان لانگ
درسته
مشتاق دیدار
منم همینطور
بشین
الان چند سال شده؟
این اواخر
همه دوباره دور هم جمع شدیم
تو چرا نیومدی؟
اون موقع سرم با کار خیلی شلوغ بود
برای همین نتونستم بیام
از جیانگ یینگ شنیدم
که الان اوضاعت توی کار خیلی خوبه
حتما سرت خیلی شلوغه
و خوب هم پول درمیاری نه؟
خوبه
دوست دخترته؟
اوه ببخشید
خب من شنیده بودم که
تو و جیانگ یینگ با همدیگه هستین
من با جیانگ یینگم؟
کی بهت گفته؟
نیستی؟
خب راستش
یادم نمیاد کی بهم گفته
حتما اشتباه کردم
واقعا ببخشید
بدون فکر حرف زدم
من فقط چرت و پرت میگم
وقتشه من سوار بشم
من میرم
یه زودی میبینمت
یادت باشه دفعه ی بعد که دور هم جمع شدیم بیای باشه؟
میبینمت
خب
این جیانگ یینگ کیه؟
همون دختری که
وقتی داشتیم شب سال نو شام میخوردیم
بهش برخوردیم
اونجور رابطه ای نبوده
در ضمن دیدی که
چه طور باهام رفتار میکرد
چه طور ممکنه که
من با اون کاری داشته باشم؟
بعلاوه
مگه من قبلا بهت قول نداده بودم؟
که اگر دوست دختر داشته باشم
اول اونو به تو معرفی میکنم
اما یادمه که
قبلا یه دختره بود
وقتی دبیرستانی بودم
اومده بودم ییه
تو با اون دختر
اومدی فرودگاه
تو فکر کردی اون دوست دخترمه؟
نه بابا
من فقط
همینجوری پرسیدم
خداحافظ
کی رسیدی؟
ده دقیقه قبل از تو
چیکار میکنی؟
پس خودش تو رو برگردونده اینجا؟
یعنی اون از فرصت استفاده کرده
تا تو رو برگردونه؟
مطمئن نیستم
مطمئن نیستی؟
تو اینجوری توصیفش میکنی؟
اتفاقی افتاد؟
اون بهم گفت که
توی این سالها با کسی توی رابطه نبوده
خودش اینو بهت گفت؟
آره همینطوره
خب دیگه در مورد چی مطمئن نیستی؟
وی
تو یادت میاد
قبلا در مورد
نحوه ی حرف زدن و
شخصیتش بهت گفتم؟
خب
اما من فکر میکنم
این اواخر کمی عجیب شده
عجیب؟
اون از قبل عجیب تر هم شده
من حس میکنم که
یعنی اون کاری کرده حس کنم که
اون احساساتی داره
من
شاید هم دارم زیادی فکر میکنم
یا زیادی حساس شدم
پس تو فکر میکنی که
اونم از تو خوشش میاد؟
نه
خب نمیدونم
این دیگه یعنی چی؟
خب شاید یه ذره
اوه خدای من
تو چقدر ترسویی
تو چرا جرات اینکه
به زبونش بیاری رو نداری؟
خب مگه تو چه بدی داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.